10 دی
"آلودگي هوا و حقوقي كه از انسان‌ها سلب مي ‌شود" !

عید اضحی مبارکباد!
" تیرمژگان و کمان ابرویش
عاشقان را عید قربان میکند"

پیمودن راه رشد وکمال انسانی و تلاش برای تحقق اصلاحات اجتماعی نیازمند تحمل سختی های آموختن وآزمودن،آگاهی وانتخاب،خلوص وصداقت وپرداختن هزینه هاست! امّا کدام یک ازما مسئولانه وابراهیم وار" اسماعیل " مان رابرای رضای خداوند ودرجهت روشنگری وآزادی ودفاع ازحقوق مردم قربانی کرده ویا خواهیم کرد؟! وکدام یک ازما شایستگی این هزینه کردن و هزینه شدن را کسب کرده ایم ؟!
" ای صبا از من به اسماعیل قربانی بگوی
زنده برگشتن زکوی دوست شرط عشق نیست "

*****
دریغم آمد که ابتدا عید اضحی را به عنوان یکی از دو جشن بزرگ مسلمانان وموحدان جهان وعید" قربانیان عشق به خدا " ، به شما تبر یک نگویم وچند جمله ای از اندیشمند ومصلح شهید دکتر علی شریعتی را چاشنی بحثمان که در
باره " سلب حقوق انسا ن ها " ست نگردانم :
" اسماعیل توکیست؟
چیست؟
مقامت؟، آبرویت؟، موقعیتت؟، شغلت؟، پولت؟، خانه ات؟، باغت؟، اتومبیلت؟، معشوقت؟، خانواده ات؟، علمت؟، درجه ات؟، هنرت؟، روحانیتت؟، لباست؟، نامت؟، نشانت؟، جانت؟، جوانیت؟، زیبائیت؟، ...؟!
من چه میدانم؟ این را تو خود می دانی، توخود آنرا، اورا- هرجه هست وهرکه هست- باید به " منی" آوری و برای قربانی انتخاب کنی! ،
من فقط می توانم " نشانی ها " یش را به تو بدهم :
آنچه تورا، درراه " مسئولیت " به تردید می افکند، آنچه تورابه خودبسته است ونگه داشته است،آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی،تا حقیقت رااعتراف کنی،آنچه تو رابه " فرار" می خواند، آنچه تورابه توجیه وتاویل هایمصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او کوروکرت می کند...." !!

*****

با این مقدمه برویم بر سرمطلب این پست یا " آلودگی هوا وحقوقی که ازانسا ن ها سلب میشود" :
با توجه به به برگزاري(هرچند شبهه ناك) انتخابات شوراي شهر ، معتقدم كه برنامه‌هاي مربوط به كاهش آلودگي هوا، ساماندهي ترافيك و دفع زباله‌هاي شهري بايد مورد توجه ويژه‌اي قرار گيرد چراكه ارتباط مستقيمي با سلامتي افراد دارد. اين اهميت هم از زاويه حضور مردم در مديريت شهري و اثرگذاري بر خط‌ مشي‌ها و سياست ‌گذاري‌‌هاي زيست محيطي و هم از زاويه جلب توجه مردم به حقوق اساسي خود براي برخورداري از محيط زندگي سالم و هواي پاك نيز برجسته‌تر مي‌شود.
درخواست هواي پاك براي حفظ سلامتي ، حقي طبيعي و اساسي است كه بنا به اعلام اخير سازمان جهاني بهداشت تمامي دولت‌ها موظفند با جلب همكاري شهروندان خود براي بهبود كيفيت هواي شهرها بكوشند. در قانون اساسي كشور ما نيز اين توجه به حفاظت از محيط زيست وجود داشته‌است چنانكه در اصل 50 خود حفاظت از محيط زيست كه نسل امروز و نسل‌هاي بعدي بايد در آن حيات اجتماعي داشته باشند، وظيفه‌اي عمومي دانسته شده‌‌است.
" اصل پنجاهم _ در جمهوري اسلامي، حفظ محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات رو به رشدي داشته باشند،وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است."

بند ب ماده 12 ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي‌ - ‌اجتماعي و فرهنگي و اعلاميه جهاني حقوق بشر دولت‌ها را موظف به بهبود بهداشت محيط و بهداشت صنعتي از جميع جهات كرده است كه دولت ايران نيز مفاد آن ميثاق و اين اعلاميه را پذيرفته و تعهد كرده كه شرايط "برخورداري از هواي پاك و محيط سالم، تغذيه سالم و بهداشت و سلامت جسمي، روحي و اجتماعي " را به عنوان حقوق اساسي شهروندان خود مهيا سازد.

*****

آلودگي محيط زيست مسئله‌اي جدي است كه مردم و به‌ ويژه دولت بايد براي آن چاره‌ اي بيانديشند زيرا اساسي‌ترين حق انساني يعني حق حيات و حق بهره ‌مندي از زندگي سالم در گرو آن است. از سوي ديگر ارتباط تنگاتنگي بين مقولاتي چون دموكراسي و حقوق بشر، عدالت اجتماعي، حقوق شهروندي، كارآمدي دولت‌ها، مديريت علمي،‌ توسعه متوازن و پايدار، فرهنگ و اخلاقيات اجتماعي و در نهايت حفظ محيط زيست وجود دارد كه همين ارتباط بر سنگيني وظيفه دولت‌ها و مديران شهري مي‌افزايد.
آلودگي هوا سالانه باعث مرگ زودرس 2 ميليون انسان در سراسر جهان مي‌شود كه نيمي از اين تعداد در كشورهاي در حال توسعه كه يكي از آنها ايران است، جان مي‌سپارند. اصلي‌ترين قربانيان آلودگي هوا را افراد سالخورده، ‌كودكان و شيرخواران، ‌مبتلايان به آسم و بيماري‌هاي تنفسي مزمن، بيماران قلبي عروقي و طبقات محروم اجتماع تشكيل مي‌دهند.
درحالي ‌كه از بروز اولين بحران‌هاي آلودگي هوا در پنسيلوانيا (1948) ، لندن (1952) و نيويورك (1953) كه هر كدام چند هزار قرباني گرفتند و به عنوان فاجعه‌هاي زيست محيطي در كتاب‌هاي مرجع پزشكي و علوم زيستي ثبت گرديدند، بيش از 50 سال مي‌گذرد،‌ متاسفانه در مسيري گام مي‌نهيم كه آثار سوء آن حداقل نيم قرن پيش در كشورهاي ديگر جهان مشاهده و راه‌هاي مقابله با آن شناسايي شده ‌اند.
بروز و ادامه بحران آلودگي هواي تهران در سال‌هاي گذشته نشان‌ دهنده آن است كه عملكرد مديريت شهري ما حداقل نيم‌ قرن از مديريت شهري كشورهاي توسعه‌يافته فاصله دارد. در دنياي امروز بي‌توجهي به حق حيات و حق سلامت انسان كه از حقوق اساسي شهروندان به شمار مي‌آيند، پيامد الگوي توسعه نامتوازن و ناپايدار در كشور ماست كه تخريب جنگل‌ها و مراتع، آلودگي شديد درياي خزر و رودخانه‌ها و سفره‌هاي زيرزميني آب از نشانه‌هاي آن هستند.
هر چند آمار دقيقي از ميزان مرگ و ميرهاي ناشي از بحران آلودگي هواي تهران در دست نيست، ولي با توجه به جمعيت حدود 10 ميليوني شهر مي‌توان ابعاد اين فاجعه انساني را حدس زد: ده‌ها هزار قرباني و سالانه حدود 8 ميليارد دلار خسارت ! اين ارقام جداي از چندين(7-8) ميليارد دلاري است كه صرف وارد كردن بنزين و دود شدن آن در شهر مي‌شود. شاهد اين مدعا وضعيت اعلام شده درباره هواي پاك در تهران در سال گذشته است. در سال 1383 فقط 46 درصد از روزهاي سال، هواي شهر پاك بوده كه اين رقم در سال گذشته به 28 درصد كاهش يافته‌است.

*****

عوامل اصلي در بحران آلودگي هواي تهران را مي‌توان چنين فهرست كرد: " عدم تناسب ميان تعداد خودروهاي توليدي با ظرفيت ترافيك شهري، كمبود ظرفيت لازم براي حمل و نقل عمومي، خودروهاي فرسوده، استاندارد نبودن يا كيفيت نازل خودروهاي توليدي ، استاندارد نبودن سوخت خودروها، فقدان آموزش‌هاي عمومي و ضعف اطلاع‌رساني و كنترل ترافيك" .
بيش از 80 درصد آلودگي هواي تهران به آلاينده‌هاي ناشي از خودروهاي پراكنده در سطح شهر ارتباط دارد. آنطور كه گزارش ستاد خبري ترافيك نشان مي‌دهد كل زمان فعاليت تمام خودرو‌ها به غير از وسايل نقليه عمومي در تهران، روزانه 19 ميليون و 500 هزار ساعت است. حدودً 2 ميليون و 500 هزار اتومبيل در شهر تهران تردد مي‌كنند در حالي‌كه كل سطح تهران700 كيلومتر مربع است. طبق آمارها در سالهاي اخير،هرساله500هزارخودرو جديد به ميليون ها خودروي ديگر اين شهرافزوده مي شود، در حالي‌كه تنها 300 كيلومتر بزرگراه در تهران احداث شده است.
باز هم آمارها نشان ميدهدكه 2 / 5 ميليون خودروي فرسوده بالاي10سال و6 /1ميليون خودروي بالاي 20سال در كشور در حال تردد است. مصرف سوخت خودروهاي فرسوده 3برابرو آلايندگي شان چندين برابر استاندارد است !و به اين ترتيب مي توانيد سهم آنها را در آلودگي هواي شهرهاي بزرگ و پرتراكمي مانند تهران ، اصفهان ، مشهد ، تبريز ، شيراز و ... حدث بزنيد !
وجود همين آمارها كافي است كه مشخص شود در چند دهه اخير ، مشكلات حمل و نقل و به تبع آن آلودگي هوا در تهران به صورت بزرگترين معضل شهري درآمده و تهران را به يكي از آلوده‌ ترين، پر ازدحام‌ترين و نامنظم‌ترين كلان شهرهاي جهان تبديل كرده كه از حداقل شرايط استاندارد روز دنيا برخوردار است .
آلودگي هوا بر بسياري از جنبه‌هاي زيستي انسان‌ها اثرگذار است. تاثير مخرب آلاينده ها بر كيفيت هوايي كه زندگي ما منوط به تنفس آن است، بر كيفيت پوشش گياهي خاكي كه بستر توليد مواد غذايي ماست، بر كيفيت آبي كه به تعبير قرآن زندگي ‌دهنده به هر موجودي است، برشيوع و تشديد بيماريهاي مزمن تنفسي ، قلبي و عروقي ، عصبي و ...حتي بر كيفيت توليدات صنعتی هشدار دهنده است. " ظهر الفساد في البّر و البحر بما كسبت ايدي الناس : زمين و دريا با دست انسان‌ها به تباهي و تخريب كشيده مي‌شود." (قرآن كريم).

*****

اگر دويست سال پيش، تهران به خاطر آب و هواي خوب، جويبارهاي متعدد و دامنه‌هاي سبز و رويايي اطرافش به عنوان پايتخت ايران انتخاب شد، اما تهران امروز هيچ شباهتي به تهران آن روزها ندارد. مهاجرت گسترده به تهران در سال‌هاي 1320 تا 1376 آن را به كلان شهري بزرگ، شلوغ، پر ترافيك و دودآلود تبديل كرده كه وضعيت آن هر بارهشداردهنده اعلام مي‌شود.
در چنين شرايط نگران‌كننده‌اي راهبردهاي تقليل ‌دهنده امر به زوج و فرد كردن تردد خودروها قطعا كارساز نيست. درحالي‌كه سيستم حمل و نقل شهري ، همچنان نابسامان است، تا وقتي كه اتوبوس‌هاي گازوئيلي همچنان در شهر جولان مي‌دهند و شهروندان ما براي سوار شدن به همان اتوبوس‌ها، در ايستگاه‌ها با هم رقابت مي‌كنند تا چند سانتي‌متري جا براي خود دست و پا كنند، تا وقتي كه انواع اتومبيل‌هاي دهه 1340 و پيش از آن به‌جاي آنكه به موزه‌ها سپرده شوند، در خيابان‌هاي شهرمان تردد دارند، تا زماني كه پروژه‌هاي ساختمان‌سازي وسيع و ساخت برج‌هاي بلند بدون در نظر گرفتن فضاي سبز لازم براي هر خانوار اجرا مي‌شود، وقتي كه كمربند سبز حاشيه شهر تهران و بسياري شهرهاي بزرگ ديگر را مافياي زمين‌خوران مي‌بلعد، طرح‌هاي كاهش‌دهنده آلودگي هوا اثر محسوسي نخواهد داشت ! در چنين اوضاعي است كه به ناگاه لغو محدوديت ايجاد واحدهاي صنعتي در شعاع 100 كيلومتري تهران مهرورزانه به تصويب دولت آبادگر و عدالت گستر ميرسد ! آنهم در شهري كه بيش از 800 هزار و 600 واحد صنعتي در آن استقرار دارند !
بي‌پناهي شهروندان ايراني در برابر معضلات ناشي از سوء‌مديريت شهري و ملي و نداشتن نگاه و برنامه علمي براي اداره جامعه نه تنها در بحث آلودگي هوا و ترافيك بلكه در معضلاتي چون تلفات جاده‌ها، سوانح هوائي ، حوادث طبيعي مانند سيل و زلزله، فقر و فحشا ، اعتياد، سوء‌تغذيه كودكان، بيماري‌هاي رواني و خودكشي‌ها نيز هويداست. با اين حال ورود شهروندان به عرصه مديريت شهري كه پايگاه اصلي آن شوراهاي اسلامي شهر و روستاست، مي‌تواند مرهمي بردرد و رنج آنان با حضور مستقيم شهرونداني موثر و مردمي در شوراها باشد.
نكته ديگري كه با بحث آلودگي هوا و مشكلات زيست محيطي ديگر ارتباط تنگاتنگي دارد، رشد سريع جمعيت انساني است. در كلان شهري چون تهران با حدود 10 ميليون جمعيت و حداقل 5/2 ميليون سفر درون شهري ، آلودگي هوا نسبت مستقيمي با جمعيت شهر هم پيدا مي‌كند. خوب است جداي از تبعات اقتصادي، آموزشي، فرهنگي و اجتماعي، تشويق به افزايش جمعيت كشور و وعدة ايران120 ميليوني ! را از زاويه مشكلات زيست محيطي هم بررسي كرد.

*****

در شهرهاي پرتراكم جهان سوم از جمله تهران كوشش‌هائي هم كه براي بهبود وضعيت آلودگي هوا انجام شده به دليل افزايش بي رويه جمعيت ، فقدان مديريت شهري بطور علمي ، خودروهاي غير استاندارد و يا فرسوده و صنايع قديمي و آلوده كننده، نتيجه محسوسي به دنبال نداشته ‌است. مسئله ديگري كه در همين زمينه قابل توجه ‌است اينكه، برنامه‌ريزان كشورهاي در حال توسعه يا ‌توسعه نيافته از منابع مالي لازم براي مبارزه با آلودگي هوا هم برخوردار نيستند چون توجه اصلي آنها بيشتر به تامين بقا، مسكن و غذاي جمعيت رو به افزايش است.
همه اين عوامل نشان مي‌دهد كه ارائه هر طرحي براي بهبود هواي تهران و شهرهاي بزرگ ديگر نيازمند طرحي چند جانبه براي بهبود كيفيت هواي تمامي نواحي شهر مي باشد. در برنامه ريزي و اجراي طرح هاي رفع آلودگي هوا كه فقط يك معضل شهري نيست بلكه يك معضل ملي هم هست ،همكاري ميان بخشي ، مشاركت نهادهاي غير دولتي و همه مردم در قالب يك تلاش ملي به ضروري است. استفاده بهينه و گسترده از امكانات مخابراتي و ارتباطي براي خدمت‌رساني و خدمت‌دهي مي‌تواند يكي از برنامه‌هاي موءثر براي كاهش سفرهاي شهري و بين شهري و كاهش آلودگي هوا باشد چنانكه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته، با وجود فن‌آوري‌هايي چون تلفن، دورنگار، پست و اينترنت حضور فيزيكي و مراجعات مستقيم ارباب رجوع به ادارات و موءسسات كاهش يافته و با سرمايه‌گذاري در وسا يل نقليه عمومي و ترويج فرهنگ استفاده از آنها ، كارآيي شبكه راه‌ها و حمل و نقل افزايش يافته‌است.
آلودگي هوا آسيبي است كه متوجه همه افراد اعم از سالم يا بيمار است، هم مردمي كه از بيماري‌هاي تنفسي و يا قلبي رنج مي‌برند، حق حيات خود را در معرض تعرض بيشتري مي‌يابند و هم افراد سالمي كه گمان مي‌كنند شرايط جسمي‌شان به آلودگي هوا عادت كرده، دير يا زود دچار عوارض آن خواهند گرديد ! و كودكان و سالمندان قربانيان اصلي اين تراژدي انساني هستند ؟!!
باور به منزلت ذاتي و كرامت انساني و تعهد نسبت به تامين حقوق اساسي شهروندان شرط اصلي برنامه‌ريزي و موفقيت در حل معضلاتي چون آلودگي هوا و تخريب محيط زيست است كه فقط با هماهنگي و همكاري قواي اصلي كشور ، دستگاه‌هاي اجرايي مختلف و سازمان هاي غير دولتي و مردمي براي رفع آن مي توان برنامه ريزي و اقدام كرد.

*****

خیلی طولانی شد ولی مسائل بغرنجی چون : تخریب محیط زیست و ازجمله آلودگی هوا ، فقدان مدیریت علمی در شهرودیارمان و ضعفهای فرهنگ عمومی و اخلاقیات اجتماعی دراین زمینه و اخلاق زیست محیطی همه و همه چنین بحث مفصلی را طلب میکرد!
تحلیل انتخاباتی که به هر کیفیت پشت سر گذاشتیم ! ونیز در پیش روی داریم ؟! ، تصویب قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیامدهای آن و جور و جفائی ( بخوانید مهرورزی و عدالت ! ) را که بر دانشجویان ،دانشگاهیان و دانشگاههای کشور می رود و ...به خواست خداوند برای پست های بعدی میگذاریم !

" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "

10 دی - 5: 08 1 -
سلام آقاي دكتر انشاالله خالتان خوب باشد. در بيرجند براي انتخابات در خدمتتان بوديم. براي شما آرزوي موفقيت و سرافرازي روز افزون از خداي ممنان دارم. با تشكر خداحافظ. ***** سلام - سپاسگزارم
10 دی - 5: 11 2 -
عيد سعيد قربان ، عيد عبوديت و بندگي را به حضرتعالي و خانواده محترم تبريك عرض مي نمائيم . موسسه خيريه محمد رسول الله (ص) بوشهر Mohammad rasulallah charity bushehr
11 دی - 10: 54 3 - دانيال
با سلام و عرض تبريك عيد قربان و ميلاد مسعود حضرت مسيح(ع) ياور امام زمانمان(عج)حضور دكتر معين عزيز. گويي مشكلات ما روز به روز بيشتر ميشه و ما بايد با خود زمزمه كنيم :بزك نمير بهار مياد كمبزه با خيار مياد!!! به اميد حل اين مشكلات به دست مديراني شايسته كه اسماعيل نفسشون رو براي رضاي خدا ذبح كردن.به اميد شما و جوونهايي مثل ما! به اميد ايراني آباد و سرافراز فرياد ميزنم:"دوباره ميسازمت اي وطن"حتي اگه به بهانه عدالت ويرانت كرده باشن! ارادتمند و مخلص دكتر معين عزيزم. ***** سلام - سپاسگزارم و آرزومند سربلندیتان.
11 دی - 11: 14 4 - معين
سلام آقای دکتر خوبین؟ عید قربان رو به شما تبریک می گم.دیروز صحنه های درد آوری دیدم مردم بیچاره ای که برای تحصیل 250 گرم گوشت دم در خونه های مردم جمع شده بودند و برای بدست سلام آقای دکتر خوبین؟ عید قربان رو به شما تبریک می گم.دیروز صحنه های درد آوری دیدم مردم بیچاره ای که برای تحصیل 250 گرم گوشت دم در خونه های مردم جمع شده بودند و برای بدست <ردن گوشت منت می کردن و از دست هم دیگه گوشت ها رو می قاپیدند واقعا چه بهشت برینی برای ملت ساختیم آره باید در مقابل آمریکای جهانخوار ایستاد انرژی هسته ای حق مسلم ماست مسئولین ما که لیاقت اداره کشور در شرایط عادی امروز رو ندارن روز گار تحریم چه خواهند کرد؟ ***** سلام - مبارک باشه و.... !؟
11 دی - 0: 54 5 - سید علی
سلام دکتر موفق باشین راستی جوابندادین در انتخابات کم پیدا بودین و یلدا بازی ننوشتین ***** سلام - حدست رو نشنیده قبول دارم!
11 دی - 1: 00 6 - معين
سلام آقای دکتر میشه یه خورده بازتر و شفاف تر در مورد معضلات جامعه نظر بدین منظورم فقط دادن پاسخ هایی که از چند کلمه تجاوز نمی کنه در پایان پیام های دوستان نیست منظورم دقیقا اینه که در یک مقاله نظرات روشنی در قبال مسئله بنزین /وضعیت اسفبار ناوگان های شهری و بین شهری /گرانی /حجم واردات کالاهای مصرفی/ وضعیت وحشتناک هزینه های درمانی/ و مسائلی که مردم دارن با گوشت و پوستشون احساس می کنن صحیت کنید و دوستان و علاقه مندان خودتون رو در همین سایت دعوت به اظهار نظر در این زمینه های ملموس کنید. من خیلی مایلم بدونم آیا شما می تونید تحمل کنید مبلغی (بنا به گفته دولتمردان) معادل بودجه عمرانی کل کشور صرف واردات بنزین بشه بعدا در مواردی همچون ساخت مترو /مسکن ارزان قیمت /بهداشت عمومی/تامین اجتماعی/ساخت مدرسه با کمبود بودجه دست به گریبان باشیم؟ چه ایرادی داشت اگر دولت به جای موبایل 360 هزار تومانی همون 440 هزار تومان این کالا را به پیش فروش می گذارد و مابه التفاوت را برای جاده ها و مدرسه های روستایی هزینه می نمود؟ چرا باید بالای 20% از گندم تولیدی قبل از مصرف از بین بروند؟چرا نباید قیمت نان واقعی باشد تا در مصرف صرفه جویی شود؟ آقای دکتر شما نظری ندارید؟در پاسخ کوتان به پیام من لطفا جواب ندهید چون به گوش کسی نخواهد رسید لطفا ضمن یک مقاله به این مسائل بپردازید. من شما رو قبول دارم این قدر از شما متوقعم امیدوارم مرا ببخشید. ***** سلام همنام گرامی! - ریشه همه این مسائل و مشگلاتی که برشمردی به سوءمدیریت بر میگرده و ناآگاهی , حرفی نیست دراین خصوص نیز مجددا" مطالبی رو خواهم آورد ، هرچند قبلا" در پست های قبلی ( بحران در بحران ) به این مقولات پرداخته بودم.
11 دی - 5: 40 7 - هادی
براي آزمايش!
11 دی - 9: 19 8 - بهرام
سلام عليكم تا وقتي جيب چاه گونه اقايان پر نشود و به ملت همانند يك بسته اسكناس نگاه شود و وقتي مردم براي يك لقمه نان همه به مسافر كشي روي اورده اند وضع همين است!
12 دی - 2: 11 9 - سعيد ارجنكي
سلام دكتر دربيكرانه زندگي دو چيز افسونم ميكند : -آبي آسمان را كه ميبينم و ميدانم كه نيست - خدارا كه نميبينم و ميدانم كه هست ... يا حق... ***** سلام - احسنت! در پناه حق
12 دی - 2: 20 10 - آرش
سلام آقاي دكتر منم طرفدار هميشگي شما
12 دی - 2: 23 11 - آرش
شما واقعا يك قانون شناس قهاري هستيد حتما در انتخابات مجلس شركت كنيد تا نگند آقاي دكتر معين عقب نشيني كرده
12 دی - 6: 24 12 - معين
سلام جناب آقای دکتر معین. آقای دکتر باز هم طبق معمول مقالاتی که در زمینه مرگ صدام در ایران منتشر میشه فاقد هرگونه مطلب تازه ای هست و بیشتر مسائلی رو مرح می کنه که ملت ایران همشون رو می دونن این از دو حال خارج نیست یا اطلاعات عمومی ملت ایران بسیار بالاست یا نویسندگان ما بیش از حد تن پرور هستند که قبل از نوشتن مقاله سعی در جمع آوری مطالب پیرامون مسئله مورد بحثشون نمی کنند و با همون اندک بضاعتی که دارند شروع به نوشتن مطلب می کنند.بگذریم.در این مطالبی که تا امروز خوندم جای این مسئله مهم رو خالی یافتم یا حداقل به اشاره ای از کنار این موضوع گذشتند عزیزان/چرا دولت ایران پس از 4 سال از سقوط صدام و پس از بیش از یک سال از تشکیل دادگاهای وی اقدامی در جهت گرفتن غرامت های جنگی انجام نداده؟گفتن اینکه اقدام کردیم با این موضوع که واقعا و از سر صدق و راستی موضوع پیگیری شود خیلی متفاوت است./ حتما شنیدید یا مطالعه فرمودید که در فلسطین مراسم عزاداری به مناسبت مرگ صدام با برافراشتن پرچم های فتح و حماس برگزار شده در زمان جنگ هم حتما به خاطر می آورید که چگونه ملت فلسطین به همرا رهبر فقیدشون از صدام حمایت می کردند این مسائل را نباید با دو موشکی که صدام به اسرائیل شلیک کرد قاطی نمود و این گونه نشان داد که حمایت ملت فلسطین از صدام به این موضوع برمیگردد چون استدلالی سخیف است یعنی ملت فلسطین تا بدین پایه احمق می باشند که آن همه جنایت در قبال ملت ایران و قوم کرد و زیاده خواهی آن رژیم در قبال کویت را نادیده بگیرند تنها برای دو موشکی که باز هم برای عوام فریبی ملت ها به سوی اسرائیل شلیک شدند؟یا شاید بدتر از این به خاطر نژاد پرستی کثیف آنهاست که چون عرب هستند جنایات در قبال ما ایرانیان پاک نهاد را نادیده می گیرند؟ملت رشید ایران هرگز خواهان دخالت در وضع ملت فلسطین نبوده و ترجیح می دهد آنها را به حال خود رها کرده تا آنقدر بر سر هم بزنند که جز ملتی پست در کنار قوم یهود چیزی از آنها باقی نماند.اما در اینجا نکته ای نهفته است در برابر این گونه رفتار فلسطینیان و مصاحبه های گاه و بیگاه روشنفکرانشان که حمایت ها(دخالت های) ایران را در وضع داخلی خود مضر می دانند چرا باز هم علی رغم میل باطنی ایرانیا دولت و حاکمیت ایران دست از سر آنها بر نمی دارد؟چرا این همه جارو جنجال بین الملی که پرونده هسته ای آخرنش است تحریم های گذشته و ایزوله شدن از جهان پیامدهای پیشینش بوده چرا باز هم حاکمیت دست از سر آنها بر نمی دارد.من یک جواب برای این موضوع دارم و اون این موضوع است که چون حاکمیت فعلی پایگاه و جایگاهی در داخل برای خویشتن متصور نیست با مشغول نمودن افکار عمومی به موضوع فلسطین (ه البته ملت ایران همچون اعراب احمق نیستند که خویش را به این بازی مزخرف مشغول نمایند)و در پی اون با افزایش تنش با جهان خارج قصد دارد تا به حیات سراسر شر و فساد خویش ادامه دهد. برای موضوع هسته ای باید چاره ای اندیشید اما غده سرطانی امرئز عمل شود فردای دو قدم آنطرف تر زایش می کند.مسئله مسئله فلسطین است و اسرائیل بقیه محصولات این قضیه هستند تا این موضوع در سیاست خارجی لاینحل باشد ما روی خوش نخواهیم دید.
13 دی - 6: 23 13 - محمد محمودي
دكتر خسته نباشي! دو هفته ما رو تو كف گذاشتيد كه ميخوايد درباره ي انتخابات تحليل بنويسيد آخرش هم درباره ي آلودگي هوا نوشتيد؟ هوا كه هميشه آلوده ست و وقت بسياره! حداقل جواب بديد كه چرا تو انتخابات قبلي فعال نبوديد و خبري از شما نبود. ***** سلام- حتما"! ارادت داریم
13 دی - 6: 45 14 - حميد هاتف
آقاي معين كم پيداييد فقط تو وبلاگ گاهي مي شه شما رو ديد ***** سلام - برای من همین مقدارش هم مغتنمه!
13 دی - 11: 10 15 -
salam az shoma khaheshmandim dar moredeh jafaii keh bar daneshjooyaneh setareh dar miravad moze giri konid. aya dar tooleh vezarateh shoma kesi keh hokmeh dadgah nadashte az tahsil mahroom shode? mamnoon termeh jadid dareh shoroo misheh o ma hanooz sabtenam nashodim... bye ***** دوست عزیز و دانشجویم - احساست را کاملا" درک میکنم ، آموزش و تحصیل دانش از حقوق اساسی هر شهروندی است و به هر بهانه و دلیلی نمی توان کسی را از آن محروم کرد! در حد توان و امکانم پیگیر دفاع از حقوق شما خواهم بود. با بردباری و استقامت و امید خودتان هم پیگیر باشید. امیدوارم مسوءلان مربوط نیز با تدبیر بیشتری اجازه ندهند با سرنوشت جوانان اینگونه برخورد شود!
14 دی - 11: 20 16 - مهدي
سلام, فكر مي كنيد با توجه به تقلب آشكار در روند انتخاب هاي گذشته به ضرر اصلاح طلبان,آيا شركت در انتخابات و فعاليت در اين مورد بيهوده نيست؟ بعد هم دادوفرياد راه مي اندازند كه مردم ديگر دنباله رو اصلاحات نيستند..انتخابات يكي از نشانه هاي دموكراسي است.اما نه انتصابات.. مسئله ديگر اينكه,تشكر مي كنم از يادي كه از دكتر شريعتي كرديد,افكار شريعتي بيش از آنكه خودش فكر مي كرد تنهاست.چيزي كه فضاي امروز ديني,عقيدتي,اجتماعي و حتي سياسي امروز ما نياز مند است,افكار شريعتي و روشنفكراني مانند اوست .نه "كسبه دين و همله تحجر وتعصب"و نه"بلم باعوريان" ***** سلام مهدی جان - همینطور است که گفتی، آزادی ، عدالت ،رقابت و سلامت در انتخابات از میزان حضور مردم در انتخابات و یا نتایج آن اهمیت بیشتری دارد! شریعتی و مصلحان و روشنفکران متعهد و مسوءل همیشه تنها بوده اند ولی راه هم ادامه دارد و ..!؟ موفق باشی
14 دی - 5: 07 17 - سجاد پورسلطان
سلام آقاي دكتر ! پس از مدتي كم سعادتي مجددا عرض ادب مي كنم.آخرين باري كه كامنت گذاشتم به روزهاي كنگره برميگرده ولي در اين مدت بارها سرزده ام واز مطالب شما بهره مند شده ام.اما آنچه كه باعث شد اين بار كامنت بگذارم مطالبي بود كه آقاي زاهدي ديروز در جمع دانشجويان دانشگاه چمران بيان كرد.((وي در پاسخ به سوالات متعدد دانشجويان در مورد ستاره دارها ! با بيان اينكه ريشه اين ستاره ها را در زمان وزارت آقاي معين جستجو كنيد از فردي به نام آقاي دكتر نوربخش نام برد و اضافه كرد:ايشان كه البته انسان مومن و متعهديست در زمان آقاي معين به اين سمت (گزينش) منصوب شدند و الان هم دارند كار ميكنند.موضوع ستاره دارها چيز جديدي نيست و در زمان وزارت قبلي هم بوده اما در آن زمان جناح مخالف(مقابل)چندان توجهي به اين موضوع نداشت و الان برخي (با روي كار آمدن دولت جديد) به بزرگنمايي دست زده اند.وي مطلب برخي سايتها (از جمله روزنا) در مورد افتراهاي وي به ستاره دارها را رد كرد و كذب خواند.وي از وجود 3 ستاره ها عليرغم اصرار دانشجويان اهوازي و تنشهاي موجود در سالن ابراز بي اطلاعي كردو گفت:ما از ستاره دارها ميخواهيم تقاضاي تجديد نظر كنندچون تاكنون چنين نكرده اند ! و ي در مورد برخي مطالب نقل شده از سوي دانشجويان كه اشاره به اخراج دانشجو با حكم وزارت اطلاعات يا موضوع ستاره ها داشت سكوت اختيار كرد و مصرارنه گفت كه دولت جديد و وزير جديد تاكنون هيچ بدعتي در مسايل تشكلات و گزينش ها نداشته اند و هرچه هست به وزارتهاي قبلي بر ميگردد.)) ***** سجاد عزیز - همه چیز رو سیاسی دیدن ! فرافکنی مساءیل و مشگلات ! ، تخطئه مدیران قبلی ! و متهم کردن دانشجویان که سرمایه ملی یک کشورند با بکارگیری تعابیری !؟ که نه در شان یک مسوءل ونه دانشجوست ! همگی از ناآگاهی و بی اطلاعی از حیطه مسوءلیت ناشی می شود و از ویژگی های برخی مدیریت ها در جهان سوم و رمز اصلی عقب افتادگی این کشور هاست ! شما و سایر دانشجویان عزیز با کرامت ، دانائی و سلامت نفسی که دارید به عکس العمل نیفتید و صبورانه و با حفظ آرامش و منطق پیگیر حقوق قانونی خود باشید.در پناه حق
14 دی - 5: 14 18 - سجاد پورسلطان
آقاي دكتر مطابق آنچه خوانده ايد آقاي زاهدي توپ را به ميدان دولت اصلاحات و مشخصا شما انداخته و فرار به جلو داشته اند. از شما ميخواهم متعاقبا به اين اتهامات پاسخ بدهيد. !
14 دی - 7: 52 19 - هدي سليمي
سلام آقاي دكتر مي خواستم براي انتخابات شوراها تبريك بگم مي شه گفت حدود 46% آرا رو اصلاحات برد و اين مي تونه حتي شده خيلي كم موجب اميد و خشنودي باشه به اميد روزهاي روشن تر كه با كمك درايت و توانايي شما و همكارانتان ميسر مي شه. ***** سلام هدی عزیز - من هم اعیاد فرخنده گذشته و پیش رو را به شما تبریک میگم ! لطفا" به پاسخ کامنت شماره 16 هم نظری بیندازید! موفق باشی
15 دی - 1: 07 20 - آذرپاد
به نام او، که انسان را آفرید، و آزاد آفرید! انسان را با دستان باز آفرید؛ آزاد، رها، برابر! همه را فرزندان آدم و به یک نام –انسان- خواند نه یک عده را برده و شهروند درجه ی دو و سه و عده ای دیگر را ارباب و فرعون و چون قجریان ظل الله و سایه ی خدا بر سر گلّه ی رعیت و...! او که وقتی سوگند خورد، "والقلم" گفت، به قلم سوگند خورد نه به شمشیر! ××× ...تا به هر عابری سلام کنیم برای آنها که سروکارشان با زبانشناسی است، هفت سال زمان زیادی نیست. و برای ما انگار، همین دیروز بود... همین دیشب بود انگار که به خوابگاهها هجوم آوردند و "کشتند و سوختند و بردند"! در آن ترکتاز بردگان ابلیس تازه يک هزارم چيزهايی را فهمیدیم که شماها سالها با آن زیستید و امثال شهيد مختاری عمری وادار به درکشان شدند: « زندگی يعنی سگهای باز و سنگهای بسته!» در چنان روزها و شبهای پراضطرابی، که از آسمان کوی، خاکستر مرگ و توحش بر سرمان می باریدند، یک چیز و تنها یک چیز بود که دلگرممان نگه می داشت؛ اینکه تو در کنارمان هستی و تو می بینی و تو می دانی و تو... عدل علی جز این چه می توانست باشد که وزیری خواب را بر دیدگان حرام کند و همراه و همگام با فرزندانش و در کنار فرزندانش تا سپیده ی صبح زخمهایشان را ببندد و آنگاه که فریاد دادخواهی اش به جایی نرسید، والامنشانه از قدرت کنار رود تا بشناسیم شیفتگان خدمت را از تشنگان قدرت! کنار رود تا مگر به این اعتراضش صاحبان گوشی شنوا را بیدار کند و حق فرزندانش بستاند. مهری زرین بود بر کارنامه ی پدری مهربان که هیچگاه نگذاشت احساس تنهایی کنیم و پندی برای ما که اگر دستمان به جایی نرسید، گذشتن از خود می تواند آخرین تیر در ترکش باشد. گروهی حمل بر ضعف کردند و عده ای بر فرار... و ما نشستیم، تکیه داده به دیوار سرد، با زانوانی در بغل و آهی از سر درد... چه زیبا بود این از خود گذشتن، و واگذاشتن دنیا به اهلش! ... و باری دیگر کودکان با دستهای بسته بدنیا آمدند و تپه های اعدام به شهرها هجوم آوردند، طعم خاک زهر مدام گردید تا طعم نفت، ذائقه ی امپراطور را روشن کند! قلم بدست گرفتیم و نوشتن آغازیدیم. نه در مدح سلاطین و دارندگان قدرت تقدیس شده و معصومیت و مصونیت و نمایندگی تام از جانب خدا، نه در مدح آنان که دچار سندرم « خود معصوم بینی» شده اند که در مدح آزادی و در مدح قلم! و این شد سرآغاز خطی سرخ که از حلقه حلقه ی زنجیر دستبندهای سمیعی نژاد، عبدالهی، زندی، زارعی و سیگارچی گذشت و به مدرسی و عبدالله پور و حامد متّقـی هم رحم نکرد و در پیچ و خم جاده هایش محمدی ها را از دستمان ربود تا بدانیم و تا هر صبح بیاد آوریـم که نوشتن جرم است و قلـم، دیگر حرمت ندارد. امروز این ماییم، اینجا! از تبار پاک پوینده ها و مختاری ها! هنوز قلممان در دست است و هنوز -اگر چه با مهر قلم بدست مزدور بر پیشانی- می نویسیم. نوشتن دلیلی شده بر بودنمان و من، اینجا، از این مرز پرگهر می نویسم، از ایران؛ دیاری که سالهاست "سلام" را چنان از یاد مردمانش برده اند که هر صبحدم "به آفتاب نیز « مرگ بر » ی دوباره می گویند!" سرزمینی که دیرگاهیست در آن کسی جرئت خندیدن ندارد و نیمه شب ها از قهقهه ی شب نشینی قصر فراعنه بوی کباب جوجه های چلچله می آید. یادت کرده بودیم، سخت تر از شب های پیش و بعضی یادها چقدر شیرینند! روز دانشجو بود و ایستاده بودیم، یاران دبستانی آن روزهای سخت؛ درست همانجایی که آن شب برایمان از دل نگرانی هایت گفتی و از دغدغه هایت؛ از اینکه تنهایمان نخواهی گذاشت حتی اگر... دلتنگت بودیم، دلتنگ وزیری که آنقدر خود را از ما بداند که "بخواهد" به حرفمان گوش دهد. کاش بودی هنوز و می شد تمام دغدغه ها و دردها را دوباره با تو به گفتن نشست. دلهایمان پر بود از حرفهایی که نه می شد گفت، و نه می شد نگفت و... ما زبان اندر کشیدیم از حدیث خلق و روی گر حدیثی هست، با یارست و با اغیار نیست محروميت از محضر استادانی فهيم و فرهيخته خلايی ست بزرگ، و استيلای استحماق زخمی ناسورتر! استحماقی که در عمق اذهان بسته ريشه دارد و يوغش بر گردن خود را به خواب زده هايی جا خوش کرده که « يک روز از ارتفاع ساده لوحی شان پرت می شوند و می ميرند!» شبی که ستاره ها را از آسمان به زمین کشیدند، به یادت بودیم. شبی که پیکر پاک یار دبستانی شهیدمان را در سبزوار به خاک سپردند، به یادت بودیم. شبی که جارچی ها نقض آشکار اصل بیست و سوم میثاق ملی را از طرف شخص دوم حکومت فریاد زدند، به یادت بودیم. شبی که پنجاه و سه استاد را یک شبه به حکم از ما بهتران بازنشسته کردند، به یادت بودیم. شبی که خبر تکفیر و تبعید اندیشه های سکولار و لیبرال روی تلکس خبرگزاری ها رفت، به یادت بودیم... و تمام این شبها تنها این سوال بر ذهنمان سنگینی می کرد که چه می شد اگر ذره ای از انسانیت و منش وزیر آن روزها، همچون صندلیش، به مسئول بعدی می رسید؟ مسئولی که به هیچ عنوان خود را مسئول پاسخگویی نمی داند، مسئولی که پشت باروهای دگماتيسمش سنگر گرفته و هر صدايی غير کرنش را با رگباری سهمگين جواب می دهد... یاران دبستانی و فرزندان دیروزتان بر این باورند که وزیر دیروز اگرچه دیگر اهرمی از قدرت در دستانش نیست ولی قول یک مرد شیفته ی خدمت را تفاوتی ست از ثری تا ثریا با قول تشنگان قدرت! قراری گذاشته بودید با "نسیم" (نسل سومی های یاریگرتان) که حتی در صورت انتخاب نشدن، همچون دوران وزارت، در پاسداشت حقوق هم بکوشیم. درحق ما لبت این لطف که می فرماید سخت خوبست و لیکن قدری بهتر ازین یاران دبستانی "نسیم" بیزار و در هراسند از آلت دست شدن و به بازی گرفته شدن. یک دلیل سکون جنبش دانشجویی می تواند همین باشد. یاران دبستانی تان قهرمان نمی خواهند که چشم انتظاران مرگ قهرمان زیادند. پیری می خواهند که به اشارت حکمتش راه از بیراهه بازشناسند و در سایه ی دوراندیشی اش از پراکندگی به وحدت رسند. چه خوب می شود اگر "نسیم" همیاری باز هم وزیدن بگیرد از سر کوی آن یار دبستانی که حتی در روزهایی آنچنان سخت تنهایمان نگذاشت. نسیمی دوباره برانگیزید تا دوباره وزیدن گیرد بر این باغچه، که « قلبش زیر آفتاب ورم کرده ست»! یاعلی بگویید و ایمان داشته باشید که یاوران نسل سومی تان بیشتر از روزهای پیش همراهتان و قدرشناستان خواهند بود! « تک بلوط بی بار، باردار آفت است و دهکده پر از تاتار و طاعون. اما تاتارها هم از آهو نمی توانند سواری بگیرند.» *****++++*****++++***** سلام دوست(دوستان) عزیزم - پاسختان غزل های زیبائی از هوشنگ ابتهاج است : عشق شادیست ،عشق آزادیست*** عشق آغاز آدمی زادی ست--- عشق آتش به سینه داشتن است*** دم همت براوگماشتن است--- عشق شوری زخود فزاینده است*** زایش کهکشان زاینده ست--- زندگی چیست؟ عشق ورزیدن*** زندگی را به عشق بخشیدن--- زنده است آن که عشق می ورزد*** دل و جانش به عشق می ارزد--- **************************************** غیر عشق او که دردش عین درمان گشتن است*** حاصل هر کار دیگرجفت حرمان گشتن است--- خوشدلی خواهی پی اوگیر، کاندر باغ مهر*** صبح را ازبوی این گل ذوق خندان گشتن است--- شمع را زان خوش افتاده است این خود سوختن*** کزفنای تن هوای او جان گشتن است--- تا نهادی گنج راز خود در خاک ما*** قدسیان راملتمس تشریف " انسان" گشتن است--- تاسر زلف توشد بازیچه دست " نسیم" *** کاروبار جمع مشتاقان پریشان گشتن است--- جام بشکستندواکنون وقت گل خون می خورند: *** حاصل آن توبه کردن ، این پشیمان گشتن است--- ازلب پیمانه ، گرسرمی رود، لب برمگیر*** " مرد" را از جان گذشتن به ز " پیمان " گشتن است--- سایه! " ایمان خلیلی" نیست در این " دام کفر" *** " ورنه آتش را همان شوق گلستان گشتن است "
15 دی - 4: 53 21 - بهرام
سلام علیکم دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه×هردو جان سوزند×ولی این کجا و آن کجا××یک وزیر علوم بخاطر ظلمی که بر دانشجویان رفت(18 تیر)استعفا داد و دیگری انان را متجاوز به ناموس نامید.ببین تفاوت ره از کجا تا کجاست. البته چون از سر مهرورزی است اشکالی ندارد!!
15 دی - 9: 51 22 - علی آزاد
بحث آب و فاضل‌آب می‌تواند همان قدر مهم باشد که بحث آزادی بیان. متأسفانه خیل جامعه گرفتار رسیدن به آب و نان شده‌اند، بدون آن که درباره‌ی سلامت آن بیاندیشند؛ و خیل روشنفکرها گرفتار بیان شده‌اند، بدون آن که هم‌پایه‌ی آن برای دیگر حقوق بشر هم حساسیت نشان دهند. واقعاً چه می‌شود کرد؟ متأسفانه هیچ کار. دکتر عزیز، برای انجام هر کاری نیاز به سازمان و تشکیلاتی است؛ اما ما برای اصلاحات کدام سازمان و کدام اعضاء را داریم؟ کادرهای بالای ما خودشان هنوز حزب را نمی‌شناسند و حزبی عمل نمی‌کنند؛ مردم ما هم که حضورشان متکی به هیچ تحلیل مستحکم عقلی نیست. پس، هیچ کار نمی‌شود کرد... شاید هم اگر راهی وجود داشته باشد، ابتدا به سکان آن روشنگری و بازیافت خود است. اگر جامعه به تو کیستی خود پاسخ گفت و پاسخ مستدلی گفت، آنگاه شاید بشود کاری کرد!
سلام دكتر معين اميدوارم سرحال وسلامت باشيد ميخواستم بدانم شما آقاي اكبر اعلمي را ميشناسيد ونظرتان در مورد اين فرد چيست؟ ممنونم دوستدار واقعي وهميشگي شما ***** سلام - دقیق نمی شناسم ، میدانم که نماینده تبریز بوده و هستند و از جانبازان جنگ تحمیلی امیدوارم موفق باشند.
16 دی - 9: 00 24 -
سلام و خسته نباشيد جناب اقاي دكتر فكر نميكنيد مردم ايران از اين همه شعار خسته شدند مگر در زمان وزارت شما كه اكنون منادي حقوق بشر هستيد دختران و پسران بيگناه دانشجو را كتك نزدند يا برخورد مناسب داشتيد شما كه در ان موقع قدرت را در دست داشتييد؟ در ضمن اين دومين پيام من است كه متاسفانه جوابي در يافت ننمودم با تشكر ***** سلام دوست عزیز و بدون نام و عنوان! - کدام شعار؟! منادی حقوق انسانها بودن که شعار نیست وظیفه ای همگانی است ! من در حد توانم از حقوق دانشجویانم دفاع کردم ، چه کاری بیش از آن میتوانستم بکنم که نکردم؟! و میدانید که همین مسایل چه پیامدهائی برایم داشته است و خدای را هم سپاسگزارم که توفیق داد از مظلوم دفاع نمایم!
16 دی - 10: 16 25 - آرش
سلام آقاي دكتر خسته نباشي باز منم آرش آنهم با پيام هاي كوتاه همه مي گن ما تو انتخابات شما فعال بوديم نمي دونم پس چي شد كه راي نياورديد يا اينا دروغ مي گن يا صندوغاي راي جادو شده بودن معين مي انداختي يكي ديگه بيرون ميومد بگذريم من به آرمان خواهي معتقدم نه به شخصيت پرستي مهم اين است كه راه آزادي بسته نشود وگرنه من نيز روزي خاك شوم
16 دی - 1: 22 26 - محمد حسن
سلام خدمت آقاي معين از اينكه دوباره اين وبلاگ راه افتاد خوشحالم و براي شما آرزوي موفقيت دارم ***** سلام محمد حسن عزیز - مگر کی تعطیل شد که دوباره راه بیفتد؟ از محبت شما ممنونم .
16 دی - 1: 27 27 - معين
سلام آقای دکتر شما دارای حدود 5 میلیون رای در انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته هستین آرائی که قریب به اتفاق اونها رای به برنامه های شما و شفافیت شما و طرفداران شما در روزنامه اقبال و در سخنرانی ها بوده آقای دکتر این رای امروز می تونه پشتوانه بسیار خوبی برای حرکت شما رو به جلو باشه شما وعده هایی در زمینه پیگیری جبهه دموکراسی و حقوق بشر دادید.الان این جبهه در چه وضعیتی قرار داره؟واقعا الان شما به شخصه در حال انجام چه کاری هستید در مسیر رسیدن به دموکراسی؟شما زمانی نماینده مجلس زمانی وزیر کابینه اصلاحات زمانی در قامت یک کاندیدای رادیکال ریاست جمهوری ظاهر شدید این همه گوشه گیری قابل درک نیست نکنه واقعا تصمیم به انجام کار خاصی ندارین! من برای چندمین بار میگم اگه کاری از دست شما ساخته نیست حداقل کاری که می تونه به روشنگری جامعه کمک کنه هرچند بسیار محافظه کارانه و جامعه رو از نظر ذهنی آماده پیشرغت کنه یک روزنامه است نه یک روزنامه رادیکال بلکه یک مطبوعه ای که مسائل رو برای ملت به صورت همه فهم حلاجی کنه مسائل رو به دور از جنجال آفرینی تفسیر کنه با افراد مختلف از گروههای مختلف سلسله مصاحبه انجام بده. آقای دکتر ما در داخل اسم اتوبان و خیابون و کوچه و پس کوچمون رو خلیج فارس می ذاریم اما اعراب بیبان گرد جنوب خلیج فارس به صورت جهانی دارن تبلیغ می کنن شیخ بی سرو پاشون در حضور رئیس جمهور ما در خاک پاک وطن ما ایران صحبت از خلیج عربی می کنه آقا تا کی باید این ها رو دید و هیچ نگفت آقای دکتر یک روزنامه وزین و سنگین از شما می خوام که در اون از ملی گرایی از تعصبات پاک ایرانی از دموکراسی برای همه از ایران برای همه صحبت بشه هیچ چیزی به جز انسان دوستی در اون مقدس نباشه تریبونی برای همه باشه همه بتونن در اونجا با حفظ معیارهایی که در درجه اول در شروع کار تا هنگامی که تاثیر گذار نشده عدم دادن بهانه به حاکمیت جهت بستن این تریبون باشه نظرات خودشون رو نه صرفآ انتقادی بلکه با دادن راهکار ارائه بدن.انتقاد در روزنامه ها سایتها و ... فراوان هست ما امروز نیاز به فرهنگ سازی و ارائه راهکارهای عملی برای نیل به ایرانی آباد و آزاد داریم تاز طرف ملت ایران هل من مبارز نطلبند.
16 دی - 3: 50 28 - محمدرضا
سلام دکتر معین عزیز! برای عرض ادب و ارادت خدمت رسیدم. در ضمن متاسفم که با تغییرات جدیدی که در آیین نامه ساماندهی پایگاه های اینترنتی اعمال شده این شما هستید که باید سایت خودتون رو ثبت کنید اما ما بلاگفا نویسان خلاص شدیم.... با خودم میگفتم سعادتی بشه با همدیگر ثبت کنیم که قسمت نشد.... ارادتمند و دوستدار همیشگی شما. ***** سلام ! چه عجب از اینطرفا؟! در مورد ثبت و...هم بی خیال ! متشکرم
16 دی - 7: 50 29 - علي مالكي
اعدام صدام حسین ذره ای به اجرای عدالت ربط ندارد، وذره ای از مشقات مردم عراق کم نمی کند. اگر قرار است "عدالت" به یکسان اعمال شود، بوش، بلر، و ....چندین رئیس جمهور و نخست وزیر دیگر، در کنار صدام، در ردیف اول متهمین جنایت علیه بشریت قرار می گیرند. این اعدام ربطی به جنایات غیر قابل وصف رژیم صدام و کشتار دهها هزار نفر از مردم بیگناه در طول ٣٥ ساعت حاکمیت سبعانه و خونین آن رژیم ندارد. صدام می بایست در دادگاهی عادلانه، علنی و در برابر انظار مردم دنیا بجرم جنایت علیه بشریت محاکمه می شد و پرونده جنایاتش و اسرار حمایت سیاستمداران داخلی و بین المللی از رژیمش فاش می شد. اعدام او قرار بود دقیقا جلوی همین را بگیرد. این قتلی سیاسی بود.اعدام شنیع ترین نوع قتل عمد است. متعلق به دوران بربریت بشر است.
17 دی - 5: 15 30 - سهند حزین
آقای معین سلام ، از روز 5 شنبه تیتر یکی از روزنامه های اقتصادی کشور(عصر اقتصاد ) به شدت تکانم داد: 5/4میلیون نفر در کشور با در آمد ماهیانه زیر سی هزار تومان زندگی می کنند. باور کنید آقای دکتر که از آن روز آن قدر ذهنم مشغول این مسئله شده که دیگر حتی دیگر خجالت می کشم برخی هزینه ها و لذت های کوچک زندگی ام را داشته باشم. در این میان روز شنبه نیز خواندن پیام پدری که در ستون تلفن های مردمی روزنامه اعتماد گفته بود با ماهانه 180 هزار تومان حقوق نمی تواند هزینه اجاره خانه ، شهریه دانشگاه آزاد دخترش و هزینه مداوای پسرش را که به بیماری سرطان مبتلاست را بپردازد و از مسئولان تقاضای کمک کرده بود نیز بر غصه ام افزود. آقای معین می خواهم از شما به عنوان یک شخصیت علمی و دانشگاهی بپرسم به نظرتان راه چاره چیست؟لطفا نگویید گسترش دموکراسی و یا افزایش ثروت آفرینی در جامعه .چرا که با وجود همه اعتقاد قلبی ام به این آرمانها ،معتقدم که این موارد چاره درد این اقشار حتی در میان مدت نیست.شما پزشکید و می دانید که بعضی زخمها باید فوری پانسمان شوند تا به خونریزی نینجامد. از نظر من چاره این درد روی آوردن به یک اقتصاد سوسیالیستی نیست، چرا که این نوع اقتصاد ضد کار آفرینی و خلاقیت است . باید به ثروتمندان و سرمایه داران بزرگی که از راه تلاش و خلاقیت خود به این جایگاه رسیده اند احترام گذاشت، اما در عین حال آنانی را که در این بازی قادر به بیرون کشیدن گلیم خود از آب نبوده اند را به امان خدا رها نکرد. می توان در مسابقه دوی اقتصاد به برندگان جایزه داد اما نسبت به له شدن اکثریت بازنده زیر فشار زندگی بی تفاوت نبود. نظر من ضرورت پذیرفته شدن ایده دولت رفاه از سوی همه جریانات ترقی خواه کشور است. یعنی دولتی که سرمایه گذاری را تشویق می کند ، مالکیت را محترم شمرده و به ثروتمندان احترام می گذارد ، ولی در عین حال مسئولیت تامین سطح نسبتا قابل قبولی از زندگی را برای شهروندان خود برعهده دارد. به نظر من این نزدیک ترین نظریه اقتصادی به ایده آل های اعلامیه جهانی حقوق بشر است. نظر شما چیست؟ ***** سلام سهند عزیز- من که اقتصاددان نیستم ولی بر این باورم که نه فقط در حوزه اقتصاد بلکه در حوزه های فرهنگی و اجتماعی ، سیاسی ، علمی و آموزشی هم دولت ها و حکومت ها با فرض برخورداری از تخصص های لازم و تعهد نسبت به تامین حقوق شهروندان و برخاسته از رای واقعی مردم و ساختارهای دموکراتیک ، به تنهائی نمی توانندعدالت ،رفاه و زندگی شرافتمندانه ای را برای جامعه ایجاد کنند! وجلب مشارکت بخش غیر دولتی اعم از نهادهای مدنی ، احزاب سیاسی و بخش خصوصی برای شکوفائی اقتصاد،فرهنگ ، علم و پیشرفت جامعه ضروری است و همه اینها نیز درگرو مدیریتی علمی و کارآمد است!
17 دی - 6: 27 31 - Sepehr
Salam Aghaye Doctor Moeen, , Omidvaram ke khoob bashin Az Maghaleye allodegiye havaye shahr vaghean motshakeram. az sohbathaye aghaye shariati dar morede "esmaeel " nis kheyyli mamnoon, vaghean adam darshaye khhobi az in mataleb migire. Dar morede aloodegiye hava, nemidoonam koja faryad bezanam ke ey masooline shahr va mellate Iran, moshgelate allodeyiye hava EZTERARI HAST , hamvatanatoon, khanevadattoon , aslan KHODETOON, darin az in vaze fajih ranj mibarid va baeed nist ke dir ya zood az hamin moshgel ham zendegitoono be dorood begooeed Aghaye Doctor, baraye halle moshgelate abo hava , hamoontor ke midoonin va neveshtin rahe hal hast,. Man tey mosaferate ghablim be Iran , parvandeyee va projeyee adame kardam baraye rafe aloodegiye havaye shahrhaye Iran va be massole allodegiye tehran dar sazmane mohite zist dadam ba esrar be inke vaziat EZTERAI HAST va ba amal kardan be in pishnehad ( estefade az filter alayande ha be rooye tamame automobilhaye Iran) , mosheglat e allodeyie havaye Tehran ta 80% ( chon 80% aloodegiye hava marboot be vasayele naghliye hast ) hal mishe, va hezaran hezar nafar az mardome Iran az marg nejat peyad mikonan.... amma , hich javabi be projeye man dade nashod, . hamoontor ke midoonin ta 5 sale dige dige nemishe dar Tehran zendegi kard be khatere in moshgel. Lotf konin be man begin , ke chera masoolane shahr in moshgel ro EZTERARI NEMIBINAN?? magar az nejate zendiye mardome keshvareshoon , khanevadashoon, doostashoon, hamsayashoon, va na aslan KHODESHOON, lezat nakhahand bord? Aghaye Doctor Moeen , yek rooz, faghat yek rooz zoodtar amal konand , joone hezaran nafaro nejat midahand. Ghorboonetoon Sepehr France. ***** سلام سپهر عزیز- از پیگیری و احساس مسوءلیتی که در قبال سلامتی و حقوق جامعه داری سپاسگزارم ، ممکن است اگر پیشنهاد خود را از طریق شورای جدیدشهر تهران پیگیری کنی مورد توجه جدی تری واقع شود. موفق باشی
18 دی - 11: 31 32 - معين
سلام آقای دکتر عید شما مبارک من زندگی نامه شما که به صورت مصاحبه ای با همشهری ماه در سایتتون هست رو بازخوانی کردم خاطرات زمان انتخابات ریاست جمهوری دوباره یادم اومد بالاخره خاطراتی مربوط به زمان گذسته بوده شما در اونجا هم صحبت از دفاع از آرمانها و نظام مورد علاقه اتان کردید که به هر تقدیر مربوط به عقاید و علائق شما به این نظام هست و برای شما محترمه اما خوب من هم به عنوان عضوی از این حامعه که شرایط کشور رو دارم نظاره می کنم و به نظر من این نظام دارای شرایط کارآمدی مورد انتظار نیست و من این مساله رو بیشتر ناشی از ساختار این حاکمیت می دونم و بیشتر از اونی که بخواد یک دموکراسی مردمی به این معنی که خواهان پیاده کردن خواستهای مردم با لعابی از دین باشه یک دین سالاری شاید بشه گفت مردمی که خواهان پیاده کردن احکام دینی (البته در صورت امر و برای غیر خودی ها) با لعابی از مردمی بودن هست. و برای من علاقه شما برای خدمت به این نظام ناکارآمد بیشتر به هدر دادن پتانسیل های کشور می انجامه.ما میتونیم در عین حالی که به این ساختار منتقدیم با توجه به اینکه هرروز بر طبل تغییرات ساختاری کوبیدن باعث هدررفت انرژی و سرمایه بسیاری از این گشور میشه با حفظ مواضمعمان به کار و خدمت و روشنگری بپردازیم و برای آینده در مسیر آرام اصلاحات برنامه ریزی نماییم و اقدام به روشنگری بی توقع برای ملت کنیم. آقای دکتر اما موضوع دیگری بیشتر فکر منو به خودش مشغول کرده احتمالا سریال باغ مظفر رو نگه کردید تا حالا یا شاید هم همیشه نگاه می کنید تا حالا شده این برنامه رو با برنامه ها و فیلم های بسیار جدی که بر روی تک تک جملات و حتی واژه هاشون فکر شده و با وسواس بسیاری کنار هم چیده شدن که متاسفانه با تیغ سانسور مواجه می شن مقایسه کنید که اخرینش هامون آقای مهرجویی بوده؟آقای دکتر این ملت باور کنید از نظر درک و فهم اجتماعی پایین نیستند بلکه برنامه های دیگر صدا و سیا کسل کننده است که به این برنامه پناه آوردن مگر در این برنامه به جز خیلی ببخشید این جمله رو عرض می کنم اما واژه بهتری برای بیان مقصودم سراغ ندارم (لاسیدن) بازیگران با یکدیگه که شامل خانم دکتر و منصور خان /کل کل های سخیف فروغ و نازی/ پستی و حقارت کامران/شخصیت نازل مهران مدیری که سعی داره در تمام مجموعه هاش به نوعی بر بازیگرانش مسلط باشه که دلایلش شاید از حوزه تخصصی من خارج باشه و من سعی می کنم نظر خودم رو بیان نکنم /دارای چه خصیصه ای هست؟ آقای دکتر شما کاندیدای ریاست جمهوری یعنی دومین مقام رسمی این کشور بودید شخصیتی هستید که 3 وزیر و نماینده مجلس بودی 20 سال عضو شورای عالی اتقلاب فرهنگی بودی آیا هیچ نظری در این موارد ندارید؟ به چند پیامی که در این فیلم داده میشه دل خوش کردیم؟ آیا کاهش مصرف سوخت به خصوص بنزین که به سلامتی در مورد گازوئیل هم چند مدتی است به جرگه واردکنندگان پیوستیم با شعار و خواهش و انظار قابل دسترس هست؟ من فکر می کنم دو عامل میشه که انسان جلوی امیال و خواسته هاشو بگیره یکی عقاید و اعتقادات درونیه دیگری عدم توانایی در تامین اون خواستها! به نظر شما راهی بهتر از افزایش قیمت حاملهای سوخت برای جلوگیری از مصرف بی رویه سوخت وجود داره؟ایا راهی بهتر برای صرفه جویی جز افزایش قیمت وجود داره؟من که فکر می کنم این راه به صواب نزدیکتره.بالاخره یک یا دونسل بسوزند بهتره تا همه نسل ها در این سوخته بشن.من واقعا تصور می کنم اولویت با توسعه اقتصادی باشه تا عدالا اجتماعی ما که نباید با گسترش فقر به عدالت اجتماعی برسیم در راه توسعه هرکسی به فراخور زحمات حالا کم یا زیاد یه نوایی می رسه قرار نیست همه همه چیز داشته باشن بهتره همه حداقل ها رو داشته باشن و راه برای ترقی و رسیدن به قله برای همه باز باشه. ***** سلام همنام گرامی! - عید شما هم مبارک ! ، بصورت تلگرافی! نظراتم رو خلاصه میکنم: 1- اصلاح مشگلات و ضعفهای ساختار نظام حکومتی که خود را در قانون اساسی هم نشان میدهد برای ایجاد بهره وری بیشتر درمدیریت کشور ضروری است.2- ناکارآمدی ها علاوه بر ضعفهای ساختاری فوق از بی توجهی مسوءلان به کارشناسی و تخصص های علمی ، بی تفاوتی نخبگان نسبت به شرایط جامعه آسیب دیده ما ، فقدان احزاب سیاسی و نهادهای مدنی موءثر و فراگیر، و ضعفهای فرهنگ عمومی نشات می گیرد.3- من به ندرت سریال ها و از جمله سریال باغ مظفر را نگاه می کنم و اصولا" اعتمادی هم به برنامه های رسانه ملی ندارم! چون از نظرکیفیت فنی و هنری ، از نظررعایت صداقت وامانت داری و ارزشهای اخلاقی-اجتماعی و دفاع از منافع ملی آنها را قابل قبول نمیدانم.4- در مورد مصرف بنزین و یارانه کلانی که به آن اختصاص داده می شود،با شما موافقم، این وضعیت به هدر دادن سرمایه خدادادی ما و نسل های آینده است. فعلا" که راحت ترین ونه بهترین راه حلها انتخاب می شود و به همه چیز از جمله یارانه سوخت از زاویه حفظ قدرت و منافع زودگذر سیاسی نگریسته می شود.5- بنظرم در چارچوب برنامه ریزی و مدیریت درست هیچگونه تعارضی میان عدالت اجنماعی و توسعه اقتصادی وجود ندارد بلکه پشتیبان و مکمل یکدیگرند. در پناه حق!
18 دی - 3: 07 33 -
سلام آقاي دكتر اميدوارم كه هميشه سالم صالح باشيد.من رييس ستاد شما در شهرستان گاوبندي هرمزگان هستم واگر روزي دوباره بياييد خواهم بود .اگر يادتان باشه درشيراز 5ماه بعد دردفتر ملاقات داشتيم واين حقير صحبتي ارايه كرد.درطول اين دوسال صداقت شمادرپايبندي به اهداف بيشتر نمايان شده ولي ميزان تحرك بروزعمومي ندارد شمامارا از لحاظ شخصيتي روسفيدكرديد. اگر قابل بدانيدبازهم صحبت هايي هست كه درآينده خواهم گفت.خداحافظ
19 دی - 11: 26 34 - هدي سليمي
بله آقاي معين پاسخ كامنت 16 رو خوندم كاملا درست مي گين ولي دليل اينكه مردم در انتخابات كم شركت مي كنند نا اميديه نااميدي از اينكه .... فكر مي كنم متوجه منظورم بشين .......... برگردوندن دوباره ي مردم كار سختيه اما شدنيه موفق باشين
19 دی - 3: 12 35 - معين
با سلام خدمت آقای دکتر برای اولین بار اونطوری که مایل بودم به صورت تقریبا" مبسوطی جواب تک تک مسئلی که در کامنتم مطرح کرده بودم رو از شما دریافت کردم اگر اجازه بفرمایید دوست دارم این بحث رو با شما ادامه بدم. در مورد اصلاح ساختاری که شما هم به جهت افزایش بهره وری با انجام اون موافق هستید باید عرض کنم منظور این جانب بیشتر متوجه راس هرم حاکمیت یعنی مساله ولایت فقیه بوده که یا توجه به ناکارآمدی هایی که در این مدت وجود داشته و فاقد مکانیسم های لازم جهت جلوگیری از فساد دستگاههای زیر مجموعه می باشد و به جهت مسائلی که در مورد نظارت ناپذیر بودن این زیر مجموعه ها مگر از کانال رهبر مطرح می شود خواستار حذف این مکانیسم از قانون اساسی یا کاملا" به زیر چتر قانون در آوردن اختیارات رهبر و نظارت جدی بر تمامی انتصابات و نهاد های زیر مجموعه ایشان هستم دغدغه این جانب بیشتر ناشی از این موضوع هست که با توجه به جو کاملا بسته ای که در حول و حوش نهاد رهبری وجود دارد امکان هرنوع فعالیت خلاف مصالح عمومی نه تنها در زمان حاضر بلکه در آینده وجود خواهد داشت/ هر حاکمیت (سلسله) با یک سری آرمان هایی بوجود می آید در عمل با یک سری مشکلات روبرو می شود در میانه راه افراد سودجو به درون نفوذ کرده در رده های بالا قرار می گیرند و باعث افول مجموعه می شوند بنده عرضم این است بر فرض اگر شخص رهبر در شرایط حاضر فردی صالح باشد که کاملا بتوان به ایشان در امور مختلف اعتماد صد در صد نمود باز نباید راه را بر نظارت دقیق بست زیرا قدرت همراه خود فساد می آورد باید مکانیسم های شدیدی به جهت کنترل این قدرت پیش بینی نمود.ما هیچ شناختی از آینده و اینکه چه کسی در آینده سکان رهبری را بدست خواهد گرفت نداریم و با توجه به جنبه های دینی که به این مقام داده شده و تقدسی که در اطراف این مقام ایجاد شده راه بر هر کجروی باز می باشد.پس باید انتخاب رهبر و نظارت بر وی کاملا مسیر روشن و قابل پیش بینی که مردم فصل الخطاب آن باشند داشته باشد. اما نظر شخصی این جانب ایجاد حاکمیتی عرفی و غیر دینی است اصلا هم اکنون منظورم اجرا یا بحث بر سر این مسائل نیست آمادگی این قضیه در جامعه وجود ندارد اما می توان با عدم دفاع از هر عمل خوب یا بد این حاکمیت و فقط بیان حقایق و ارائه و بیان انواع حاکمیت های موجود در جهان و نقش دین در این جوامع اطلاعات و سطح دانش مردمی را بالا برد تا حداقل فریب تبلیغاتی همچون: بهترین دموکراسی جهان در ایران وجود دارد و اینکه ملت های گوناگون از ما خواستار کمک برای بدست آوردن فضای آزادی همچون ایران هستند را نخورند و خود به قضاوت بنشینند در چنین فضایی دیگر هر گوینده ای به خود اجازه بیان چنین جملاتی را نخواهد داد چون از سطح آگاهی مردم می ترسد. در زمینه احزاب سیاسی باید خدمت شما عرض کنم بنده در کامنت های قبلی خیلی به ضرورت وجود احزاب قوی و موثر تاکید داشتم اما متاسفانه در دوران 8 ساله اصلاحات با وجود تلاش برای ایجاد احزاب به جز حزب مشارکت که در قامت یک حزب واقعی با تمامی پیش نیازهایش تشکیل شد و چند حزب دیگر فعالیت های نیم بند خود را دوباره آغازیدند و چند محفل چند نفره که نام خویش را حزب گذاشتند کار خاصی انجام نشد به طوریکه هم اکنون حتی همان حزب مشارکت فاقد یک رسانه برای بیان نظرات خویش می باشد و احزابی همچون مجمع روحانیون با وحود حضور روحانیون خوش فکری همچون آقایان ابطحی و خاتمی و موسوی خوئینی ها و محتشمی پور و ... هیچ تلاشی برای انتشار یک روزنامه به خرج نمی دهند آنها نیز به صورت بسته تشکیل جلسه می دهند هنگام انتخابا کاندیدایی معرفی می کنند از ملت خواستار رای دادن به آنها می شوند تا انتخاباتی دیگر اما کارکرد احزاب فراتر از فقط شرکت در انتخابات و روانه نمودن افاردی به درون سیستم می باشد این احزاب باید دارای پایگاههای اجتماعی تعریف شده باشند و برای بیان خواسته ها و مطالبات طبقه متبوع خویش تلاش نموده و برای باز هم برآوردن مطالبات همان طبقه راهی به درون حاکمیت بجویند و این امر ممکن نخواهد شد مگر از طریق ارتباط مداوم با بدنه اجتماعی از یک طرف و معرفی افراد کاردان و شایسته برای انتخاب از طرف دیگر که بهترین وجه کارکرد حزب در اینجا خود را نشان خواهد داد که مردم از سرگردانی بین نام های بسیار در حین انتخاب رها خواهند شد و با توجه به اعتمادی که به احزاب مورد علاقه خویش دارند از لیست های گوناگون حتی بدون شناخت از افراد و تنها با تکیه بر اعتماد خویش به حزب به افراد معرفی شده توسط آن رای می دهند. دراینجا لازم است این نکته را نیاز یاد آوری کنم کسانی که دغدغه سرگردانی مردم بین نامهای گوناگون رغا دارند و این را عاملی برای رد صلاحیت افراد ناشناخته قرار می دهند بهتر است زمینه را برای فعالیت احزاب فراهم نمایند تا مردم با توجه به کارکرد موثر احزاب خود بین گزینه های گوناگون که حتی افراد ناشناخته و مستقل شاید بینشان کم نباشند دست به انتخاب بزنند. اما اصل قضیه دوستان اصلاح طلب بعد از اخراج از حاکمیت چه کارهایی برای بهبود روابط با بدنه انجام داده اند؟و چه کارهایی می خواهند انجام دهند؟ ضعف فرهنگی از چه طریق باید اصلاح شود؟آیا راهی بهتر از اطلاع رسانی دقیق و به موقع و مستمر وجود دارد؟و آیا همزمان با آن نباید هنجارهای مناسب به جامعه آموزش داده شود؟یعنی همان فرهنگ سازی؟این وضایف چه کسانی است؟از چه طریق امکان پذیر می باشد؟
19 دی - 3: 15 36 - معين
در زمینه رسانه ملی باید عرض شود بهتر است نخبگان جامعه به صورت مستقل دست به یک نظرسنجی وسیع زده تا روشن شود این رسانه عریض و طویل با این همه بودجه هنگفت توانسته خواسته های چه درصدی از جامعه را برآورده کرده و پرسشنامه هایی نیز تهیه شود تا ذائقه بینندگان شناخته شود.آنگاه فاصله بین برنامه های ارائه شده با خواستهای جامعه مورد ارزیابی قرار گیرد اینکه شما با وجود اینکه از موثران در این حاکمیت بوده اید در انقلاب فرهنگی عضویت داشته اید به این راحتی راه خویش از رسانه ملی جدا می کنید جای بسی نگرانی و تعجب است باید این موضوع بر شما و بسیاری روشن باسد که ملت از برنامه های صدا و سیما رضایت نسبی نداشته و خواهان تحول هم در سطح کیفی برنامه ها و هم ساختار برنامه هاست.چگونه ملتی با این سابقه تمدنی را از دیدن آلات موسیقی محروم می نمایند؟آیا همین ملت با وحود سی دی و ماهواره و ... نیازهای خویش را هرچند نه به صورت مطلوب اما به صورت نسبی و از راههای دیگری باید تامین نمایند؟چرا باید با ملت خویش از در لج بازی وارد شد؟چرا فیلم های سینمایی یک روز جمعه این ملت باید در حد کارتونهایی که برای کودکان 10 –15ساله تهیه می شود باشد.چرا ملت از انواع و اقسام موسیقی ها محروم و فقط برای خالی نبودن عریضه مجبور به تمحل نوعی خاص از موسیقی آن هم به صورت گزینشی و کوتاه هستند؟چرا از برنامه های مفرح و سرگرم کننده به طوری که به شعور مخاطب توهین نشود محرومند؟برنامه های طنز و کمدی ما که سرتاسر مملو از توهین و حرفهای زائد است را با کمدی های درجه یک جهانی که تنها شمه ای از آنها را در همین صدا و سیما گاها به منسابت اعیاد (آن هم از نوع دینی) شاهدیم مقایسه بفرمایید.یا حتی کمدی های اوایل انقلاب با حضور بازیگران قوی همچون اکبر عبدی و علیرضا خمسه را با برنامه های 90 قسمتی امروزه مقایسه بفرمایید چرا اون هنرمندان هم اکنون خانه نشین هستند؟فکر نمی کنم راه چاره در گوشه گیری و عدم اظهار نظر نهفته باشد باید تلاشی نمود و نظرات را برای اصلاح امور بیان نمود. در مورد یارانه ها به خصوص در زمینه سوخت بالاخره نیاز به یک سلسله مقاله و گزارش و بیان تجربیات دیگر کشورها و مصاحبه با کارشناسان و صاحب نظران و تصمیم گیران دارد ما به عنوان اعضای جامعه که فاقد هرگونه تاثیر گذاری می باشیم شما به عنوان نخبگان جامعه باید دست به تلاش بزنید از جامعه هم انتظار همکاری داشته باشید. آقای دکتر در پایان از شما درخواستی دارم خواهش می کنم سعی کنید در یک سلسله مقاله این معضلات را موشکافی نمایید برای تمامی آنها تا حد امکان پیشنهاد و ارائه راهکار نمایید آقای دکتر باور بفرمایید حتی اگر مایل به فعالیت زیادی در عرصه سیاست نیستید می توانید با نوشتن مقالاتی زمینه روشن سازی افکار را فراهم کنید مقداری از ادبیات خاص خود فاصله گرفته ادبیات روان تری بکار برید و سعی کنید مقالاتی به صورت منظم که بیشتر جنبه ارائه راهکار در کنار بیان مشکلات دارد را در روزنامه ها و سایتهای گوناگون منتشر کنید من از نظریات انتقادی شما تا حدی آگاهم اما این آگاهی به تنهایی به چه کار می آید؟شما به جز پاسخ هایی که انشااله به مطالب من خواهید داد زمینه گفتگویی فراگیر را نیز در سایتان ایجاد نمایید.نظرات انقادی شما باور بفرمایید به صورت پراکنده ای نظرات مردم عادی نیز می بشاد این نظرات پراکنده باید جمع و سازماندهی شود این نیز ممکن نیست مگر از راه اظهار نظر و تضارب آرا. من از محضر شما باید اطاله کلام معذرت می خواهم.دوستدار شما معین
19 دی - 3: 17 37 -
سلام آقاي دكتر معين مطلب من خلاف واقع يا توهين به كسي بود كه در سايتتون نذاشتيدش؟ منظورم متن دفاعيات بهروز مير ابراهيميه! بازم مي فرستمش ***** سلام دوست عزیز - من خودم متن دفاعیات را بنظرم در نشریه اینترنتی روز خواندم و خیلی هم متاسف شدم ، دلیل اینکه در کامنت ها نیاوردم این بود که اارتباطی با موضوع پست نداشت و کامنت هم نبود! موفق باشی
20 دی - 2: 39 38 - رویا
سلام آقاي دكتر آقاي زاهدي با فرافكني و مقصر نشان دادن شما در جريان دانشجويان ستاره دار داشت باعث مي شد روح اصلاح طلبي يادم برود و وسط سالن دانشكده ي علوم چمران خفه شان كنم!!! خواهش مي كنم اينبار بدون ادبيات سياسي جواب بدهيد!جواب حمله را با اعلام آتش بس نمي دهند.سكوت شما باعث مي شود هر روز قدم ديگري بردارند!فرداست كه شما به عنوان صادر كننده ي دستور حمله به كوي هم شناخته شويد!ذكتر تو را به آبروي دموكراسي به نام دانشجو جواب بدهيد.در اين رابطه به روزم...
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢
" بیانیه حمایت از شایسته ترین کاندیدای انتخابات دهم "
عمل به مسئولیت اجتماعی: