29 مرداد
" درد نامه "

دوماه یا کمی بیشتر است که از "انتخابات دهم" فاصله گرفته ایم و هفته هاست که در ماتم و سوگ شهدای مظلوم جنبش سبزآزادی خواهی مردم ،تحمل درد مجروحان روحی و جسمی و انتظار رهائی اسیران دربند بیداد قرار داریم. در این محشر خودافشائی و وانفسای رسوائی ، چهره واقعی مهرورزان و عدالتخواهان مردم فریب شناخته شد. در اعتراض به جنایات انجام گرفته و تعرض به حقوق و ناموس جوانان و جامعه عده ای هنوز در خروش و فریادند و یا در بهت و حیرت از این آرمان سوزی ، حرمت شکنی و حرمان ملتی رنج دیده و فاقد ابتدائی ترین حقوق طبیعی در زمینه آزادی ، عدالت و انتخاب سرنوشت ، غرقه هستند !

مژده آزادی تعدادی از زنان و مردان و جوانان دربندی که همواره به دوستی شان افتخار کرده ام در چند روز گذشته ، انگیزه ای برای نوشتن این " دردنامه " گردید. بنابراین در آستانه ماه رحمت و ضیافت الهی ، به شکرانه رهائی این عزیزان و در انتظار آزادی دیگر دلیرانی که هنوز در بند جور و جفا هستند و با امید به یاری "خداوند گشاینده دانا " ( هوالفتاح العلیم ) ، غزلی از " سایه " را مرهمی بر این " درد " جانکاه ساخته و با هم به " راه سبز امید " خوش آمد می گوئیم !

*****

"درد"

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست !
هزار شعله سوزان و آه سرد اینجاست

نگاه کن که زهر بیشه در قفس شیری است
بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست

میان اینهمه نامردمی و نامردی
نشسته در غم مردم هنوز مرد اینجاست

بیا که مساله بودن و نبودن نیست
حدیث عهد و وفا می رود نبرد اینجاست

بهار آنسوی دیوار ماند و یاد خوشش
هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست

جدایی از زن و فرزند (سایه) جان سهل است
تو را ز خویش جدا میکنند درد اینجاست !

*****

" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "

30 مرداد - 3: 30 1 - koorosh
az ahmad zeidabadi begid ostad moieen/
30 مرداد - 4: 35 2 - Kamelia Kavian
> جواب: خانوم یاسمن بنده قانون اساسی‌ را میدانم و میدانم که زندانها به رئیس جمهور مربوط نیست. سوال من این است که کروبی و خاتمی چرا تازه یادشون افتاده راجبش حرف بزنند. من مطمئن هستم که اینها از همان زمان میدانستند. همانطور که منتظری می‌دانست و حرف زد.
30 مرداد - 9: 08 3 - samaneh
Ey kaash dore ghabl, sare yek kandida ejmaa karde boodin, alan halo roozemoon in nabood!!!
30 مرداد - 0: 12 4 - محمدرضا يزدان
سلام معين عزيز عطر خوش آزادي مي آيد... به اميد بهار آزادي... ***** با سلام و درود - رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار *** گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد. سربلند و پیروز باشی
30 مرداد - 2: 21 5 - يه جوون مثل بقيه
گریه کردم دردهایم کم نشد گریه هم بر درد من درمان نشد گریه ام چشم کسی را تر نکرد هیچ کس حرف مرا باور نکرد
30 مرداد - 4: 12 6 - زينب
سلام و درود بر دكتر معيين عزيز ،، من يه دانشجوي خس و خاشاك ساكن قم هستم ! سه دوره انتخابات قبل رو خوب به ياد دارم ، من راي اولي بودم ، تصاوير و پوستر هاي آقاي خاتمي رو به در و ديوار اتاقم زده بودم ، با شعار زيباي \"استاده ام چو شمع ، مترسان ز آتشم\" شادي وصف ناپذير بعد از رياست جمهوري ايشون رو هم به ياد دارم ، و خوب خاطرم هست كه دوره انتخابات بعد ، توي ستاد تبليغاتي شما بودم ، ايران رو حق هم همه ايرانيان ميدونستم ! و ايمان داشتم كه اوضاع رو به بهبوده ،، اما انگار خواست از ما بهتران ! چيز ديگه ايي بود ،، خرداد 88 هم بار ديگه به خودم گفتم ،‌اين بار فرق ميكنه ، موسوي اومده ،‌كسي كه از پدرم تعريفش رو شنيده بودم ،كسي كه زهرا رهنورد رو همراه خوش داشت ،حضور دو نفري كه پدر و مادر من رو به ياد انديشه هاي شريعتي مينداخت، و اومده بود انقلابي كه خون آدم ها ،بهاي اون بود رو نجات بده ،، من توي دو تا از ستاد هاي ايشون بودم و عضو موج نو هم شده بودم ، در ستاد هنرمندان و هم ستاد دانشجويان فعاليت داشتم، رشته تحصيلي من كارشناسي گرافيك هست ،‌بنابر اين به خرج خودم و با شور و هيجان ،‌طرح هاي زيادي براي آقاي موسوي زدم و بين مردم پخش كردم ، زماني به نمايشگاه آثار هنرمندان كه به حمايت از آقاي موسوي افتطاح شده بود توي پرديس پارك ملت رفتم ،‌من جز اون دسته افرادي بودم كه با ورود آفاي خاتمي به نمايشگاه ،‌شعار ميدادم درود بر خاتمي ،‌سلام بر موسوي.... اينقدر اميد وارانه به آينده ديار پاك نازنينم ايران نگاه ميكردم ، كهحتي تصور اين روز ها رو هم نميكردم ، شبي كه ورق به دست جنايتكاران برگشت ، من تا صبح بيدار بودم و آمار لحظه به لحظه آراء آقاي موسوي رو از طريق اينترنت ميگرفتم،، وقتي آمار جا به جا شده ، آقاي رضايي رو ديدم ،‌فهميدم چي در انتظار ماست !!! با روشني هوا رفتم توي خيابون هاي قم ،‌جولوي در ستاد ها ايستاده بودم و گريه ميكردم ، ولي كسي نبود تا حركتي اعتراض آميز انجام بشه ، خفقان رو ميشد حس كرد ، گلوي فشرده از درد من بود كه فرياد رو توي دلم خفه ميكرد ،، متاسفانه شرمنده دوستان سبزي هستم كه امروز در حصار هستن ، توي قم حتي تحسن در حرم حضرت معصومه هم جواب نداد ،‌و خود شما حتما شنيده ها رو شنيديد ،، بعد از گذشت اين مدت ، و اين اتفاقات ،‌كه همه رو به تعجب وا داشت ، امروز مطمئن تر از گذشته هستم براي قدم گذاشتن در راه تغيير ايران ،، من به سه دوره راي خودم افتخار ميكنم ،‌و صفحه آخر شناسنامم رو با افتخار نگاه ميكنم ! آقاي معيين عزيز ،‌ازتون تقاضا دارم ، به هر طريق ممكن ، از طرف من به آقاي موسوي بگيد ، من امروز ،ما شده ! من تنها نيستم و با مردم ما شديم ،‌ما جمع شديم براي اينكه ايران و جمهوري اسلامي رو و اسلام رو از دست كساني كه با ناحق از ما گرفتنش پس بگيريم ،‌ما جمع شديم براي اينكه همه شعار هاي قشنگ آزادي و برابري و....رو روزي به حقيقت برسونيم ،، دو حس متفاوت رو با هم تجربه ميكنيم ،‌غم و شادي ؛ غم از دست دادن ها و شادي با هم بودن ها.... دلم ميخواست از طريق شما اين حرف من به گوش ايشون و خيلي از دوستان و عزيزان در بند برسه ،‌چون من شما رو روزي انتخاب كردم براي اينكه رييس جمهور من بشين ،، گرچه ديگران ! چيزي ديگه ايي رغم زدن..و اين روندي كه من ميخواستم طي بشه براي تغيير آرام و اصولي در ايران ، راي من به سيد بزرگوار آقاي خاتمي و بعد شما دكتر معيين و بعد آقاي موسوي نشون دهنده اين امره،، به آقاي موسوي عزيز بگين كه من خودم رو عضوي از راه سبز اميد اميد ميدونم ،‌چون اين راه براي ما ايراني هاست.... ریشه های ما به آب .شاخه های ما به آفتاب میرسد.ما دوباره سبز میشویم..... به اميد ايران سر بلند. ***** سلام - راه ادامه دارد، تلاش و پایداری هم و خداوند هم یاور و راهنمای ماست. پیروز باشید.
30 مرداد - 5: 17 7 - احمد
سلام .درود بر شما ***** با سلام و درود و بدرود !
30 مرداد - 5: 24 8 - رضا واحدی
ز خويش جدا شده ايم !!! سر نوشت اين جنبش چه خواهد شد دكتر ؟ در وبلاگم پاسخ دهيد ... ***** سلام - البته کسی که در هر حالی به یاد خدایش باشد، خدا هم او را تنها نخواهد گذاشت وهیچگاه با خودش نیز بیگانه نخواهد شد ! پیروز باشید.
30 مرداد - 10: 00 9 - امير
سلام جناب دكتر از فعال ديدن شما شادمانم پيروز باشيد
30 مرداد - 10: 03 10 - محمد
با سلام ايا اين درد همه گير است ... فراموشي ياد دوستان و همچون عوام به دنبال يه لقمه نان رفتن تازيانه ايست كه بر جانم مي نشيند به اين جمله ي " بابا چه كار به اين كارها داري؟ " كه از زبان عزيزانمان ميشنويم چه جوابي دهيم؟ و چه كاري ميتوانم انجام دهيم... فقط برويم دعا كنيم !!!؟ كاملا گيج شده ام.... ***** مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب *** به راحتی نرسد آنکه زحمتی نکشید . پیروز و سربلند باشید.
30 مرداد - 10: 08 11 - ساناز
سلام آقای دکتر. ممنون از متن قشنگتون. به قول سهراب سپهری: " و خدایی نیست/ و خدایی هست/ و خدا بیگاه است..." پیروز و سربلند باشید.
31 مرداد - 2: 55 12 - محسن
سلام خانم سانازعزيز.دردرجه اول برشماي متاسفم زيراانچه كه مطالب شما برمي ايد شما خودتان رامحدود به چند سايت اصلاح طلب واپوزوسيون كرده ايد غافل ازاصل ماجرامن به شما پيشنهاد ميكنم كه به دليل تعصب ويا احساسات خودرامحدود به چند سايت نكنيد!!واما بعد قبل ازجواب دادن به سوالات شما من نيزازخدمت محترمه شما چند سوال دارم كه خواستارپاسخ شمانيزهستم1-چرااقاي موسوي درروز22خردادساعت تقريبا 23:30 خودراپيروزانتخابات اعلام كرد ازكجا به اين مهم دست پيدا كرده بودند ؟!!ايا اين يك نوع توهم وخيال پردازي پيروزي نيست؟!2-چرامهندس موسوي كه بارها برقانون گرايي تاكيد داشت بعد ازانتخابات مسيرغيرقانوني رابراي پيگري اعتراضات خودداشت وبا تحريك عده اي ازشهروندان عزيز موجبات خسارت به كشور ومملكت شد ودراخر انچه نبايد ميشد!!شد3-چراوقتي شوراي حكميت 6نفره شوراي نگهبان از مهندس موسوي خواست داردكه دراين شورا حظورپيداكندومستندات خودراارائه دهد ايشان امتناع مي ورزندونيزشوراي نگهبان بنابه درخواست اقايان لاري ومحتشمي خواهان اجراي تطبيق شماره سريال تعرفه هابا كدملي هستند ازفرستادن نماينده براي اجراي اينكارامتناع ميورزند4-چراافرادوجريانات همچون مسعودرحوي ورضاپهلوي ونتانياهو وشيمون پرزو...وسازمان هاي جاسوسي ومنافقين ازايشان حمايت ميكنند يا انگليس به طورقاطع ازايشان حمايت ميكند ؟!به چه نقطه مشتركي رسيده اند!؟تاريخ نشان دهنده جنايتها وظلم هايي اينان به ملت ايران است!!5-چراايشان ادعاي پيروي ازخط امام (ره)رادارند وبعد به گفته خودامام(ره)كه پيرو ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان اسيب نرسد ملزم نيستند ايا اين يك نوع نفاق نيست؟!6-چرابابيانه هاي متعدد وبرگرفته ازتوهم جوانان عزيزمان را براي رسيدن به قدرت خويش تحريك ميكنندايا سكان اداره كشوربه مدت فقط چهارسال بردست كسي باشد كه اوهم به نوعي قصد خدمت دارد حال هرچند اصلاح طلب نباشد ايااين مسئله ضد جامعه مدني ودموكراسي نيست؟!وبه نوعي ديكتاتوري نيست؟!پس اين شعارهاپوچ است !!وظاهرنمايي وعوام فريبي است!!واما بعد جواب سوالات شما كه بنده رامجبوربه دوباره نوشتن كامنت كردزيرا درنظارت قبلي واردكردم ولي دكترمعين به دليل بروزرساني كه داشتند وطبق رويه نظرات قبلي راپاك ميكنندكه البته طبق رويه ايشان است ومعمول درهم همه سايتها.واماسوال شما درمورد كم شدن راي اقاي محسن رضايي .اين اشتباه ازجانب صداوسيما بود وشبكه خبروطبق اماروزارت كشورنتايج اعلام شده كاملا درست بودوتغيري نداشت.تانخوردن راي هم دليل بسيارمسخره است زيراصندوق طوري طراحي شده بود كه راي ها تانخورده نيزدران فرو ميرفت.يكي بودن دست خط ويا رنگ خودكارنيزدليل پوچي يرااغلب افراد با يك رنگ راي خودرا وارد صندوق ميكردند وافراد بي سواد درمناطق محروم نيزكم نيستند .وبعد يك تناقض درسخنان شما وان نيز اينكه وقتي شماها نميتوانيد تقلب رااثبات كنيد دم ازمهندس آرا ميزنيد كه به نوعي نقض دليل قبلي شما ونوعي سفسطه است!!كه من ماندم كه شما چرا تابه حال با ان توجه نكرده بوديد .هرچند دراين انتخابات وانتخابات هاي قبلي تخلفات جزئي شكل گرفته است ولي انها نميتواند درسرنوشت انتخابات تاثيرگذارباشد زيرا سيستم انتخابات ايران به گونه اي است وكه دران بيشتر500هزار راي نميشود تقلب كرد چه برسد به 11مليون راي!آرا باطله نيزمثل انتخابات گذشته دراخراعلام شد كه كاملا درست وطبق رويه بوده است.ودراخرمخاطب اصلي بنده شما نبوديد بلكه افرادي بودند كه كه مروجان اصلي بحث تقلب درانتخابات هستند بلكه شما بدليل ساده دلي ونيزنااگاهي يراين مساله تاكيد داريد كه ازخدا ميخواهم كه هرچه زودترحقايق رابراي شما اشكار وروشن بنمايد.براي شما دوباره خداي متعال درخواست توفيق وسلامتي روز افزون دارم.ياحق
31 مرداد - 7: 48 13 - راه یک
مجری کودتا روی صندلی پیشین شما میرود؟! با سلام و احترام، تشکر از مطلب زیبا و به‌جا، و آرزوی دستیابی ایرانیان به جایگاهی که لایقش هستند و نیز دستیابی به حداقل حقوق مسلمشان که نه انرژی مسالمت‌آمیز و نه غیرمسالمت‌آمیز هسته‌ای، بلکه حق آزادی اندیشه و آزادی بیان است!!! وقتی لیست پیشنهادی وزرای دولت کودتا را دیدم مهمترین و تأسف‌بارترین نکته‌ای که توجه مرا بخود جلب کرد، وزبر پیشنهادی دفاع که دارای اعلان قرمز از سوی اینترپل می‌باشد نبود. بلکه مهمتر از آن پیشنهاد پست مهم و حساس وزارت علوم برای شخص بی‌کفایتی بود که مجری این افتضاحی که نامش را انخابات گذاشتند و منظورشان انتصابات بود و آن هم انتصاب بی‌لیاقت‌ترین‌ها، بوده‌است؛ رئیس ستاد انتخابات کشور! البته پرواضح است که وزرای دولت نهم و نیز سایر افراد لیست دولت کودتا نیز افراد حائز صلاحیت و حتی فراتر از آن دارای منطق و نیز سلامت عمل و فکر نبوده و نیستند و اگر غیر از این بود جای تعجب می‌بود. اما قبول بفرمایید سمت وزارت علوم که به عقیده من مهمترین نهاد جامعه به لحاظ وجود نخبگان و اندیشمندان کشور در آن است، پستی بی‌نهایت حساس بوده و همواره جایگاه بزرگان و نخبگان علمی و فرهنگی کشور بوده است. پیشنهاد این فرد برای وزارت علوم تنها می‌تواند با یک منطق سازگار باشد و آن هم اینست که نظر به اینکه نام فامیلی ایشان «دانشجو» بوده و به‌همین دلیل ایشان از بدو تولد تا زمان وداع با عالم فانی همواره «دانشجو» می‌باشند لذا بدلیل تجربه فراوان در این زمینه و نیز ثبات قدمشان در دانشجویی، بهتر از اشخاص دیگر کشور در درک احوال و شرایط دانشجویان تشخیص داده شده اند!!!
31 مرداد - 8: 26 14 - ساناز
"براي لاغري ديگر لازم نيست رژيم بگيريد. فقط كافي است چند روز، رژيم شما را بگيرد." كلينيك لاغري حجه الاسلام ابطحي
31 مرداد - 9: 36 15 - فرزند زاينده رود
سلام بهار قرآن بر شما مبارك باد 1-نظر شمادرباره سخنراني مرجع عاليقدر حضرت آيت الله صانعي چيست؟ 2-آيا شناختي از خانم سوسن كشاورز كانديد وزارت آموزش و پرورش داريد؟ 3-به نظر شما چرا روزنامه كيهان توقيف نمي شود؟ با تشكر ***** سلام - 1- چو دانی و پرسی ..! 2- مگر سایر آنها را می شناسید ؟! 3- باز هم چو دانی و پرسی ! از اینکه جسارت شد خواهید بخشید. پیروز باشید.
31 مرداد - 11: 31 16 - shahidkhan
khodam kardam ke lanat bar...........
31 مرداد - 1: 51 17 - سید حسین
بسم الله الرحمن الرحیم با گذشت حدود 2 ماه از ماجراهای درد آور اخیر اکنون که داریم با اعترافات متهمان آشنا می شویم می فهمیم که چه چهره های پلیدی در پشت نقاب انتخابات بوده است. باید درد نامه نوشت ولی نه درد نامه اغتشاشگرانی را که مزدور 800 هزار تومانی مهدی هاشمی و مصطفی تاجزاده اند بلکه باید دردنامه را برای ملت بزرگی نوشت که با حضور خود در انتخابات جلوه ای قدرتمند ار انقلاب به نمایش گذاشتند و این گونه توسط چند نفر منافق خود فروخته( به گقته ابطحی) به بازی گرفته شدند و خون پاکشان ناجوانمردانه به زمین ریخت و فرزندانشان در راه دفاع از کیان و ملت و رهبرشان به دست مزدوران اجنبی و آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و... که با واسطه عناصر خود فروخته داخلی که در پوشش انفلاب و با نام امام به میدان آمدند به شهادت رسیدند 9 نفر از جوانان برمند بسیجی در فتنه به شهادت رسیدند، توسط کی؟ عوامل نفاق جدید در ایران . ای کاش ما روزی یک بار وصیت نامه امام را می خواندیم و آن وقت شاید سرنوشت دیگری داشتیم. در این ماجراها حتی دوم خرداد از چشم آمریکایی ها افتاده بود و جای خود را به تکنوکرات های لیبرال گارگزاران داد این ها درد ملت ایرانه که احزاب لجام گسیخته در جهت کسب توجه آمریکا و غرب با هم رقابت کنند که به امید خدا بساط همه سان برهم چیده شد و اگر تا بحال می گفتند صدای شکستن استخوان های اصلاخات به گوش می رشد الان باید بگوییم هم اکنون جامعه به واسطه بوی گند مردار اصلاحات در حال قی کردن است. درد نامه را باید نوشت ولی کاش ما که خودمان عوال را می شناسیم ، نهضت جین شارپ را می شناسیم و تازه به بن بست رسیدن اندیشه های سروش( ببخشید پوپر و شلایر ماخر) و سکولاریسم را در ایران می دانیم درست بنویسیم . و مردم را با ادبیات عامیانه و گاهی ابلهانه که توسط افرادی که نهضت اشرافی گری و ویژه خواری آنان به پاین رسیده و کسانی که کمرشان در راه خدمت به آمریکا شکسته گول نزنیم. اکنون که داریم وارد فاز دولت اسلامی می شویم اعلام می کنیم که با تمام توان تا تحقق حکومت جهانی اسلامی و دهکده عدل مهدوی( بجای دهکده شکست خورده جهانی غرب) با انقلاب و رهبر عزیزمان ایستاده ایم و حتی اگر لازم باشد عاشورا را تکرار خواهیم کرد و این بار یزیدیان را درک واصل خواهیم نمود. ما پشت سر رهبر خویش محکم ایستاده ایم و با هر کس که در جهت تضعیف آن براید مخالیفیم حتی اگر دکتر محمود احمدی نژاد عزیز باشد. درود خدا بر مهدی موعود، نایب بر حقش و خادمان ملت .
31 مرداد - 2: 49 18 - كوروش
به اميد آزادي ايران وعبور از اين دوران سياه و پر از دروغ خداييش كروبي و موسوي و خاتمي خوب جلوي دروغ و تقلب وايسادن فقط اي كاش اين قدرت داشتن بتونن از حقوق زندانيا و دستگير شده ها و كشته شده ها كسايي بهشون تعرض شده بيشتر دفاع كنن اين اقاي احمدي نژاد با اون قضيه هاله نورشو يك ميليارد دلار گم شده واقعا تبديل شد به مظهر دروغ تاريخ ايران
31 مرداد - 3: 09 19 - سجاد
بايد كه بپا خيزيمو بنيان ظلمو جور را براندازيم.
31 مرداد - 7: 05 20 - حسام زعفرانی
با عرض سلام حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد . ***** سلام - مبارک باشد و همراه با فضل و رحمت الهی . متشکرم.
31 مرداد - 8: 52 21 - يك شهروند كرد
سلام دكتر جان اميد وارم همواره شاد و آزاد وسلامت باشيد. فريادي كه مردم ما امروزه مي زنند ف فرياد سي ساله ي ملت كرد است. به اميد فرداي رها و سبز ارادتمند شما يكي از هواداران شما كردستان/ديواندره ***** سلام - وبه امید ایرانی آزاد و آباد با کهکشانی فروزان از فرهنگ ها و اقوام کرد و لرو ترک و بلوچ و ترکمن وعرب وفارس و..پیروز باشید.
31 مرداد - 9: 39 22 - سامان
به نظر ميرسه مردم كمي سرد شدند. قبول دارم كه سركوب به شدت داره اعمال ميشه. اما يه باتوم تو يه لحظه يك سر رو خوني ميكنه اگه 10 تا سر بره جلو باز همون يه سر خوني ميشه اگه 100 تا سر بره جلو باز همون يه سر خوني ميشه ولي اگه 1000 تا يا 10000 تا يا ... 1000000تا سر بره جلو ديگه نميتونه سري رو خوني كنه!!! دكتر شعر زيبا بود اما الان مردم ما يه چيزي بيش از شعر از شما توقع دارن...
31 مرداد - 11: 52 23 - محمد فرامرزی
بدون حکم از قاضی صدا کرد و دار مرگ بی عزت به پا کرد بدون خواندن (اشهد) تبر را به سمت باور سبزم رها کرد بت زیبای ما را سنگ کردند نفس را هم برایش تنگ کردند نمی پرسد ز ترسش این چه ننگی است ؟ به ما با منطق خود جنگ کردند؟ درختانی که قبلا سبز بودند نوای هم صدایی می سرودند نمی دانم چه آتش در گرفته؟ که حالا سوختند و دود دوند چرا قانون جنگل چاره سازه؟ شکافی بین عدل و ظلم بازه؟ اگر فریاد ها کردیم خاموش سکوت ما صدای اعتراضه! به ذهن هرکسی این یک سوال است؟ که استبداد دینی به زوال است به هر کاری اگر مردم نباشند دوام آن حکومت ها محال است دوبيتي ها محمد فرامرزی stablebeliefs.parsiblog.com
1 شهریور - 2: 04 24 - نازلی شیخ پور (پژواک)
سلام پدر اصلاحات .حالت خوب است یا نه نمی دانم ولی امیدوارم خوب باشی کاش هیچگاه درد نامه ات را نمی خواندم کاش هیچگاه درد نامه ای نمی نوشتی که هزار درد بجان خسته ام انداخت . دردنامه ات پر غربت بود اری پر تنهایی ولی کاش بدانی که این درد تنها برای زخمهای تو واین نمکدان شکسته شده نبود که برای همه ما بود برای همه ی ایران . پدر مهربان اصلاحات کاش بجای این درد نامه برایمان از ق(غ)صه های کودکیهامان بگویی وبگویی چشمانمان را ببندی که هنگامه ی گشودن ان صبح است و پایان سیاهی . مهربان بمان
1 شهریور - 3: 58 25 - محمد ملامحمدي
درود بر شما ! آقاي دكتر ... انتظار حضور پر رنگ تري از شما بود ؟
1 شهریور - 5: 12 26 -
این ترانه جدید بوده و البته ادعا شده که برای حمایت از حوادث اخیر روی یوتیوب گذاشته شده است. صحت و سقم آن را نمی دانم.اما زیباست شعر از، زنده یاد فریدون مشیری اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى از خانه برون چيست كه از خويش به در شو گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو خاكِ پدران است كه دستِ دگران است هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو به امید روزی که برگ های سبز زیتون همه ایران را فرا گیرد shahriar
1 شهریور - 6: 23 27 - اذر
باسلام و درود فراوان خدمت شما . جناب آقای دکتر معین بزگوار و عزیز . من از دیار بابک خرمدین هستم و از شما عاجزانه خواهشمندم در این برهه از زمان زیادتر از قبل در صحنه حضور پر رنگ داشته باشید و آقای موسوی را تنها نگذارید. آیا شهادت بخاطر آزادی وطن از یوغ استبداد افتخاری بزرگتر از آن وجود دارد. متشکرم.
1 شهریور - 8: 31 28 - یاسمن
در باسخ به كامنت 2 اين كه براي شما این ابهام وجود دارد كه آقايان موسوي و كروبي می دانسته اند و دم نزده اند ... خوب ما هم مي دانستيم.من حدود 4 سال بيش راجع به تجاوز در زندان ها شنيده بودم منتها مدرك نداشتيم.آقاي كروبي هم اگر ميدانسته مدرك نداشته .منتها الان مدرك دارد و مساله ديگر اينكه جديدا شدت بيدا كرد چون زنداني هاي سياسي يكدفعه زياد شدند. يك چيزي وقتي شدت بيدا مي كند براي مردم ملموس تر مي شود.همين كه آقاي كروبي يكدفعه موضوع را مطرح كرده (با توجه به اينكه مي گويد مدرك و سند دارد) خودش خيلي برايش خطرناك است مگر نمي بينيد كه الان مي گويند بايد شلاق بخورد...اين ظاهر قضيه است ممكن است عواقب بدتري براي ايشان داشته باشد كه ما بايد از ايشان حمايت كنيم. مساله ديگر اين است كه قربانيان كه سند آقاي كروبي هستند را تهديد كرده اند كه دم نياورند كه چه بلايي سرشان آمده موضوع به اين سادگي كه شما فكر مي كنيد نيست.اگر من يا شما جاي آقاي كروبي بوديم شايد همين الانش را هم جرات نمي كرديم بگوییم(که به قول شما کروبی دیر دم زد)در این نظام ناگفته ها زیاداست که کسی جرات نمی کند دم بزند
1 شهریور - 8: 57 29 - حبيبي
استاد ارجمند ،دكتر معين با آرزوي آزادي هر چه زودتر همه دوستان در بند، يكم شهريور (( روز پزشك )) را به شما و همه خادمان عرصه سلامت بخصوص دندانپزشك خدوم دكتر علي تاجرنيا (كه همكنون در بند دولت كودتا مي باشد) تبريك ميگويم. ***** سلام - سپاسگزارم. امیدوارم روزی میان دوستان و دشمنان واقعی جامعه ، کشور و انقلاب شناخت و آگاهی یابند و جبران نمایند.
1 شهریور - 8: 59 30 - به خود آ
با سلام و تشکر از لطف شما، بی شک منظور سایه از« تو را ز خویش جدا میکنند درد اینجاست !» مفهوم فلسفی یا مذهبی آن نیست:«به (خود آ) تا که در یابی . (خدا )در خویشتن پیداست»، منظورش جدائی از حویش زیر شکنجه است،دورانی که این شعر گفته شده با امروز یکی نیست وامروز باید به (حود آمد) و بر حسب توانائی در «راه سبز امید» قدم گذاشت، تشکیل آنرا به شما شاد باش می گویم ***** سلام - متشکرم.
1 شهریور - 9: 26 31 - ساناز
سلام قای دکتر. خواهش می کنم به من بگید این که گفته شده، "وزیر شدن زن شبهه شرعی دارد" خنده داره یا گریه؟ من واقعا نمی دونم باید بخندم یا باید گریه کنم. ***** سلام - از اصل مشارکت زنان در بالاترین مسئولیت های اجتماعی باید استقبال کرد. اینکه اکنون با چه انگیزه ای وزیر زن انتخاب میکنند و آنها چقدر صلاحیت دارند مسئله دیگری است.
1 شهریور - 9: 45 32 - ساناز
آقای دکتر، شنیدید آقای احمدی نژاد گفته: " آقای لنکرانی مثل هلو می مونه و آدم دلش می خواد بخوردش"؟ من نمی دونم چه کسی به این آقا گفته که خیلی بانمکه؟؟؟؟ واقعا شایستگی مردم ایران، اینچنین رئیس جمهوریه؟؟؟؟ یعنی خودش خجالت نمی کشه؟؟؟ یعنی حداقل از روی زن وبچه اش خجالت نمی کشه؟؟؟؟ من نمی دونم، این همه آدم درست و حسابی و موجه در اون جناح،مثلا همین آقای قالیباف که با سیاست های حاکم هم هماهنگی دارند رو چرا کنار گذاشتند و سراغ این شومن دلقک بی تربیت رفتند؟ حالا چه اصراری هست که خودشون رو مضحکه مردم ایران و مردم ایران رو مضحکه تمام دنیا بکنند؟؟؟؟؟؟؟؟
2 شهریور - 1: 36 33 - ايليا
اين روزها اشك هم درد است هم درمان
2 شهریور - 4: 39 34 - MEETING
درود از دل پرمه كه دارم اينجا مي نويسم. از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بي درد نداني كه چه سخت است
2 شهریور - 8: 58 35 - ايمان
بیا که مساله بودن و نبودن نیست/ حدیث عهد و وفا می رود نبرد اینجاست/عالي بود دكتر .ممنون
2 شهریور - 9: 04 36 - ايمان
سيد حسين شما ايراني نيستي و يا وطن فروشي .پس لطفا زبان در كش.
2 شهریور - 9: 54 37 - سپهر
با درود و سلام خدمت شما جناب آقای دکتر معین حلول ماه رمضان را به شما و تمام دوستان تبریک عرض می کنم امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید در جواب پست آقای محسن چند مطلب داشتم که به ذهنم رسید آقا محسن شما چندتا سوال کرده بودید که مخاطبتان ساناز خانوم بودن من به زعم خودم می خام به این سوالات پاسخ بدم قبل از هر چیز چون اصولا افرادی مثل جنابعالی سعی در تخریب افراد دارید (همانند رییس دولت کودتای دوم پس از سرلشگر زاهدی) بر خود لازم دیدم که خود را معرفی کنم که احیانا به بنده انگی را که به خواهرمون ساناز خانوم چسبانده اید را نچسبانید. من سپهر م دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشگری اجتماعی در دانشگاه تهران هستم و به نوعی هم رزم برادر در بندم محمدرضا جلایی پور نخبه علمی کشور برنده طلای المپیاد ادبی کشوری و همچنین نفر اول کنکور سراسری هستم. شما پرسیده بودید چرا آقای موسوی شب انتخابات پیروزی خود را اعلام کرده بودند صراحتا به دو دلیل 1- به دلیل این که 1 ساعت قبل از آن برادران مخلص بسیجی و سپاهی به دستور مقامات مافوق خود که برای اذهان عمومی همچنان مجهول الهویه هستند با حمله به ستاد مرکزی جناب مهندس موسوی تمام اموال آن جا را ضبط کردند و به ایشان اعلام کردند دیگه دوران شما به اتمام رسیده است هرچه در این چند روز جولان داده اید دیگر بس است شما بازنده انتخابات هستید و...(حال سوال من از شما این است این برادران عزیز از کجا می دانستند که جناب مهندس در انتخابات شکست خورده است که این رفتار را 1 ساعت مانده به پایان رای گیری اعلام کرده اند؟البته این برای من جای تعجب ندارد چون قبل از آن حضرت شریعتمداری این فیلسوف آگاه و دانشمند به علم خبرنگاری و این یار مخلص امام عصر از روز قبل از انتخابات تیتر 1 روزنامه خود را انتخاب کرده بودند و در شب رای گیری از برادرانی بودند که در جلوی وزارت کشور مشغول سرور و شادمانی بوده اند!)در هر حال جناب مهندس در واکنش به این رفتار و پس از مشورت با تیم همراه خود( چه آنان که به وزارت کشور رفته بودند چه آنان که در کنار ایشان بودند) تصمیم به این اقدام گرفتند تا شاید بتوانند توطئه را خنثی کنند. 2- به علت آنکه ایشان اسناد معتبری از نمایندگان خود از سراسر کشور جمع آوری کرده بودند 1 ساعت پس از پایان مهلت رای گیری برایشان مسجل شده بود که برنده بلامناضع انتخابات هستند و سعی داشتند به هر طریقی شده چون تریبون رسمی در اختیار نداشتند این مساله را با ملت ایران که سنگ تمام گذاشته بودند در میان بگذارند شما پرسیده بودید که چرامهندس موسوي كه بارها برقانون گرايي تاكيد داشت بعد ازانتخابات مسيرغيرقانوني رابراي پيگري اعتراضات خودداشت وبا تحريك عده اي ازشهروندان عزيز موجبات خسارت به كشور ومملكت شد ودراخر انچه نبايد ميشد!!شد. در جواب باید عرض کنم کدام قانون برادر عزیز؟ مگر قانون به تنهایی می تواند نظم را در شرایط آنومیک در جامعه حل نماید مهمتر از قانون مجری قانون است که باید در این شرایط به بهترین نحو از قانون استفاده کرده و مردم را به آرامش دعوت کند آیا وزارت کشور حتی یک مجوز خشک و خالی بدون بر عهده گرفتن امنیت آن برای معترضان صادر کرد که دولت انتظار داشت مردم به خیابان نیایند؟آیا در طول این 30 سال سابقه داشته است که جناب آقای رییس جمهور روز پس از اعلام نتایج قبل از تایید شورای نگهبان و دریافت امضای ولی فقیه طرفداران خود را جمع کند و جشن شادی در خیابان برگزار کند؟آیا این حرکت ایشان دهن کجی به مطالبات به اصطلاح 14 میلیونی نبود که طرفدار ایشان نبوده اند و مطالبات دیگری داشتند که هنوز اقناع نشده درگیر نیروهای امنیتی شده بودند؟شاید هم این کار باز هم انکار حقایق موجود در جامعه بوده است و اصولا آقای احمدی نژاد این 14 میلیون را آدم نمی دانستند که قبل از پاسخگویی قصد تفهیم این را داشتند که من رییس جمهورم!شما بعد از قبول این مطلب می توانید حرف بزنید که در آن صورت هم حرفی باقی نمی ماند! شما عرض کرده بودید چراوقتي شوراي حكميت 6نفره شوراي نگهبان از مهندس موسوي خواست داردكه دراين شورا حظورپيداكندومستندات خودراارائه دهد ايشان امتناع مي ورزندونيزشوراي نگهبان بنابه درخواست اقايان لاري ومحتشمي خواهان اجراي تطبيق شماره سريال تعرفه هابا كدملي هستند ازفرستادن نماينده براي اجراي اينكارامتناع ميورزند. حال من از شما می پرسم کدام شورای حکمیت؟ همان شورایی که متشکل از آقای ایکس و ایگرگ و ...بود که قبل و حین و بعد از انتخابات طرفداری بلامناضع خود را از رییس دولت اعلام کرده بودند.(حرفهای آقای حداد که در بخش تحلیل خبری شبکه 2 بیان کرده اند را که از یاد نبرده اید؟)در ضمن شما یک خلط مبحثی انجام داده اید و آن این است که این نکته را یادآور نشده اید که این طرح را آقای محسن رضایی مطرح کرده بودند و وقتی دیدند فایده ای در تغییر نتیجه انتخابات ندارد و فقط دارند خود را خراب می کنند خ.د را کنار کشیدند و در این شرایط چه اهمیتی داشت که آقای موسوی به این جلسه نماینده بفرستد یا نه جز این که مهر تایید به انتخابات زده باشد و خود و مردم را مسخره حکومت کرده باشد؟ شما پرسیده اید :چراافرادوجريانات همچون مسعودرحوي ورضاپهلوي ونتانياهو وشيمون پرزو...وسازمان هاي جاسوسي ومنافقين ازايشان حمايت ميكنند يا انگليس به طورقاطع ازايشان حمايت ميكند ؟!به چه نقطه مشتركي رسيده اند!؟تاريخ نشان دهنده جنايتها وظلم هايي اينان به ملت ايران است. در جواب فقط یک جمله می گویم برفرض که حرف های شما حقیقت باشد.چرا دولت خودکامه ی روسیه از دولت احمدی نژاد حمایت می کند؟چرا تنها رییس جمهور سرمایه داری که به ایران سفر می کند و با رهبر ایران دیدار می کند روسیه است؟ حافظه تاریخیتان یاری می دهد یا نه؟ روسیه در 200 سال گذشته بیشتر به ایران ضربه زده است یا انگلیسو امریکا؟ نصف خاک ایران را کدام دولت از ایران جدا کرد؟حزب توده چه بلایی سر اقتصاد و فرهنگ و تمدن و دین ایران آورد؟ مجلس را کی به توپ بست؟ به محمد شاه فراری کی پناه داد؟ کی در جریان کودتای 28 مرداد به مردم القا کرد که مصدق کمونیست است و ضد اسلام و شیعه؟ برسیم به زمان حال کی قرار است 30 سال نیروگاه بوشهر را تمام کند؟ کی قرار است ناوگان هوایی ایران را نو کند؟ کدام کشور نیروهای سرکوبگر امنیتی را آموزش می دهد تا مردم را کتک بزنند؟ مدل دیکتاتوری استالینی که در کشور ما به مرور در حال شکل گیری است الگوی سیاسی کدام کشور است؟ قضاوت با شما شما گفته بودید -چراايشان ادعاي پيروي ازخط امام (ره)رادارند وبعد به گفته خودامام(ره)كه پيرو ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان اسيب نرسد ملزم نيستند ايا اين يك نوع نفاق نيست؟ در جواب عرض کنم اول برادریتان را اثبات کنید بعد ادعای ارث کنید کدام ولی؟دوستم را که معرفی کرده ام محمدرضای عزیز سوابقش آنقدر درخشان است که جای تعریف ندارد این نخبه که باید جایگاهش در سطح اول کشور و مدیریت آن باشد حالا گوشه انفرادی برادران سپاه است به دستور ....(توضیح اضافه خواستید در باره این جریان در خدمتتان هستم) در آخر پرسیده بودید :چرابابيانه هاي متعدد وبرگرفته ازتوهم جوانان عزيزمان را براي رسيدن به قدرت خويش تحريك ميكنندايا سكان اداره كشوربه مدت فقط چهارسال بردست كسي باشد كه اوهم به نوعي قصد خدمت دارد حال هرچند اصلاح طلب نباشد ايااين مسئله ضد جامعه مدني ودموكراسي نيست؟!وبه نوعي ديكتاتوري نيست؟!پس اين شعارهاپوچ است !!وظاهرنمايي وعوام فريبي است!! برادر من عقل سلیمتان کجا رفته است؟ ایشان به جز این شب نامه ها مگر تریبون رسمی داشتند تا نظرات خود را بگویند شما می گویید ایشان نظرات خود را نگویند؟ مگر توانستند 14 میلیون نفر را قانع کنند که انتظار سکوت را داشتند دولت مردم را قانع می کرد یه فرصت مناظره بعد از انتخابات در تلویزیون ایجاد می کرد بعد اگر منطقی حرف خود را به نماینده های آقای موسوی در حضور مردم اثبات می کرد کدام فرد عاقلی به خیابان می آمد؟ در آخر از شما یک سوال دارم وآن اینکه (به گفته دکتر مطهری در مجلس) آقایان حتما عمار یاسر را نیز حضرت علی کشت که او را به جنگ با معاویه فرستاد؟ برادر به نظر می رسد همانقدر که به نطر شما حرف های ما تعارض دارد حرف های شما هم این مشکل را دارد. در دولت کریمه آقای احمدی نژاد: آزادی = آن چیزی که من تعریف می کنم عدالت =آن چیزی که من می گویم نخبه =آنکه من تایید می کنم و... و من الله توفیق
3 شهریور - 1: 09 38 - کیانوش
سلام دکتر عزیز دکتر به نظر شما اینده جنبش سبز با این همه فشار و سرکوب چه خواهد شد؟..اکثر برنامه ها و تجمعات موج سبز در 2 ماه که گذشت به شدت سرکوب شد..به نظر شما موج سبز در راهپیمایی روز قدس تشکیل خواهد شد؟..نظرتون رو در مورد این روز و احتمال برخورد نیروهای نظامی حکومت با مردم در روز قدس بفرمایید..ممنونم
3 شهریور - 10: 52 39 - سبزانديش
سلام اقاي معين اميدوارم هرچه زورتر ظالمان اين نظام و رييس جمهورمنتصب به سزاي اعمالشان برسند
امروز سه شنبه است و اعترافات تئوريسين خس و خاشاك هاي مخملي در دادگاه --- آقاي معين يه سوال آقاي حجاريان را كه مي شناسيد؟؟؟؟؟؟؟؟ نكنه حالا به راه صراط آمده ديگر ايشان را نمي شناسيد
3 شهریور - 0: 30 41 - آذر
ای ساعت بد هنگام چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟ هستی - پس باید سپری شوی سپری می شوی- زیبایی در همین است
3 شهریور - 0: 53 42 - فرزند زاینده رود
سلام 1-به نظر شما آيا اصلاح طلبان مي توانند در انتخابات هاي بعدي شركت كنند وآيا مردم علاقه اي به راي دادن نشان مي دهند؟ 2-نظر شما در باب سخنان آيت ا...هاشمي رفسنجاني چيست؟ 3-آيا با خانواده قربانيان و زندانيان اخير ديداري داشته ايد ؟ باتشكر
با سلام - روز پزشك گرامي باد - به اميد روزهائي كه با خوشي بيشتر تبريك بگوئيم و تبريك بشنويم .
3 شهریور - 11: 26 44 - محمد
در محضر پیش نویس قانون اساسی!!!! از نگاه احمد قابل http://aghabel.persianblog.ir/
3 شهریور - 11: 30 45 - فرید صلواتی
خواهش می کنم اگر در این مقاله من ، در انتقادهایی که من می کنم تلخی وجود دارد، این تلخی را بر من ببخشید اگر معتقدید و می بینید که درونش حقیقت است.
4 شهریور - 1: 24 46 - محسن
سلام جناب اقاي سپهر بازدردرجه اول متاسفم كه درك درست ازشرايط ووقايع اخيرنداريدوهمچنان برپايه احساسات وبدون مدرك سخن ميگويدمن طرفداراحمدي نژادنيستم عزيزم !!ولي كله ام مثل شمابادندارد وتجربه ام هم ازشما بيشتراست واين راهم بدانيد كه درصدد تخريب هيچ كس نيستم وففط فقط حقايق موجوددرجامعه رابيان ميكنم به فرموده مولاعلي(عليه السلام):حقيقت رابرزبان جاري كن حتي اگربه زيان خودت بود!!!دوست عزيزمن درستاد مهندس موسوي فعاليت داشتم انهم نه فعاليت جزئي بلكه مستمروپرشوروبنده نيزتا اين اواخردقيقا مثل شما فكرميكردم وتعصب چشمانم راكوركرده بود!امابه مدد حضرت الله حقايق برمن روشن شد وتوانستم صراط مستقيم راازصراط انحراف تشخيص دهم الحمدالله.اما بعد توضيحاتي درباره نقد شمابرمطالب نوشته شده من بدهم وان اينكه 1-اقاي محدرضا جلايي پورفردمحترم ونخبه اي هستند ولي مگرايشان معصوم هستند كه خطانكنند ايشان نيزاشتباه كرده اند والان متنبه شده اندوبعد به فرموده امام خميني(ره):ولايت فقيه همان ولايت رسول الله(ص)درزمان است. شما چقدردرك وشناخت نسبت به اقاي خامنه اي داريد وزندگي ايشان راميدانيد وايا تا به حال سخنان بزرگان ازعلماي رباني وعرفاي بزرگ را درحق ايشان شنيده ايد ازامام خميني(ره)وعلامه حسن زاده املي"ايت الله بهجت(ره)"ايت الله بهاالديني "اقاي جوادي املي و... كه اگربخواهم اين بزرگان راذكركنم زيادند.ودرثاني وي مجري اجراي قوانين حقه الهي تشيع است ومخالفت با وي مخالفت با فقه ومذهب تشيع ودرحقيقت همان رسول الله (ص)است زيرا وي بنيانگذاراين فقه ودين ومذهب هستند وشما دانشجوي جوان نه درمقام علمي ونه درمقام معنوي هستي كه بتواني ايشان رازيرسوال ببري وبه فرموده امام(ره):ايشان همچون خورشيد ميدرخشد وراه راروشن ميكند .مشكل شما هم اينست كه ازاين منبع نوارني فاصله گرفتيد وبراساس راي خود وتكبرتصميم ميگيريدوفكرميكنيد4سال دردانشگاه درس خواندن شما باعث علامه دهرشدن شما شده است وشما ميتوانيد هم فقه وهم مذهب وهم ولايت فقيه را زيرسوال ببريد من به شما پيشنهاد ميكنم كه اگرميخواهيد به سعادت برسيد ونيزراه حق راازباطل تشخيص دهيد پشتيبان ولايت فقيه وگوش به امرايشان باشيد واين تكبرراكناربگذاريد كه تااينجا هم به اندازه كافي ضربه خورده ايد!وجواب به سوالات من نه تنها قانع كننده نبود بلكه مضحك بودمن ميپرسم چرا انگليس پير استعماروامريكا واسرائيل ومسعودرجوي ورضاپهلوي ازايشان حمايت ميكنند شما ميگويد چراروسيه ازاحمدي نژاد حمايت ميكند!چقدرمضحك واقعاشما غرب رادشمن ايران نميدانيد وبعد روسيه رادشمن ايران ميدانيد پس بگذاريد كمي باهم تاريخ را مروركنيم-كودتاي 28 مرداد درجريان ملي شدن صنعت نفت جريان كودتا چه بود اقاي محترم كه خودرارابه خواب زده ايدمگراين نبود كه امريكا وانگليس باهم موجبات اين كودتا رافراهم كرده اند واين خيانت بزرگ رابه ملت ايران كردند درجريان حمله صدام به ايران چه كشورهايي ازصدام حمايت ميكردند!!؟ايا اين سازمان منافقين نبود كه بهترين وخدوم ترين ياران انقلاب راشهيد كرد؟!!ايااين رژيم صهيونستي نيست كه ازهرگونه ظلم وتجاوزبه مردم ستمديده فلسطين رواميدارد؟!!وتا به حال نيزاين كشورها وگروهها ازهرراهي براي ضربه زدن به اين كشوراسلامي استفاده كرده اند كه شرح اش زياداست.وبعدروسيه كه شوري سابق نيست چرا سفسطه ميكنيد ودراين مدت به خصوص بعدازفروپاشي شوري سابق بيشترين همكاري وكمك به ايران راداشته است انوقت اين دشمن ملت ايران است ولي ان كشورهاوگروههايي كه ذكركردم دوست ايران هستند!!!!!.بازهم تاكيد ميكنم اقاي مهندس موسوي دچارتوهم شده اند وبايد به مانند جناب اقاي سعيد حجاريان به كرده اشتباه خويش اعتراف وازپيشگاه ملت ايران عذرخواهي كنند.وبا اين فرموده حضرت علي (عليه السلام) مطالب خودرا تمام ميكنم.اميرالمومنين علي(عليه السلام):خداوندهرگزگردنكشان روزگاررابه شكست وهلاكت نيفكندمگرپس ازآنكه آنان رامهلت وآسايش داد"واستخوان شكسته و وضع پريشان هيچ امتي رابهبود نبخشيدمگرپس ازسختي وگرفتاري"ودررنج هايي كه از روزگارپيش روداريدومشكلاتي كه پشت سرنهاده ايددرس عبرت است!ولي هردل داري خردمند نيست"وهرگوش داري شنوا نيست"وهرچشم داري بينا نيست.شگفتا!آخرچه سان درشگفت نشوم ازخطاي اين فرقه هاكه دردلايل شان اختلاف دارند!نه راپيامبري راپي ميگرندونه به كردار رهبري اقتداكنندونه به غيبي ايمان مي آورندونه هيچ اززشتكاري پاكي مي ورزند.درشبهات عمل ميكنندودرمسيرشهوات گام مي نهند.پسنديده آن است كه آنان بپسندد"وناپسندآن است كه آنان ناپسند دانند.درمشكلات به خود پناه مي آورندودرمهمات برراي ونظرخويش تكيه ميكنند.گويي هركدامشان پيشواي خويش است درآنچه درست بيندازسوي خود دستاويزهاي محكم واسباب دشوارمي تراشدوبه آنها مي آويزد.(نهج البلاغه خطبه88) وسلام من تبع الهدي
4 شهریور - 8: 43 47 - ساناز
دانشجويان شميم رايحه! از قديم گفتند: اگه باد بكاري، طوفان درو مي كني. اين دنيا خيلي كوچيكه. باش تا نوبت شماها و گنده هاتون برسه تا شما هم به صراط مستقيم بيايد. اون روز هم من خودم شخصا بلند بلند به حالتون مي خندم. اين رو هم بدون كه همه دكتز حجاريان رو مي شناسند و حمايتشون مي كنند و شماها بايد بريد خجالت بكشيد. البته مي دونم كه شرم و حيا نداريد.
4 شهریور - 8: 46 48 - ساناز
آقاي سپهر، ممنون از اين كه كمك كرديد. البته من هم جواب ايشون رو در قسمت "اي جوانان عجم" دادم.
4 شهریور - 9: 14 49 - رضا
مهندس بازرگان: اگر دیدید روزی در تلویزیون مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کنم، بدانید که من بازرگان نیستم پارلمان‌نیوز:مهندس مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت ایران که سابقه نمایندگی مردم دراولین دوره مجلس شورای اسلامی را در کانامه خود داشت، در آخرین روزهای پایان این مجلس به بیان مطالبی در خصوص پخش اعترافات احتمالی از خود پرداخت. به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این سخنان که روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 10اردیبهشت 1363 منتشر کرده، بدین شرح است: «... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.» پیشنهاد می کنم همه فعالان سیاسی همانند مرحوم بازرگان بصورت انفرادی و بیانیه های حزبی اعلام کنند در صورت دستگیری و زندانی شدن همه سخنان آنها ( ازجمله ، اعتراف- دادگاه تلویزیونی- اصرار به مصاحبه روشنگری و ....) بی اعتبار است و سپس هنگام دستگیری طبق خواسته بازجویان عمل کنند و بدینوسیله از عذاب خود و خانواده شان جلوگیری کنند- وبدانند چیزی از ارزش و اعتبار آنها نزد مردم کم نمیشود-البته مرتب تکرار کنند تا همیشه یادمان باشد متن سخنان بازرگان که روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 10اردیبهشت 1363 منتشر کرده، بدین شرح است: «... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»
4 شهریور - 9: 32 50 - ساناز
آخه آقاي دكتر، من اصلا به انگيزه ها كاري ندارم. چون عوام فريبي ها و بي مزه بازي هاي آقاي احمدي نژاد لااقل براي من، روشنه. ضمن اين كه زني رو كه از تعدد زوجين دفاع مي كنه يا مثل خانم رجبي كه فقط به دنبال جلب توجه است، مي گه كه حتي اگه زني شايستگي هاش بيشتر از يك مرد بود، ارجحيت نداره رو من اصلا زن نمي دونم و به قول كسي كه مي خوند:" آدما امروز دو دسته اند: يا نامردند يا كه زن اند" من اونا رو نامرد مي دونم. صحبت من راجع به شبهه شرعي قضيه است.
4 شهریور - 7: 53 51 - ساناز
آقای محسن، سلام. اول اینکه من سعی می کنم به سراغ رسانه های دیگه هم برم. البته قبول دارم که این کار برای من خیلی سخته چون دروغ اعصاب و روان من رو به هم میریزه. اما به این نتیجه رسیدم که هرچه بیشتر در اخبار و تفاسیر اونها دقیق شوم، بیشتر به ناحق بودن اونها و حقانیت خودمون پی می برم. فقط یه نمونه رو براتون توضیح میدم. وقتی خبر اتفاقی رو که برای خانم ترانه موسوی پیش اومده بود رو شنیدم، باور نکردم،شاید هم ترجیح می دادم باور نکنم. اما وقتی گزارش20:30رو دیدم، با هزاران اشتباه و به قول معروف سوتی مضحک دیگه مطمئن شدم که چنین اتفاقی افتاده وگرنه به این صورت مفتضح شروع به ماست مالی قضیه نمی کردند. و اما راجع به سوالاتی که از من پرسیده بودید: 1- آقای موسوی دچار توهم نشدند. اخباری که به ایشون رسیده بود، حاکی از این بود که با توجه به تمام تلاش ها برای تقلب(از جمله خلاف کاری های احمدی نژاد قبل از انتخابات و عوام فریبی با استفاده از منبع دولتی، کارشکنی در باره حضور نماینده های آقایان موسوی و کروبی در پای صندوق ها، کارشکنی در فرستادن تعرفه و تمدید زمان رای گیری و ....) بازهم با تمام این احوال آقای موسوی پیروز انتخابات بودند وچون حدس می زدند که آرای نهایی را به طور کامل تغییر دهند، این کار را انجام دادند تا مردم بدانند که اگر به غیر از پیروزی قاطع ایشان نتیجه دیگری اعلام شد، نتایج کاملا زیر و رو شده. 2- اگه منظور شما از عدم تمکین از قانون اساسی راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به تشویق ایشان است، باید خدمتتون عرض کنم که طبق اصل صریح قانون اساسی راهپیمایی کاملا قانونی بود و دریافت مجوز تنها مربوط به اجتماعات احزاب است اگرچه ایشان برای دریافت مجوز خیلی تلاش کردند اما وزارت کشور این مجوز را به آقای احمدی نژاد برای برپایی جشن پیروزی! داد که ایشون هم اون افتضاح رو به بار آورد و علنا اعلام کرد که فرزند پیامبر است! 3- ایشان در جلسه اول شورای نگهبان شرکت کردند اما اونجا جایی نبود که قرار باشه حقیقت رو روشن کنند.آقای محسن شورای نگهبان برای داوری اساسی ترین شرط یا همان اصل بی طرفی برای داوری رو نداشت. قرار بر این نبود که بعد از پرپر شدن جوان های نازنین، آقای موسوی سازش کنه." کشته ندادیم که سازش کنیم/صندوق دستخورده شمارش کنیم". 4- ضمن اینکه درخواست ایجاد یک شورای بی طرف از طرف خود آقای موسوی مطرح شد ولی هرگز چنین اتفاقی نیفتاد. به "بی طرفی" توجه داشته باشید، لطفا.5- وقتی به تعداد نامعلوم رای اضافی چاپ میشه و اینهمه وقت از زمان معلوم شدن تقلب می گذره و با این همه سیستم های ذی نفع در تقلب، به نظر شما تطبق آرا! با شماره سریال شناسنامه ها بیشتر به شوخی شبیه نیست؟1؟ 6-آقای محسن عزیز، من میگم تمام تلاششون رو کردند تا احمدی نژاد با تقلب رای بیاره اما حتی با تمام این تلاش ها این اتفاق نیفتاد و مجبور شدند کلا نتایج رو تغییر بدند. واقعا برای شما درک چنین رویه ای اینقدر مشکل است که نمی تونید این دو روش رو در کنار هم تصور کنید؟!؟ در مورد تا نشدن آرا هم توجه شمارو به مصاحبه وزیر اطلاعات راجع به تا شدن یا نشدن رای هاجلب میکنم. آقای محسن، اگه شما نمی تونید قبول کنید که اکثریت قریب به اتفاق مردم رایشون رو تا زدند و اینهمه رای تانخورده، نشون می ده که یه جای کار ایراد داره پس شما خودتون رو به خواب زدید و نمی شه از خواب بیدارتون کرد. در مورد کم شدن رای آقای رضایی گفتند که اشتباه چاپی بوده اما اگر شما تمام نتایج اون لحظه رو با همون اشتباه چاپی جمع بزنید و درصد بگیرید، می بینید که با مجموع و درصد آراتطبیق داشت. لازمه به استحظارتون برسونم که اشتباه چاپی روی نتایج ریاضی تاثیر نمی گذاره. اگر مایل باشید من می تونم عکس صدا و سیما رو که در اون حداقل سه برگه رای به نام احمدی نژاد با یه دست خط نوشته شده رو به شما نشون بدم و بعدش شما رو با وجدانتون تنها بذارم. آقای محسن عزیز، من هم با شما موافقم که هماهنگ نبودن رای ها مضحکه، ولی باور بفرمایید که کذب محض نیست. جناب عالی در مورد صندوق های رای که در کتابخانه شیراز پیدا شد و پیدا نشدن آرای باطله تا شمارش 30میلیون رای توضیحی ندادید. خوشحال میشم اگه نظرتون رو بدونم. در مورد مشارکت آرای خاموش هم که لابد توجیه شما اینه که در عرض 4 سال پیش تمام این افراد تحت تاثیر هاله نور آقای احمدی نژاد قرار گرفته و با دست غیبی پای صندوق رای رفته و به ایشون رای دادند. توجیهتون احتمالا همین نیست؟؟؟باز هم تاکید می کنم که انجام تقلب و بعد از اون مهندسی آرا هیچ تناقضی باهم ندارند بلکه در راستای هم انجام شدند، واقعا کجای استدلال من غلط بود؟؟؟ آقای محسن، من ساده دل و ناآگاه نیستم و به اندازه کافی هم فکر و تامل دارم. این شما هستید که نمی تونید جواب یک سری سوال ساده و بدیهی رو بدید، ایراد از سوالات نیست که ساده هستند. نهج البلاغه رو هم خودتون بخونید و مستفیض بشیدو بعدش به من بگید که کجای نهج البلاغه گفته که با ظالم وناحق سازش کنیدو به روی خودتون نیارید که چه کلاهی سرتون گذاشتند.و اما به شما توصیه می کنم به جای این که مثل ترسوها اول هر کامنت تاکید کنید که اصلاح طلب هستید، این قدر منافقانه برخورد نکنید. چون صرف این که به آقای موسوی رای دادید دلیل بر این نیست که حق طلب و حقیقت طلب هستید و فکر و اندیشه شما بسته و منجمد نیست. سعی کنید کمی منطق و انصاف در زندگی داشته باشید چون یه روز به کارتون خواهند آمد. و آخر همه یه نصیحت دوستانه. شما بهتره این روزها در انتخابات شرکت نکنید و به موسوی یا احمدی نژاد و خاتمی یا کسای دیگه رای ندید و منتظر بمونید تا روزی بلکه قرار شد به آقای مصباح یزدی رای بدید و از قضا ایشون هم در انتخابات پیروز بشند و شما به اون جامعه ای که آرزوش رو دارید، برسید. فقط اینجا یه مشکلی به وجود میاد که نمی دونم چطور می خواهید حلش کنید. اون هم اینه که آقای مصباح اصلا به سیستم رای گیری و حق تصمیم گیری مردم برای سرنوشتشون اعتقادی ندارند. به هر حال، خوش باشید، فعلا دور،دور شماست.
4 شهریور - 10: 12 52 - ساناز
سلام آقای دکتر. ببخشید اگه سوالم خیلی مربوط نیست اما می خواستم بدونم که شما حاضر هستید در شرایطی کاندید یک انتخابات بشید که یه گروه تهدید کنند که انگشت کسانی رو که رای بدند، قطع خواهند کرد؟ واقعا چرا یه جاهایی این قدر تشخیص خوب از بد و درست از غلط سخت میشه؟ درست مثل اینه که نهایت خوبی به بدی و نهایت بدی به خوبی ختم میشه. ***** سلام - خودتان که با طنز پاسخ دادید !
5 شهریور - 1: 46 53 - محسن
سلام خانم ’ساناز.اول اينكه متاسفانه شما ازپاسخ واضح وروشن به سوالات من طفره رفتيد كه جاي تاسف داردامامن دوباره خودراموظف به پاسخ شبهات ميدانم باشدكه حرفي كه ازدل وازروي صداقت است بردل بنشيند1-تخلفات اقاي احمدي نژاد درقبل ازانتخابات ازقبيل استفاده ازبيت المال وروزنامه هاي دولتي وافزايش حقوق كارمندان دولت وبازنشستگان نزديك انتخابات اينها هرچند بشود به انها تخلف گفت ولي ربطي به موضوع اصلي بحث ما يعني تقلب درانتخابات نداردوايشان حائزاكثريت اراشده اند هرچندباعوام فريبي باشدوازاين قبيل كارهاي ناشايسته ازدولت موجبات تشكيل عقده ونيزتحريك احساسات هوادران وخود شخص اقاي موسوي شد كه البته بايدبه ايشان حق دادولي اي كاش ايشان كمي براعصاب خود كنترل داشتند تااينقدربركشورهزينه تحميل نشودودرثاني اعترافات اقاي حمزه كرمي راديديدكه دران به استفاده مهدي هاشمي رفسنجاني ازبيت المال ازطريق پول شويي وبعد اسفاده ان درانتخابات وبراي تبيلغ مهندس موسوي گفته شده بود"عزيزچشمانت رابازكن ونيك بنگر!وتامل كن!2-مهندس موسوي متاسفانه بااين اينكه به قانون اشراف داشتند ولي متاسفانه به همان دليل احساساتي دست به عمل غيرقانوني زده بله قانون اساسي دراصل 137 اجازه تجمعات رابدون حمل سلاح سردوگرم وبدون شعارعليه نظام راداده است امامنوط به مجوز وزارت محترم كشوركه متاسفانه مجوزرا دريافت نكردندبله اقاي احمدي نژاد نبايد ان كارمضحك رادميدان وليعصرو تجمع پيروزي رابرگزارميكردندكه بعدازان مقام معظم رهبري ايشان راهم درخطبه نمازجمعه نكوهش كردوگفتند" كه سرنوشت انتخابات درپاي صندوق هاي راي معلوم ميشود نه دركف خيابان ها چه ان طرف وچه اين طرف كه هردو اشتباه بود"3-خانم سانازعزيزمهندس موسوي درهيچ كدام ارجلسات شوراي نگهبان شركت نكردونيزشوراي نگهبان متشكل ازيك يادونفرحامي فلان كانديدانيست بلكه افرادمومن مجتهدي همچون اقاي صادق لاريجاني وشش مجتهد وحقوق دان ديگرتشكيل شده كه ازروي هواوهوس تصميم نمي گيرند4-درخواست تشكيل شورا بي طرف درظاهراعلام ولي درنهان پيگيري نشد كه اين به دليل مشخص نشدن حقايق بود كه انوقت بايد ازمهندس موسوي سوال ميشد كه چرابه دليل توهم وكارنسنجيده جوانان رابه كشتن داديد وبعد هم اكنون خون انها راپيش ميكشد ودم ازعدم سازش ميزنيدواعجبا!!!5-نيزبه تعداد نامعلوم تعرفه چاپ نشده بود بلكه تاحدود 58 مليون تعرفه سريال داربود كه توسط بانك مركزي چاپ شده بود وطبق رويه معمول وطبيعي درهمه انتخابات گذشته بود كه وزيركشوربارها وبارها انرا توضيح وتبين كردولي ازانجاكه شما خودرامحدود به چند سايت كرده ايدشنيدن صداي مخالف خودراطاقت نداريد وانوقت دم ازازادي بيان ميزنيد كه به شما پيشنهاد ميكنم كه اعمالتان رابا شعارهايتان تطبيق بدهيد6-درمورد تانخوردن راي ويكي بودن دستخط هم قبلا توضيح دادم وراي اقاي رضايي نيزچنان كه قبلا گفته شد اشتباه ازجانب شبكه خبرصداوسيما بود نه ازجانب وزارت كشوروبعد خانم محترم يكي بودن دستخط سه تعرفه نشانه تقلب عظيم درانتخابات است ؟!كمي به خود بيايد واقعا اين طرزفكرمنجمدموجبات انحراف شما خواهدشد.7-درمورد عدم اعلام ارا باطله توضيح دادم دادم ولي بازهم هم ميگويم كه طبق رويه انتخاباتهاي قبل آراباطله بعدازشمارش كلي آرانامزدها اعلام ميشود8-پيش كشيدن بحث خانواده هاشمي ورسيدگي به مناطق محروم وارائه سهام عدالت موجبات برانگيخته شدن همين راي خاموش به سمت اقاي احمدي نژاد شدزيراراي خاموشي ها فقط يك عده دانشجو غرب زده وبالا شهري طاغوتي نيستند بلكه اعظم انها راهمين قشرمحروم وكارگرجامعه تشكيل ميدهند كه بيشترين انها دليل ضعف مالي خودرابه دليل سياست هاي اقتصادي اقاي هاشمي رفسنجاني ميدانندكه احمدي نژاد با پيش كشيدن اين موضوع وتوجه به اين قشراين راي رابه سوي خود جلب كرد9-بازهم تاكيد ميكنم كه بحث تقلب ومهندسي آرا يك تناقض اشكاراست كه هركسي كه به مواد منطق آشنا باشد بطلان اين استدلال براو روشن است!!10_صندوق راي درشيرازهم چنان كه فرماندارشيرازاعلام كردبه دليل حفظ انها درانجا وبعد انتقالِشان به تهران ووزرات كشوربراي حسن ختام بود واين به خاطر احتمال بارشماري آرادرانجا نگه داشته شده بود11-خانم سانازعزيزمن درانتخابات شركت كردم وبازهم شركت ميكنم وامابعداينكه شما درك وشناخت درستي ازآيت الله مصباح يزدي ونظريات ايشان نداريد وبيشترپيرو شايعات وجوسازي ها عليه ايشان هستيدبراي تنويرذهنتان عرض كنم كه ايشان شاگرد ممتازدرس امام خميني(ره)"علامه طباطبايي"آيت الله حائري يزدي"وحضرت آيت الله بهجت(ره)بودند كه به فرموده ايت الله بهجت وسفارش ايشان قدم درراه سياست ومبارزات ائيدولوژيك گذاشته اند ودرزمان حال ازايشان عالم تربه فلسفه غرب وفلسفه شرق واسلامي نداريم ايشان كمك زيادي به تنويرذهن جوانان وعدم انحراف انها به مكاتب ماترياليستي غرب رافراهم كردند كه درنمونه خودشان بي نظيراست وايشان فردي اخلاقي و عارف مسلك هستند كه من به شما پيشنهاد ميكنم كه همينطوربي محابا عليه ايشان سخن نگويد كه خدا نسبت به دوستان خودش بسيارحساس است!وسلام من تبع الهدي
5 شهریور - 1: 48 54 - مصطفي
سلام استاد عزيز يه سوال داشتم اگر الان شما جاي سعيد حجاريان يا ابطحي بوديد اين اعترافات رو ميكرديد؟؟؟!!!2 راستي آقاي حجاريان يادش رفت بگه كه تو خردساليشم اشتباه كره آقايان ديگه ام يادشون رفت بگن كه سال 58 اشتباه كردند ***** سلام - هیچ دو نفری مثل هم نیستند!...
سلام آقاي معين منم همون مزاحم هميشگي اميدوارم كه خوب باشيد ماه رمضان رو بهتون تبريك ميگم اميدوارم هميشه خوب و خوش و سرحال باشيد و همينطور مقتدر سربلند باشيد
5 شهریور - 10: 14 56 - علي رضا
آقاي دكتر من بچه شيرازم 4 سال پيش پيش دانشگاهي بودم يادمه همه رفيقام به شما راي دادن چندتاييم به هاشمي . من نميدونم اين احمدي نژاد كه سابقه چندان درخشانيم نداشت چطور تونست اين همه كانديداي با سابقه مثل شما هاشمي كروبي لاريجاني مهر علي زاده رو كنار بزنه!!!!!! هنوزم در تعجبم!!!! يسيجو سپاه واقعا خيلي تاثير گذارن تو سرنوشت انتخابات. استالين ميگه مهم آرا نيست مهم كسايين كه ارا رو ميشمارن
5 شهریور - 0: 09 57 - سپهر
سلام جناب دکتر خسته نباشید.قبل از هر چیز از شما پوزش می خواهم که در این فضای آرام مجبوریم پای میز مذاکره افراد معلوم الحالی بنشینیم که به نظر بنده حتی ارزش پاسخ دادن هم ندارند اما برای اینکه بعضی شبهه ها در اذهان باقی نمونه مجبورم به سوالات و جواب هایی که یه کم ساختار منطقی تری داره جواب و نقدی ارائه دهم.الیته اون تعداد از نقدهایی که مطرح کرده اند و از لحاظ علم منطق و قوانین حاکم بر پرسش و پاسخ ساختار درست و درمانی نداره رو فعلا فاکتور گرفتم تا هم مطلب طولانی نشود و هم دوستان خواننده خسته نشوند. آقا محسن عزیز باز شما در کلام و گفتار و سیرتون همون اشتباهی را دارید می کنید که رییس دولت محبوبتون انجام داده اند و بارها سبب شده شان و منزلت انسانی خود را زیر سوال ببرند. این که افراد برای توجیه حرف خود به بخش های گزینشی از کلام خدا و بزرگان دینی و علمی جامعه پناه ببرند و سعی کنند با هم عرض جلوه دادن حرف خود با کلام آن بزرگان به نوعی مهر تاییدی بر گفته های خود بزنند چه از لحاظ دینی و شرعی و چه از لحاظ علمی و منطقی کار زیبا و پسندیده ای نیست در هر حال شما با این تصور و با این فکر وارد بحث شده اید که می اندیشید خود در جبهه به تمامه حق قرار دارید و انوار و الطاف الهی بر وجودتان سرازیر شده است.خوب من نه شما را می شناسم و نه علاقه ای به شناختن دارم اگر واقعا این لطف خدا به شما رسیده است و (صرفا دچار توهم نشده اید ) که فبها.اما اگر دچار گزینشی برخورد کردن با این الطاف الهی نسبت به خود و افراد مطبوعتان شده اید باید ذکر کنم به نص صریح مذهب شیعه (و البته باقی ادیان و مذاهبی که دچار انحرافات اخلاقی نشده اند)این از بزرگترین گناهان و سبب فساد بسیار در جامعه است و باید هر چه زودتر فکر خود را به کار گیرید و سعی کنید به حقیقت های موجود در عالم امکان برگردید.د رضمن شما فرموده بودید که تجربتان از من بیشتر است.شاید استدلالتان این باشد که سنتان از من بیشتر است اما شما که من را نمی شناسید؟یا شاید باز هم این فکر که به هر شیوه ای باید رقیب را کوبید؟تفکر فوق العاده خطرناکی که متاسفانه در بین الیت های جامعه ما هم در حال گسترش است.توضیحا خدمتتان عرض کنم که بنده 4 سال در دانشگاه نبوده ام و با احتساب امسال 10 سال است که در 2 حوزه مشغول به کار هستم.اولین رشته ام مهندسی کامپیوتر بوده است که بعد از فارغ شدن از دوره کارشناسی آن از دانشگاه شریف به رشته مورد علاقه خود جامعه شناسی وارد شده و تقریبا 6 سال است که در این رشته در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به علم آموزی هستم.نه ادعای این را دارم که علامه دهر هستم و نه اینکه از گناه و اشتباه مصون(برخلاف مصاحبه آخر مریدتان جناب آقای مصباح یزدی که فرمودند اطاعت از رییس جمهور جز اهم واجبات است و در حکم اطاعت از خداست!)در هر حال برخلاف شماکه این حق را برای خود قائلید که به افراد و دیگر گروه ها بتازید و به هر صورت ممکن آن ها را از صحنه حذف کنید من این را شایسته نوع انسان و موارد اخلاقی که به آن پایبند هستیم نمی دانم( شما را ارجاع می دهم به شب مناظره آقای احمدی نژاد و مهندس موسوی که باز رییس دولت متبوعتان نشان داد که در هر صورت تشنه قدرت است و نه شیفته خدمت و وقتی نتوانست مستقیم از منش و روش آقای موسوی ایراد بگیرد دست روی افراد دیگری گذاشت که نه در آن صحنه حاضر بوده اند و نه بعده ها اجازه دفاع از خود را داشته اند.البته این هم یکی از مصادیق عدالت مدرنی است که جناب آقای احمدی نژاد به آن اعتقاد دارند!) دوم آنکه فرمودید محمد رضای عزیز مگر معصوم است که خطا و اشتباه نکند.در جواب می گویم خیر ایشان هم مثل باقی افراد بشر ممکن الخطاست و امکان دارد اشتباه کند اما این سبب نمی شود کاری را که از منظر شما و فقط شما و نه دین و نه شرع و نه جامعه و نه منطق خطاست را ترک کند.در ضمن یاد آور می شوم مگر ما به جز 14 معصوم که هم اکنون در زمان حکومت آخرینشان حضرت ولی عصر قرار داریم معصوم دیگری نیز داریم.برادر عزیز اگر به این مطلب اعتقاد پیدا کرده اید بزرگترین خطای زندگیتان را مرتکب شده اید این تفکر خطرناکی است که از زمان پادشاهی صفویه در ایران رایج شده است و شاه اسماعیل برای این که بتواند رقبای خود را از صحنه حذف کند ادعای عصمت کرد و گفت که نماینده خلف امام زمان است و این بر خلاف حدیث معتبر ولی عصر است که نواب اربع 4 تن بوده اند و تنها در زمان غیبت صغری می زیسته اند.حضرت ولی عصر در زمان غیبت کبری خود نه احتیاج به نایب دارد و نه اینکه نعوذبلالله عصمت خود را به کسی منتقل می کنند که این سبب می شود خود از زیر بار مسئولیت ولایت شانه خالی کنند و بر گردن دیگری بندازند که این قضیه علاوه بر مشکل دینی که پیش می آورد از لحاظ منطقی هم دچار 2 تناقض است اول اینکه ولایت ایشان نه امری زمینی بلکه ولایتی معنوی است و از جانب خدا به ایشان داده شده است و انتقال این ولایت از جنبه معنوی امکان پذیر نیست چون خود حضرت به تنهایی و به لطف خدا توانایی این را دارند که این کار را انجام دهند و احتیاج به وصی نداشته باشندو اگر بپذیریم که منظور ولایت دنیایی و حکومت است باز این بخشی از ولایت حضرت می شود که امکان دارد مروجان بزرگ دینی و افرادی که خود را کلیددار امور قدسی می دانند بخواهند زمینه را برای ظهور آماده کنند و فقط زمینه را نه اینکه خدایی نکرده خود یا اطرافیانشان ادعای عصمت کرده و سعی کنند با این شیوه اشتباهات خود را پوشش دهند. صرف اینکه شما می فرمایید که اطاعت از ولی فقیه در حکم اطاعت از پیامبر است لزومی به بار نمی آورد که افراد باید این کار را انجام دهند.تابوی شدید ی که به این نحو به وجود آمده است به شدت محل مناقشه است و آن این که اگر ولی نایب امام زمان که ادعا دارد می تواند به عنوان عالم دینی زمینه ظهور را فراهم کند چرا در عمل قدرت این را ندارد که جان و دل افراد جامعه رابه سمت هدف خود دعوت کند و سعی می کند با ایجاد تابو و ترس از دین و عصمت و حتی خدایی ناکرده زور(اتفاقاتی که در خیابان ها افتاد و مردم به گلوله بسته شدند)این امر را اثبات کند؟ دوم آنکه لطفا به این سوال من جواب دقیق و روشن با توجه به محکمات منطقی پاسخ دهید که چرا ولی نایب به گفته دوستانتان و افراد مطبوعتان از اتفاقات افتاده خبر نداشته است؟این نشان دهنده این نیست که او توانایی اداره و نظارت کلی بر جامعه را ندارد که افراد زیر دست او هر کار که دلشان می خواهد می کنند؟و اگر نه طبق گفته مخالفان خبر داشته اند و عکس العملی نسبت به ظلمی که به مردم ولو یک نفر رفته است سکوت کرده اند و همچنان اصرار بر حمایت از افراد خاصی را دارند؟ایا به این ترتیب ایشان از عدالت سلب نمی شوند و آیا ولی که خود را نواب امام زمان و بازکننده راه برای ظهور او می داند از این اصل عدول کند استحقاق ولایت را دارد؟ و در آخر شما از صحبت من درباره روسیه و .. ایراد گرفته بودید من هم منکر این نیستم که امریکا و انگلیس به علت ابر قدرت بودنشان و شیوه استعماری که در پیش گرفته اند به ملت ما و دیگر ملت ها ظلم کرده اند بحث من در بیان درجه و میزان و شدت ظلمی است که به مردم ما رفته است و شما می دانید که روسیه در اعمال این رفتار ها گوی سبقت را از باقی ربوده است.بحث شما از شوروی هم به علت آنکه به نظر می رسد شما دیدگاه جامعه شناسی و رفتارشناسی از حکام و دولت آن کشور ندارید ناقص است و مع الفارق .روسیه قبل از حاکمیت کمونیست ها و در زمان پتر کبیر هم این سیاست استعمار طلبانه را داشته است تنها به علت آن که توانایی کافی را در مواجهه با ایران را نداشته به اندازه دوران تزاری نمود پیدا نکرده است و اتفاقا روسیه قبل از اینکه جمهوری سوسیالیستی شوروی شود در زمان تزارها که دولت فعلی چه یلتسین چه پوتین چه مدودف خود را احیا گر روسیه تزاری می دانند ضربات شدید تری به ایران زده است.در ضمن ذکر 2 نکته ضروری است و آن این که اولا سیاست خارجی کشورهای استعمارگر چه شرقی و چه غربی چه لیبرال و چه سوسیال به تجربه ثابت کرده است که ثابت است و با عوض شدن دولت های آن تنها جنبه ظاهری موضوع عوض می شود و در باطن همان است که بوده و دوم اینکه در این 30 سال گذشته ما به اندازه کافی ضرباتی که روسیه از لحاظ اقتصادی به ایران تحمیل کرده است را به یاد داریم ولی چون متاسفانه فکر ما ای رانی ها موضوعات سیاسی را تنها می پذیرد فکر می کنیم اهمیت اتمام پروژه 300 میلیارد تومانی نیروگاه اتمی بوشهر ضربه کمتری به انقلاب ایران زده است تا مثلا عملیات ناکام امریکا در طبس. دوست عزیز شما را به تفکر استفاده از دین در کنار عقل و همچنین پرهیز از جهت گیری فکری در اظهارنظرهایتان دعوت می کنم.
5 شهریور - 2: 28 58 - بهار ایران ما
سلام بر معین عزیز ارادتمندیم با ما همراه شید در یازدید از خانواده های زندانیان
5 شهریور - 4: 07 59 - علي
خداوند را شكر كه دشمنانمان را از احمقها وبي خرد ها قرار داد
5 شهریور - 6: 17 60 - ناهید
با آرزوی سلامتی و توفیق بر شما ذخیره اصلاحات و مرد بزرگ و خستگی ناپذیر... ما بیشماریم ، ما خلاقیم ، ای کاش که نخی محکم این همه دانه های تسبیح ارزشمند را بهم بپیونداند.
5 شهریور - 9: 20 61 - زهرا
سلام آقاي دكتر تو اين ماهه قشنگ از درد گفتين از غم گفتين راست مي گين همه چيز دلگيره آقاي دكتر اصلا اهل درد و دل نيستم و به آدمايي كه مشكلاتشون رو جار مي زنن هيچ اعتقادي ندارم ولي خستم يه بغضي تمام وجودم رو گرفته وقتي كه با وجوده اينكه 20 سال سن دارم هنوز بايد شاهد كتك كاريه پدر و مادرم باشم شاهد هتک حرمت هایی که اینقدر وحشتناکه که نمی تونم به قلم بیارم اونم تو سایته یه انسان بزرگوار تمام وجودم می لرزه این زلزله ی سیاسی که چند وقت پیش تو ایران اومد رو دیدین که هنوز پس لرزه هاشم می آد هر روز به صورت روتین خیلی وحشتناک ترش و برهنه تر و ووقیحانه تر تو خونه ی بعضی ها جلوی چشمای بچه هاشون داره تکرار می شه که آدم ارزو می کنه ... ***** سلام - شما با آگاهی و احساس مسئولیتی که دارید و با رفتار اخلاقی و عقلانی خود و البته با بردباری و صبوری محوری برای آرامش در فضای خانوادگی بشوید . اجازه ندهید ترکش های محیط آلوده و پر از خشونت ، صفا و صمیمیت را از خانه سلب نماید. سلامت و سربلند باشید.
5 شهریور - 11: 24 62 - مهدی
تقدیم به برادر محسن (بر وزن برادر حسین): "چرا موسوی با تحريك عده اي ازشهروندان عزيز موجبات خسارت به كشور ومملكت شد؟" اول ببینید تحریک و خسارت از کجا بود: http://drkhazali.net/index.php?option=com_content&view=article&id=579:1388-03-31-07-11-56&catid=7:articles-and-mails&Itemid=200007 "چرا وقتي شوراي حكميت 6 نفره شوراي نگهبان از مهندس موسوي خواست كه دراين شورا حظورپيداكند و مستندات خودراارائه دهد ايشان امتناع مي ورزند؟" جواب: چرا این شورای حکمیت کاملا عادل و بی طرف از مناظره با موسوی در تلویزیون امتناع می ورزند؟ اگر ریگی به کفششان نبود چرا روزی 10 بار خودشان می آمدند و به طرف مقابل اجازه جواب نمی دادند؟ "چراافرادوجريانات همچون مسعود رجوي ورضاپهلوي ونتانياهو وشيمون پرزو...وسازمان هاي جاسوسي ومنافقين ازايشان حمايت ميكنند يا انگليس به طورقاطع ازايشان حمايت ميكند ؟" جواب: این ها هیچ وقت از شخص موسوی حمایت نکردند بلکه فقط وقتی دیدند یک سفره ای پهن است آنها هم خواستند به صورتی شریک شوند. بر طبق منطق شما پس چون اکنون آمریکا و منافقین و... بر ضد طالبان موضع گرفته اند پس ما باید از طالبان دفاع کنیم؟ شما بگویید چرا برادر حسین شریعتمداری و روح الله (خسرو) حسینیان که از نزدیک ترین دوستان سعید امامی بودند که به قول آقای خامنه ای با سیا و صهیونیست ها رابطه داشت اکنون از احمدی نژاد حمایت می کنند؟ البته اعتراف گیری از همسر سعید امامی رو هم دیدیم!! "تاريخ نشان دهنده جنايتها وظلم هايي اينان به ملت ايران است!" جواب: اگر روس ها و عرب ها را از تاریخ حذف نکنیم بهتر است. "چراايشان ادعاي پيروي ازخط امام (ره) را دارند وبعد به گفته خودامام(ره)كه پيرو ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان اسيب نرسد ملزم نيستند ايا اين يك نوع نفاق نيست؟" جواب: در اینکه ایشان امام را بیشتر از شما می شناختند شک نکنید. امام هم جملات دیگری هم داشته اند مثل: "شاه اگر نمی داند جنایت می شود شاه نیست و اگر می داند شریک جنایت است" "اگر کسی از رهبر انتقاد کرد رهبر باید جواب دهد وگرنه خود به خود عزل می شود" نفاق آن است که بگوییم و عمل نکنیم. ایشان اگر یادتان باشد در مناظره با کروبی گفت من تا آخر ایستادگی می کنم. من همان مرد زمان جنگم" "احمدی نژاد هم به نوعی قصد خدمت دارد" جواب: قصدش را نمی دانم ولی مطمئنا توانش را ندارد. شما اگر پدرتان مریض شود او را پیش دکتر می برید یا پیش فالگیر؟ صد در صد هر دو قصد خدمت دارند. "سيستم انتخابات ايران به گونه اي است كه درآن بيشتر500هزار راي نميشود تقلب كرد چه برسد به 11مليون راي" جواب: سیستم انتخابات هیچ تاثیری بر مهندسی آرا ندارد. با یک نرم افزار همه چیز حل می شود. معجزه ای می کند که فردی که چهار سال قبل در اردبیلی که شهردارش بوده 7% رای آورده این بار بیش از 50% رای می آورد. "حقيقت رابرزبان جاري كن حتي اگربه زيان خودت بود!" جواب: چه جمله خوبی. کاش طیفتان به آن عمل کنند. "درستاد مهندس موسوي فعاليت داشتم آنهم نه فعاليت جزئي بلكه مستمروپرشور" جواب: مصداق اشاره ی بالا "مگرايشان(جلایی پور) معصوم هستند كه خطانكنند" "امام خميني(ره):ولايت فقيه همان ولايت رسول الله(ص)درزمان است" جواب: سوال اول جواب سوال دوم است "شما چقدردرك وشناخت نسبت به اقاي خامنه اي داريد وزندگي ايشان راميدانيد؟" جواب: شما چطور؟ "آيا تا به حال سخنان بزرگان ازعلماي رباني وعرفاي بزرگ را درحق ايشان شنيده ايد؟" جواب: حرف های پیرترین مرجع شیعه را زیاد در این مورد می شنویم و جهت گیری امام را در زمان نخست وزیری میرحسین از یاد نبرده ایم "وي بنيانگذاراين فقه ودين ومذهب هستند" جواب: جدا آقای خامنه ای بنیانگذار اینهاست؟ "درجريان حمله صدام به ايران چه كشورهايي ازصدام حمايت ميكردند!!؟" جواب: در آن موقع ایران هم از اسرائیل اسلحه می خرید. این به اون در "ايااين رژيم صهيونستي نيست كه ازهرگونه ظلم وتجاوزبه مردم ستمديده فلسطين رواميدارد؟" "صهیونیست ها رو ول کن ببین برو بچه های حماس چه می کنند. http://iranelections2009.blogfa.com/post-44.aspx پول نفت چی شده؟ "وبعد روسيه كه شوري سابق نيست چرا سفسطه ميكني؟" جواب: پس بدان اوباما هم کندی سابق نیست "مهندس موسوي دچارتوهم شده اند" جواب: جواب سه صفحه ای کمیته ی صیانت از آرایش که به قول بهشتی در روز انتخابات 300 تلفن آن قطع شد را بخوانید "باید مانند آقاي سعيد حجاريان به كرده اشتباه خويش اعتراف کند" جواب: اگربا زبان خودش آن مثلا اعترافات را می خواند و می دیدی که بعضی ها چه بلایی که سر او نیاورده اند هرگز این حرف را نمی زدی.
6 شهریور - 0: 02 63 - س
من بطور اتفاقي به اينجا آمدم ولي خوشحالم كه ميبينم دوستان بخوبي ومودبانه باهم بحث ميكنند منهم دلم ميخواهد نظرم ر ا بگم وسئوالهايي كه ذهنم رو اشغال كرده ولي پاسخي براي آن نيافتم رابپرسم شايد دوستان يا آقاي دكترمعين جوابي براي آن داشنه باشند.منهم به نتيجه انتخابات معترض بودم ودر ابتدا شك داشتم. ميگويم شك داشتم نه يقين.همه آنچه كه دوستان گفتند سئوال منهم بودوهست كه پاسخ قانع كننده اي از طرف حاميان احمدي نژاد دريافت نكردم.ولي الان ديگر به آن مسائل كاري ندارم وسئوالم اين است آيا پاسخ اعتراضي آرام وحتي بدون شعار مرگ بود؟گيريم كه ما اشتباه ميكرديم وتقلب هم نشده بود,خوب چرا سزاي اين اشتباه كشتاري اينچنين بي رحمانه شكنجه وتجاوز بود؟ابتدا گفته شد همه ما معترضين عمال بيگانه هستيم وابسته هستيم كه ديروز اقاي خامنه اي گفتند سندي براي اين موضوع بدست نيامد ولي اين برنامه از پيش تعيين شده است .البته هنوز براي اين ادعا هم سندي محكمه پسند ارائه نشده كه مطمئنا هم ارائه نخواهد شد.سئوال من اين است چطور قبل از ثابت شدن اين اتهامات دست به چنين كشتاري زدند؟اين قصاص قبل از جنايت نبود ؟آيا نميشد امثال سهراب اعرابي يا محسن روح الاميني يا ترانه موسوي كه امروز بيگناهيشان كاملا محرز است را فقط زنداني كنند؟تا واقعا مشخص شود گناهكارند يا نه؟من اگر ابتدا شك داشتم امروز يقين دارم كه ممكن نيست كسي كه پيروز شده باشد چنين عمل كند.معترضين باوري پيدا كرده بودند كه متناسب با اين باور عمل كردند وفقط اعتراض كردند ولي آنها كه خود را پيروز ميدانستند متناسب با اين پيروزي عمل كردند؟؟تقلب را توجيه ميكنيد اين جنايات را كه خود اقاي خامنه اي هم ديروز اذعان داشتند كه جنايت شده چگونه توجيه ميكنيد؟؟خدا را گواه ميگيرم بعد از اين جريانات حتي يك شب با آرامش نخوابيدم خصوصا بعد از برملا شدن اين تجاوزها!!! از آقا محسن سئوال ميكنم آيا در حكومت علي (ع) يك مورد از اين شكنجه ها وتجاوزها صورت گرفته؟حتي در حكومت عمر وابوبكر وعثمان چنين فجايعي رخ نداد!چگونه بپذيريم در حكومتي كه خود را نايب امام زمان ميداند چنين فجايعي صورت بگيرد؟؟!!اميدوارم پاسخي قانع كننده براي اين سئوالها بيابم .ممنون
6 شهریور - 1: 26 64 - سعيد
بحثي كه بين آقاي محسن و خانم ساناز در گرفته است، از جهات بسياري جالب توجه و ارزشمند است. با اطمينان تمام مي‌توان گفت كه اين بحث ساده و شايد اتفاقي آيينه تمام نماي جامعه امروز ايران است. از يك سو آقاي محسن قرار دارد كه به زعم خود با لحن و نگارشي دلسوزانه و از سر خيرخواهي مطالبي مي‌نويسد و در لابلاي آن همه عقايد بنيادگرايانه خودش را به شيوه‌اي سطحي به طرف مقابل تقديم مي‌كند. عقايدي كه با ارجاع دادن به همه ادوار تاريخ و نقل قول از همه بزرگان دين و جمع زدن دوران صدر اسلام به كودتاي 28 مرداد، به انگليس و اسرائيل، تلفيق راه نبوت و راه ولايت فقيه مطلقه آنهم نسخه فعلي و ووو خيلي مسايل ديگر، سعي در القاي اين نكته ساده دارد كه "آقا جان! تقلب نشد! احمدي نژاد برنده شد چون از هر انگشتش يك هنر مي‌زايد، ...! . اين نحوه استدلال آقاي محسن بسيار جالب است، چرا كه ايشان هم شبيه نويسنده‌‌هاي برخي سايت‌ها و رسانه‌هاي اصول گرا و حتي مشابه خود آقاي احمدي‌نژاد مرتباً طرف مقابل را به بي اطلاعي، فريب‌خوردگي، انحراف از اصول و آرمان‌ها، عدم پيروي از ارزش‌ها و ... متهم مي‌كنند و خود به عنوان كسي كه هميشه از همه چيز خبر دارد، بجاي تمركز بر موضوع بحث، كلي‌ترين و مبهم‌ترين استدلال‌هاي ممكن را ارائه مي‌دهد كه در اغلب موارد تنها اسمي كه بر روي آنها مي‌توان گذاشت ساندويچ هواست! بحث در مورد رژيم صهيونيستي، جدا دانستن راه و روش روسيه و شوروي (در حالي كه روسيه همان نسخه تحت ويندوز شوروي سابق است!)، ارائه برهان و اثبات دقيق و كاملاً علمي براي بزرگي و پاك بودن شخص محبوبشان، تاكيد بر غير معصوم بودن يك انديشمند و يك نابغه علمي (آقاي جلايي پور) اما فراموش كردن همين نكته در خصوص افراد محبوبشان، و ... ده‌ها مورد ديگر. برايم بسيار جالب است كه كاملاً مشفقانه و دوستانه به خانم ساناز مي‌گويند: "من به شما پيشنهاد ميكنم كه اگر ميخواهيد به سعادت برسيد ونيزراه حق را از باطل تشخيص دهيد پشتيبان ولايت فقيه وگوش به امر ايشان باشيد"! (آدم به سرعت به ياد سرمقاله‌هاي كيهان و بيانيه‌هاي منتشره از سايت‌هايي نظير فارس و رجا مي‌افتد). در مقابل چنين نگرش باز و پذيرنده‌اي كه لازمه هر نوع بحث و گفتگويي هست واقعاً آدم بايد سر تعظيم فرود بياورد!!! سوي ديگر اين بحث خانم ساناز حضور دارد، كه به نظرم نماينده كاملا تيپيكال نسل جديد ايران و ايرانيان است. ايشان با ادبياتي صريح و بي‌پرده، خيلي سريع و البته كم حوصله، به سراغ فهرست كردن استدلال‌هاي خودش مي‌رود و جالب اينجاست كه اگرچه در ارتباط با همان مطالب آقاي محسن قلم مي‌زند اما حتي يك مورد، تاكيد مي‌كنم حتي يك مورد استدلال‌هايشان شبيه به آقاي محسن نيست. بجاي توسل جستن به هزار و يك بحث جانبي و ارجاع به رخدادها و گفته‌هاي هزار سال قبل، خانم ساناز تنها به بيان موارد عيني و اتفاقاتي مي‌پردازد كه همه آنها نه چند سال و چند ماه قبل كه تنها چند هفته و چند روز قبل رخ داده‌اند. به جاي گره زدن زمين و آسمان به هم ديگر به منظور تطهير فرد محبوبشان و اثبات حرف‌شان، منظورشان در خلاصه‌ترين شكل ممكن در قالب عبارت‌هاي روزمره و بي تكلف مطرح مي‌كنند. به نظرم خانم ساناز حتي تلاش نمي‌كند كه چيزي را اثبات كند (چرا كه گاه آن بگذشت !!)، او تنها سعي مي‌كند رزومه‌اي از آنچه كه رخ داده است را براي آقاي محسن يادآوري كند تا شايد اين سبك واقع‌گرايانه تلنگري باشد به ايشان، كه گاهي حقيقت آنقدر آشكار است و آنقدر در نزديكي واقعيت قرار دارد كه هيچ تلاشي براي درك آن لازم نيست جز اينكه واقعيت را يكبار ديگر مرور كرد. شاه بيت نوشته‌هاي خانم ساناز پيشنهادي است كه مطرح كرده‌اند. براستي كه اين پيشنهاد به تنهايي به اندازه صدها صفحه ارائه دليل و برهان مي‌ارزيد. خانم ساناز! سپاس!
