در شب يلدا وهمه افسانه ها و راز و رمزهايش ، با كهكشاني از ستاره ها در انتظار سپيده دم نشسته ايم ! در هجران " خورشيد جهان آرايمان " ، ظلم و بيدادگري ، ظلمت و گمراهي ، جهل وتحجر و تاريك انديشي ، نيرنگ و مردم فريبي ، ريا و دين فروشي و جنگ افروزي دجالان زمانه مرزهاي ملي و بين المللي را در هم نورديده و جهاني شده است !
در چنين شبي شما دوستانم را به شعر زيبائي از ه. ا. سايه مهمان ميكنم :
*****
" زندان شب يلدا "
چند اين شب و خاموشي؟ وقت است كه برخيزم
وين آتش خندان را با صبح برانگيزم
گر سوختنم بايد افروختنم بايد
اي عشق بزن در من كز شعله نپرهيزم
صد دشت شقايق چشم در خون دلم دارد
تا خود به كجا آخر با خاك در آميزم
چون كوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخيزد آنگاه كه برخيزم
برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش
وين سيل گدازان را از سينه فروريزم
چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم
اي سايه ! سحرخيزان دلواپس خورشيدند
زندان شب يلدا بگشايم و بگريزم
*****
كشورما ، كشور پديده هاي بي نظير و معجزه آسا ست و آخرين معجزه سياسي برگزاري همزمان سه انتخابات ( يك توفيق اجباري براي راي دهندگان !) است بدون جابجائي حتي يك راي !! نمادي از مردم سالاري ديني براي همه جهان !! اگر توفيق يابم تحليلي در اين زمينه ارائه خواهم كرد.
*****
هواي سرد و ساكن و آلوده پائيزي تهران و فضاي آلوده سياسي _ انتخاباتي كشور اجازه نداد كه حتي مهرورزي و عدالتخواهي و نوع دوستي بي نظير( بيش از حد مجاز!) آقايان بكار افتد و شعاري يا اشاره اي به وضعيت بحراني آلودگي هوا داشته باشند. حداقل در سال گذشته آلودگي هواي تهران بهانه اي شد براي تعطيلي دانشگاهها در شانزدهم آذر! ولي امسال با اينكه تركيب ذرات مه و دهها آلاينده شمييائي و سمي روزهايمان را مثلشب يلداتيره و تار كرده ، سلامت شهروندان بي پناه به فراموشي سپرده شده است.
*****
" آلودگي هوا و حقوقي كه از انسان ها سلب مي شود" ، عنوان پست بعدي است كه به اميد خدا تقديمتان خواهد شد.
" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "