چهارشنبه 8 فروردین 86 :: March 3, 2007 

به كدامين گناه..."-گناه زن بودن؟!( 2 )


(و چون يكي از ايشان را از دختر "زادن" همسرش خبر دهند، چهره اش از "خشم و تاسف" سياه شود و تاسف خود را فرو خورد! – سوره نحل- 58 و نيز سوره تكوير-8 و9 ).
*****
نقد و ارزيابي دلايل موافقان و مخالفان
سهميه بندي جنسيتي دانشگاه :
در پست قبلي، دستيابي يكسان به آموزش عا لي را به عنوان يكي ازحقوق اسا سي شهروندان (اعم از زنان و مردان) از ديدگاه ديني، قانوني و خرد جها ني دانستيم. همچنين ضرورت وضع قوانيني مبتني بر "تبعيض مثبت" براي رفع ستم و حقوق تضييع شده تا ريخي زنان در جامعه و فرهنگي مردسالار و در جهت تحقق عدالت جنسيتي، عدالت آموزشي و ... عدالت اجتماعي را، يكي از وظايف حكومت ها برشمرديم. گفته شد كه افزايش اقبال به آموزش عا لي و پذيرش زنان در دانشگاه نشانه اي از گسترش آگاهي و فراگيري جنبش اجتماعي زنان در جهان امروز است. سپس فرصت شناسي!! نمايندگان مجلس استصوابي (هفتم) در خصوص ارائه مجدد "طرح سهميه بندي جنسيتي" در آستانه سالگرد انقلاب، اتمام مهلت تعيين شده در قطعنامه تحريم شوراي امنيت و محكوميت اخير كشور در مجمع عمومي سازمان ملل به اتهام نقض حقوق بشر مورد نقد قرار گرفت. قرار شد كه اين پست و در آستانه روز جهاني زن (17- اسفندماه) به حقوق زنان اختصاص يا بد.

*****
ابتدا و بعنوان مقدمه اشاره اي كوتاه به تحولات آموزش عالي و نسبت آن با ساختار قدرت و جنبش اجتماعي زنان مي كنيم و بعد به نقد وارزیابی نظرات موافقان و مخالفان طرح سهميه بندي جنسيتي می پردازیم :
تحولات آموزش عالي و ساختار قدرت:
دوره اي كه آموزش عالي عمدتاً نخبه گرا بود و به طبقات خاص جامعه و بويژه جنس مذکر اختصاص داشت، سپري شده است. از چند دهه پا يا ني قرن بيستم به اين طرف، آموزش عالي رو به همگاني شدن گذاشته و به يك تقاضاي اجتماعي
مشترك زنان و مردان و حقوق اساسي شهروندان تبديل شده است. با ظهور عصر اطلاعات و ارتباطات و خارج شدن آموزش و دانش از انحصا رجوامع و گروههاي اجتماعي خاص، ساختار قدرت كشورها نيز دچار يك تحول مفهومي گرديده و به جاي قدرت نظامي و يا حتي توليد اقتصادي به توليد علم و دانايي متكي شده است. در جامعه اطلاعاتي دسترسي به اموزش و دانش گسترش مي يابد و دانايي مردمي ترين منبع قدرت شده است (جا به جايي در قدرت ، تا فلر،انتشارات خوارمي، 1370).
زندگي در جامعه جديد بسيار عميق تر و گسترده تر از گذشته به دانش و اطلاعات وابسته شده است. در گذشته آموزش هاي دانشگاهي در يك مقطع خاص براي زندگي شغلي يك شخص كافي بود اما در قرن 21 آموزش مادام العمر شرط بقا و زندگي است. نتيجه اين تحولات ساختاري، زندگي دانايي محور و توسعه مبتني بر دانايي است. حال اگر دانايي محور زندگي فرد و پيشرفت و توسعه جامعه است، ديگر فرقي بين زن و مرد نيست.دانشگاه به عنوان يك نهادواسط فرهنگي واجتماعي ممتازي كه عميقاً بينش و شخصيت و دانش سياسي و اجتماعي افراد را افزايش مي دهد به تمام شهروندان (چه زن، چه مرد) تعلق دارد و معياري محكم براي تخمين ميزان عدالت اجتماعي است. اين است كه تلاش براي جنسيتي كردن آموزش هاي دانشگاهي را قطعا" مي توان محروم كردن زنان از حداقل امكانات و سرمايه هاي اجتماعي و آموزشي دانست كه
حق مسلم هر انساني است.

*****
اكنون برويم سر اصل مطلب و با هم دلايل موافقان طرح سهميه بندي جنسيتي "طرح " براي ورود به دانشگاهها را نقد و ارزيابي كنيم :
از مجموع 118 نظر دريافت شده در وبلاگ (تا زمان تنظيم اين پست)، پس از كنار گذاشتن نظرات بدون ارتباط با موضوع مورد بحث و نظرات تكراري، 52 اظهار نظر در باره "طرح" مورد بررسي قرار گرفت. از اين تعداد: 44 نفر (30 مرد و 14 زن) يعني6/ 84 درصد افراد با طرح سهميه بندي جنسيت آزمون ورودي دانشگاهها مخالفت كرده اند و 8 نفر (همگي مرد ) يعني 6/13 درصد افراد موافق " طرح" بوده اند. حال با داشتن اطلاعات آماري فوق در يك ستون: نظرات و دلايل موافقان طرح و در ستون دوم: نقد ارزيابي آنها را بصورت خلاصه مي آوريم ، تا چه در نظر آيد و چه قبول افتد!

ستون-1- دلايل موافقان "طرح":
1.هدر دادن بيت الما ل
2.افزايش سن ازدواج
3.بالا رفتن آمار طلاق
4.ضربه غير قا بل جبران به قداست خانوادگي (جنسيتي)
5.نا تواني جسمي زنا ن
6.عقب افتا دن پسرها در تحصيل
7.خطرنا ك بودن شيوه فعلي ورود دختران به دانشگا ه براي كشور
8.مشكل نظام وظيفه و عدم فرصت هاي برابر

ستون-2- نقد و ارزيابي دلايل موافقان طرح:
1.هدر دادن بيت الما ل:
++ نقد و ارزيا بي-
1.اكنون كه در نظام مردسالار مديريتي واجتماعي-اقتصادي ، بيش از 80 درصد مشاغل دراختيارآقايان است ، كشورازنظر
بهره وري درآخرين رده هاي جهاني است و بيشترين اتلاف منابع را دارد (و بالاتر از سياهي رنگي نيست!).
2.سرما يه گذاري در آموزش زنا ن تا عا لي ترين سطوح تخصصي اتلاف بيت المال نيست ! بلكه تربيت درست نسل آينده و افزايش سرما يه اجتماعي و پيشرفت كشور را تضمين مي نما يد.
3.عدم حضور پزشكان و پيراپزشكان در مناطق محروم كشور به علت كمبود بودجه و اعتبارات وزرات بهداشت و كمبود امكانات كا ر و زندگي در آن منا طق است تا زن و يا مرد بودن آنا ن!
4.سهميه بندي جنسيتي و عدم پذيرش كليه داوطلبان ورود دانشگاه بر پا يه شايستگي علمي آنان موجب افت آموزش و كيفيت علمي در دانشگاه و اتلاف بيت المال مي شود.
***
2- افزايش سن ازدواج
++ نقد و ارزيابي :
1.فقر فرهنگي و اقتصادي، بيكاري و عدم امنيت شغلي و نداشتن مسكن وامكانات زندگي مناسب علت اصلي بالارفتن سن ازدواج است.
2.افزايش دانش و آگاهي جوانان (به عنوان مثال در دوره دانشجويي) معمولاً موانع و تشريفات غير منطقي ازدواج مانند مهريه سنگين و ...را كاهش ميدهد.

***
3- بالارفتن آمار طلاق
++نقد ارزيابي :
1.فقر و بيكاري ، اعتياد (مردان)، ناآگاهی و بی سوادی ، فحشا و ناهنجاريهاي اجتماعي ناشي از فقر اقتصادي و فرهنگي، خشونت هاي خانگي و افسردگي هاي ناشي از آن در زنان عوامل اصلي بالارفتن آمار طلاق است.
2.افزايش سطح دانش و آگاهي هاي عمومي موجب تفاهم و قوام بيشتر خانواده و جامعه و سرمايه اجتماعي است.
***
4- ضربه غير قابل جبران به قداست خانوادگي(جنسيتي)
++ نقد و ارزيابي :
1.مرد و زن از نظر جنسي متفاوتند ولي هر دو انسان هستند و از حقوق برابر در خانواده و جامعه و مسئوليت هاي اجتماعي برخوردارند.
2.آموزش عالي و افزايش توانمندي هاي زنان و يا مردان در جهت تقويت شئونات خانوادگي و ديني است.
3.برداشت هاي يك جانبه و مردسالارانه از "شرع" موجب عقب افتادگي فكري و تلقي نادرست برخي از قداست خانوادگي و جنسيتي است.
***
5- نا تواني جسمي زنان در برخي رشته هاي دانشگاهي
++ نقد و ارزيابي :
1.توانايي و نا تواني جسمي، امري نسبي است و هم در مردان و هم در زنان مي تواند باشد و در آزمون شفاهي و اختصا صي رشته هاي دانشگاهي به اين مسايل توجه مي شود.
2.زنان از نظر ژنتيك (با داشتن يك كروموزوم بيشتر) مقاومت بيشتري در برابر بيماريها و شرايط محيطي دارند و اين واقعيت را مي توان در تعداد بيشتر جمعيت زنان، بالاتر بودن ميانگين سني و تحمل شرايط سخت كار و زندگي در روستاها، عشاير كوچنده و شاليزارها و مزارع شمال و مركز و ساير مناطق كشور مشاهده كرد.
3.تلقي ناتواني جسمي زنان بيشتر ناشي از بينشي است كه "زن" را "ضعيفه"، "جنس دوم" و "شهروند درجه-2" مي داند.

***
6- عقب ماندن پسرها در تحصيل:
++ نقد و ارزيابي :
1.ورود بيشتر دختران به دانشگاه طي سالهاي اخير بدون امتياز يا سهميه بر پا يه شايستگي بيشتر در يك مسابقه علمي و آزاد بوده است و حقي از پسران تضييع نشده است.
2.طبق گزارش گروه مطالعات زنان پژوهشكده تعليم و تربيت، دختران در همه پايه هاي تحصيلي قبل از دانشگاه در صدد قبولي بالاتري نسبت به پسران داشته اند.
3.چگونه است كه طي سالهاي طولاني در گذشته که سهم دختران در پذيرش دانشگاهها به 30 درصد هم نمي رسيد، هيچ اعتراض و يا پيشنهاد سهميه بندي جنسيتي بنفع انان ارائه نگرديد.؟!
4.بايد بجاي پاك كردن صورت مساله به حل مساله پرداخت و بجاي دادن سهميه به جنس مذكر، علل افت انگيزه تحصيلی دانش آموزان و دانشجويان پسر را در همه مقاطع تحصيلي قبل و بعد از دانشگاه ريشه يابي كرد.

***
7- خطرناك بودن شيوه فعلي ورود دختران به دانشگاه براي كشور
++ نقد و ارزيابي:
1.رعايت حقوق بيش از نصف افراد يك جامعه و توانمند سازي علمي آنان تضمين كننده اقتدار و پيشرفت و افزايش سرمايه اجتماعي است و نه خطري براي آن كشور
2.خطر اصلي براي كشور از نگرش هاي متحجرانه و افكاري است كه با عدم شناخت درست دين و مقتضيات زمان ، كرامت و منزلت و حقوق انسان ها را ناديده گرفته و سلايق خود را به زور قانون به آنان تحميل مي نمايند.

***
8- مشكل نظام وظيفه و عدم فرصت هاي برابر
++ نقد و ارزيابي :
1.تا زماني كه برگزاري آزمون سراسري بصورت كنوني است، پيشنهاد يكي از دوستان مبني بر افزايش فاصله 2 ساله كنوني تا اعزام به سربازي را من نيز تاييد مي كنم.
2.من هم معتقدم كه مقررات نظام وظيفه از حالت اجباري كنوني بايد تغيير يابد و بر اساس آمادگي و علاقمندي داوطلبان و همراه با امتيازاتي در نظر گرفته شود.

*****
اگر چه مطلب طولانی شد ولی چاره ای جز ارائه تحلیل و پاسخگوئی به دوستان عزیزی که اظهار نظر کرده بودند نداشتم ! میدانید که در آستانه 17 اسفند : "روز جهانی زن" هستیم و بنا دارم که به یاری خدا پست بعدی را هم به حقوق زنان و چالش های پیش رو اختصاص دهم ! شما چی ؟!

" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "


وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™