شنبه 28 اردیبهشت 87 :: May 1, 2008 

نقد و ارزيابي حاكميت (٢)


دوستان عزيزم! قرار گذاشته بوديم كه در باره نقش ومسئوليت سه ركن "حاكميت ، نخبگان و مردم" در پيدايش اوضاع آشفته و بحراني كشور به بحث و گفتگو وتبادل نظر بپردازيم. قبلا"گفته شد كه انسان مسئول آفريده شده و هرچه برميزان آگاهي و دانش ، دانائي و خرد ، ايمان و تعهد اخلاقي ، توانمندي هاي سياسي- اجتماعي و يا امكانات مالي ومادي او افزوده شود ، بهمان نسبت هم به "مسئوليت ها" والزام هاي اوبه "پاسخگوئي" افزوده خواهد شد. بنابراين ازپاسخگوئي ، مواخذه ونقد صريح درنزد وجدان وافكار عمومي ودربرابر خداوند گريزي نيست و نپرداختن به اين نقد مخاطراتي دارد كه دامنگيرهمگان خواهد بود. بهتراست قبل از آنكه به حسابمان رسيدگي شود ، بدون طفره رفتن، توجيه گري يا فرفكني ، خودمان را درمعرض نقدبي طرفانه وآشكار قرار دهيم ، به تعبير زيباي حافظ :
" هيچ كس بي دامن تر نيست ،اما ديگران +++ بازمي پوشند وما برآفتاب افكنده ايم "

*****
....... و نيز قرار گذاشته بوديم كه اين "ارزيابي" را با همفكري شما واز نقد "حاكميت" آغاز كنيم. من در همين جا صميمانه از پيشنهادها ، انتقادها ، اظهار محبت ها و نظراتي كه ارائه كرده ايد سپاسگزارم. دوستاني در همين وبلاگ تاكيد داشتند برچند نكته ازجمله :
١- جدا نبودن عملكرد حاكمان ازآنچه مردم استحقاق آن را دارند
٢- فرهنگ عمومي خودكامه ساز و نقش مخرب اطرافيان برسيره حاكمان
٣- تاثير سوءظن و كينه توزي حاكميت دربرخورد با مخالفان
٤- خط كشي بين خودي ها و غيرخودي ها
٥- امنيتي شدن فضا وافزايش تصاعدي تعداد ناراضي ها
٦- " الملک یبقی مع الکفرولایبقی مع الظلم"
٧- نقش دولت ها درافزايش ويا كاهش سرمايه اجتماعي به عنوان مهمترين عامل توسعه و پيشرفت كشورها
... و برخي موارد ديگراظهارنظر كرده اند كه درجمعبندي نهائي از آنها بهره گيري خواهد شد.

*****
همچنين از راهبردهائي(استراتژي ها) كه دوسال قبل سعي شد با الگوئي علمي درزمينه پيشگيري و برون رفت از بحران هاي دامنگير كشور درهمين وبلاگ مطرح شود نيز استفاده شده است. بر اساس اين دو منبع و نيز تجربه هاي بعد ازآن تلاش خواهم داشت كه نقد وارزيابي حاكميت هرچه عيني تر و ملموس تر باشد. اين نقد را مي توان درچند زمينه طبقه بندي كرد:
نقد اول - فقدان نقش پدرانه حكومتگران براي آحاد ملت ، نبود تحمل و بردباري نسبت به مخالفان ومنتقدان و حسن ظن نسبت به نخبگان وعموم مردم ، عدم تلاش عملي دراتحاد وانسجام ملي ، دوري ازصداقت و راستگوئي درمواجهه با افكارعمومي ، تظاهر وطلبكاري از مردم وعوام زدگي و پرمدعائي درعمل ازمهم ترين شاخص هاي منفي وضعف هاي حاكميت درايران است. برخي ازنشانه ها ونمونه هاي اين ضعف را امروز مي توان در موارد زيرديد:
١- تخریب بنیان های فرهنگ ایرانی واسلامی وازبین بردن خلاقیت های فردی واجتماعی درنظام آموزش وپرورش، رادیو وتلویزیون وتبلیغات فرهنگی
٢- نگاه حکومت به ملت اززاویه خودی وغیرخودی، بدبینی نسبت به روشنفکران، نخبگان، متخصصان، دانشگاهیان، فعالان سیاسی- اجتماعی، فعالان حقوق زنان، فعالان دانشجوئی، روزنامه نگاران،روشنفکران، اقوام ومذاهب و....
٣- سوءظن درنگرش ورفتارو خشونت با مخالفان
٤- مداخله بی رویه درحوزه خصوصی
٥- بی اعتمادی بویژه نسبت به جوانان وتضعیف سرمایه وامنیت اجتماعی
٦- اتهام های بی پایه دراحکام قضائی، گزینش های غیرقانونی، بررسی سلیقه ای وجناحی صلاحیت ها ، تشکیل مکرر کمیته های انضباطی دانشجوئی
٧- تحقیر شهروندان وبرخورد نامناسب ودورازشان وکرامت انسانی بامراجعان درسطوح مختلف حکومتی وادارات ونهادهای رسمی
٨- دادن شعارها ووعده های عاری از واقعیت همراه با انکارمشگلات واقعی،عوام زدگی ومردم فریبی!(پول نفت وسفره مردم، نفی بیکاری وتورم، بزرگنمائی پیشرفت های علمی وفنی، خیال بافی وخرافه گرائی مذهبی
٩- تخطئه تلاش های گذشتگان وتجربه های ملی وجهانی
و...!!؟ که نمونه ای ازضعف های اساسی در حاکمیت ومدیریت کشوراست.
و.... با اجازه شما ادامه نقد هم بماند برای شماره بعدی! وامیدوارم که مثل گذشته وبیش ازآن ازنظرات وپیشنهادهای شما استفاده کنم.

*****

" ارادتمند ودوستدارهمیشگی شما"



وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™