الگوي آزادي، دموكراسي و حكومت مردمي !
براي من نوشتن در اين وبلاگ و ارتباط با عزيزترين دوستانم نه از سرعادت،بلكه يك نياز روحي و عاطفي و يك وظيفه اخلاقي و اجتماعي است. به عنوان يك دانش آموز و دانشجوي كهن ! دوستان واقعي، صادق و صميمي من شما جوانان و نوجوانان هستيد، آنهم فراتر از مرزهاي نژادي، فرهنگي و سياسي ! هرچند كه به عنوان يك دوست نيز خودم را مديون همه ايرانيان، اسلاميان و بلكه جهانيان مي دانم چرا كه همگي بندگان يك خدا و فرزندان يك خانواده ايم و احساس حقوق متقابل داريم! " آدمي چه بخواهد و چه نخواهد برادر ديگر آدميان است و دادگري با دوست و دشمن وظيفه اوست" و اين سفارش پيامبر آگاهي و رحمت(ص) ماست( الانسان اخواالانسان احب اوكره- عليكم بالعدل علي الصديق و العدو) و اين همان حقوق بشر است! يعني اعتقاد به ارزش و شايستگي انسان.
*****
در پست قبلي به مناسبت سالروز (27 مهرماه) انتشار اولين منشور آزادي و حقوق بشر توسط كوروش بزرگ ، به شهيد رمضان و امام بزرگ آزادي و عدالت اميرمومنان علي (ع) اشاره داشتم. امامي كه در يك جمله منشا حقيقي آزادي نوع بشر را بيان مي كند: "بنده همچون خودي مباش، زيرا خدا تو را آزاد آفريده است" (لاتكن عبد غيرك، وقد جعل الله حرا). قبلاً بيان شد كه "كرامت انساني" (اسري-70) گوهر اصلي آفرينش و نتيجه رابطه خدا با انسان (و نفخت فيه من روحي- حجر-29)، و گستره آن شامل همه اعضاي خانواده بزرگ بشري (بني آدم) و زيربناي آزادي، عدالت و صلح جهاني است.
*****
قرار بود كه اين بار به تبيين نسبت ميان كرامت انساني با دموكراسي و حقوق بشر بپردازيم. در فرهنگ ديني ما " آزادي" چه بصورت حقوق و آزادي هاي فردي و يا اجتماعي (بقره-256) لازمه كرامت انساني است كه از جهان بيني ما نشات گرفته و در اسلام به رسميت شناخته شده است. دين بطور كلي مشتمل بر ارزشهاي اخلاقي و حقوقي و وظايف انساني است. ارزش ها و حقوق و وظايف انسان در عين حالي كه منشا الهي دارند، بشري هم هستند و نتيجه خردورزي فردي و خرد جمعي جامعه بشري است. بعد از حق زندگي (مائده-32)، بزرگترين حق ارزشمند انسان، آزادي و اختيار داشتن اوست(اسري-36). اكنون ببينيم مهم ترين وجوه آزادي چيست؟
آزادي هاي شخصي(و حريم خصوصي)،آزادي فكر و انديشه،آزادي عقيده و مذهب،آزادي بيان و قلم، آزادي اجتماعات و اعتراض،آزادي كار و اشتغال،آزادي مسكن و اقامت،آزادي تملك و حق مالكيت،آزادي و حق تعيين سرنوشت و تعيين حكومت و ...
*****
بنابراين اگر كرامت و آزادي انسان لازم و ملزوم يكديگرند ، ببينيم چه نسبتي با دموكراسي و حقوق بشر دارند!؟ حقوق بشر پايه اصلي نظام اجتماعي است كه برخي از جنبه هاي آن را نام مي بريم: حق زندگي، حق آزادي، حق برابري، حق عدالت، حق دادخواهي عادلانه، حق شرافت و خوشنامي، حق آزادي عقيده، حق آزادي ديني، حق آزادي انديشه، حق آزادي بيان و قلم، حق تجمع و اعتراض، حق عضويت در احزاب و سازمان ها و تشكلهاي سياسي- اجتماعي و.... سه اصل كلي و زير بنايي حقوق بشر: " آزادي، برابري و برادري" است. اركان سه گانه دموكراسي نيز " آزادي، برابري و حكومت اكثريت" است. درباره خاستگاه " آزادي" از منظر دين و خرد قبلاً بحث كرديم، اكنون ببينيم "برابري و برادري" چه جايگاهي دارد. اصل برابري و عدالت همه جانبه از مهم ترين قواعد اساسي اسلام است و تمامي افراد بشر در مقابل قانون و حقوق و تعهدات برابرند و هيچ گونه تبعيضي از نظر نژاد، رنگ، خانواده، مليت و يا عقيده ميان آنان وجود ندارد بلكه تنها ملاك شرافت و برتري ، پرهيزگاري (حجرات - 13) است. برادري و اخوت ديني (حجرات-10) نيز يك اصل مهم اسلامي و مقدمه اخوت ابناء بشري و تحكيم صلح و همزيستي جهاني است، صلح به مفهوم يك آرمان اجتماعي و شرايط مطلوب در روابط بين المللي. به اين ترتيب ارتباط تنگاتنگ سه مقوله دموكراسي، حقوق بشر و صلح جهاني با هم و رابطه دو سويه آنها با عزت و كرامت انساني از ديدگاه ديني و عقلاني روشن مي شود.
*****
اكنون از منظر دموكراسي، حقوق بشرو صلح جهاني
وبا مروري كوتاه بر رويدادها و عملكردهاي نهادها و مسئولان ذيربط در سالهاي اخير وضع خودمان را در ايران ارزيابي كنيم :
برخوردهاي امنيتي و خشونت بار با فعالان و مخالفان سياسي، نويسندگان، خبرنگاران، هنرمندان، دانشجويان، معلمان، استادان، كارگران، فعالان اجتماعي و حقوق بشر، دگرانديشان، دراويش گنابادي، وبلاگ نويسان و ...، انحلال احزاب و اتحاديه هاي كارگري و تشكل هاي دانشجويي، سانسور و تعطيل مطبوعات و توليدات هنري، نظارت استصوابي و دخالت هاي غير قانوني در انتخابات، اعمال محدوديت براي سازمان هاي غير دولتي، تبعيض هاي قوميتي و مذهبي، تبعيض هاي جنسيتي و نسلي و صنفي، قطبي شدن جامعه به اقليت برخوردار و اكثريت محروم، گسترش فساد و فحشا و ناامني، افزايش مداوم سوانح و تلفات جاده اي، آلودگي هوا، تخريب محيط زيست و ... قانون شكني و اعمال نظر و دخالت هاي فراتر از اختيارات و ساختارهاي قانوني، تنش زايي درسياست خارجي و تهديد امنيت ملي، برخوردهاي دور ازشان منجر به تخريب فرهنگ عمومي و تحقيرملي و...
*****
اين تصويري است از واقعيت هاي تلخ كشور ما ؟! واقعا" اگر ادعاي پيروي از امام علي (ع) و تاسي به حكومت عدل علوي است ، خوبست تاملي در نامه 25 نهج البلاغه بشود تا به حرمت انسان و حقوق بشر وحتي حقوق حيوانات از ديدگاه عدالتخواه آن امام همام پي ببرند! اين نامه براي كسي است كه براي جمع آوري ماليات ماموريت داشته است :
" در حركت آي، با پرهيزگاري و ترس از خداوندي كه يگانه است و او را شريكي نيست. زنهار، مسلماني را مترساني و اگر خود نخواهد به سراغش مروي و بيش از آنچه حق خداوند است، از او مستاني. چون به قبيله اي برسي بر سر آب آنها فرود آي و به خانه هايشان داخل مشو. آنگاه با آرامش و وقار به سوي ايشان رو تا به ميانشان بري. سلامشان كن و تحيت گوي و در سلام و تحيت امساك منماي. سپس، بگوي كه اي بندگان خدا، ولي خدا و خليفه و مرا به نزد شما فرستاده تا سهمي را كه خدا در اموالتان دارد بستانم. آيا خدا را در اموالتان سهمي هست، كه آن را به ولي خدا بپردازيد؟ اگر كسي گفت: نه، به سراغش مرو و اگر كسي گفت: آري بي آنكه او را بترساني يا تهديدش كني، يا بر او سخت گيري، يا به دشواريش افكني، به همراهش برو و آنچه از زر و سيم دهد، بستان و اگر او را گاو و گوسفند و شتر باشد، جز به اجازت صاحبانش به ميان رمه مرو، زيرا بيشتر آنان از آن اوست و چون به رمه چارپايان رسيدي، مانند كسي مباش كه خود را بر صاحب آنها مسلط مي شمارد يا مي خواهد بر او سخت گيرد. چارپايي را رم مده و مترسان و صاحبش را در گرفتن آن مرنجان. پس مال را هرچه هست به دو بخش كن و صاحب مال را به گزينش يكي از آن دو بخش مخير گردان و در آنچه براي خود برمي گزيند، متعرضش مشو. سپس، باقي را باز به دو بخش كن و باز او را در گرفتن يكي از آن دو بخش مخير نماي و در آنچه براي خود برمي گزيند سرزنشش منماي. و پيوسته چنين كن تا آن قسمت، كه حق خداوند در آن است، برجاي ماند. پس سهم خدا را از او بستان و اگر پنداشت كه مغبون شده و خواست آنگونه قسمت كردن را بر هم زند، از او بپذير و بار ديگر دو قسمت را يكي كن و باز قسمت از سرگير. تا سهم خدا را از مال او معين كني و بستاني. و ستور پير و سالخورده و پاي و پشت شكسته و بيمار و لاغر و معيوب را مگير.
و چون مال مسلمانان را مي فرستي، آن را به كسي بسپار كه به دينداري او مطمئن باشي تا آن را به ولي امر مسلمانان برساند و او ميان مسلمانان قسمت نمايد. و به نگهداري آنها مگمار، مگر مردي نيكخواه و مهربان و امين را كه نيكو نگهباني كند. كسي كه با ستوران درشتي نكند و آنها را تند نراند و خسته شان نگرداند.پس، هرچه گردآورده اي، زود به نزد ما فرست تا ما نيز در جايي كه خداوند مقرر فرموده، صرف نماييم.
چون امين تو ستوران زكات را گرفت، از او بخواهد كه در راه ميان مادر و كره شيرخواره اش جدايي نيفكند و آن قدر آن را ندوشد كه كره اش را زيان رسد و با سوار شدن بر آنها خسته نكند و ميان آن شتر كه بر آن سوار مي شود يا آن را مي دوشد و ديگر شترها عدالت ورزد. و چنان كند كه شتر خسته بياسايد و با شتري كه پايش مجروح شده و رفتن نتواند بمدارار رفتار كند و آنها را بر سر آبگيرها برد و آب دهد و از راههايي براند كه به علفزارها نزديك باشد، نه از راههاي خشك و عاري از گياه، و ساعتها مهلت آسايش دهد تا آب خورند يا علف بچرند. تا به اذن خدا آنها را به ما برساند، فربه و پرتوان نه خسته و لاغر، و ما آنها را، چنانكه در كتاب خدا و سنت پيامبر (صلي الله عليه و اله) آمده، تقسيم كنيم. اگر چنين كني، اجر تو بزرگ باشد و تو را به رستگاري، ان شاء الله، نزديكتر سازد" .
*****
" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "