سوء تفاهم و اعتراض!
اولین بخش از موضوع "آزادی علمی واستقلال دانشگاه"با تاکید براهمیت جایگاه رسالت ونقش آفرینی دانشگاه به عنوان نهادمولد علم ، نظریه پردازتوسعه ومدافع حقوق جامعه در دوپست قبل تقدیم حضورتان گردید.گفتم که جهل وناآگاهی و/ یا سوءظن واحساس خطر نسبت به این جایگاه و رسالت خطیر و نیزنگرانی نسبت به دانشجو به عنوان عنصرحساس راه آزادی وعدالت و مردم سالاری انگیزه اصلی تحمیل فاجعه کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378بود. اراﺌه این بحث در یک وبلاگ شخصی موجب سوء تفاهم واعتراض مدیر مسؤل محترم روزنامه جمهوری اسلامی درسرمقاله :"ای کاش ما هم وینوگرادداشتیم" شد. من نیز به ناچار در پست قبلی با عنوان"حادثه تلخ یا حکایت تلخ" به آن پاسخ دادم.
تفرقه افکنی، شایعه پراکنی و هتاکی!
درادامه تفرقه افکنی وشایعه پراکنی رایج سیاسی رسانه ملی در ارتباط با جریان اصلاحات (برنامه 30/20 وسایه روشن سیما)، برخی مطبوعات وسایت های خبری محافظه کارنظیرروزنامه ایران ، رجا نیوز و .... و اظهارنظرهای صریح تفرقه افکنانه برخی مسئولان وعناصر سیاسی ومتاسفانه ورودبعضی روزنامه ها چون اعتماد ملی ; روزنامه کیهان نیزبه ایفای نقش دراین سناریو پرداخت. این "روزنامه" طبق رویه همیشگی برپایه توطئه ، تهمت وتوهین ، جمعبندی ونتیجه گیری نهائی را فریبکاری احزاب حامی ، تخطئه دموکراسی وحقوق بشر وفریب خوردن نامزدانتخاباتی اصلاح طلبان پیشرو ومیلیونها رﺃی آگاهانه به اوقرارداده است. من که ازدوره انتخابات دوم خرداد – 76 تاکنون تلاش های ویژه این روزنامه را برای تخریب شخصیت های مذهبی ، سیاسی ،علمی و فرهنگی و نیزاحزاب ونهادهای اصلاح طلب کشور بدون وقفه تجربه کرده ام از دوران مسؤلیت های گذشته ام تا این زمان، به یاد ندارم که به توهین ها واتهام های تفرقه افکنان "کیهان" پاسخ داده باشم. مشی اخلاقی امثال من را دراین گونه فتنه انگیزی ها ، قرآن کریم در آیه/72 از سوره شریفه فرقان یادآوری کرده است: "واذا مرواباالغومرواکراما"!
*****
اکنون بپردازیم به ادامه بحث "آزادی علمی واستقلال دانشگاه":
دانشگاهها با توجه به الزامات ساختاری و سرشتی خود وبنا به اقتضاﺌات جدید سیاسی-اجتماعی وتوسعه ای ، ماموریت های متنوع آموزشی ، پژوهشی ،اجتماعی ، فرهنگی ومشاوره ای را برعهده گرفته اند وجهت نیل به این ماموریت ها نیازمنداستقلال بیشتر در اداره امورخود هستند. استقلال دانشگاه موجب افزایش آزادی علمی ونوآوری ، تضمین کیفیت ، کارآیی واثر بخشی وپاسخگویی بیشتربه نیازهای جامعه ، تقویت جایگاه ومنزلت اجتماعی وکاهش آسیب پذیری آن دربرابر بحران های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی می شود. آزادی علمی نیزبا توجه به ماهیت علمی دانشگاه وتعهد اجتماعی دانشگاهیان ازاصول ضروری پشتیبانی از فعالیت های آموزشی و پژوهشی وازحقوق اساسی استادان ودانشجویان وعموم دانشگاهیان به شمار می رود.
*****
در ایران ازابتدای تاسیس دانشگاه تهران ، شورای دانشگاه محور تصمیم گیری واداره دانشگاه قرارگرفت. استقلال دانشگاه تهران از وزارت فرهنگ وقت در سال 1321 توسط دکترعلی اکبرسیاسی و استقلال مالی آن دراوایل دهه/30 توسط دکتر محمد مصدق تحقق یافت. تقویت خودگردانی در زمینه های اداری ومالی با تشکیل هیاتهای امنای دانشگاهها و مؤسسه های آموزش عالی طی سالهای پایانی دهه 30 و دهه 40 ادامه یافت. بعدازانقلاب اسلامی ، درابتدا وظاﺌف واختیارات هیاتهای امنا با تصویب شورای انقلاب به هیات سه نفره ای متشکل ازوزیرفرهنگ وآموزش عالی ، رئیس سازمان برنامه و بودجه ودکتر یدالله سحابی محول شد. پس ازوقفه ای 12 ساله از سال 1370(دوره اول مسئولیتم دروزارت فرهنگ و آموزش عالی) ، هیاتهای امنا مجددا طبق قانون تشکیل شدند.
