سالی که نکوست از بهارش پیداست!
دولت دهم (درادامه دولت نهم) باید چقدرخوش قدم باشد که در آستانه تنفیذ و تحلیف رئیس آن و رای اعتماد اعضایش ، ۱۶۸ تن از هموطنان بی پناه ما به یمن مدیریت و نخبگی و دادگستری ! در پیش پایش قربانی شوند! فقدان این عزیزان مظلوم به ویژه همکار فقید و گرانقدر دکتر لئون داویدیان را به خانواده ها و بازماندگان داغدارشان تسلیت می گویم .
من به عنوان یک پدر در شگفت بودم که چگونه می توان شهادت "سهراب"اعرابی وسایر"سهراب ها" را به مادر داغدارش وهمه "مادران صلح" تسلیت گفت ؟! ولی دیری نپائید که شعری از سهراب سپهری به دستم رسید و" گويي سهراب سپهري اين شعر را براي امروز ايران سروده است! "
*****
" نداي آغاز"
کفشهایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
و منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد
بوی هجرت می آید !
بالش من پر آواز پر چلچله هاست
صبح خواهد شد !
و به این کاسه ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد
باید امشب بروم !
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد!
وقتی از پنجره میبینم حوری - دختر بالغ همسایه
پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند
چیز هایی هم هست ، لحظه هایی پر اوج
مثلا شاعره ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود
که در چشمانش آسمان تخم گذاشت
و شبی از شبها مردی از من پرسید
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم !
باید چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد
بردارم و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد
سهراب !
کفش هایم کو؟
*****
و....او مظهر رحمت و عطوفت ، وحدت امت و جلوه تام اخلاق و انسانیت بود...، پيشاپيش و در طلیعه فرخنده و روح نواز" بعثت پیامبر گرامی اسلام " (ص) غزل عارفانه ای از حافظ شیرازی را به رسم تبریک و تهنیت به دوستانم تقدیم می نمایم :
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد *** دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت *** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا *** فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد
كرشمه تو شرابي به عاشقان پيمود *** كه علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد
*****
" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "
لطفا نشانی پست الکترونیکی خود را حتما وارد نمایید.