آغاز سال جديد تحصيلي وماه ميهماني خدامباركباد!
تازه از سفر علمي به آلمان (شانزدهمين كنگره سالانه انجمن بيماريهاي تنفسي اروپا- ERS - در شهر مونيخ باشركت 16800 نفر و ارائه بيش از6000 مقاله علمي) برگشته بودم و قصد داشتم چند نكته آموزنده از نظر علمي، اجتماعي واجرايي درطليعه سال جديدتحصيلي به عنوان
سوغات (غرب) تقديمتان كنم، اما:
توقيف روزنامه شرق (و نشريات نامه، حافظ و خاطره) تصميمم را تغيير داد. در نظرم آمد كه با نگاهي علمي به این مساله سیاسی بپردازم.
*****
گرچه همان بينش واراده سياسي كه در سالهاي گذشته انتشار .....صبح امروز، جامعه ، سلام ، خرداد، ايران فردا، وقايع اتفاقيه،
جمهوريت، مشاركت، عصر ما، نوروز، یاس نو، اقبال و ...را برنتابيده اكنون هم به تعطيلي "شرق" منجر شده است ولي تاسف من بيشتر به خاطر توقف
تلاشي ارزنده و اثر بخش در عرصه فرهنگي و اجتماعي است.
توسعه مطبوعاتي از شاخص هاي مهم توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است و طبق
معيارهاي يونسكو براي هر يكصد نفر جمعيت يك كشور، انتشار حداقل 10 نسخه روزنامه ضروري است.
*****
مقايسه وضعيت مطبوعات در 3 كشور مهم منطقه يعني تركيه، مصر و ايران با مشتركات فراوان تاريخي ، فرهنگي و جمعيت تقريبا" برابر ، از اين نظر مي تواند قابل توجه باشد :
تركيه- انتشار 1/7 نسخه براي يكصد نفر (با 5/4 ميليون تيراژ).
مصر- 7/5 نسخه براي يكصد نفر (با 5/3 ميليون تيراژ).
ايران- 6/2 نسخه براي يكصد نفر (با 5/1 ميليون تيراژ).
يعني به رغم افزايش افراد با سواد، تعداد دانش آموختگان (فارغ التحصيلان دانشگاهي) و آگاهي هاي عمومي در ايران، هنوز هم از نظر رسانه هاي مكتوب به شدت توسعه نيافته هستيم.
*****
واقعيت اين است كه مطبوعات و آزادي رابطه اي تاريخي و تنكاتنگ دارند. مطبوعات به عنوان :
"ركن چهارم دموكراسي" نقش موثري در گسترش ظرفيت هاي جامعه و توانمندي شهروندان، جهت دهي به افكار عمومي، دفاع از
حقوق مردم، اصلاح ساختار قدرت و بطور كلي اصلاحات اجتماعي دارند. در جهان سوم و در فقدان احزاب سياسي، تشكل هاي
اجتماعي و نهادهاي مدني، مطبوعات و مطبوعاتيان مانند دانشگاهها و جنبش دانشجويي كاركردي سياسي يافته و عملاً در تعارض با ساختار توسعه نيافته
نظام خودكامه سياسي قرار گرفته و توقيف و تبعيد و زندان و ترور همواره در انتظارشان بوده است.
*****
نزديك به 170 سال از انتشار اولين روزنامه (1837) دوران معاصر در كشور ما گذشته است ولي "آزادي مطبوعات" فقط در دوره هايي كوتاه وجود داشته است:
اوايل دوره مشروطيت
سال هاي پس از شهريور 1320
بهار آزادي انقلاب اسلامي
دوره اصلاحات (1376تا تعطیلی فله ای مطبوعات)
طرفه آنكه در تمامي مقاطع تاريخي فوق، قوانين اساسي با صراحت حقوق مدني شهروندان از جمله آزادي عقيده، بيان، قلم و مطبوعات را به رسميت شناخته
و حكومت را در قبال تامين آنها و نيز تامين حقوق سياسي، حقوق اجتماعي و حقوق فرهنگي همه ايرانيان مسئول و پاسخگو دانسته است.در
قانون اساسی کنونی ما به تصریح آمده است:
"نشريات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد. تفضيل آنرا قانون معين مي كند". (اصل-24 قانون اساسي)
علاوه بر آن اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران نیز از جمله امضا کنندگان و متعهد به آن است ،آزادی مطبوعات را از جمله حقوق اساسی انسانها در همه جا می داند. (ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر)
"هر كسي بر خوردار از حق آزادي عقيده و بيان است؛ اين حق مشتمل است بر آزادي در داشتن عقايد بدون هيچ گونه دخالتي، و نيز آزادي در جست و جو و كسب و نشر اطلاعات و افكار از طريق رسانه ها بدون در نظر گرفتن مرزها"
*****
رسیدن به این حق - حق آزادی مطبوعات و حق دسترسی عمومی و آزادانه به اطلاعات - که هم دارای مبنای عقلانی و هم مبنای
دینی و هم چارچوب اخلاقی و قانونی است، البته یک نتیجه قابل مشاهده هم دارد: رشد معنوی جامعه، بالا رفتن سطح آگاهی عمومی و دغدغه ها و
حساسیت های ملّی. طبیعتاً جامعه ای اخلاقی تر است که درآن آزادی داشتن و قدرت انتخاب آزادانه بیشتر است و
جامعه ای همبسته تر و حساس تر است که بیشتر و بهتر می داند و خود را هم سهیم در دانستن می بیند.
به نظر من روزنامه شرق دراین ایام سهم بزرگی در بالا بردن سطح فکری، علمی و فرهنگی جامعه ایرانی داشت . فراتر از یک
روزنامه خبری بود و می شد درآن جایی برای تنوع اندیشه ها و انعکاس دیدگاههای گوناگون دید. افسوس که چنین فرصتی از ناحیه دست اندرکاران مغتنم
شمرده نشد و چنین امکان ملّی را فدای منافع جناحی خود کردند. به نظر شما در همین روزها اگر "شرق" بود، چقدر ملت ایران از
داشته های خود در این دوران بهتر مطلع می شد و چقدر از ابعاد واقعی تهدیدها و فرصت هایی که در این جهان وجود دارد بیشتر آگاهی می یافت؟
*****
اگر "شرق" بود - به گواهی روزهای آخر انتشارش - مردم می فهمیدند که می توان با فهم و زبان و ادبی شایستة این جهان و این زمان مثل
خاتمی چیزی بر داشته های یک ملت افزود، نه آنکه دایرة زندگی یک کشور را تنگ کرد.
اگر "شرق" بود جای مناسب تری برای سخن گفتن متفکران مسلمان بود که از کیان رحمانی اسلام و ادیان الهی در برابر
سیاست ورزی های مغرضانه و تنگ نظری های خشونت زا بگویند و نشان دهند که گفته های تعصب آمیز و تنش زايی نظیر آنچه
پاپ در این روزها گفت چقدر از حقیقت دور است و چقدر با واقعیت ناسازگار. بهر حال "شرق" نتیجه یک تلاش و تجربه موفق بود ، به همه دست اندرکاران و مدیران و نویسندگان و خبرنگارانش خسته نباشید می گویم و مطمئن هستم که این
"توان ملی" پشت ابر نمی ماند.
"پریرو تاب مستوری ندارد +++ چو در بندی ز روزن ره گشاید"
" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما"