شنبه 31 شهریور 86 :: September 7, 2007 

" پدر ملت و اسطوره مقاومت"


عصر روز جمعه۲۳شهريورماه ۱۳۵۸بودكه درفضاي عمومي متأ ثراز رحلت مرحوم آيت ا..طالقاني باجمعي خانوادگي
(ودرخدمت مادرعزيزم كه در قيد حيات بود)درمسير اصفهان به قم رسيديم. تصادفاً مطلّع شدم كه امام (ره) درمدرسه فيضيه ديدارعمومي دارند، گفتيم چه بهتركه خودرا به اين مراسم برسانيم و بعد به راهمان دامه دهيم. درانبوه جمعيت خود را به زحمت جا داديم و جلو رفتيم، هنوزآن صحنه درجلو چشمم برجسته است: امام با لباده اي فيروزه اي رنگ وچهره اي معنوي آمدند وبي مقدمه شروع به صحبت كردند:
" ما برادري را از دست داديم و ملّت ما پدري واسلام مجاهدي را، همه در سوگ هستيم ومتأثرازاين مصيبت.... ما بايد از وقايعي كه رخ مي دهدعبرت بگيريم وتعليم هايي و تنبّه به بعضي مسائل پيدا كنيم، چرا در مرگ آقاي طالقاني اين انقلاب و اين انفجار در مملكت ما و ساير ممالك حاصل شد، مگر كه بودكه اين انفجارحاصل شد،اوصاف وابعاد اورا تحليل مي كنيم و بعد خود ملت را ميزان قرار مي دهيم.... .ما بايد مطالعه درحال ملت بكنيم ، ببينيم ملت چرا به آقاي طالقاني اين احترام را گذاشتند وانگيزه ملت چه بود."

*****
حالا بعداز۲۸سال نه تنها مردمي كه با طالقاني زندگي كرده بودند واو رااز نزديك ديده بودند، بلكه جواناني هم كه پس ازاو چشم به جهان گشوده اند، به او با ديده اي از سر احترام مي نگرند. ببينيم رازاين مهم در چيست؟ به نظرمن ويژگيهاي بارزي ازتفكر ، گفتار و رفتار ، طالقاني را در دل و ديده مردم ماندگار كرد،من به بعضي ازآنها اشاره ميكنم:
۱- او پدر ملت و اسطوره مقاومت ، پيشكسوت مبارزه و زندان و جلودار جهاد و شهادت بود. هنوزطنين صداي نافذ و بيان دلنشين اش روح وجان را آرامش مي دهد. او مظهر صفا و صداقت، حريت وآزادگي، آزادي خواهي وحق طلبي، عدالت جويي و برپايي قسط ، مردم گرايي و مردم سالاري، ظلم ستيزي و دفاع از مظلوم، نفي استبداد واستثمار واستعمار، نفي تحجروجمود، نفي دين فروشي واستحمار ، تفسيرعملي قران وتجلي اسلام رحمت وعطوفت بود.او حكايت تلخ رنج و شكنجه ملتي بود كه هميشه تاريخ در سلطه واسارت مثلث شوم "زر و زور و تزوير" بوده است.

۲- طالقاني يك سرمشق عملي و همه جانبه در جمع ميان "عدالت" و"آزادي" بود. ازمشروطه تا كنون ما كم پروژه هاي ناتمام درزمينه عدالت خواهي و يا آزادي خواهي نداريم. فهم ناقص وطرح غلط اين دو ضرورت اساسي درجامعه ماباعث شده است كه گاه فكر كنيم مسأله اصلي ما عدالت است واز طرح ضرورت آزادي غفلت مي كنيم و گاهي گمان مي كنيم بايد فقط به مسأله آزادي بپردازيم و عدالت راازاولويت هاي خود خارج مي كنيم . نتيجه آنكه دريك چرخه مكرري از رها كردن آزادي يا عدالت و يا متقابل ديدن آنها سرگردان مي مانيم. برخلاف چنين روند معيوبي ، آيت ا...طالقاني كه خود با تأكيد بر مفهوم "قسط" و همه جانبه ديدن مقوله عدالت، آن را سرآغاز هرحركتي درجامعه مي دانست، در مقاطع وگذرگاههاي مختلف فكري، سياسي واجتماعي برمفهوم "آزادي" اصرارداشت وهمين باور خود را حتي در برابرمخالفان خود به كار مي بست. همينجا جا داردكه از دويار ديرين او مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم دكتر يدا..سحابي هم كه در اين باور به آزادي از قديم اورا درراهگشايي هاي گوناگون همراهي مي كردند يادكنم.

۳- انعكاس اين تفكر واين سابقه را بايد در روحيه مدارا، بلند نظري ، شرح صدروانصاف طالقاني ديد كه او را واقعاً درغم ها وشادي هاي ملت به عنوان پدري مهربان و صبورومنصف ظاهرمي كرد. به راستي مظهر" تعادل" بود: بين گذشته و حال، انقلاب و زندگي، اسلام وايران ، شور و شعور و ... خاطرم هست كه در فضاي آن روزهاي انقلاب نام بيمارستان امير اعلم را كه نزديك خانه شان بود به بيمارستان طالقاني تغيير داده بودند، بلافاصله اطلاعيه داد و ضرورت تجليل و احترام به دانشمندان وافراد خدمتگزاررا يادآورشد.

٤- طالقاني نقش اصلي را در آشنايي و جذب جوانان ودانشگاهيان به اسلام و قران داشت. به گفته شهيد مطهري : " پايه گذار آشنايي نسل جوان به دين واسلام ،طالقاني وبازرگان هستند كه اين راه را باز كردند وما بعدها به دنبال آنها حركت كرديم" ( يادنامه ابوذر زمان_ صفحه۱۶)

*****

بگذاريد دراین جا به چند نكته پراكنده اززبان خوداو كه معّرف شخصیت و درك و تجربه ديني ،اجتماعی و سياسي اوست بپردازم:

"....از آن روزي كه اين جانب در اين اجتماع چشم گشودم ، مردم اين سرزمين را زير تازيانه وچكمه خودخواهان ديدم . همه شامگاهان درخانه منتظر خبري بوديم كه امروز چه حوادث تازه اي رخ داده؟ كي دستگير وتبعيد يا كشته شده؟ و چه تصميمي درباره مردم گرفته اند!....از سوي ديگر مي ديدم مردمي در لباس دين، مرد خودخواهي را با خواندن آيات و احاديث بر گردن مردم سوار مي كنند وبرايش ركاب مي گيرند. دسته ي ديگر با سكوت و احتياط كاري، كار را امضا مي نمايند. تا آنگاه كه بر خرمراد مستقر شد وافسار "زمام" را بدست گرفت و ركاب كشيد وهمه چيز مردم را زير پاي خودپايمال كرد، به دعا و توسل مي پردازند و ازخداوند فرج امام زمان(ع) را مي طلبند!!" (يادواره آيت ا... طالقاني_ صفحه۹۵)

***** 
"....صدها بار گفتم كه مسأله شورا از اساسي ترين مسأله اسلامي است. حتي به پيغمبرش با آن عظمت مي گويد با اين مردم مشورت كن، به اينها شخصيت بده، بدانند كه مسئوليت دارند، متكي به شخص رهبر نباشند. ولي نه اينكه نكردند، مي دانم چرا نكردند، هنوز هم درمجلس خبرگان بحث مي كنند در اين اصل اساسي قران كه به چه صورت پياده شود....گروهايي، افرادي دست اندركار شايد اينطور تشخيص بدهند اگر شورا باشد ديگر ما چكاره هستيم؟ شما هيچ، برويد دنبال كارتان! بگذاريد اين مردم مسئوليت پيدا كنند....اميدواريم كه همه ما هوشيارشويم، فرد فرد مسئوليت قبول كنيم و گروه گرايي وفرصت طلبي وتحميل عقيده و يا خداي ناخواسته استبداد زير پرده دين را كنار بگذاريم و بيائيم با مردم ، با دردمندها، با رنج كشيده ها، با محروم ها همصدا شويم...." (خطبه آخرين نماز جمعه- شانزدهمشهريور۱۳۵۸)

***** 
"......دكتر مصدق مجموعه ايست ، نام او، راه و روش اواز مبارزه بيش از نيم قرن ملت ايران. دكتر مصدق در پي نهضت هاي پيش از خود وادامه ي نهضت هاي پس ازوفاتش حلقه اي و واسطه اي بود براي ادامه نهضت مردم ايران عليه ظلم و استبداد و استعمار و استثمار. اين نام و اين فرارهميشه مورد توجه مردم ايران ودنياي آزاد و آزاديخواه بوده است وخواهد بود... مرحوم دكتر مصدق در مقابل ملت مثل خاك ، خضوع ميكرد ، ولي همين پيرمرد كه در مقابل مردم درمجلس، خانه اش خاضع بود، در مقابل اين استعمارقوي انگلستان كه سيطره اش تمام دنيا را گرفته بود مثل شير مي غريد..."(سخنراني بر مزار مصدق_ چهاردهم اسفند۱۳۵۸)

***** 
"..... و خصوصيت مرحوم دكتر شريعتي از آغاز جواني و دوره دبيرستان همين روح شكاكي بود. در همه چيز شك كرد، در دينش هم شك كرد، در ديني كه بين مردم معمول است، در اسلامي كه مسخ شده است و دست به دست و حرفه به حرفه وصنف به صنف ،اسلام را وسيله صنف وحرفه و دكان وزندگي و مريد قرارداده اند البته دراين گير ودار يك جوان هوشمند تحصيل كرده بايد شك بكند ولي در شك نماند.... (سخنراني در دانشگاه تهران بمناسبت روز شريعتي۲۶/۲/۱۳۵۸)

*****
زنان در اسلام آنقدر حق دارند كه مردان براي برابري بايد قيام كنند(سخنراني در دانشگاه تهران بمناسبت روز شريعتي۲۶/۲/۱۳۵۸ )
......زنان يك عضو فعال اجتماع ما هستند..... اسلام ، قران ومراجع دين ميخواهند شخصيت زنان حفظ شود، مسئله اينست كه هيچ اجباري در كار نيست، مسأله چادرهم مطرح نيست. مگر در دهات ما ازصدر اسلام تا كنون زنان ما چگونه زندگي مي كردند؟.... همه يك روسري مي بستند دوش به دوش مردان كار ميكردند....همانطور كه بارها گفتيم همه حقوق حقه زنان در اسلام، درمحيط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد بود.(گفتگو با خبرنگاران_ شانزدهم اسفند ۱۳۵۸)

*****
دوستان عزيزم :
به راستي اگر امروز طالقاني زنده بود به چه سرنوشتی دچاروچه رفتاري بااومي شد؟به دگرانديشي وعناد متهم مي شد؟! يا به ترس وسازش با دشمنان؟! يا به لغزش وانحراف ازاصول دين وانقلاب!! ویاازحقوق اساسی خودمحروم میگردید؟!
به نظرم بجاي پركردن بزرگراه ها وخيابان هاي شهرازتصويروتمثال اين بزرگان كه نوعي اسراف واتلاف بيت المال نیزهست ، آن هم درجامعه ای آلوده به ننگ فقروتنگدستی! برای تجلیل وبزرگداشت واقعی :(ونه برخوردابزاری) درصدا وسيما ، مطبوعات، دانشگاها، حوزه های علوم دینی، نمازهای جمعه، مساجد، محافل روشنفکری، تشکل ها واحزاب،ديدگاهها ونظريات طالقاني راموردبحث وتبيين قرارمي دادند.

*****
من فقط به جمله اي از پيام امام (ره) به مناسبت اولين سالگردرحلت طالقاني(ره) استناد مي كنم و به اين بحث پايان مي دهم:
" يك سال ازرحلت شخصيتي ارجمند وعزيزي ارزشمند گذشت.....او مي توانست با رفتاروگفتارش به اعصاب ناآرام كه موجب نگراني ها وتفرق ها مي شوند آرامش بخشد. مجاهد بزرگواروعالم هشياري كه از عنفوان جواني تا آخرين لحظات زندگاني در خدمت به اسلام وكشورهاي اسلامي متحمل رنجها وحبس ها و فشارها بود وهيچ گاه ازاين زحمت ارجمند و خدمت سودمند كناره گيري نكردو....." (پانزدهم شهريور۱۳۵۹)

" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "


وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™