نزديك به يك هفته است كه در وبلاگ چيزي ننوشتهام. اين هم از دشواريهاي روزهاي نزديك به انتخابات است كه آدم فرصت كارهاي روزمره (ازجمله وبلاگ نوشتن!) را هم پيدا نميكند.
البته احتمالا دوستان و همراهان مجازيام ميدانند كه اين روزها در سفرهاي استاني بودم و وقتم به طور كامل به گفتوگو با مردم ميگذشت. از خرمشهر و آبادان تا پاوه و گيلانغرب و از سقز و سنندج و مهاباد تا خوي و اروميه و تبريز رفتم تا از نزديك با هموطنان عزيزم گفتوگو كنم، سخن ايشان را بشنوم و ديدگاههاي خودم را بيان كنم.
دوستان ستاد انتخاباتي بارها از من شنيدهاند كه گفتهام از صحبت رو در رو با مردم، حتي اگر تا ساعات نيمهشب هم طول بكشد، خسته نميشوم. روحيه مردم به مراتب بيشتر از جلسات ستادي و رسمي برايم لذتبخش و انرژيبخش است. من در سه جا احساس آرامش معنوی و روحی می کنم: یکی در دانشگاه، دوم در بیمارستان و سوم در میان مردم و جوانان.
از ساعات شلوغ اين سفر چند روزه، يادداشتهايي برداشتهام كه احتمالا دو يا سه نوشته وبلاگي ميشود. كاش هم مجالش بود و هم امكانات فني وجود داشت كه از همان شهرستان يا جاده كه در حال حركت بوديم، ميشد وبلاگ بنويسم. حالا چند روز تأخير هم اشكالي ندارد؛ اگرچه اميدوارم 4 سال بعد در دور بعدي انتخابات رياست جمهوري، كانديداهايي كه وبلاگ دارند، از هرجاي ايران كه ميروند بتوانند وبلاگ بنويسند.
البته به قول يكي از وبلاگنويسان، نظراتي كه زير مطالب اين وبلاگ گذاشته ميرود، جذابتر از مطالب خود وبلاگ شده است! اگر كمي تأخير شد، آنها را بخوانيد. برای خود من که خیلی آموزنده، هشدار دهنده و یا مشوق بوده است.
اين نكته را هم درباره تأييد نظرات بگويم كه همانطور كه در بالاي بخش نظرات نوشته شده، پيامهاي خوانندگان به شرطي كه حاوي توهين و افترا و مطلب دروغي نباشند، براي انتشار در صفحات تأييد ميشوند. اين قيدي است كه كاملا معقول است، به اضافه اينكه وبلاگ حريم شخصي من است و انتظار نداشته باشيد اجازه دهم كه از اينجا به هيچ شخص يا مقامي توهين شود. اگرچه همانطور كه ميتوانيد مشاهده كنيد، از انعكاس نظرات تند انتقادي هم ابايي نداشتهام، اما توهين و افترا نه با قواعد ديني ميخواند و نه با اخلاق اجتماعي.
فردا به جمع مردم بوشهر خواهم رفت. به ياري خدا به تدریج چند مورد از خاطرات سفر اخير استاني را در وبلاگ خواهم گذاشت.