"شهادت امام دانش و پژوهش-حضرت باقر(ع) تسليت باد"
امام از زبان امام:
اين روزها باز بنيادي ترين مباني نظري و آشكارترين منطق و سياست عملي امام خميني (ره) يعني نقش مردم در تعيين سرنوشت مورد مناقشه برخي از داعيه داران جديد دين و سياست قرار گرفته است.
براي كساني كه حداقل اين سه دهه پرفراز و فرود تاريخ ايران را پشت سرگذاشته اند، رسيدن به اين نقطه از ادعاهاي جديد درباره بي تاثيري راي مردم در شكل گيري حكومت هم روايت نادرستي از تاريخ انقلاب اسلامي است و هم توهم تازه اي براي آينده كشور. آنچه در اين ميان بارزتر از هر چيز است مظلوميت دوباره امام خميني (ره) است. خوشبختانه برخي از بزرگان در اين ميانه ساكت ننشسته اند وسخنان حقي به ميان مي آورند، اما من ترجيح مي دهم درباب آنچه امروز "مساله" است، سخن را از زبان خودامام بياورم. تلاش كردم كه نگاه امام به اين مسايل را بطور جامع جستجو كنم: اززماني كه هنوز جمهوري اسلامي تشكيل نشده ، تا زماني كه اين نظام مستقر گرديده است و به خصوص با در نظر گرفتن دغدغه هاي سال هاي آخر حيات پربار آن بزرگ.
* * *
1- دين و سياست:
مهم ترين وظيفه انبيا(ع) برقرار كردن يك نظام عادلانه اجتماعي از طريق اجراي قوانين و احكام است (ولايت فقيه 60-59).
اسلام مكتبي است كه برخلاف مكتبهاي غير توحيدي در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد (صحيفه نور-ج21-ص176).
تولي امور مسلمين وتشكيل حكومت بستگي دارد به آراي اكثريت مسلمين، كه در قانون اساسي هم از آن يادشده است و درصدر اسلام تعبير ميشده به بيعت با ولي مسلمين (صحيفه امام-ج20-ص-459).
2- تحجر ومقدس مابي:
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است... (صحيفه نور-ج20- ص235).
آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحاني نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است ونمونه بارز آن مظلوميت اميرالمومنين عليه السلام كه در تاريخ روشن است...(همان).
بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بيش از اين تلخ نكنم ولي طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مابي و دين فروشي عوض شده است. شكست خوردگان ديروز سياست بازان امروز شده اند.(همان).
اگر طلاب و مدرسين حوزه علميه با يكديگر هماهنگ نباشند، نمي توان پيش بيني نمود كه موفقيت از آن كيست و اگر بر فرض محال حاكميت فكري از آن روحاني نماها و متحجرين گردد، روحانيت انقلاب جواب خدا ومردم را چه ميدهد؟(صحيفه نور-ج21-ص 7-96).
در حوزه ها ودانشگاه ها، مقدس نماها كه خطرآنان را بارها گوشزد كرده ام، باتزويرشان از درون محتواي انقلاب و اسلام را نابود مي كنند. اينها با قيافه هاي حق به جانب و طرفدار دين و ولايت، همه رابي دين معرفي مي كنند، بايدازشر اينها به خدا پناه برد.(صحيفه نور-ج20-ص235)
3- مردم وانتخابات:
ما بناي براين نداريم كه يك تحميلي به ملت مان بكنيم و اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتوري بكنيم. ما تابع آراي ملت هستيم. ملت ما هر طور راي داد ما هم از آنها تبعيت مي كنيم.(صحيفه امام-ج11-ص 34).
اينجانب به هيچ وجه و به هيچ كس اجازه نمي دهم تا از سهم مبارك امام (ع) ويااز اموال دولت واموال دفاتر وسازمانها و مجامع و اموال عمومي خرج انتخابات كند.(صحيفه نور-ج20-ص101).
دانشگاهي ها بدانند اين را كه همانطور كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوي جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند،...انتخابات سرنوشت حتي شمايي را كه در آنجا هستيد تعيين مي كند(صحيفه نور-ج18-ص6-245).
و باالجمله حكومت، حكومت اسلام و مردم است و مجلس از مردم است و راي نيز از آن مردم است و احدي تحت فرمان مقام يا مقاماتي نيست.(صحيفه نور-ج18-ص3-232).
4- دموكراسي و جمهوري ا سلامي:
با قيام انقلابي ملت، شاه خواهد رفت و حكومت دموكراسي و جمهوري اسلامي برقرار مي شود ، در اين جمهوري ، يك مجلس ملي مركب از منتخبين واقعي مردم امور ممكلت را اداره خواهند كرد.(صحيفه نور-ج2-ص255).
ما خواهان استقرار يك جمهوري اسلامي هستيم و آن حكومتي است متكي به آراء عمومي. شكل نهايي حكومت با توجه به شرايط و مقتضيات كنوني جامعه، توسط خود مردم تعيين خواهد شد.(صحيفه نور-ج2-ص260).
ممكن است دموكراسي مطلوب ما با دموكراسي هايي كه در غرب هست مشابه باشد،اما آن دموكراسي اي كه ما مي خواهيم بوجود آوريم، در غرب وجود ندارد. دموكراسي اسلام، كاملتر از دموكراسي غرب است.(صحيفه نور-ج3-ص13).
هيچ ابهامي در اين پيشنهاد كه ملت ايران با رفراندم خود در سراسر كشور مكرر اعلام نموده نيست و نظام حكومتي ايران جمهوري اسلامي است كه حافظ استقلال و دموكراسي است (صحيفه نور-ج3-ص16).
برنامه سياسي ما ابتدا آزادي، دموكراسي حقيقي و استقلال به تمام معني و قطع ايادي دولت هايي كه تصرفاتي در داخل مملكت كرده اند مي باشد(صحيفه نور-ج3-ص96).
حكومت اسلامي يعني يك حكومت مبتبي بر عدل و دموكراسي و متكي به قواعد و قوانين اسلام(صحيفه نور-ج3-ص268).
جامعه فردا جامعه ارزياب و منتقد خواهد بود كه در آن تمام مردم در رهبري امور خويش شركت خواهند جست(صحيفه نور-ج3-ص53).
دموكراسي اين است كه آراي اكثريت معتبر است. اكثريت هر چه گفتند آرايشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد......خوب باشد، ملت مي خواهد اين طور بكند، به من و شما چه كار دارد؟
خلاف صلاحش را مي خواهد انجام بدهد. ملت راي داده و رايي كه داده متبع است. (صحيفه نور-ج-8ص 247).
اين ملت و هر ملتي حق دارد خودش تعيين كندسرنوشت خودش را، اين از حقوق بشر است كه در اعلاميه حقوق بشر هم هست، هر كس، هر ملتي خودش بايدتعيين سرنوشت خودش را بكند، ديگران نبايد بكنند. (صحيفه نور-ج-2ص 125).
ما مي خواهيم مطابق اعلاميه حقوق بشر عمل كنيم، ما مي خواهيم آزاد باشيم، ما در مملكتمان استقلال مي خواهيم، آزادي مي خواهيم (صحيفه نور-ج-2ص 242).
اسلام بزرگ تمام تبعيض ها را محكوم نموده و براي هيچ گروهي ويژگي خاصي قرارنداده و تقوا و تعهد اسلام تنها كرامت انسانهاست(صحيفه نور-ج10-ص197).
من به همه اقشار ملت، به تمام عرض مي كنم كه در اسلام هيچ امتيازي بين اشخاص غني و اشخاص غير غني و اشخاص سفيد و سياه، اشخاص مختلف، سني و شيعه، عرب و عجم وترك و غير ترك .... به هيچ وجه امتيازي ندارند (صحيفه نور-ج5-ص237).
در اسلام مابين اقشار ملت ها هيچ فرق نيست. در اسلام حقوق همه ملت ها مراعات شده است...تمام افراد عالم را بشر مي داند و حق بشري براي آنها قايل است، تمام عالم را به نظر محبت نگاه مي كند(صحيفه نور-ج5-ص241).
شب به نيمه رسيده است، تا آنجا كه توانستم از ميان آثار مكتوب امام (ره) جستجو كردم، در حالي كه مي دانم حكايت همچنان باقي است. براي حسن ختام و تلطيف سخن، به رسم نيكوي هر ايراني به حافظ پناه مي برم تا از زبان او حرف آخر را بشنوم. مثل هميشه گويا و مناسب آمد:
"در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه اي كرد رخت، ديد ملك عشق نداشت
عين آتش شد ازين غيرت و برآدم زد
عقل ميخواست كزان شعله چراغ افروزد
برق غيرت بدرخشيد و جهان برهم زد
مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز
دست غيب آمدو بر سينه نامحرم زد"
"با تجديد ارادت"
معين: پویای عزیز/سلام/ با اشتیاق خد مت می رسم.