*****
با پیش بینی ایجاد تحول ساختاری درماده 99 برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ونیز تصریح در ماده 1 قانون تاسیس وزارت علوم ، تحقیقات وفناوری در 1379( دوره دوم مسئولیتم در وزارت علوم وتحقیقات و فناوری )، برحفظ و تحکیم آزادی علمی واستقلال دانشگاهها و مراکز علمی وتحقیقاتی تاکید به عمل آمد. در ادامه تلاش های قبلی (دوره سوم مسئولیتم دروزارت علوم و تحقیقات و فناوری) فصل چهارم از چهارمین برنامه توسعه کشور به "توسعه مبتنی بر دانایی"اختصاص یافت و درماده 49 این قانون اداره دانشگاهها ومؤسسه های آموزش عالی وپژوهشی صرفا براساس آیین نامه ها ومقررات اداری ، مالی ، استخدامی و تشکیلاتی خاص که به تصویب هیاتهای امنا می رسد پیش بینی گردید. متاسفانه با گذشت بیش از 2 سال از اجرای قانون برنامه چهارم توسعه هنوز نه تنها قدمی دراین زمینه برداشته نشده است بلکه با تمرکز گرایی مجدد دردولت نهم ، بی مهری نسبت به نهاد دانشگاه ودانشگاهیان مستقل ومسئول ودخالت های غیرعلمی وگسترده مقامات سیاسی ومذهبی دردانشگاهها ،استقلال دانشگاه مخدوش ،آزادی علمی به محدودیت وارعاب ، نشاط وتحرک دانشجو به رخوت و بی انگیزگی ، منزلت و حرمت استاد به تحقیروانفعال و پویایی وپاسخگویی دانشگاه به رکود ودنباله روی تبدیل می شود.
نتیجه آنکه روند توسعه غلمی کشور که از دل تجربه ها وهزینه های فراوان ملی حاصل شده بود در معرض خطر جدی واقع شده است.دراین باره علیرغم شعارها وتبلیغات فراوان روزمره ، دغدغه ها بسیارواقعی وگفتنی ها بسیار زیاد است. در اینجا من فقط با برشمردن بخشی از آسیب ها ، مخاطرات وعملکرد آسیب زای حاکمیت نسبت به دانشگاه ودانشگاهیان به مطالبم پایان می دهم :
1- تشدید تمرکزگرائی در آموزش عالی ، تنزل جایگاه واختیارات هیات های امنا و دخالت درامورعلمی واجرائی دانشگاه ها
2- نقض آئین نامه ها و سنت های آکادمیک ، از جمله نقش داشتن و مشارکت اعضای هیات علمی درانتخاب مدیریت ها
3- تضعیف علمی دانشگاه ها با بازنشستگی اجباری استادان مبرزوپیشکسوت
4- سلب امنیت شغلی ومداخله سیاسی دراموراستخدامی وحذف یا اعمال محدودیت برای استادان فعال وصاحبنظردرمسائل سیاسی واجتماعی
5- تحمیل افراد کم توان ازنظرعلمی وبا تفکرخاص سیاسی به عنوان هیات علمی جدید به گروههای آموزشی
6- سلب امنیت فکری ، تحصیلی و اجتماعی ازدانشجویان ونهادهای دانشجوئی وتحمیل محدودیت وخشونت به فضای دانشگاه ها
7- رشد بی سابقه برخوردهای خشونت بار سیاسی ، قضائی و انضباطی بادانشجویان وبازداشت ومحرومیت آنان ازتحصیل به ویژه درماههای اخیر
8- اعمال سیاست های جناحی وگزینش های سلیقه ای وغیرقانونی در پذیرش دانشجو به ویژه دردوره های تحصیلات تکمیلی ومحروم کردن بسیاری ازدانشجویان برجسته علمی ازادامه تحصیل به دلیل فعالیت سیاسی
9- گرایش به گسترش سهمیه بندی های جناحی واعمال تبعیض در ورودی دانشگاهها ، ازجمله تلاش برای ایجاد محدودیت درپذیرش دختران
10- عدم رعایت سیلست های پیش بینی شده در برنامه چهارم توسعه کشور،ازجمله حفظ وتقویت خود گردانی دانشگاه ها و پاسخگوئی آنها به نیازهای توسعه ئی کشوروسرمایه گذاری دولت درپژوهش وفناوری(سهم تحقیقات ازدرآمد ناخالص ملی)
*****
"ارادتمند و دوستدار همیشگی شما"