نقد اخلاقي و تنزل جايگاه جهاني و عقلاني ايران!
سلام ، مدتي "اين مثنوي تاخير شد"، يكي – دو سفر علمي رشته "نوشته ها" را پاره كرد، مسائل روز هم شايد به جاي بحث هاي گذشته نشسته باشد ولي همچنان معتقدم كه نبايد از بحث هاي ريشه اي دور شد!
در " نقد دوم" و ارزيابي عملكرد حاكميت، گفتگوي ما بر سر عدالت بود به عنوان محور اصلي وتاثيرگذار در سياستگذاري ها و ارزشگذاري ها و كاربرد آن در اقتصاد، سياست، اجتماع، مديريت و روش هاي حكومتي. هرچند كه اين محور سخت دستمالي و عوام زده شده است، اما من به جنبه هاي بارز بي عدالتي در بخش هاي اصلي جامعه اشاره كردم.
*****
در پست هاي قبلي ازصدها نقد و نظر و پيشنهاد شما بهره گرفتم و اكنون در " نقد سوم "، به نقش و عملكرد حكومتگران ايران در پيدايش بحران هاي اخلاقي در جامعه و فرهنگ عمومي، تنزل جايگاه و منزلت جهاني ايران و درنتيجه پيدايش آسيب ها و تهديدها در زمينه استقلال كشور و منافع و امنيت ملي و كم توجهي به ميراث فرهنگي و معنوي مي پردازيم.
" نقد سوم " –
١- اخلاقيات اجتماعي و فرهنگ عمومي :
١-١- به راستي اگر اخلاق در سياستگذاري ها و برنامه هاي ملي، نظام اجرائي ورسانه ملي مبنا قرار مي گرفت و معيارهاي اخلاقي در سياست و مديريت در سازمان ها و نهادها ي دولتي و رفتار اجتماعي مسئولان و دولتمردان حاكم بود، بنيان هاي اخلاقي جامعه نيز تقويت نمي شد؟! امروز نه تنها " منفعت " و " قدرت " چه به معناي اقتصادي و چه به معناي جناحي آن وجه غالب و تعيين كننده در مناسبات رسمي است ( اگرچه به روش هاي گوناگون توجيه شود!)، بلكه رسواترين مظاهر فساد اخلاقي را نيز نه تنها در فضاي عمومي بلكه حتي دز سطح سازمان ها و مديراني كه ماموريت حفظ نظم وامنيت جامعه و حراست و پاسداري از ارزشهاي اخلاقي را دارند وحتي متوليان و مدعيان امر تعليم و تربيت در مراكز علمي نظير آنچه در ماههاي گذشته دردرانشگاههاي شهركرد، رازي، علامه، صنعتي سهند و اخيرا" دانشگاه زنجان (ومظلوميت مضاعف يك دانشجوي دختر) رخ داد، شاهد بوده ايم!!
١-٢- امروزه شاهد آفت ها و آسيبهائي هستيم كه بطور خاص دامنگير يك نظام ديني با رويكرد ومديريت هائي ناكارآمد مي شود، ازجمله: ريا و تظاهر، دروغ و دوروئي ، توهم و خودشيفتگي، رانت خواري وفرصت طلبي ،عوام زدگي و خرافه گرائي، سستي و بي نظمي،غلو و تملق، تهمت و تكفير، سوءظن و كينه ورزي و تند خوئي و رفتار نامناسب درمناسبات رسمي و اداري، فردي و اجتماعي، فرهنگي وتبليغي هستيم كه به نام دين و با توجيهات شرعي صورت ميگيرد و متاسفانه در ادارات و مناسبت ها، فرهنگ و سياست، گزينش ها، كسب وكار، ورزش و اوقات فراغت وحتي درون خانواده ها نمونه هاي فراوان آنها را مي بينيم.
٢- ميراث فرهنگي و معنوي، موقعيت جهاني كشور :
١-٢- تنزل جايگاه و منزلت جهاني ايران براساس بي تدبيري ها و نسنجيدگي ها و خودشيفتگي هاي دولت!
٢-٢- تحقير وهتك حيثيت ملي در افكارعمومي جهانيان به دليل فقدان عقلانيت و رويكرد علمي و تحليل درست از شرايط بين المللي، ماجراجوئي و رفتار دور از منطق و شئون ديپلماتيك در سياست خارجي كه نمونه هاي اين نابساماني و تحقير را در سخنراني زئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل، دانشگاه كلمبيا، نامه هاي بدون پاسخ به سران كشورها و ....در سفر اخير به ايتاليا مي توان مشاهده كرد!
٣-٢- ناتواني و عدم بهره گيري از ظرفيت گسترده فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي براي هويت بخشي و تقويت اعتماد به نفس و غرورملي
٤-٢- ناتواني در معرفي موءثر مفاخر بلند پايه دانش و حكمت و عرفان ايراني – اسلامي همچون مولوي ، ابوالحسن خرقاني، بايزيد بسطامي، رودكي، عطار...و فارابي و رازي و بيروني و ابن سينا به جامعه جهاني
٥-٢- ايجاد بي ثباتي، عدم اعتماد و امنيت، بي حرمتي و تشديد مهاجرت دانشمندان ، مديران و سرمايه هاي علمي و اقتصادي كشور
٦-٢- محدود ديدن و منحصركردن تمامي دستآوردهاي گذشته به دولت كنوني، استفاده ابزاري ازافتخارات ملي و ديني درعين بي توجهي به تخريب ميراث باستاني از جمله آسيب تدريجي به پاسارگاد دراثر آب گيري سد سيوند، دستبرد به اشياء تاريخي و خارج كردن آنها از كشورو ....!
٣- استقلال ، منافع و امنيت ملي :
ناتواني در دفاع شايسته از استقلال كشور و تامين منافع و امنيت ملي از بارزترين ضعف هاي مجلس ودولت فعلي و حاكميت است
١-٣- ناتواني در دفاع از حقوق حياتي ايران در درياي خزر، خليج فاس، اروندرود ، و...!
٢-٣- انزواي جهاني وتحريم هاي بين المللي و تحميل سه قطعنامه پي درپي شوراي امنيت سازمان ملل براي نخستين بار در تاريخ ايران
٣-٣- كاهش توليدات استراتژيك كشاورزي مانند گندم و برنج، وابستگي بيش از پيش اقتصاد به نفت ، گسترش حجم واردات مصرفي و كشاورزي كه شرايط مخاطره آميزي را در ارتباط با استقلال و امنيت كشور بوجود آورده است.
٤-٣- ازبين رفتن فرصت ها و زمينه هاي مساعدي كه براي توسعه كشور بخصوص در دوران اصلاحات چه در زمينه اقتصادي، چه در زمينه سياسي و اجتماعي و زمينه هاي علمي و فرهنگي فراهم شده بود. تبديل تورم مهارشده قبلي به تورم لجام گسيخته كنوني، پيدايش بحران مسكن، تبديل روند خودكفائي و حتي صادر كردن برق به خاموشي هاي پياپي، متوقف و محدود كردن نهادهاي غيردولتي، تشكل هاي علمي و صنفي و سياسي و ..... نمونه هائي از اين سوءمديريت و فرصت سوزي هاي تاريخي است.
دوستان عزيز: در سه شماره پياپي در وبلاگ به نقد صريح حاكميت چه دولت و چه بخش هاي سياست گذاري وقانون گذاري ويا قضائي پرداختيم و باميد خدا در دو شماره بعدي با كمك فكري و اظهارنظر شما به نقد عملكرد" نخبگان " و " مردم " و نقش ايشان در پيدايش بحران ها و اوضاع آشفته كنوني خواهيم پرداخت.
*****
" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "