چهارشنبه 20 دی 85 :: December 31, 2006 

"آلودگي هوا و حقوقي كه از انسان‌ها سلب مي ‌شود" !


عید اضحی مبارکباد!
" تیرمژگان و کمان ابرویش
عاشقان را عید قربان میکند"

پیمودن راه رشد وکمال انسانی و تلاش برای تحقق اصلاحات اجتماعی نیازمند تحمل سختی های آموختن وآزمودن،آگاهی وانتخاب،خلوص وصداقت وپرداختن هزینه هاست! امّا کدام یک ازما مسئولانه وابراهیم وار" اسماعیل " مان رابرای رضای خداوند ودرجهت روشنگری وآزادی ودفاع ازحقوق مردم قربانی کرده ویا خواهیم کرد؟! وکدام یک ازما شایستگی این هزینه کردن و هزینه شدن را کسب کرده ایم ؟!
" ای صبا از من به اسماعیل قربانی بگوی
زنده برگشتن زکوی دوست شرط عشق نیست "

*****
دریغم آمد که ابتدا عید اضحی را به عنوان یکی از دو جشن بزرگ مسلمانان وموحدان جهان وعید" قربانیان عشق به خدا " ، به شما تبر یک نگویم وچند جمله ای از اندیشمند ومصلح شهید دکتر علی شریعتی را چاشنی بحثمان که در
باره " سلب حقوق انسا ن ها " ست نگردانم :
" اسماعیل توکیست؟
چیست؟
مقامت؟، آبرویت؟، موقعیتت؟، شغلت؟، پولت؟، خانه ات؟، باغت؟، اتومبیلت؟، معشوقت؟، خانواده ات؟، علمت؟، درجه ات؟، هنرت؟، روحانیتت؟، لباست؟، نامت؟، نشانت؟، جانت؟، جوانیت؟، زیبائیت؟، ...؟!
من چه میدانم؟ این را تو خود می دانی، توخود آنرا، اورا- هرجه هست وهرکه هست- باید به " منی" آوری و برای قربانی انتخاب کنی! ،
من فقط می توانم " نشانی ها " یش را به تو بدهم :
آنچه تورا، درراه " مسئولیت " به تردید می افکند، آنچه تورابه خودبسته است ونگه داشته است،آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی،تا حقیقت رااعتراف کنی،آنچه تو رابه " فرار" می خواند، آنچه تورابه توجیه وتاویل هایمصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او کوروکرت می کند...." !!

*****

با این مقدمه برویم بر سرمطلب این پست یا " آلودگی هوا وحقوقی که ازانسا ن ها سلب میشود" :
با توجه به به برگزاري(هرچند شبهه ناك) انتخابات شوراي شهر ، معتقدم كه برنامه‌هاي مربوط به كاهش آلودگي هوا، ساماندهي ترافيك و دفع زباله‌هاي شهري بايد مورد توجه ويژه‌اي قرار گيرد چراكه ارتباط مستقيمي با سلامتي افراد دارد. اين اهميت هم از زاويه حضور مردم در مديريت شهري و اثرگذاري بر خط‌ مشي‌ها و سياست ‌گذاري‌‌هاي زيست محيطي و هم از زاويه جلب توجه مردم به حقوق اساسي خود براي برخورداري از محيط زندگي سالم و هواي پاك نيز برجسته‌تر مي‌شود.
درخواست هواي پاك براي حفظ سلامتي ، حقي طبيعي و اساسي است كه بنا به اعلام اخير سازمان جهاني بهداشت تمامي دولت‌ها موظفند با جلب همكاري شهروندان خود براي بهبود كيفيت هواي شهرها بكوشند. در قانون اساسي كشور ما نيز اين توجه به حفاظت از محيط زيست وجود داشته‌است چنانكه در اصل 50 خود حفاظت از محيط زيست كه نسل امروز و نسل‌هاي بعدي بايد در آن حيات اجتماعي داشته باشند، وظيفه‌اي عمومي دانسته شده‌‌است.
" اصل پنجاهم _ در جمهوري اسلامي، حفظ محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات رو به رشدي داشته باشند،وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است."

بند ب ماده 12 ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي‌ - ‌اجتماعي و فرهنگي و اعلاميه جهاني حقوق بشر دولت‌ها را موظف به بهبود بهداشت محيط و بهداشت صنعتي از جميع جهات كرده است كه دولت ايران نيز مفاد آن ميثاق و اين اعلاميه را پذيرفته و تعهد كرده كه شرايط "برخورداري از هواي پاك و محيط سالم، تغذيه سالم و بهداشت و سلامت جسمي، روحي و اجتماعي " را به عنوان حقوق اساسي شهروندان خود مهيا سازد.

*****

آلودگي محيط زيست مسئله‌اي جدي است كه مردم و به‌ ويژه دولت بايد براي آن چاره‌ اي بيانديشند زيرا اساسي‌ترين حق انساني يعني حق حيات و حق بهره ‌مندي از زندگي سالم در گرو آن است. از سوي ديگر ارتباط تنگاتنگي بين مقولاتي چون دموكراسي و حقوق بشر، عدالت اجتماعي، حقوق شهروندي، كارآمدي دولت‌ها، مديريت علمي،‌ توسعه متوازن و پايدار، فرهنگ و اخلاقيات اجتماعي و در نهايت حفظ محيط زيست وجود دارد كه همين ارتباط بر سنگيني وظيفه دولت‌ها و مديران شهري مي‌افزايد.
آلودگي هوا سالانه باعث مرگ زودرس 2 ميليون انسان در سراسر جهان مي‌شود كه نيمي از اين تعداد در كشورهاي در حال توسعه كه يكي از آنها ايران است، جان مي‌سپارند. اصلي‌ترين قربانيان آلودگي هوا را افراد سالخورده، ‌كودكان و شيرخواران، ‌مبتلايان به آسم و بيماري‌هاي تنفسي مزمن، بيماران قلبي عروقي و طبقات محروم اجتماع تشكيل مي‌دهند.
درحالي ‌كه از بروز اولين بحران‌هاي آلودگي هوا در پنسيلوانيا (1948) ، لندن (1952) و نيويورك (1953) كه هر كدام چند هزار قرباني گرفتند و به عنوان فاجعه‌هاي زيست محيطي در كتاب‌هاي مرجع پزشكي و علوم زيستي ثبت گرديدند، بيش از 50 سال مي‌گذرد،‌ متاسفانه در مسيري گام مي‌نهيم كه آثار سوء آن حداقل نيم قرن پيش در كشورهاي ديگر جهان مشاهده و راه‌هاي مقابله با آن شناسايي شده ‌اند.
بروز و ادامه بحران آلودگي هواي تهران در سال‌هاي گذشته نشان‌ دهنده آن است كه عملكرد مديريت شهري ما حداقل نيم‌ قرن از مديريت شهري كشورهاي توسعه‌يافته فاصله دارد. در دنياي امروز بي‌توجهي به حق حيات و حق سلامت انسان كه از حقوق اساسي شهروندان به شمار مي‌آيند، پيامد الگوي توسعه نامتوازن و ناپايدار در كشور ماست كه تخريب جنگل‌ها و مراتع، آلودگي شديد درياي خزر و رودخانه‌ها و سفره‌هاي زيرزميني آب از نشانه‌هاي آن هستند.
هر چند آمار دقيقي از ميزان مرگ و ميرهاي ناشي از بحران آلودگي هواي تهران در دست نيست، ولي با توجه به جمعيت حدود 10 ميليوني شهر مي‌توان ابعاد اين فاجعه انساني را حدس زد: ده‌ها هزار قرباني و سالانه حدود 8 ميليارد دلار خسارت ! اين ارقام جداي از چندين(7-8) ميليارد دلاري است كه صرف وارد كردن بنزين و دود شدن آن در شهر مي‌شود. شاهد اين مدعا وضعيت اعلام شده درباره هواي پاك در تهران در سال گذشته است. در سال 1383 فقط 46 درصد از روزهاي سال، هواي شهر پاك بوده كه اين رقم در سال گذشته به 28 درصد كاهش يافته‌است.

*****

عوامل اصلي در بحران آلودگي هواي تهران را مي‌توان چنين فهرست كرد: " عدم تناسب ميان تعداد خودروهاي توليدي با ظرفيت ترافيك شهري، كمبود ظرفيت لازم براي حمل و نقل عمومي، خودروهاي فرسوده، استاندارد نبودن يا كيفيت نازل خودروهاي توليدي ، استاندارد نبودن سوخت خودروها، فقدان آموزش‌هاي عمومي و ضعف اطلاع‌رساني و كنترل ترافيك" .
بيش از 80 درصد آلودگي هواي تهران به آلاينده‌هاي ناشي از خودروهاي پراكنده در سطح شهر ارتباط دارد. آنطور كه گزارش ستاد خبري ترافيك نشان مي‌دهد كل زمان فعاليت تمام خودرو‌ها به غير از وسايل نقليه عمومي در تهران، روزانه 19 ميليون و 500 هزار ساعت است. حدودً 2 ميليون و 500 هزار اتومبيل در شهر تهران تردد مي‌كنند در حالي‌كه كل سطح تهران700 كيلومتر مربع است. طبق آمارها در سالهاي اخير،هرساله500هزارخودرو جديد به ميليون ها خودروي ديگر اين شهرافزوده مي شود، در حالي‌كه تنها 300 كيلومتر بزرگراه در تهران احداث شده است.
باز هم آمارها نشان ميدهدكه 2 / 5 ميليون خودروي فرسوده بالاي10سال و6 /1ميليون خودروي بالاي 20سال در كشور در حال تردد است. مصرف سوخت خودروهاي فرسوده 3برابرو آلايندگي شان چندين برابر استاندارد است !و به اين ترتيب مي توانيد سهم آنها را در آلودگي هواي شهرهاي بزرگ و پرتراكمي مانند تهران ، اصفهان ، مشهد ، تبريز ، شيراز و ... حدث بزنيد !
وجود همين آمارها كافي است كه مشخص شود در چند دهه اخير ، مشكلات حمل و نقل و به تبع آن آلودگي هوا در تهران به صورت بزرگترين معضل شهري درآمده و تهران را به يكي از آلوده‌ ترين، پر ازدحام‌ترين و نامنظم‌ترين كلان شهرهاي جهان تبديل كرده كه از حداقل شرايط استاندارد روز دنيا برخوردار است .
آلودگي هوا بر بسياري از جنبه‌هاي زيستي انسان‌ها اثرگذار است. تاثير مخرب آلاينده ها بر كيفيت هوايي كه زندگي ما منوط به تنفس آن است، بر كيفيت پوشش گياهي خاكي كه بستر توليد مواد غذايي ماست، بر كيفيت آبي كه به تعبير قرآن زندگي ‌دهنده به هر موجودي است، برشيوع و تشديد بيماريهاي مزمن تنفسي ، قلبي و عروقي ، عصبي و ...حتي بر كيفيت توليدات صنعتی هشدار دهنده است. " ظهر الفساد في البّر و البحر بما كسبت ايدي الناس : زمين و دريا با دست انسان‌ها به تباهي و تخريب كشيده مي‌شود." (قرآن كريم).

*****

اگر دويست سال پيش، تهران به خاطر آب و هواي خوب، جويبارهاي متعدد و دامنه‌هاي سبز و رويايي اطرافش به عنوان پايتخت ايران انتخاب شد، اما تهران امروز هيچ شباهتي به تهران آن روزها ندارد. مهاجرت گسترده به تهران در سال‌هاي 1320 تا 1376 آن را به كلان شهري بزرگ، شلوغ، پر ترافيك و دودآلود تبديل كرده كه وضعيت آن هر بارهشداردهنده اعلام مي‌شود.
در چنين شرايط نگران‌كننده‌اي راهبردهاي تقليل ‌دهنده امر به زوج و فرد كردن تردد خودروها قطعا كارساز نيست. درحالي‌كه سيستم حمل و نقل شهري ، همچنان نابسامان است، تا وقتي كه اتوبوس‌هاي گازوئيلي همچنان در شهر جولان مي‌دهند و شهروندان ما براي سوار شدن به همان اتوبوس‌ها، در ايستگاه‌ها با هم رقابت مي‌كنند تا چند سانتي‌متري جا براي خود دست و پا كنند، تا وقتي كه انواع اتومبيل‌هاي دهه 1340 و پيش از آن به‌جاي آنكه به موزه‌ها سپرده شوند، در خيابان‌هاي شهرمان تردد دارند، تا زماني كه پروژه‌هاي ساختمان‌سازي وسيع و ساخت برج‌هاي بلند بدون در نظر گرفتن فضاي سبز لازم براي هر خانوار اجرا مي‌شود، وقتي كه كمربند سبز حاشيه شهر تهران و بسياري شهرهاي بزرگ ديگر را مافياي زمين‌خوران مي‌بلعد، طرح‌هاي كاهش‌دهنده آلودگي هوا اثر محسوسي نخواهد داشت ! در چنين اوضاعي است كه به ناگاه لغو محدوديت ايجاد واحدهاي صنعتي در شعاع 100 كيلومتري تهران مهرورزانه به تصويب دولت آبادگر و عدالت گستر ميرسد ! آنهم در شهري كه بيش از 800 هزار و 600 واحد صنعتي در آن استقرار دارند !
بي‌پناهي شهروندان ايراني در برابر معضلات ناشي از سوء‌مديريت شهري و ملي و نداشتن نگاه و برنامه علمي براي اداره جامعه نه تنها در بحث آلودگي هوا و ترافيك بلكه در معضلاتي چون تلفات جاده‌ها، سوانح هوائي ، حوادث طبيعي مانند سيل و زلزله، فقر و فحشا ، اعتياد، سوء‌تغذيه كودكان، بيماري‌هاي رواني و خودكشي‌ها نيز هويداست. با اين حال ورود شهروندان به عرصه مديريت شهري كه پايگاه اصلي آن شوراهاي اسلامي شهر و روستاست، مي‌تواند مرهمي بردرد و رنج آنان با حضور مستقيم شهرونداني موثر و مردمي در شوراها باشد.
نكته ديگري كه با بحث آلودگي هوا و مشكلات زيست محيطي ديگر ارتباط تنگاتنگي دارد، رشد سريع جمعيت انساني است. در كلان شهري چون تهران با حدود 10 ميليون جمعيت و حداقل 5/2 ميليون سفر درون شهري ، آلودگي هوا نسبت مستقيمي با جمعيت شهر هم پيدا مي‌كند. خوب است جداي از تبعات اقتصادي، آموزشي، فرهنگي و اجتماعي، تشويق به افزايش جمعيت كشور و وعدة ايران120 ميليوني ! را از زاويه مشكلات زيست محيطي هم بررسي كرد.

*****

در شهرهاي پرتراكم جهان سوم از جمله تهران كوشش‌هائي هم كه براي بهبود وضعيت آلودگي هوا انجام شده به دليل افزايش بي رويه جمعيت ، فقدان مديريت شهري بطور علمي ، خودروهاي غير استاندارد و يا فرسوده و صنايع قديمي و آلوده كننده، نتيجه محسوسي به دنبال نداشته ‌است. مسئله ديگري كه در همين زمينه قابل توجه ‌است اينكه، برنامه‌ريزان كشورهاي در حال توسعه يا ‌توسعه نيافته از منابع مالي لازم براي مبارزه با آلودگي هوا هم برخوردار نيستند چون توجه اصلي آنها بيشتر به تامين بقا، مسكن و غذاي جمعيت رو به افزايش است.
همه اين عوامل نشان مي‌دهد كه ارائه هر طرحي براي بهبود هواي تهران و شهرهاي بزرگ ديگر نيازمند طرحي چند جانبه براي بهبود كيفيت هواي تمامي نواحي شهر مي باشد. در برنامه ريزي و اجراي طرح هاي رفع آلودگي هوا كه فقط يك معضل شهري نيست بلكه يك معضل ملي هم هست ،همكاري ميان بخشي ، مشاركت نهادهاي غير دولتي و همه مردم در قالب يك تلاش ملي به ضروري است. استفاده بهينه و گسترده از امكانات مخابراتي و ارتباطي براي خدمت‌رساني و خدمت‌دهي مي‌تواند يكي از برنامه‌هاي موءثر براي كاهش سفرهاي شهري و بين شهري و كاهش آلودگي هوا باشد چنانكه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته، با وجود فن‌آوري‌هايي چون تلفن، دورنگار، پست و اينترنت حضور فيزيكي و مراجعات مستقيم ارباب رجوع به ادارات و موءسسات كاهش يافته و با سرمايه‌گذاري در وسا يل نقليه عمومي و ترويج فرهنگ استفاده از آنها ، كارآيي شبكه راه‌ها و حمل و نقل افزايش يافته‌است.
آلودگي هوا آسيبي است كه متوجه همه افراد اعم از سالم يا بيمار است، هم مردمي كه از بيماري‌هاي تنفسي و يا قلبي رنج مي‌برند، حق حيات خود را در معرض تعرض بيشتري مي‌يابند و هم افراد سالمي كه گمان مي‌كنند شرايط جسمي‌شان به آلودگي هوا عادت كرده، دير يا زود دچار عوارض آن خواهند گرديد ! و كودكان و سالمندان قربانيان اصلي اين تراژدي انساني هستند ؟!!
باور به منزلت ذاتي و كرامت انساني و تعهد نسبت به تامين حقوق اساسي شهروندان شرط اصلي برنامه‌ريزي و موفقيت در حل معضلاتي چون آلودگي هوا و تخريب محيط زيست است كه فقط با هماهنگي و همكاري قواي اصلي كشور ، دستگاه‌هاي اجرايي مختلف و سازمان هاي غير دولتي و مردمي براي رفع آن مي توان برنامه ريزي و اقدام كرد.

*****

خیلی طولانی شد ولی مسائل بغرنجی چون : تخریب محیط زیست و ازجمله آلودگی هوا ، فقدان مدیریت علمی در شهرودیارمان و ضعفهای فرهنگ عمومی و اخلاقیات اجتماعی دراین زمینه و اخلاق زیست محیطی همه و همه چنین بحث مفصلی را طلب میکرد!
تحلیل انتخاباتی که به هر کیفیت پشت سر گذاشتیم ! ونیز در پیش روی داریم ؟! ، تصویب قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیامدهای آن و جور و جفائی ( بخوانید مهرورزی و عدالت ! ) را که بر دانشجویان ،دانشگاهیان و دانشگاههای کشور می رود و ...به خواست خداوند برای پست های بعدی میگذاریم !

" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "


وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™