6 تیر
بحران در بحران- راهبردهاي پيشگيري و برون رفت!؟ (2)

"فرصت" را غنيمت شمار قبل از آن كه به "تهديد" تبديل شود. (( از وصيت اميرمومنان(ع) به امام حسين (ع) ))

در شماره قبلي وبلاگ ، به عنوان ارزيابي علمي شرايط پر مخاطره كشور ، به برخي از بحران هاي مبتلا به مانند بحران انرژي

هسته اي ، بحران قوميت ها ،بحران دانشگاه و.....اشاره شد. طي اين مدت نهضت بحران سازي هم ادامه يافت و همزمان با آغاز به كار شوراي حقوق بشر

سازمان ملل در ژنو ، تظاهرات اعتراض آميز و آرام زنان در ميدان هفتم تير تهران به خشونت كشانده شد و دهها تن از جمله دبير

كل سازمان ادوار تحكيم وحدت و نماينده مردم در مجلس ششم - آقاي مهندس موسوي خوئيني ها - بازداشت شدند.بنظر ميرسد

ايشان تاوان ايفاي وظائف نمايندگي مردم در مجلس ششم و تلاش بي وقفه اي را كه در دفاع از حقوق زندانيان سياسي داشت ،

ميدهد !؟ اميدوارم با واقع نگري و برخورد منطقي تر مسئولان ذيربط ، شاهد آزادي سريع تر آقاي موسوي خوئييني ها باشيم.

*****

و اما ادامه مطلب :

درك زمانه و ضرورت هاي آن، اساس هر " اصلاح بنيادي" است، چنان كه امام علي (ع) نيز از دست دادن فرصت ها و امكانات و

فقدان آينده نگري را موجب هرگونه تهديد و فساد مي داند.

منظور از اصلاحات اجتماعي ، انطباق هرچه بيشتر با واقعيات و ادامه حركت به سوي

آرمانها (مديريت راهبردي) ، ملاحظه توانمنديها(قوتها) و

ظرفيت هاي جديد (فرصتها)، تصحيح دريافت ها (ضعفها) و پيشگيري و

برون رفت از بحرانها (تهديدها) در كوران تحولات اجتماعي است. در اينجا مخاطب من

مديريت كشور بطور كلي ولي با نگاه و بينشي اصلاح طلبانه است. در اين نگرش، اصلاحات استحكام دهنده اصول و آرمانهاي

انقلاب اسلامي و در امتداد آنها به سمت توسعه و پيشرفت جامعه است. غرض از توسعه، توسعه پايدار، همه جانبه و متوازن است كه فرآيند و جرياني است

براي بهبود مستمر رشد و تعالي و بهره وري جامعه، به گونه اي كه همواره امكان هم زيستي آن با

محيط در حال دگرگوني (جهان امروز) و خواست هاي نوين مردم حفظ و تامين شود.

*****

هرچند جوهر توسعه و ابعاد آن غيرقابل تفكيك است ولي برخي جنبه هاي آن بطور ذاتي تقدم و اولويت دارد. همانگونه كه استقرار

جامعه مدني مبتني بر مباني معنوي و حقوق برابر انسان ها در همه كشورها و دسترسي به يك دموكراسي

بين المللي يك ضرورت همگاني است، ايجاد و تقويت يك نظام برنامه ريزي شده و درونزاي علمي وتكنولوژيك نيز يك نياز حياتي است. سهم و نقش اساسي

دانش، پژوهش و فناوري در ساخت اقتصادي ، اجتماعي و سياسي كشورها ايجاب مي كند كه به اين بخش ها به صورتي سرمايه اي نگريسته شود و حضور

دانشمندان و محققان و كارشناسان در تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي كشور برجسته شود. در جهان و جوامع توسعه يافته،

دانشمندان و فرهيختگان مي انديشند و سياستمداران و دولتمردان در پرتو آن انديشه ها اقدام مي كنند.

*****
امروز در اولين دهه هزاره سوم، دانش، فناوري و فرهنگ به مهم ترين عناصر قدرت تبديل شده و هر فرد

و جامعه به ميزان مشاركت در توليد، توزيع و برخورداري از آن، سهمي را به خود اختصاص مي دهد. البته در نظام نابرابر و تبعيض آميزي كه جهان امروز

با آن روبروست، بهره مندي از زمينه هاي مساعد در توسعه علمي و فني نيازمند آگاهي، عزم و اراده اي استوار و جدي است !

بايد به خود برگرديم و خود را ارزيابي كنيم!

"جهان سر به سر حكمت و عبرت است ***** چرا بهره ما همه غفلت است" ( حكيم فردوسي )

پس همانطور كه در شماره قبلي وبلاگ هم گفتم ، نوعي بازگشت به خود و نقد و ارزيابي بينش ها و عملكردها، ضروري است. در اين ارزيابي : مديريت ها

، نخبگان و اصلاح طلبان مخاطبان اصلي هستند، چرا كه بيشترين تاثيرگذاري و نقش را در جامعه و توسعه كشور داشته و دارند. من بجاي اينكه درجزئيات

بحث كنم و به هر عملكرد ضعيف، هر فرصت سوزي و يا هر بحران بپردازم، فقط به زمينه ها و ريشه هاي مشترك آنها و سپس به

راهبردهاي پيشگيري و برون رفت از بحران ها اشاره مي كنم. در اين ارزيابي علمي، با توجه به تعامل فرد و يانظام اجتماعي با

عوامل محيطي، قوتها و فرصتها را در يك ستون و ضعفها و تهديدها را در ستون دوم و بعد راهبردهاي پيشگيري و برون رفت از بحران را در ستون سوم

با هم بررسي مي كنيم.

ادامه مطلب بماند براي شماره بعد !؟

*****

" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "

6 تیر - 3: 23 1 - محمد
سلام.جناب دكتر كاملا مسايلي كه ذكر كرديد به جا و صحيح است ، ولي من در مطلب قبلي نيز شما را غافل خطاب كردم و واقعا تقاضا دارم به تبليغات بيش از اين انديشيده شود . ما شرايط اسفناك موجود را به خوبي مي دانيم و به سرعت بايد راه حلي اتخاذ كرد . شما در زمان تبليغات انتخاباتي مي گفتيد كه حتي حاضريد مهمان فين كاشان شويد ولي امروز سكوت شما بيش از همه به چشم مي آيد و بدانيد كه مردم به چهره ها بيشتر اهميت مي دهند . ... خوشا اگر نه رها زيستن ، مردن به رهايي...موفق باشيد
6 تیر - 4: 54 2 - سياوش
سلام جناب دكتر . من در گذشته نيز براي شما نظر قرار داده ام و همواره مطالب شما را مطالعه ميكنم . هنوز هم پس از اين همه بي برنامگي از جبهه اصلاحات و با اينكه معتقدم بيش از اينها ميتوانستيد پيشروي كنيد از شما راضي ام و قلبا براي شما احترام خاصي قائلم . بگذريم . متن زير نظرات شخصي من در باب فرهنگ و هنر ايران و اوضاع نا بسامان آن است . شايد چندان با نوشته ي شما مربوط نباتشد ولي من كل آن را براي شما ارسال ميكنم . انتظار دارم كه با ارائه نظر شخصي خود در وبلاگم هم از ميزان دقت شما در برخورد با دوستان وبلاگ نويستان آگاهي يابم و هم نظر شخصي شما را دريابم . منتظر حضور شما در تنبور مست هستم . در ضمن انتظاري براي تاييد و نمايش اين مطالب از شما ندارم ولي انتظار پاسخ چرا و بي صبرانه منتظرم . در پناه حضرت حق . يا علي مدد. ××× در تاریخ ۲۷ ساله حکومت اسلام گرایان در ایران همواره یکی از پر انتقاد ترین و مشکل ساز ترین ارگان ها در دولت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است . این وزارت خانه با حضور مستقیم و بی واسطه خود با مقوله فرهنگ و هنر همواره در معرض افراط و تفریط های واضح و گاه چندش آور بوده است . حوزه فرهنگ و هنر همواره به عنوان یکی از حساس ترین ارکان فکری جامعه از سوی سیاست گذاران مذهبی ایران در تنگناهای ویژه قرار داشته و به همین واسطه شاهد سانسور های بدون مرز بخصوص در حوزه کتاب و فیلم و موسیقی و ... بوده ایم . تا پیش از سوم تیر سال گذشته شاید به آسانی می توانستیم دوران وزارت آقای مهندس میرسلیم را سیاه ترین دوران وزارت فرهنگ پس از انقلاب بنامیم . ولی با ظهور دولت جدید و انتخاب آقای محمد حسین صفار هرندی به عنوان وزیر ارشاد دور جدید و نگران کننده ای از حیات این وزارت خانه حساس آغاز شد . انتخاب فردی که کم و بیش ۲۰ سال را در حساس ترین مناطق ایران در یک ارگان نظامی چون سپاه پاسداران گذرانده با هیچ توجیهی قابل قبول نیست. وزارت خانه ای که بیشترین ارتباط آن با حساس ترین لطیف ترین و بی آزار ترین قشر جامعه یعنی اصحاب فرهنگ و هنر می باشد شاهد ریاست یک اهرم نظامی با خلق و خوی ارباب رعیتی است که این اختلاف سطح فکری آقای هرندی میان ذات و کارش در سخنان ایشان موج می زند . به خبری که دیروز در روزنامه شرق چاپ شد توجه کنید : وزیر ارشاد:ساختار سینمایی ایران باید اصلاح شود . در خبر فوق کلمه باید نشانگر شخصیت ستیزه جوی وزیر محترم است که حتی پس از گذشت ۱ سال از وزارت ایشان هنوز نحوه ی جمله بندی خویش را اصلاح ننموده اند . چه افسوس خواهیم خورد هنگامی که اساتید هنری ایران برای ارائه هنرشان سالن های خارخ از خاک ایران را ترجیح می دهند و ملت خود را به ناچار از هنر نابشان محروم می کنند . هنوز شاهدیم اساتید موسیقی برای برگزاری کنسرت شهرهای فرنگ را به سالن های نه چندان مناسب تهران و شهرستان های ایران ترجیح می دهند . خفقان حاکم بر جامعه فرهنگ تنها در مدت ۱ سال تشدید شده و هر انصاف بیداری با مشاهده ی وضع موجود نگران ۳ سال آینده می شود . رخوت و رکود در سالن های سینما بی میلی اساتید موسیقی برای ارائه آثار هنری و برگزاری اجراهای زنده کاهش روز افزون تیتراژ کتاب و میل به مطالعه در میان جامعه ایرانی و حتی بی اعتمادی مردم به مطبوعات همه و همه نتیجه ی سیاست های غلط فرهنگی در ایران است . ***** سلام بر سياوش - به وبلاگ شما سر زدم و دغدغه هايت را تاييد ميكنم.اين شرايط دور از انتظار نبود و بلكه كاملا" پيش بيني ميشد.
7 تیر - 0: 54 3 - علي
سلام دكتر شبتون بخير _ الان كه مي نويسم شبه _ مثل اكثر نوشته هاتون ( و البته حرف زدنتون) : آرام و منطقي ولي بدون شور و هيجان فكر كنم برخلاف بقيه سياست مدار ها شعار و هيجان خون شما پايينه ! كه احتمالا به دليل پزشك بودنتونه
7 تیر - 1: 10 4 - اميرحسين
سلام آقاي دكتر ! خسته نباشيد. نكته ي مهمي كه در تعريف شما از اصلاح طلبي و مديريت بحران خود نمايي مي كند اتكا بر پتانسيلهاي خودي و از بين بردن فاصله هاي ايجاد شده با ارزشهاي اصيل انقلاب است. در واقع شبيه به همان بازگشت به خويشتن شهيد دكتر شريعتي يا مدينه ي فاضله ي خاتمي است كه هر دو با مخالفتهاي مدعيان بسياري روبرو شدند. خواهش ميكنم در مورد عبارت دموكراسي بين المللي بيشتر توضيح دهيد. ياعلي! ***** سلام بر امير حسين - منظورم جريان رو به گسترش دموكراسي و ساختار هاي دموكراتيك در سطح جهاني است .
7 تیر - 11: 48 5 - سيمين روزگرد
سلام... نمي دونم بگم چه قدر از اين كه بالاخره تونستم يه پل ارتباطي با شما پيدا كنم خوشحالم...خدا رو شاكرم از اين كه بالاخره چنين توفيقي رو نصيب من حقير كرد... من الان به يه مساله اي شك دارم:اين كه نويسنده ي اين وبلاگ جناب آقاي دكتر معين هستن؟؟ ....باز هم اگر قابل بدانيد نزدتان خواهم آمد... ***** سلام - خير مقدم ، از لطفتون سپاسگزارم.
8 تیر - 1: 08 6 - محمدمهدي
سلام آقاي دكتر...چطورين؟حالتون خوبه انشاالله؟ آقاي دكتر ما شما رو فراموش نكرديم اگه شما فراموش نكرده باشيد واقعا هر روز سر ميزنم و نظرات رو هم ميخونم ولي تا ميام نظر بدم پنجره بسته ميشه اميدوارم موفق و مويد باشيد ***** با سلام و تجديد ارادت !
8 تیر - 1: 44 7 - علي آزاد
دكتر خوبم، زندگي كودكي زندگي در بحران است: كودك به دليل فقدان شناخت نه تنها از خطر گريزي ندارد، بلكه موقعيت‌هاي عادي را نيز به وضعيت‌هاي خطربار تبديل مي‌كند. مسئله‌ي ديگر‌ اينجاست كه او با حضور خود محيط بزرگ‌سالان را نيز درگير بحران مي‌كند. بر مبناي اين ملاحظات، كودك را مي‌توان «استاد بحران سازي» براي خود و ديگري دانست! اما، كودك است و معصوميتش و... حال آن كه، پس از دوران كودكي، هنگامي كه پا در بزرگ‌سالي مي‌نهيم، با بزرگ‌سالاني مواجه مي‌شويم كه همچون كودكان بحران سازند: چرا؟ فقدان تحليل اصولي و در دام غريزه افتادن، آدمي را از درك درست باز مي‌دارد و اين چنين است كه مي‌بينيم بن‌لادن‌ها به اسم دين تيشه به ريشه‌ي دين مي‌زنند و به نام انسانيت بر عليه انسانيت قيام مي‌كنند. اين‌ها بزرگ‌سالاني كودك هستند كه سه تفاوت با كودك دارند: قادر به شناخت هستند،‌ حال آن كه كودك توانا به شناخت نيست. دوم، در برابر عمل خود مسئول هستند، حال آن كه كودك مسئوليتي در قبال عمل خود ندارد. سوم، از آنجا كه بغض دارند معصوم نيستند، حال آن كه عمل كودك بي‌هوا و از سر بي‌غرضي است و از همينجا معصوم مي‌باشد. البته، در اين بين باز هم بزرگ‌تباراني چون پيامبران را مي‌بينيم كه بر بزرگ‌سالاني كودك، نظير كودكاني بزرگ جثه دل مي‌سوزانند و براي خيرشان مي‌كوشند.
9 تیر - 5: 33 8 - ابراهیم
سلام جناب آقاي معين دوستان سينه چاك شما . كه دم از جامعه مدني و گفتگو ميزنند 2 تا وبلاگ هاي بنده را هك كرده اند . يك تذكري از جانب شما ميتواند درسي برايشان باشد كه جامعه مدني و گفتگو و دوستي را ميتوان حداقل در فضاي مجازي رعايت كرد . ممنون ميشوم تذكري بدهيد ***** سلام بر ابراهيم - نميدانم از كجا ميدانيد كه دوستان ... من هك كرده اند! كه نه سابقه اين كار را دارند و نه امكان آن را! در هر صورت من هيچگاه اين كار را تاييد نميكنم و با نظر شما موافقم كه ميتوان اختلاف نظر داشت ، در عين دوستي و احترام متقابل. موفق باشي.
9 تیر - 8: 08 9 - آدم
سلام آقاي دكتر 1- از حديثي كه نوشتيد شروع مي كنم. بعضي ها از هر آيه و هر حديثي هرطور كه دوست داشته باشند برداشت مي كنند. به اين حرف خودم وقتي ايمان آوردم كه شروع كردم حداقل براي يك بار به متن هاي صوتي و كتبي قرآن رجوع كردم و با واقعيات جامعه تطبيق دادم. كوچكترين چيزي كه فهميدم اين بود كه نه تنها به بسياري از آيات قرآن عمل نمي شود بلكه خلاف آن را در جامعه امروز عيناً مي بينيم. 2- دعا مي كنم ما روزي مثل عراق نشويم. يعني زمان حمله آمريكا به عراق تا لحظه اي كه نيروهاي آمريكايي كاخ صدام رو تسخير نكرده بودند سخنگوي دولت عراق همه چيز را تكذيب مي كرد و از قدرت بعث دم مي زد و ناگهان يك روز همه مقامات ارشد عراق غيبشون زد. 3- برام دعا كنيد كنكور قبول بشم. ***** دوست عزيزم - با سلام ،قرآن عملا" در ميان مسلمانان مهجور مانده است ، و اين نقطه آسيب پذير ماست . اميدوارم در كنكور وهمه آزمون هاي زندگي موفق باشي !
9 تیر - 11: 04 10 - محمد..
با سلام به نظره من يكي از مشكلات امروزي در نظام حكومتي اين است كه يك نفري كه در راس امور است و طرف طيف خاصي است بر تمامي تصميمات نظارت كرده و هر طرفي آنها را سوق مي دهد.در اين نظام هر كسي به خود اجازه مي دهد كه در مسائلي كه ربطي به آن ندارد نظر دهد و اين اعمال نظره ها گاها موجب سوق دادنه تصميم ها و دو رنگي شدن آنها مي شود. در
10 تیر - 4: 28 11 - محسن
جناب معين ! در دوران انتخابات نگاه بنده و امثال بنده به شما بود . شما كه (( الهه كولايي )) را مشاور قرار داده بوديد . چند سوال دارم از شما به عنوان كسي كه هنوز لايق رياست جمهوري مي دانمش : 1 . چرا پس از انتخابات اين گونه بي صدا نشستيد و مردمي كه به شما راي دادند را سردرگم گذاشتيد ؟ مگر شما از جناب كروبي چيزي كمتر داريد ؟ 2 . نمي دانم تا چه حد به اوضاع هم جنس گرايان در ميهن واقفيد . نمي خواهم شما بخ اعتقادات مذهبي خويشتن پشت كرده و به دفاع از هم جنس گرايان بپردازيد ولي ايا هرگز در مقام يك پزشك يا سياست مدار لحظه اي به تنهايي انان انديشيده ايد ؟ 3 . جناب معين ! مرد ارام و دوست داشتني عرصه سياست ! شما هرگز انديشيده ايد اگر رييس جمهور ميشديد براي اين اقليت جنسي در جامعه چه مي كرديد ؟ اميدوارم جامع و كامل پاسخ من را بدهيد تا اميد پيدا كنم كه دستم به يك دولت مرد دانا رسيده است . نمي خواهم مخالفت نكنيد . من پاسخ جامعه اين مرد سپيد موي را مي خواهم . ***** سلام - نوع و روش انجام مسئوليت در هنگام انتخابات و بعد از آن متفاوت است ، كنار كشيدن از صحنه مطرح نيست ! گرايشي را كه نام برديد چه از نظر پزشگي و فيز يولوژي طبيعي بدن و چه از نظر اخلاقي و اجتماعي ، انحرافي است و بايد با توجه به زمينه هاي پيدايش آن درمان شود ! موفق وسلامت باشيد.
10 تیر - 9: 17 12 - سجاد پورسلطان
سلام جناب آقای دکتر ! من رو که خاطرتون هست؟؟؟ اگر که نه !ستاد اهواز رو که یادتون هست؟؟باز هم اگر نه ستون نظرات مربوط به مقاله ی (( اصلاح طلبان و دغدغه های نوروزی )) شماره های _________رو مجددا مطالع بفرمایید...اگر خاطرتون باشه از ماهها پیش تلاش کردم تا در کنگره ی مشارکت حضور داشته باشم و خدا را شکر که تا حد زیاذی مقدمات اون فراهم شده...و باز خدا را شکر که باز گذر مرید به مراد می افتد و امیدوارم توفیق زیارت مجددحضرتعالی را پیدا کنم و ا و البته امید به اون دارم که شما هم این حقیر رو به محضر قبول كنيد .......ا ***** سلام - چيزي تغيير نكرده ! مثل گذشته دوستدار همه شما عزيزانم.
10 تیر - 9: 35 13 - سجاد پورسلطان
حتما که نباید انتخاباتی در پیش باشد تا توفیق زیارت شما را داشته باشیم...... گرچه چالش مهم ما با دوستان اصلاح طلب لاینحل مانده و همچنان آنها ما را به بخشی نگری و تعصبات بی خود و امثال اینها متهم میکنند و ما آنها را به بی توجهی نسبت به لایه های جامعه متهم میکنیم اما باز از میزان ارادت ما نسبت به شما کاسته نشده و نخواهد شد....راستی ! فراموش کردم که نشانی کامنت های خودم رو جهت استحظار عرض کنم از مقاله ي اصلاح طلبان و دغدغه هاي نوروزي 2 شمار ه شماره های 17 20 37 56 و البته کامنت های دوست همفکرم رويا .... و در مقاله ي قبل از آن (( دغدغه ها ...شماره 1)) شماره ی 10 24 59 و 65 راستي ! دوسته عزيزم خانم رويا كه از مسييولين ستاد نسيم اهواز هم بود در حال حاضر مديريت سايت پر مخاطب هويت را بر عهده دارد ....سايتي كه ديده هاي تبعيض قومي را مطرح مي كند..... منت بگذاريد و مشاهده بفرماييد متشكر ميشويم ...در پايان باز آرزوي ديدار مجدد شما را مطرح ميكنم و شما را به خدا ميسپارم.... شيشيش ***** با سلام مجدد - هويت رو هم زيارت كردم ، جالب بود! همگي موفق باشيد.
10 تیر - 9: 37 14 - سجاد پورسلطان
حتما که نباید انتخاباتی در پیش باشد تا توفیق زیارت شما را داشته باشیم...... گرچه چالش مهم ما با دوستان اصلاح طلب لاینحل مانده و همچنان آنها ما را به بخشی نگری و تعصبات بی خود و امثال اینها متهم میکنند و ما آنها را به بی توجهی نسبت به لایه های جامعه متهم میکنیم اما باز از میزان ارادت ما نسبت به شما کاسته نشده و نخواهد شد....راستی ! فراموش کردم که نشانی کامنت های خودم رو جهت استحظار عرض کنم از مقاله ي اصلاح طلبان و دغدغه هاي نوروزي 2 شمار ه شماره های 17 20 37 56 و البته کامنت های دوست همفکرم رويا .... و در مقاله ي قبل از آن (( دغدغه ها ...شماره 1)) شماره ی 10 24 59 و 65 راستي اگر منت بگذارید و از سایت دوست عزیزم رویا دیدن نمایید خوشحالمون میکنید... سایت هویت که دیده های تبعیض قومی را مطرح میکند....
10 تیر - 9: 38 15 - سجاد پورسلطان
10 تیر - 11: 42 16 - علي آزاد
خوشحال مي شوم پست آخرم، القاعده انتقام خونيني گرفت، را ملاحظه كنيد. خدا همراهتان.
11 تیر - 9: 33 17 - دانيال
با سلام و عرض ارادت خدمت دكتر معين عزيز بازگشت به خويشتن و در نظر داشتن نيازهاي انسان امروز از دغدغه هاي تاريخي نخبگان وطن ماست , از اينكه به اين نكته مهم اشاره فرموديد بسيار ممنونم. آقاي دكتر دانشجويان دانشگاه دولتي بجنورد هم كه تنها دو ترم از آغاز به كارش ميگذره براي دفاع از حقوق صنفيشون دست به تحصني 9 ساعته زدن كه اتحاد مثال زدني دوستان دانشجو و تدبير اونها در نظم تجمع جلوي هرگونه دخالتي رو گرفت و پيروزي رو نصيب اونها كرد. اين واقعه با همه سختيهايي كه به همراه داشت مطلب مهمي رو بر من ثابت كرد: "اگر ضرورت حقي براي جمعي آشكار شود , آن جمع براي رسيدن به آن حق حاضر به پرداخت هزينه ميشود." به اميد روزيكه همه انسانها حق خود را ضروري بدانند. در پناه حق سربلند و پيروز باشيد. ***** سلام - حق يار و ياورتان باد !
11 تیر - 5: 56 18 - امير وفا
معين عزيز از اينكه موشكافانه تحليل مي كني متشكرم و از اينكه بحث را با انتقادهاي موردي نمي آلايي و از حالت علمي به حرفهاي خاله زنكي نمي كشاني به خود مي بالم كه چو پارسالي راي به كسي دادم كه با عقايدش مانوسم. اما وظيفه ما تجهيز خود و تفهيم همه مردم است. چرا كه حركات عوامانه دولت محترم همچنان در جريان است و ملت عزيز نيز با آنكه در موجي از گراني و بيكاري دو چندان فرو رفته اند از اين حركات دولت خرسندند، دولتي كه حتي نمي خواهد پاسخگوي فشارهاي وارده بر ملت باشد و همچنان با منتقدان طلبكارانه صحبت ميكند كه چرا حمايتم نمي كنيد و يا بهتر بگويم كه چرا مجيزم نمي گوييد و تحسينم نمي كنيد.اما بايد بدانيم كه اين يك فرصت غنيمت است كه نثارمان گرديده تا با طرح مباحثي روشن به نقد خود و جامعه بپردازيم و البته به آن عمل كنيم تا به اميد حق فرداي روشني پيش رو داشته باشيم و يا لااقل نزد وجدان خود و خداي بزرگ سر بلند گرديم كه ما گفتيم هرآنچه لازم بود و عمل كرديم هرآنچه بايد.سر بلند باشيد ***** سلام امير عزيز - اميد دارم كه با خدمت به مردم وبه قصد خدا ، بتوانيم پاسخگوي نعمتها يش باشيم.آمين !
11 تیر - 8: 01 19 - دلارام اكار
سلام آقاي دكتر: نوعي بازگشت به خود و نقد و ارزيابي بينش ها و عملكردها، ضروري است. بله من هم مي گويم نقد و ارزيابي لازم است اگر قبل از اين كه آقاي خاتمي برود كارهايي انجام مي شد و نظر سنجي و يك برنامه ي خوب تشكيل مي شد و اصلاح طلبان كمي به هم نزديك تر مي شدند شايد الان يك اصلاح طلب رييس جمهور بود! با عرض معذرت در تاخيرم!موفق و پايدار باشيد ***** سلام بر اصلاح طلب جوان و مقاوم ! نه اندوه گذشته و نه اضطراب از آينده ! با توكل بر خدا و آگاهي بخشي به جامعه به تلاش خود ادامه ميدهيم !
12 تیر - 2: 03 20 - علي
سلام جناب آقاي دکتر خيلي متاسفم که از شما چنين حرفي را شنيد م شما که مطمئنا در گردهم آيي زنان نبوديد . اما مي گوييد "آرام" آرامشي بدون مجوز آرمشي در وسط چهار راه براي بند آوردن عبور و مرور مردم آرامشي با شعار هاي تند ..... متاسفم . هر روز که مطلبي از شما مي خوانم ذره ذره از ارادتم کم مي شود . باز هم متاسفم ***** با سلام مجدد - علي جان ،كشورداري آنهم در يك نظام اسلامي نياز به سوءظن و خشونت ندارد،نيازبه تحمل و تدبير ذارد كه خود نشانه اقتدار است ،بويژه كه شعار مهرورزي و دادگستري هم داده شده ! موفق باشي
12 تیر - 3: 07 21 - محمدمهدي
سلام مجدد آقاي دكتر! اين آقا ابراهيم رو من ميشناسم...ايشون يك سري مشكلاتي با وبلاگنويسان اصلاح طلب(كه البته از حاميان شما نبودند و از تند رويان بودند) داشتند كه خودشون باعث شدن درگيري هاي بوجود بياد...خوشبختانه ايشون وبلاگشون رو هم پس گرفته اند و اتفاقا ايشون نه تنها با اونا مشكل داره بلكه با من و خانوم دلارام(اصلاح طلب جوان) و داوود و بقيه كه تند رو هم نيستند مشكل دارد...به هر حال اميدوارم كسي اين چنين در مورد شما و هوادارانتون صحبت نكنه!!!!!!! موفق باشيد ***** سلام بر محمد(و) مهدي - از توضيحاتت ممنونم ، ولي از انتقاد و حتي تندي هاي دوستانم ذره اي به دل نخواهم گرفت حتي اگر توقع آنرا نداشته باشم ، چون ميدانم كه از دلها ئي پاك نشات گرفته ، آرزويم سربلندي و سعادت همه شماست.
12 تیر - 4: 41 22 - رویا
سلام دکتر عزیز به شما حق می دهم اگر مرا و خاطره ی آن 2 هفته ی تلخ و شیرینی را که بعد از ستاد اهواز در تهران سپری کردم و جزوه های ایمنی ام را که لای تراکت ها ی توی دستم نخوانده زار می زدند یادتان نباشد.این کامنت را می گذارم تا فقط تشکر کنم از شما و از دوستانم به خاطر هویت...بماند که از وقتی که وبلاگ هویت به شکل سایت درآمده فشار درس هایم نگذاشته چیز درخور توجهی درآن بنویسم اما بدک نیست لطف کنید و نگاهی به مطلب یکی مانده به آخر بیندازید با این عنوان:((شهر من گرسنه است...)) پایدار باشید :رویا ***** باسلام ودرود - حتما" موفق خواهي بود، سر كي ميزنم !
12 تیر - 5: 06 23 - سامان
سلام آقاي دكتر متانت تنها ويژگي اي است كه در تمام نوشته هاي شما ديده مي شود. در شرايط فعلي من فقط دو بحران را در ايران مي بينم: 1- تند روي هاي اسلامي 2-پاگرفتن نسل چپ هيچ سيستم منطقي براي عبور از بحران وجود ندارد. بايد با سيستم هاي فكري به روياروي اين دو خطر رفت. اين سيستم يك سيستم عقلي بر مبناي تفكر كاملاَ واقعي و منطقي است. خوشحال ميشم از وبلاگ من ديدن فرماييد و نظرتان را جويا شوم. ***** سلام سامان عزيز - از متانت شماست ! از لطفتون سپاسگزارم ، خدمت ميرسم.
13 تیر - 11: 36 24 - حسين نوراني
سلام آقای دکتر مطلب و پیشنهادی به جنابعالی داشتم که آن را با عنوان "فلسطین و تصدی وظایف جامعه مدنی توسط دولت"در وبلاگم قرار دادم. سپاسگزار می شوم اگر آن را مطالعه و مورد تجه قرار دهید. ***** سلام حسين جان - از يادآوريت ممنون ، نوشته و پيشنهادت را هم خواندم ، شكي ندارم كه بايد از مظلوميت ملت فلسطين دفاع كرد، مهمترين نقش را در اين زمينه نهادهاي مدني ميتوانند بعهده گيرند كه متاسفانه ياتوسعه نيافته و يا دچار محدوديتهاي جدي هستند! چرا كه اصحاب قدرت آنهارادريچه نفوذ دشمن ! ميدانند( از قول يكي از نمايندگان مجلس) !
13 تیر - 0: 53 25 - علي
باز هم سلام . از اين که به وبلاگ من آمديد ممنونم . شايد من درست منظور پاسختون رو نفهميدم . يعني جادبه بدون دافعه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظرم . ***** و باسلام و درود - يعني به تعبيراستادمطهري در كتاب " جاذبه و دافعه علي " ، داشتن جاذبه در حد اكثر آن و دافعه در حد ضرورت ! موفق باشي.
14 تیر - 2: 51 26 - علي
دوباره سلام . جناب دکتر يک چيزي درباره اوضاع اخير نوشتم . خوشحال ميشم نظرتون رو درباره اش بدونم . باز هم ممنونم . ***** سلام - مثل سايرموارد مسئولانه برخورد كرده اي ، البته در تعيين خطوط قرمز بايد با واقع بيني بيشتري عمل نمود ! خداحافظ
14 تیر - 3: 06 27 - مهدي همراهي
صرف نظر از زن و مرد بودن، شاید هم این واقعیت بشر است که در همه جای دنیا، پیرترها که خود را واقع گرا و سنتی می نامند، جوانتر های ایده الیست را بر سر عقل اورند !!! و جوانترها عاشق باشند و ژولیده و ایده الیست و اصول گرا :-) چند وقت پیش فیلمی در سینماهای فرانسه پخش شد به نام (ده اجوکتر) گروگان بسیار ثروتمند فیلم خود را به جوانانی که او را با ایده های عدالت خواهی به دنبال یک اتفاق گروگان گرفته بودند، معرفی کرد. دست راست بت عدالت خواهی جوانان در اختیار انان بود. و می گفت زمانی که جوانیم اگر ایده الیست نباشیم یعنی قلب نداریم و وقتی پیرتر می شویم اگر رالیست نباشیم یعنی عقل نداریم. به گمانم این قصه تکراری بشر است در کشورهای متفاوت دنیا عزیز ***** سلام - ...و جمع بين احساس و عاطفه قلبي ، و خرد و عقلانيت ، كمال مطلوب است ! اين حالت درمرحله رشد انسان ( حدود چهل سالگي ) بيشتر وجود دارد !
14 تیر - 7: 13 28 - عمار قاسمیان عزیزی
سلام به دكتر عزيز و آزادي خواه . آقاي دكتر ميخواستم اگه ميشه مقاله اي در رابطه با "عوامل بوجود آمدن نفرت از وطن در وطن پرستان " بنويسيد باشد كه بانيان اين امر عبرت گيرند . آقاي دكتر ديروز پير مردي را ديدم كه توان راه رفتن نداشت ولي براي لقمه اي نان كه تنها وسيله زنده ماندنش بود بار ميكشيد و عرق مي ريخت , اگر ميشود راجع به پايمال شدن حقوق بشر در ايران هم بنويسيد هم عمل كنيد , از ما كه گذشت باشد كه حقوق آيندگانمان پايمال نشود. ***** با سلام و آرزوي سلامتي - از شما و ما هم نگذشته است ...در نا اميدي بسي اميد است و ....!
14 تیر - 7: 20 29 - عمار قاسميان عزيزي
سلام آقاي دكتر . لطفا اگه ميشه مقاله اي راجع به "عوامل نفرت از وطن در وطن پرستان" بنويسيد .باشد كه بانيان اين امر بيدار شوند . آقاي دكتر ديروز پير مردي را ديدم كه توان راه رفتن نداشت ولي براي لقمه اي نان كه تنها وسيله زنده ماندنش بود بار مي كشيد و عرق ميريخت . آقاي دكتر اگر ميشود مقاله اي راجع به "پايمال شدن حقوق بشر در ايران" بنويسيد . از ما كه گذشت باشد كه حقوق آيندگانمان حفظ شود .
14 تیر - 11: 38 30 - سجاد پورسلطان
سلام آقاي دكتر ! دليل لغو كنگره ي مشاركتي ها فقط كم سعادتي من بود......خيلي دلم ميخواست شما رو زيارت كنم ....راستي آقاي دكتر! اوايل ماه اخير بي صبرانه منتظر نوشته اي از شما با موضوع دكتر شريعتي بودم ....و در حال حاضر بي صبرانه منتظر بازخواني تراژدي غمبار 18 تير..... تقاضاي اين حقير رو بي پاسخ نگذاريد.... راستي آقاي دكتر ! روزنامه جام جم در ويژه نامه مكث مورخ 1 تير مقالهاي رو با بهانه ي سالياد انتخابات نهم چاپ كرده بود كه واقعا بعضي قسمتهاش( از جمله مطالبي كه در مورد شما نوشته شده بود) جاي تاسف براي نويسنده داشت....اون مطالب حقيقتا مصداق بارز تاريخ نگاري همراه با حب و بغض بود...با اجازه ي شما در حال تهيه نقد و جوابييه اي نه از طرف كانديداها بلكه بهنوان يك خواننده هستم....موفق باشيد ما رو هم دعا كنيد ***** سلام سجاد عزيز - از محبتت ممنون ، از هر حرف ياوه اي نبايدناراحت شد، اين ها از همان ياران كارناوال عصر عاشوراي سال هفتادوشش هستند ! در باره هيجدهم تير هم ميتوانيدبه شماره اخير مجله چشم اندازhttp://www.meisami.com/Cheshm/Cheshm/Cheshm/ch38/03.htm مراجعه كنيد.موفق باشي !
15 تیر - 0: 27 31 - رویا
سلام و مزسي به خاطر حضور گرمتان باور كنيد من معني همه ي واژه ها را مي فهمم و فكر نمي كنم چيزي به عنوان انتظار بيش از حد در شهر من حتي به ذهن بيايد.امروز يكي از روزنامه هاي استاني(عصر كارون)تيتر يكش را به قطع برق در گرماي 50 درجه اختصاص داده بود .اين مسلما به نظر شما هم زياده خواهي نيست هست؟ ما سالهاست براي نگه داشتن آرمان هايمان مي جنگيم.و من مي دانم كه اين راه شايد انتهايش در ديد و زندگي من نباشد اما دست آورد هاي كوتاه مدتي اگر مي بود اميدي مي يافتيم.شايد اندك اميدي براي دل خوش كردن هايي چون اينكه انتخابات بعد باز واحد درسي حذف كنيم و ترك ديار كنيم و سانه سپر.گل به دست بگيريم و توجيه كنيم و بحث كنيم و بجنگيم.اما خوب فكر مي كنم اميد هايمان دارد پرپر مي شود.هر روز كه از خواب بيدار مي شوم باز هم مي توانم بگويم شهر من گرسنه است بي آنكه خودم همفكرانم و كساني كه دوستشان داريم(چون شما)بتوانند كاري انجام دهند دست همه مان كوتاه است و تنها عرصه ي فرهنگ آن هم با قيچي ها و سانسور و ...به رويمان در نيمه بازي گذاشته ولي باور كنيد ما باز هم تلاش مي كنيم هميشه...
16 تیر - 0: 09 32 - سامان
سلام آقاي دكتر معين. مي خواستم بگم داشتم مصاحبه امام خميني با يك خبرنگار ايتاليايي را مي خواندم كه در مورد خيلي از مسائل ايشان گفته اند جالب است در يك قسمت بيان كرده اند كه در مورد اعدام يك دختر آبستن به جرم زنا گفتند امكان ندارد اما بعد از اين كه فهميدند مطلب درست است فرمودند برويد و از دادگاهش بپرسيد حتماَ حقش بوده! چرا؟ يك مقاله ديگر در مورد دموكراسي در وبلاگم گذاشتم. خوشحال ميشوم در مورد اين مسئله از شما جوابي بشنوم.
13 آبان - 7: 58 33 -
سلام . نمیدونم چی بگم فقط خیلی خیلی متشکرم .
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢
" بیانیه حمایت از شایسته ترین کاندیدای انتخابات دهم "
عمل به مسئولیت اجتماعی: