ديروز همايش سپاس از اعضاي ستادهاي انتخاباتي نهم در سالن وزارت كار برگزار شد. بدون هيچ توضيح اضافي، متن كامل صحبتم در اين جمع صميمي را كه در واقع حاوي چكيده مواضعم درباره انتخابات و پس از آن نيز هست، تقديم ميكنم.
بسم الله الرحمن الرحيم
اقتضاي اين نشست سرشار از محبت و بيم و اميد، بيان مختصر حال است و نگاه به آينده.
* امروز ما در نشيبي از راه دشواري كه با هم پيمودهايم، براي «خداحافظي» جمع نشدهايم؛ براي آغاز ديگري آمدهايم.
* آمدهايم تا آنچه را در عين قلت امكانات و فراواني مشكلات بدست آوردهايم، در روندي منطقي و واقع گرايانه ارزيابي و حفظ كنيم و توسعه دهيم.
* راه دشوار دموكراسي و پيشبرد اصلاحات همه جانبه نه در اين چند ماه شروع شد و نه در اين چند روز به پايان رسيد؛ پس «فاذا فرغت فانصب و الي ربك فارغب»
* در آغاز بايد تشكر كنم از يكايك شما در اينجا و آناني كه در اينجا نيستند، اما در كنار و گوشه ايران با عشق و اميد جانانه تلاش كردند.
- از احزاب و گروههايي كه از من براي حضور در انتخابات دعوت كردند و آنها كه در مراحل بعد حمايت كردند.
- از جوانان عزيزي كه در اين انتخابات راه تازهاي گشودند.
- از همه زنان و مردان فرهيخته
- از دانشمندان، روشنفكران، عالمان و نخبگاني كه رونق جديدي به اين انتخابات دادند
- از همه اقوام و مذاهب و قشرهاي گوناگون
- و از همه آنها كه در ستادهاي انتخاباتي يا بيرون از آنها، بيچشمداشت و بيوقفه، تلاش كردند.
**** براي امروز سه سخن چكيده دارم.
سخن اول اينكه، شما را بازنده تلاشي كه كرديد، نميدانم. دستاوردهاي شما كه شعارها و خواستههاي خود را صريح و دور از ابهام گفتيد، نه از بيت المال هزينه كرديد و نه از اعتبار و شخصيت ديگران، بسيار بزرگ است. آن را كم ندانيم و به ارزان فروشي نيفتيم. ما در موقعيتي از اميد و امكان به موفقيت نتوانستيم پيروز شويم. اين خود مسئله مهمي است، اينكه چرا چنين شد به عوامل دروني و بيروني خاصي مرتبط است كه «فعليت نيافتن به موقع ظرفيتهاي بالقوه» و «بروز ارادهاي قاهر در انتخابات» در رأس آنهاست. ديركوشي يا كندكوشي دوستان و تلاشهاي سازمان يافته مخالفان را اندك نشماريم. من از همه صاحبنظران، گروهها و شخصيتهاي سياسي و علمي ميخواهم كه شرايط و نتايج انتخابات را با منطق و الگوي علمي ارزيابي كنند و به اعتبار چهار عنصر «ضعفها و محدوديتها»، «قوتها و امتيازها»، «تهديدهاي محيطي» و «فرصتهاي محيطي» به ارزيابي وضع بنشينند و دستاوردها و ناكاميها را با همين معيار و منطق Swot Analysis بسنجند. من در موقعيتي مناسب آنچه را در اين چهار زمينه روبرو بوديم خواهم نوشت يا خواهم گفت.
سخن دوم اينكه، موضع من در اين ايام در برابر آنچه رخ داد، روشن است و در دو بيانيه 28 و 31 خرداد ماه به صراحت نظرم را اعلام داشتهام. در بيانيه نخصت به مخدوش بودن نتايج انتخابات كه حاصل مداخله سازمان يافته يك نهاد نظامي و شبكه نظارتي جهتدار بوده، اعتراض كردم و در بيانيه دوم نسبت به خطر كمرنگ شدن جمهوريت و حذف نقش واقعي مردم، اقتدارگرايي و پيدايش خطر فاشيسم، تهديد منافع ملي و پيشرفت كشور هشدار دادم. اكنون هم كه انتخابات به پايان رسيده است، حضور گسترده و باشكوه مردم را ميستايم و به انتخابهاي آنان در هر دو مرحله احترام ميگذارم. ما براي طي راه دشوار دموكراسي، نيازمند آزمونها و تجربههاي فراوانيم. ولي ترديد نكنيم كه از دموكراسي همه سود ميبرند، حتي مخالفان آن. براي رئيسجمهور و دولت جديد آرزوي موفقيت دارم. اكنون با يكپارچگي و يكدستي همه اركان و نهادهاي حكومت ديگر نميتوان پاسخگوي مسئوليتها نبود. اميدوارم به وعدهها عمل شود، چون ديگر مانعي براي پيشبرد برنامههاي دولت وجود نخواهد داشت و اميدوارم ملت به خواستههاي بهحق خود نائل شود.
سخن سوم اينكه، بر ضرورت تدوين چشمانداز و راهبردها در موقعيت جديد بر پايه ارزيابي و نقد عملكرد گذشته تأكيد دارم:
* براي ادامه قوتها و بلكه تقويت نقاط قوت
* براي برطرف كردن ضعفاه و بلكه تبديل آنها به قوتها
* براي استفاده بيشتر از فرصتها و يا كاهش فرصتسوزيها
* براي رفع تهديدها و بلكه تبديل آنها به فرصتها
ما ميتوانيم به اعتبار دستاوردهاي فراواني كه در فرايند انتخابات بدست آوردهايم، به بهترين حالت كه برخورداري همزمان از تقاط قوت و فرصتهاست، نائل شويم.
من خود از اينكه توانستم يك مسئوليت شاق اجتماعي را پشت سر نهم، بسيار خوشحالم و از اينكه در مراحلي از رشد معرفتي جامعه، محبت مردم، عشق جوانان و ايجاد اميد و انگيزه در سطح گسترده ملي توانستم حضور داشته باشم، خداوند را خاضعانه سپاس ميگزارم. لمل همزمان نسبت به فرو افتادن مجدد جامعه جوان و حساس كشور به دامان يأس و بيانگيزگي و انفعال و تحريم، نسبت به نهادينه شدن ساختاري ناسالم در انتخابات در كنار نظارت استصوابي، نسبت به نهادينه نشدن پايههاي دموكراسي و حقوق اساسي ملت، نسبت به تضعيف نهادهاي مدني در برابر سازماندهيهاي نظامي و شبكههاي حمايتي و نظارتي جهتدار بيمناكم. در عين حال اميد من به قوتها و فرصتها بيش از نگرانيم نسبت به ضعفها و تهديدهاست. اينكه خوشبختانه نوعي هوشياري و اقدام ملي در جهت حفاظت از دستاوردهاي اصلاحات و پيشبرد انديشه و گفتمان خاتمي به وجود آمده است، اينكه حلقههاي جديدي از عالمان و نخبگان و روشنفكران كشور در دفاع از كيان آزادي و استقلال و پيشرفت در نظام جمهوري اسلامي حساس و فعال شدهاند، اينكه احزاب و جبهههاي جديدي از سوي نامزدان محترم رياست جمهوري در شرف تأسيس است و اينكه شبكههاي نويني از نيروهاي جوان و زنان و مردان فرهيخته در سراسر كشور به يمن فعاليتهاي انتخاباتي شكل گرفته است، همه و همه نويد از تواناييها و فرصتهاي جديدي براي پيشبرد دموكراسي در كشور ميدهند.
من هم به ياري خداوند عضو كوچكي از اين تحرك، و متعهد اخلاقي به وعدههايي كه دادهام خواهم بود:
* مشاركت فعال در غم و شادي همه دوستان عزيزم در ستاد نسيم، در ميان ياران دبستاني، در ستاد دانشآموزي، در شاخه دانشجويي، در ميان چلچراغيها، در ميان احزاب و گروههاي حامي و در كنار همه شخصيتها و نهادها
* در تشكيل جبهه دموكراسي و حقوق بشر كه مؤلفههاي اصلي آن احزاب و گروههاي ملتزم به قانون اساسي اند و خود بايد انشاءالله اين كار راسامان دهند و پيش برند.
* خوشحالم كه در اين مدت از نعمت دوستيهاي جديد و سرمايهاي از اعتماد و حسن ظن و همكاري برخوردار شدم، كار شما هرچه شد كاري عاشقانه بود و من توانستم چند ماهي در ميان شما عاشقانه زندگي كنم. مثل اولين نشست انتخاباتي، با شعري از دوست درگذشتهام مجتبي كاشاني سخنم را به پايان ميبرم:
عشقبازي به همين آساني است...
و خداحافظي شادي در آخر كار
و نگهداري يك خاطر خوش تا فردا
و ركوعي و سجودي با نيت شكر
عشقبازي به همين آساني است.