امام علی(ع) طي گفتاري درآغازخلافت به انتقاد ازوضع موجودجامعه پرداخته وبانگاهي علمي ازنظر فرهنگي ، سياسي و اجتماعي به آسیب شناسی آن پرداختند.
آسیب شناسی وضع موجود باشناخت ضعف ها وقوت ها وتوجه به بیم ها وامیدها با پند گرفتن ازگذشته ونگاه به آینده نشان از نگرش وتفکرراهبردی امام(ع) نسبت به مسائل جامعه وجهان وزمانه خوددارد.امام دادگری که درانتخابی(بیعت)آزاد ومردمی (دموکراتیک) به حکومت رسید ونفی تبعیض وخودکامگی واشرافیت وفاصله طبقاتی وتاکید برآزادی وبرابری وعدالت وتامین حقوق انسان ها را درسرلوحه برنامه اصلاحات اجتماعی خویش قرارداد. با تاسف در فضای فتنه آلود جهل وناآگاهی وجنگ قدرت ،آلودگی سیاست وفرهنگ با تعصب وخشونت وپس رفت جامعه به عصر جاهلیت،"اصلاحات علوی" نیزناتمام ماند.
اکنون مائیم وجهان اسلام وسرنوشت امت مظلومی که پیامبرش(ص) نگران سوء مدیریت و مهجورماندن قرآن به عنوان درس زندگی وکمالات انسانی درمیان آنها بود.
راه دورنرویم!
به جامعه وکشورخود هم نیم نگاهی داشته باشیم که باتوجه به شاخص ها وشدت ناهنجاری های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی واقتصادی اش،ازدیدگاه جامعه شناسان ونظریه پردازان توسعه : "جامعه ای درحال گذار، درحال فروپاشی ، استبدادی ، نفتی ، رانتی ، توده ای(پوپولیستی) و.....والگوئی ازتوسعه نامتوازن وناپایدار" نام گرفته است!!
دوستان عزیز!
اگرچه اهداف وآرمان هائی چون کرامت و منزلت انسان ، آزادی ها وحقوق شهروندی ، برابری وعدالت ، امنیت و رفاه ، اخلاق وارزش های معنوی وتوسعه وپیشرفت درهرنظام اجتماعی مطلوب مورد تاکیداست اما شکل وروش وساختار حکومت درهرزمانی اقتضائات خاص خود رادارد وقصد ندارم ازاین نظرمقایسه ای انجام دهم . درهرصورت مطالعه دقیق تاریخ سرگذشت دولت ها وجوامع پیشین می تواند درس آموزباشد.این است که علیرغم گذشت ۱٤۰۰سال ازدوران حکومت امام علی(ع) ، بازهم بررسی اوضاع اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی آن زمان ودر زمان ما با نگاه آسیب شناسانه امیرموءمنان(ع) جالب توجه است :
*****
"گفتار۳۲- نهج البلاغه"
مردم! ما در جامعه ای آكنده ازستم وناسپاسي به سرمي بريم . نيكوكاردرآن بدكاربه شمارآيد وستمكارهردم برسركشي اش مي افزايد.ازآنچه آموخته ايم بهره نمي گيريم وآنچه را نمي دانيم نمي پرسيم وازفاجعه اي كه درپيش است نمي ترسيم !
اكنون مردم چهار گروه اند:
•گروه اول ، سياست بازاني كه اگر درزمين فساد نمي كنند تنها به سبب ناتواني و زبوني ، كندي شمشير و كمبود امکان ها ومنابع مالي است.
•گروه دوم ، قدرتمداران شروري كه شمشيرازنيام بركشيده ، سواران وپيادگانشان را فراخوانده وخود راآماده فتنه گري ساخته تا براي اندك متاع دنيا وفرماندهي سواري چند و( وعظ و خطابه بر)منبري كه برآن بنشينند ، خود را به دنيا فروخته و دين را به تباهي كشانده اند! چه سوداگري زشتی ست كه انسان ، دنيا را بهاي خود بداند واين سراي ناپايداررا جايگزين پاداش جاويد پروردگارش كند!
•گروه سوم ، مقدس مآبان تزويرگري كه به جاي كاروتلاش سازنده براي خدا واجرآخرت ، با رياكاري و تظاهر درجستجوي دنيا هستند.اينان گامهاي كوتاه برمي دارند ، دامن جامه كوتاه مي كنند ، خود را به زيورصلاح وامانت مي آرايند و پرده پوشي خداوند راابزارگناه مي سازند.
•گروه چهارم ، افراد حقيري كه به دليل نداشتن موقعيت وامكان از پست ومقام جامانده ولي درماندگي خود را به عنوان قناعت وزهد و تقوي مي نمايند ، در حالي كه اززهد و پرهيزبهره اي نبرده اند.
در اين ميان ، مردماني ديگرند كه ياد قيامت ديده شان را فرو بسته و بیم رستاخيز اشكشان را روان كرده است.اينان (به خاطرسخن حقي كه مي گويند) يا درتبعيد اند و تنها ، يا مورد سركوب وهراسان ، يا لب ازسخن فروبسته اند ! واز روي اخلاص خدا را ياد مي كنند و گريان ودردمندند. در گمنامي زیسته اند تا ازآسيب حكومتگران ستمكاردرامان مانند وازخواري ومذلت گويي در درياي نمك غوطه ورند! خاموش اند و خون دل مي خورند ،از پند (نقد مشفقانه ) بي حاصل خسته شده اند ،از چيرگي جاهلان به ستوه آمده اند و چندان قرباني داده اند كه انگشت شمارند!
اينك بكوشيد كه دنيا درنظرتان ازپركاه وخشكيده گياه بي مقدارترباشد! پيش ازآنكه خود مايه عبرت آيندگان گرديدازپيشينيان خودپندگيريد. دلبستگي به دنياي پست را ترك گوئيد ، زيرا دنيا كساني را ازخود رانده كه بيش ازشما به آن دلباخته بودند!!!!
*****
"ارادتمند ودوستدارشما"