29 فروردین
نام خليج فارس و هويت جوانان

من وكيل مدافع جوان‌ها نيستم. اما اينكه هر روز و هرجا مي‌شنوم كه جوانان ما را به بي‌هويتي متهم مي‌كنند، دردناك است. قصد شعار دادن هم ندارم، اما مي‌خواهم از دوستان هم‌نسل خودم و از مسئولان كشور بپرسم آيا هرگز ماجراي تغيير نام خليج فارس در نشنال جئوگرافيك و اعتراض گسترده ايرانيان به آن را عميق بررسي كرده‌ايم؟

چرا اينقدر فراموِش‌كاريم و خود را به نديدن مي‌زنيم؟ آيا اين حركت جوانان ايراني نبود كه با طوفان اينترنتي خود، تعرض به نام خليج هميشه فارس را در تمام جهان رسوا كردند و باعث عقب‌نشيني آن مؤسسه بين المللي شدند؟ اين در حالي بود كه نه كسي از مسئولان كشور به طور جدي با آنان همراهي كرد و نه رسانه ملي به خاطر سليقه جناحي خود از آن حمايت كرد. اين حركت ملي به طور كامل توسط همان جوان‌هاي موسوم به «بي‌هويت»! و از فضاي مجازي آغاز شد و بدون اينكه كسي بخواهد آنها را هدايت كند يا به ايشان خط بدهد، خودشان راه خود را باز كردند و اعتراض را به نتيجه رساندند.

دقيق خاطرم هست كه آن روزها از بين مسئولان كشور كه تقريبا همه آنها از هم‌نسلان من هستند، در هيچ‌كدامشان آن انرژي و جوششي را كه در جوان‌ها براي شركت در اعتراض به نشنال جئوگرافيك مي‌ديدم، نمي‌ديدم. حال، آيا عجيب نيست كه اين جوان‌ها را كه بيشتر از من و همنسلان من به هويت ملي خود اهميت مي‌دهند، بي‌هويت قلمداد كنيم؟

اين فقط يك نمونه بود. مثال‌ها و دلايل زيادي مي‌توان آورد كه ادعاي بي‌هويتي نسل جوان امروز را زير سؤال ببرد. اما در آن‌سو يك سؤال باقي است: آيا هويت جوانان لزوما بايد با هويت نسل قبل يكي باشد؟!

توسعه علمی - شرط بقا!
به كدامين گناه...؟! - باي ذنب قتلت؟
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