روزي پيامبر اكرم(ص) رو به علي(ع) كرد و به او فرمود: اي علي! خداوند تو را با آنچه بيش از همه زيبائي ها دوست مي داشت بياراست : " دوستي ناتوانان و نيازمندان" را به تو ارزاني داشت.
ديدگاه رخ او ديده من، تنها نيست ***** ماه و خورشيد هم اين آينه مي گردانند(حافظ)
به بيان رساي اسوه نيكي، احسان و كرامت; امام حسن مجتبي (ع) : " در اين شب مردي از اين جهان خاكي پركشيد كه گذشتگان مانند او را نديده بودند و آيندگان نيز نخواهند ديد."
ايام شهادت بزرگترين رهبرآزادي وحقوق انساني، امام علي (ع) را سوگوارانه به شما دوستان عزيزم تسليت مي گويم. امام و رهبري كه " آزادي و برابري و برادري" را موهبت خدادادي وحق طبيعي انسان مي دانست و در مقام عمل نيز زندگي خود را هم سطح محرومان جامعه و نيازمندترين مردم قرار داده بود. در فرهنگ علي(ع)، عدالت اجتماعي بزرگترين هدف وآرمان خداپرستان وآزادگان و شكاف طبقاتي بزرگترين تهديد وآفت دين واجتماع بشري است.
*****
دردمندانه بايد بگوئيم كه جامعه امروز ايران دچار مشگلات و آسيب هاي اجتماعي عميق وناهنجاري هاي گوناگوني است. نتايج يك پژوهش معتبرملي كه چند سال قبل توسط وزارت ارشاد انجام گرفت وانتشار يافت، جامعه اي درحال فروريزي اعتماد عمومي و فروپاشي اخلاقي را به تصويرمي كشد. به برخي از شاخص ها ي بحران توجه كنيد:
١- ميزان احساس عدالت
- ٦/٨٠ درصد مردم معتقدند كه هركس پول وپارتي نداشته باشد حقش پايمال مي شود.
- فقط ١/١٥درصد جامعه ايران(كمتر از يك ششم جامعه) معتقدند كه اگر حقي از كسي پايمال شد مي تواند از طريق قانون حقش را بگيرد.
- فقط ٢٤درصد مردم(كمتر از يك چهارم) معتقدند كه حكومت همه مردم را به يك چشم نگاه مي كند.
- فقط ٣/٨ مردم(كمترازيك دهم جامعه) معتقدند كه قانون براي مردم و مسئولين يكسان اجرا مي شود.
٢- نگرش مردم به جامعه
- ٦/٧٤ درصد مردم معتقدند جرم و جنايت در كشور بيشتر شده است.
- ٣/٨٧ درصد مردم معتقدند صفات خوب مانند صداقت، راستگوئي، گذشت و امانتداري در پنج سال آينده بين مردم كمترخواهد شد.
- ٩/٦٩درصد مردم معتقدند مردم غير مذهبي تر شده اند.
٣- نگرش به حكومت
- فقط ١٤درصد مردم معتقدند كه مسئولان در انجام امورمملكت به خواسته مردم زياد توجه مي كنند.
٤- ميزان رضايت مردم
- فقط ٥/٤درصد جامعه از اوضاع اقتصادي راضي است.
- فقط ٨/٣٨ درصد مردم معتقدند در شرايط فعلي مال و اموال مردم جامعه درامان است.
- فقط١/ ٣٥ درصد معتقدند آبرو وحيثيت افراد جامعه محترم شمرده مي شود.
٥- نگرش به اصلاح وضع
- ٢/٢ ٦درصد جامعه معتقد به اصلاح وضع فعلي هستند.
- ١/٣١ درصد نيز خواهان تغيير اساسي اوضاع فعلي.
٦- اعتماد
- فقط ٣ / ١٤درصد مردم فكر مي كنند كه بقيه مردم قابل اعتمادند.
- فقط ٦/ ٢١درصد مردم به مديران دولتي اعتماد دارند.
- فقط ٧/٤٣درصد مردم راديو و تلويزيون را قابل اعتماد مي دانند درحالي كه ميزان اعتماد به اينترنت ٥/٤٥ درصد است.
٧- رفتار مرتبط با دانائي
- فقط ٧/٢١درصد مردم در اوقات فراغت خود مطالعه مي كنند.
آيا شاخص هاي به دست آمده ازاين پژوهش ملي نشانه هاي بحران هاي اجتماعي و فرهنگي و سياسي نيست؟
*****
در ادامه بحث و گفتگو درباره مسئوليت و سهم "حاكميت، نخبگان و مردم"( ٧) در پيدايش آسيب هاي موجود، در اين پست به نقش مردم اشاره اي مي كنيم. درتوسعه دانائي محور، منابع انساني آموزش ديده وسرمايه اجتماعي كه برپايه اعتماد مردم به حكومت و همكاري و مشاركت در اداره كشور شكل مي گيرد، بيشترين نقش را درپيشرفت وتامين رفاه ورشد مادي و معنوي همگاني خواهند داشت. بالعكس مي توان شاخص هاي بحران اعتماد عمومي واعتماد به مسئولان را كه در گزارش پژوهشي بالا ملاحظه كرديد موجب پس رفت، افول و انحطاط جامعه درنظر گرفت!
آيا به راستي در اين فرآيند اسفبار، " مثلث حاكميت، نخبگان و مردم" سهمي يكسان و برابر دارند؟! اگر توده مردم حتي به حقوق طبيعي و خدادادي خود آگاه نيست و يا ضعف هائي چون قانون گريزي، خشونت، عوام زدگي عدم وجدان كار و... درفرهنگ عمومي جامعه نمايان است، آيا مديريت حكومتگران، سياست ها و برنامه هاي صدا وسيما و مسئوليت نخبگان در آموزش جامعه زير سوءال نمي رود؟! آيا شيوع گسترده آسيب هائي مثل اختلالات رواني و افسردگي، فقر و بيكاري، اعتياد، فساد و فحشا، خشونت و جنايت، ريا و دروغ، تملق و گزافه گوئي، خرافه گرائي و... به علت شكاف بي اعتمادي ميان مردم و حاكميت و بي تفاوتي نخبگان به سرنوشت جامعه خود نيست؟ آيا ناصداقتي، گفتار بدون عمل، وعده ها و ادعاهاي تهي از واقعيت ، و... بدآموزي هاي صدا و سيماي حكومتي، تخريب فرهنگ و اخلاقيات اجتماعي را به دنبال نداشته است؟
*****
انسان درجامعه ونظام ارزشگذاري فرهنگي واجتماعي كشورما، از منزلت، حرمت وكرامت برخوردار نيست و بيشتر در حد وسيله اي براي رسيدن به قدرت و حفظ آن در مقاطعي مانند انتخابات مطرح مي شود، در صورتيكه در ديدگاه اعتقادي ما انسان هدف آفرينش و جهان هستي است. به گفته كانت، فيلسوف ودانشمند علم اخلاق، همه چيز را به جز انسان مي توان وسيله اي براي رسيدن به هدف ها به كار گرفت; اما آدمي خود، هدف است و نبايد او را دستآويزرسيدن به هدف ها قرارداد! زيرا همه آدميان در گوهرآفرينش با هم برابرند و همه را بايد گرامي شمرد.
" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "
لطفا نشانی پست الکترونیکی خود را حتما وارد نمایید.