6 شهریور - 6: 59 65 - دوست كوچك ميرزا مهدي معين
سلام دكتر ـ خوشحالم كه فاصله گرفتي هر چند دير ولي همين هم براي من باعث خوشحالي است . چون يادگار مردي هستي كه فكر ميكنم كسي او را به درستي نشناخت . نمونه اي بود از عزت نفس . همان صفتي كه در اين سه دهه هدف اصلي دشمنان خدا و خلق بوده است . به اميد ديدار ***** سلام بر دوست پدر! - با شما موافقم که ویژگی هائی چون جوانمردی و فداکاری و نوع دوستی و توکل و رک گوئی و کمک به محروم و مظلوم و...که آن بزرگوار در بالاترین سطح داشت بسیار کمیاب بوده و هست . البته نسبت ایشان ومن بیشتر در جنبه پدرو فرزندی است تا خصائلی آن چنان که اشاره کردم. به گفته شاعر: " گیرم پدر تو بود فاضل ...! " از ذکر خیرتان که تجدید خاطره های گدشته های دور را باعث شد سپاسگزارم.
6 شهریور - 2: 27 66 - فيوضاد
خانوم ساناز شما زبان آقاي معين هستيد يا سخنگوي ايشان !!!!
6 شهریور - 4: 41 67 - علي
سلام جناب اقاي معين اگر در جريان هشت سال اقتدار اصلاح طلبان چنين دمبارزه اي كه همكنون در جريان است ميشد و برادران اصلاح طلب ما جهت چنگ انداختن بر كرسي پست ومقام و از دست ندادن ان فكر نمي كردند حال چنين نبوديم اما براي تازه شدن هيچ وقت دير نيست .حال انديشه و تفكر اينجانب چه درست چه غلط اين است كه شما بازهم در وراي اين نظام كه بيشترين تناقض را با قانون اساسي دارد پيش ميرويد چون با ازدست دادن ان فكر ميكنيد مردم ديگر شما رو قبول ندارند اشتباه همين جاست بايد شعارهاي كه داده ميشدود در سايه فرمايشات بزرگان ديني قرار گيرد تا به شما هم اسيبي نرسد اما در وصيت نامه اش بارهها تاكيد بر شوراي رهبري بعد از خود نموده كه حال شما سيا ستمداران ما كه الان توسط خوديها خورده ميشويد جرات گفتن ان را نداريد امام حسين ميفرمايند ازاد مرد باشيد همينتا به كي ميخواهيد سكوت كنيد خواه نا خواه شما از جنايتهاي كه در پشت پرده بر مردم اشكار نيست اطلاع داريد چرا سكوت را نميشكنيد تا كه يكي از فرزندان كوروش باشيد و ما به شما افتخار كنيم و در اغوش بگيريم ؟بخداوندگار ايران قسم كه من از صميم قلب شما را دوست ميدارم موفق و مويد باشين ***** سلام - ظاهر و باطن همینه ! بدون توقعی و یاتعلقی یا دلبستگی آنچنان به قدرت یا مقام ! به امید فرجامی نیک و سربلندی و پیروزی شمایان !
6 شهریور - 10: 45 68 - محسن
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج. درجواب دوستان عزيز"سپهر"مهدي"وسعيد مطالبي راخواهم نوشت كه خواستارتوجه شما به انها هستم. جناب آقاي سپهرماهميشه سعي ميكنيم كه به كلام بزرگان ازجمله معصومين(ع)پناه ببريم وانرانور راه خودورشته محكمي بدانيم كه دائما بايد درهمه كارها به انها چنگ بزنيم ومن خودرا به هيچ وجه خاك پاي معصوم(ع)هم نميدانم چه برسد كه سخنم را هم عرض ايشان بدانم مافقط سعي ميكنيم به فرموده آنان كه ماراسفارش نمودندكه ازانها به عنوان الگو استفاده كنيم اهتمام بورزيم.ورسيدن به حقايق موجود درعالم امكان جز باپيروي از كلام معصوم (ع)محقق نيست.دوست دارم مختصربنويسيم تا موجبات رنجش دوستان نشوم سخن آيت الله مصباح را خوب درك نكرديد والبته باآن ذهن منفي شما به ايشان چيزي بيشترازاين هم انظارنميرود-كسي شيفته خدمت است كه اگرديگري راهم دراين منصب ديد ومشاهده خدمات وي بود ازروي حساد وعناد دست به لجبازي وسرنگوني آن فرد به هرشيوه اي نشودوخدمتگذاروساده زيست وبي ريا باشد ومبارزه با اشرافي گري را سرلوحه كارخود قراردهد-پادشاهان صفوي نه فقيه بودند نه عالم بودند نه عادل بودند ونه توسط فقيهان مجتهد به اين منصب انتخاب ميشدندبلكه توسط خودشان وبراي توجيه اعمالشان دست به چنين اقدامي ميزدندكه جاي تاسف دارد كه شما چنين قياس مع الفارقي راابرازميداريد!-ولايت فقيه برگرفته ازولايت رسول الله(ص)واگرشما اعتقادي به ولايت فقيه نداشته باشيد دراصل ناخواسته يا خواسته سكولارهستيدوهركس كمترتعمقي برآيات وروايات داشته باشد به اين مهم پي ميبرد كه ديانت ما عين سياست ماست وسياست ما عين ديانت ما!منظور ما به مطلق بودن عصمت ولي فقيه نيست بلكه عصمت درجه ومراتبي دارد كه بالاترين درجه آن را امام معصوم داراست ولي ترك محرمات وانجام واجبات وسرنزدن حتي يك فعل مكروه هم درجه اي ازعصمت است كه ولي فقيه با تقواي خويش واجتهاد خوييش پي به حق وباطل ميبرد واين راهم به جامعه اسلامي تزريق ميكندوتشخيص خارج شدن وي ازپرتو تقوا وحكمت هم به عهده فقيهان مجتهدومتخصص است كه انها بوسيله علم فقهي وديني خويش به ان پي مي برند نه به عهده مردم زيرانان علم تشخيص چنين مهمي راندارندولي فقيه عصرماهمواره كوشيده با سخنان خويش مردم را به سوي معارف حقه الهي وتقواي الهي سوق دهد ولي متاسفانه عده اي حتي ازشنيدن سخن او ناراحتند واين ولي فقيه است كه تشخيص خواهد داد كه درموقعيت هاي مختلف چگونه عمل كند وچه دستوري را صادركند.شعارنه شرقي ونه غربي همواره شعارما بوده است چه جالب انجا كه اشاره شد غربي ها با ديدن يك سفره پهن طمع كردند چه كساني موجبات طمع انها رابه اين كشوراسلامي فراهم كرد "ولي فقيه يا آقايان با كارهاي خلاف عقل وبرگرفته ازتوهم خويش جناب اقاي سپهرشماوخودم را دعوت به تامل وتفكرومطالعه درمعارف الهي مي نمايم.جواب مطالب جناب اقاي مهدي راهم درلابه لاي مطالب بالا داده ام ولي ذكرچند تذكررالازم ميدانم طبق اعلام تحقيقات اطلاعاتي دستگاه هاي موازي اطلاعاتي جناي اقاي سعيد امامي هيچ گونه نقشي درقتل هاي زنجيره اي نداشته است بلكه افرادي بودند كه براي تبرئه خود دست به متهم كردن سعيد امامي وبعد قتل وي نمودند كه بعدها معلوم شد ارتباط نزديكي با اقاي سعيد حجاريان داشته اندومنظوراقاي خامنه اي نيزهمان هابودند نه سعيد امامي.فالگيركسي كه به ديگران اتهام توهم ميزند ولي خودش به توهم كبري گرفتاراست واگرقصد خدمت داشت اينگونه كشوررا دچارهزينه وآشوب نميكرد كه دراين مدت جايگاه ايران درنظام جهاني تضعيف شد وهمچنين به اقتصاد ايران ضربه وارد آمد!-خريد اسلحه ازاسرائيل هم موضوع كذب ومضحك شماست كه فقط به شما بگويم اگر واقعا به چنين موضوع احمقانه اي اعتقاد داريد براي شما متاسفم.براي شما هم ارزوي سلامتي روزافزون چه باطني وچه ظاهري دارم.وبعد جواب اقاي سعيد دوست عزيزازخواندن مطالب بنده وارائه تحليل درمورد آن ازشما سپاسگذارم ولي چند نكته را خدمتتان ياد آوري مينمايم باشد كه متذكرشويدمتاسفانه يك تزفكري جالب توجه كه رهپويان حقيقت را متهم به بنياد گرايي درجامعه ميكندواگردرمقابل استدلال يا سخني به حق ازانان بشنود سعي درتخطئه ان وتخريب ان وكوبيدن وجه فرد گوينده ان بر هرنحوه ممكن مينمايد كه درعمل شاهديم كه چنين اتفاقي براي شخصيت بزرگ وفقيه ودانشمند وعارفي مانندآيت الله مصباح درحال اتفاق انجا كه ايشان نقدي برعملكرد حوزه فرهنگي آقاي خاتمي انجام دادند مخالفان سريعا درپي كوبيدن ايشان وحتي كشيدن كاريكاتورايشان درروزنامه كردند بله مدعيان آزادي بيان فقط بودن سخن خودشان راآزادي بيان ميدانند وكوچكترين انتقاد ازمخالف رابه هزاران گونه تخريبي جواب ميدهند وتخريب چهره چنين عالم وارسته اي باعث اين شد كه عده اي ازجوانان ازاين منبع علم فاصله گرفته وپي مكاتب مادي والحادي غرب ويادست كم سكولاربروند وانحراف عميق درعقايد انها شكل بگيرد كه جزيدبيضا ايشان دراين زمان كه به گفته مقام معظم رهبري ايشان جاي خالي شهيد مطهري وعلامه طباطبايي رايكجا پركرده اند قابل حل نيست وانان كه رهپويان حقيقت رااينگونه تخطئه ميكنند اين ايه قران را مينويسم كه((ومكرو ومكرالله والله خيرالماكرين))وايا گفتن سخن حق اينقدربراي افرادي سنگين است براي انها متاسفم وازخدا خواستارهدايت انها به راه حق وحقيقت جويان هستم. ((والله يقول الحق وهو يهدي السبيل))سوره احزاب آيه 4
7 شهریور - 8: 41 69 - ساناز
آقاي فيوضاد، البته من آرزو دارم كه يه روز سخنگوي آقاي دكتر معين باشم ولي هنوز كه اين افتخار نصيبم نشده. من چي گفتم كه شما احساس كرديد من زبان آقاي دكتر هستم يا سخنگوي ايشان؟
7 شهریور - 10: 29 70 - محمد به محسن
در پاسخ به جناب محسن جان می خام بگم که خیلی تو توهم هستین ... می خوام اینو بدونی که سرنوشتی بهتر از سرنوشت رژیم پهلوی در انتظارتان نیست ... مگه خود آیت الله خمیینی نبود که اگر یک ملت بگویند ما این رژیم را نمی خواهیم ...
7 شهریور - 10: 35 71 - محمد
در ضمن کامنت سعید رو هم که تحلیل کرده بود رو خوندم خیلی جالب بود ... واقعا حرف دل آدم بود
7 شهریور - 11: 32 72 - ساناز
سلام آقاي دكتر. جناب آقاي احمدي نژاد در نماز جمعه اين هفته لطف فرمودند و آب پاكي رو رو دست همه ريختند و تمام مجهول هاي معادله رو حل كردند. ايشان فرمودند كه حتي جناياتي كه در كهريزك و كوي دانشگاه انجام شد هم كار دشمن بوده و ما فهميديم كه دشمن اول آمد كودتاي مخملي بكنه و كلي جمعيت كشور و تمام سران اصلاحات رو عامل خودش كرد و وادار كرد كه بگن در انتخابات تقلب شده بعد دشمن، مردم رو به خيابان ها ريخت و در همين حال دوباره همين دشمن لباس مامورهاي گارد ويژه رو پوشيد و دست به تخريب اموال مردم و كتك زدن و فحاشي زد و لباس بسيج و سپاه رو پوشيد و جوون هاي مردم رو در خيابان و كوچه خلوت و كوچه شلوغ و خلاصه هر جاي ديگه جلوي چشم بقيه به گلوله بست. لازمه اشاره كنم كه من با چشم خودم تك تير انداز دشمن رو كه يونيفرم تنش بود بالاي ساختمون تجاري وسط ميدون هفت تير ديدم كه اتفاقا پايين در هم حدود 30 نفر از همين عوامل دشمن كه لباس گارد ويژه رو پوشيده بودند، از در ورودي ساختمون مراقبت مي كردند. بعد تعداد زياد و نامشخصي از مردمي كه عوامل دشمن بودند دستگير شدند و دوباره در زندان ها و بازداشتگاه هاو خوابگاه هاي دانشجويي همين عوامل دشمن هر جنايتي كه از دستشون بر مي اومد انجام دادند! اگه همه اين حرف ها همه درست باشه احتمالا دشمن خارجي ما كه همون استكبار جهاني باشه مشكل حاد رواني داره. البته اين، موضوع مهم نيست. مهم اينه كه الان با تمام اين محاسبات، از 100% جمعيت ايراني، 120% عامل دشمن و استكبار جهاني هستند و با اين حساب من پيشنهاد مي كنم كه اصلا مملكت رو تعطيل كنيم و دو دستي تحويل دشمن بديم و بشيم مستعمره يكي از اين دشمن هاي خارجي كه هم اون ها مجبور نشند عوامل خودشون رو به جون هم بيندازند و هم اين وسط اين مردم بيگناه اينقدر تلف نشن.
7 شهریور - 5: 06 73 - ساناز
آقاي محسن، شواهد و قراین این جور نشون میده که شما اصرار دارید واقعیت رو قبول نکنید. آقای دکتر معین به من گفتند که قانع کردن افراد به این بستگی نداره که حرف و استدلال شما درست باشه و بستگی به خط فکری طرف مقابل داره ولی من می خواستم خودم امتحان کنم و دیدم آدم هایی هم هستند که در مقابل حقیقت سر فرود نمی آورند. شما فکر کن که هیچ تقلبی نشده. فقط به من بگو جواب واضح و روشن یعنی چی؟ واقعا از جواب های من روشن تر چه جوابی می تونه باشه. ضمن این که توجیه شما درباره صندوق های رای در شیراز بیشتر به شوخی شبیه بود و اینکه در اصل قانون درباره حق شهروندان برای راهپیمایی مسالمت آمیز به جز ممنوعیت حمل سلاح و ممنوعیت اختلال در مبانی اسلام، هیچ شرط دیگه ای وجود نداره. هیچ منافاتی هم بین تقلب و مهندسی آراوجود نداره. واقعا برات متاسفم که داری از اعترافات کسانی که در بند هستند، استدلال میاری. من نمی گم که این اعترافات زیر فشار گرفته شده. شما بگو کدوم عقل سلیمی قبول می کنه یک نفر در یک شرایط عادی تنها بعد از دو ماه حبس بیاد و علیه خودش اعتراف کنه؟خودش بشه دادستان از خودش؟ می دونی حتی یک فرد مجرم هم تا آخرین لحظه جرم خودش رو انکار می کنه و با تمام توان در مقابل شواهد و مدرک وقرائن مقاومت می کنه؟ دیگه از صدام حسین که جنایت کار تر توی این سالها ندیدیم. صدام بر علیه خودش این جوری اعتراف نکرد در صورتی که زمین و زمان می دونستند که جانی و سفاکه. خوب البته این به خاطر ضعف سیستم امنیتی و اطلاعاتی شیطان بزرگ، آمریکا بود. من فکر می کنم که اونها باید بیان و در وزارت اطلاعات ایران دوره های فشرده بگذرونند و خودشون رو آپ گرید کنند. چون در کشور ما این تکنولوژی به صورت انحصاری وجود داره که حتی مرغ پخته رو هم می تونند وادار به اعتراف کنند. رمز این کار هم به نظر من اینه که وقتی شما گرفتار شدید، فقط یک راه دارید: اعتراف کنید. هیچ راه دومی وجود نداره. حتی نمی تونید انتخاب کنید که بمیرید ولی اعتراف نکنید. به خاطر همین هم هست که همه اعتراف می کنند و همه اون هاهم بعد از آزادی اعترافاتشون رو پس می گیرند. آقای محسن، خدا خودش به شما گفت که با آقای مصباح دوسته. آقای محسن، بس کنید این مقدس سازی ها رو. صدهاو هزارها ساله که مردم دارن چوب همین مقدس سازی ها رو می خورند. مقدس سازی نتیجه اش فقط خفقان و خرافه و عوام فریبی و استعماره. هیچ دستاورد دیگه ای نداره. باور کنید. همیشه وجدان خودتون رو قاضی قرار بدید و شرافت انسانی رو این قدر ارزون نفروشید. با کتمان واقعیت، شرایط عوض نمیشه. من می گم اشتباه تایپی که در محاسبات نباید تاثیر بگذاره، شما باز میگید اشتباه تایپی بوده. اول میگید دست خط یکسان نبوده، بعد که من می گم عکسش رو دارم و می تونم نشونتون بدم، شمابه من می گید که طرز فکرم منجمده و منحرف خواهم شد. آقای محترم از عکسی که سه رای در اون قابل خوندنه و بقیه آرا زیر اون سه رای قرار دارند، چند تا باید با یه دست خط نوشته شده باشه تا ما بفهمیم که یه جای کار ایراد داره؟ شما که این قدر دم از قانون میزنی و می گی مهندس موسوی قانون رو زیر پا گذاشت، می دونی قانون چه شرایط سختی برای جمع آوری آرا به وزارت کشور و بعد انهدام اون ها داره؟ چرا قصه پردازی می کنی؟ با بچه که حرف نمی زنی می گی اونجا گذاشته بودند که اگه لازم شد دوباره بشمرند. آقای محسن شماکه میگی آقای موسوی مسئول ریختن خون هاست، با این استدلال آقای خمینی هم مسئول ریختن خون ها در انقلاب 57 است. یا این که یه بوم و دو هواست؟ یا این که این واقعیته که تاریخ رو فاتحان می نویسند؟ شما خودت رسما حرف های ضد ونقیض می زنی. اول می گی شورای نگهبان پیشنهاد می کنه که یک تیم از افراد بی طرف جمع بشن، بعد که من می گم این پیشنهاد خود آقای موسوی بود، شما میگی آقای موسوی فقط پیشنهاد داد و بهش عمل نکرد. واقعا از خودت خجالت نمی کشی؟ آقای محسن، شما می گید هر بلایی که سرمون آوردند یا هر کلاه گشادی که تا خرخره سرمون کردند، دهنمون رو ببندیم و هیچ چی نگیم چون ممکنه مریم رجوی یا مسعود رجوی یا خاندان پهلوی اون رو تایید کنند؟ یا این که مثلا ممکنه آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و ایتالیا و ... از اون خوششون بیاد؟ واقعا نمیشه دو کلمه حرف حساب بزنی؟ حرفت درست مثل آقای کردان می مونه که رفته بود مدرک دکترای آکسفورد رو جعل کرده بود، در صورتی که فقط فوق دیپلم داشت و اومده بود با اون مدرک استاد دانشگاه و وزیر شده بود و وقتی نماینده های مجلس صداشون در اومد، یه دفعه خودش و احمدی نژاد داد وبیداد کردند که آقا نگید این حرف ها رو. دشمن خوشحال میشه.آقای محترم چرا وقتی کم میاری و نمی تونی جواب حرف حساب رو بدی، توهین می کنی؟ تو چطور فهمیدی که من ساده لوح هستم و فکرم منجمده و دارم منحرف میشم؟ واقعا فکر می کنی که این جوری می تونی کسی رو تحقیر و تضعیف کنی؟ اشتباه می کنی، پسر خوب. این حرف ها فقط از نشانه های ضعف و منطق گریزی توست و دقیقا نشون دهنده اینه که چنته ات خالیه و با این حرف ها می خوای شلوغ بازی در بیاری. من هدفم فقط این بود که بدونم آیا جبهه مقابل ما حتی یک ذره منطق و استدلال و حقانیت داره یا نه؟ مرسی از این که کمکم کردی به جواب سوالم رو پیدا کنم. برو و با توهمات مالیخولیای ات خوش باش ولی این رو بدون که نسل شماها در حال منقرض شدنه.
7 شهریور - 5: 12 74 - ساناز
آهان راجع به این مقدس گرایی یه چیزی یادم رفت بهت بگم، این کار یه دستاورد دیگه هم داره که نمی گم اسمش چیه، عاقلان خود دانند! فقط یادآوری می کنم همین آقای رفسنجانی که الان به قول آقایون رسما شده دزد سر گردنه، همون آقای رفسنجانی بود که می گفتند: تارفسنجانی زنده است، اسلام زنده است.
7 شهریور - 5: 18 75 - ساناز
آقای سید حسین، محبت کن اسم اون 9 نفر جوان برومند بسیجی رو منتشر کن تا من هم اسم 5 تا 9 نفر از جوونهای برومندی رو بهت بگم که کشته شدند و معلوم نشد به دست چه کسی کشته شدند و معلوم نشد چراو به چه جرمی کشته شدند و حتی به خانواده هاشون اجازه داده نشد که سر مزار عزیزانشون شیون کنند و در مملکت اسلامی اجازه داده نشد که حتی در یک مسجد مراسم ختم برای جگر گوشه هاشون بگیرند. نکنه خون جوانان برومند، اگه بسیجی باشند از بقیه جوون ها رنگین تره؟
7 شهریور - 5: 29 76 - ساناز
آقای سعید، ممنون از این که به مطالب من توجه کردید. باور کنید داستان اون قدر روشن و واضحه که وقتی نمی تونم به این آقا تفهیم کنم، گیج میشم که شاید من نمی تونم اونچه که در ذهنمه به نوشته تبدیل کنم ویا این که اصلا ما آدم هایی با دو زبان کاملا متفاوت هستم و اصلا معنی حرفهای من رو نمی فهمند. مثل این که الان کسی بخواد با من به زبان چینی یا ژاپنی یا اسپانیولی صحبت کنه!
7 شهریور - 8: 23 77 - محسن
سلام دوست عزيز((س))درانجا كه نوشته بودي " آيا در حكومت علي (ع) يك مورد از اين شكنجه ها وتجاوزها صورت گرفته؟حتي در حكومت عمر وابوبكر وعثمان چنين فجايعي رخ نداد!چگونه بپذيريم در حكومتي كه خود را نايب امام زمان ميداند چنين فجايعي صورت بگيرد؟؟!!"البته دوست عزيز يك سري اتفاقات واقعا ناگوارافتاده كه واقعا بايد به انها رسيدگي كرد كه دستور آنرا مقام معظم رهبري داده اند و فرمانده سپاه هم بر آن تاكيدكرد ورئيس جديد قوه قضاييه كميته قضايي رامسئول پيگيري اين اتفاقات افتاده توسط نيروهاي خود سر انجام گرفت نمودند" درضمن درزمان حضرت علي(ع)سپاه حضرت بدون دستورحضرت خانه عثمان رامحاصره كردند و ووي رابه قتل رساندند كه تذكرهاي مكرر ايشان كارگرنيافتاداين به اين معنا نيست كه حضرت علي (ع)دستورچنين كاري را ويا مايل به اين كار راداشته اند بلكه عده اي خودسر بودند كه دست به چنين كاري زدند وبعد معاويه آن موضوع را پيراهن عثمان نمودوبه جنگ حضرت علي (ع)رفت "كه شكست سنگيني را ازحضرت علي (ع) متحمل شد..."موفق باشي
7 شهریور - 8: 25 78 - کیانوش
سلام دکتر عزیز دکتر به نظر شما اینده جنبش سبز با این همه فشار و سرکوب چه خواهد شد؟..اکثر برنامه ها و تجمعات موج سبز در 2 ماه که گذشت به شدت سرکوب شد..به نظر شما موج سبز در راهپیمایی روز قدس تشکیل خواهد شد؟..نظرتون رو در مورد این روز و احتمال برخورد نیروهای نظامی حکومت با مردم در روز قدس بفرمایید..ممنونم .دکتر این کامنتو دوباره فرستادم چون جواب ندادین.منتظر جواب شما هستیم. ***** سلام - در هرصورت امیدوارم که مردم در عین پیگیری خواسته های آزادیخواهانه خود، با هوشیاری آرامش را حفظ نمایند و حکومت نیزبا جبران مافات ، حقوق آنان را به رسمیت بشناشد.
7 شهریور - 9: 57 79 - مريم
اقاي دكتر سلام مي خواستم بدانم بنظر شما با اعترافات اصلاح طلبان به جنبش ضربه نخورد ومردم دلسرد نشدند ؟راستش را بخواهيد من خودم خيلي مايوس ودلسرد شدم .چون فكر ميكنم وقتي مردمي كه از سياست چيزي نميدانستند هزينه اي به اين سنگيني پرداخت نمودند اينها نبايد به اين زودي وا ميدادندوتسليم ميشدند.درست است كه اين آقايان رهبري مردم را بعهده نداشتند ولي به هر حال در كنار مردم بودند.واظهاراتشان بنفع جناح صاحب قدرت شدو ترسي شديد در دل بسياري ايجاد نمود.اي كاش قبل از اينكه اين جنبش فروكش كند اينها آزاد شوند وبه مردم بگويند چرا چنين كردند.. ***** سلام - اعترافات در شرایط آزاد و عادلانه ای اظهار نشده است، هرچند که به دور از انتظار بوده باشد.قضاوت نهائی با وجدان عمومی و منصفانه خواهد بود.
8 شهریور - 1: 50 80 - محسن
سلام خانم سانازعزيزمتاسفانه اينباريكم صريحتر بگم شما دچاركمبود محبت ودرجه توهم بالايي هستي كه ازخدا ميخواهم دراين ماه ضيافت الله شما راشفا دهد درجواب استدلال هاي من يكسري اراجيف بهم ميبافي وبعد سخنان اين جانب را ماليخوليا معرفي ميكني وتوهم ميخواني براي شما متاسفم كه به قول معروف قافيه كه تنگ آيد شاعربه جفنگ آيد "به جاي استدلال برسخنان من وجواب منطقي به دروديوارميزني كه چي!؟درضمن دخترخوب دوستان خدا نشانه هايي دارند كه ازآن نشانه ها ميتوان به آن پي برد كه متاسفانه شما هنوز حقيقت را نمي شناسي تابخواهي كه اهلش رابشناسي شما رابا آن احساسات ملوستان تنها ميگذارم وبه فرموده مولا علي حب و تعصب بي جا چشمان را ازديدن واقعيات كور ميكند "پس مطالب من براي شما اثري ندارد من فقط ميخواستم يك افق جديدي راپيش روي شما بازكنم كه متاسفانه شما اصلا نمي بيني درآخرهم اين مطالب بنده بود وبراآن همچنان معتقدم وهركسي را به مباحثه ورائه استدلال نه ارجيف بافي دعوت ميكنم .دراخرهم براي شما خانم ساناز آرزوي سلامتي ازخداوند متعال دارم.خداحافظ"درجواب اقاي محمد هم بگم كه داداش ازمطالب شما معلوم است كه درمريخ وعطارد سير ميكني به خورزو خان هم سلام برسون درضمن استدلال نداريد چرند نگويد .بروخوش باش.ياعلي
8 شهریور - 7: 48 81 - میم جیم
سلام-خوب نطرمو تایید نکردید.متعجبم!البته من هنوز چیزی نگفته بودم! خواستم بگم می ترسم از اینکه کل این اتفاقات یه بازی سیاسی و یه شلوغ کاری عمدی برای شکار و منهدم کردم جوون ها و مخالفانی بوده که با نشاطو پر انرژی امید به تغییر داشتن. ما و حکومت ایران بازیچه تر از اونیم که بخواییم و بدونیم تا بتونیم . گذار از این مسلخ با این فرهنگ دینی (خرافی-سطحی)به سمت سکولاریسم و دموکراسی چیزیه که نوه های ما هم باید خوابشو ببینن. ایران کهن مرد......
8 شهریور - 9: 02 82 - مهدی
قول می دم این برادر محسن از اون کیهان خونهای تیره!!! البته ممکنه در کنارش گاهی یک سَری به دجال نیوز هم بزنه ولی ادبیات کیهان که اتفاقا معروفه که صفحه ی دومش توسط یکی از افراد مورد علاقه ی آقا محسن که در هر کامنت حداقل 596 بار ذکرش می کنند در این پست ها آشکارا یافت می شود. هم اکنون با هم برخی از افاضات ایشان را بررسی می کنیم: می فرمایند: "دوست دارم مختصربنويسيم تا موجبات رنجش دوستان نشوم" جواب: ممنون از این همه اختصار ولی با کامنت هایتان در این صفحه فکر کنم بتوانید یک کتاب 20 صفحه ای درست کنید پیشنهاد می کنم اگر این کار را کردید اسم کتابتان را "معجزه هزاره سوم (همراه با حدیث)" بگذارید. می فرمایند: "كسي شيفته خدمت است كه ... خدمتگذاروساده زيست وبي ريا باشد ومبارزه با اشرافي گري را سرلوحه كارخود قراردهد" جواب: دیگر مطمئن شدیم که شما گزینه ی فالگیر را به پزشک ترجیح می دهید. می فرمایند: "گرشما اعتقادي به ولايت فقيه نداشته باشيد دراصل ناخواسته يا خواسته سكولارهستي" جواب: مشکلش کجاست؟ از تقلید کورکورانه که بهتره. می فرمایند: "هركس كمترتعمقي برآيات وروايات داشته باشد به اين مهم پي ميبرد كه ديانت ما عين سياست ماست وسياست ما عين ديانت ما" جواب: نمونه ی بارز تقلید کورکورانه. یعنی شما حاضرید دیانتتان را تا حد سیاست های احمدی نژاد خوار کنید؟ می فرمایند: "چه كساني موجبات طمع انها(غرب) رابه اين كشوراسلامي فراهم كرد؟" جواب: همان کسانی که مردم را دو دسته کردند، به یک دسته چوب وچماق دادند و گفتند خودتان بروید مشکلتان را با آن دسته حل کنید.(البته کسی نیست که نداند که از همان ابتدا عرب زبانهایی را نیز همراهشان کردند) می فرمایند: "طبق اعلام تحقيقات اطلاعاتي دستگاه هاي موازي اطلاعاتي جناب اقاي سعيد امامي هيچ گونه نقشي درقتل هاي زنجيره اي نداشته است بلكه افرادي بودند كه براي تبرئه خود دست به متهم كردن سعيد امامي وبعد قتل وي نمودند كه بعدها معلوم شد ارتباط نزديكي با اقاي سعيد حجاريان داشته اندومنظوراقاي خامنه اي نيزهمان هابودند نه سعيد امامي." جواب: مدرک؟ خوب یاد گرفتی از شیوه برادر حسین استفاده کنی. می فرمایند: "فالگيركسي است كه به ديگران اتهام توهم ميزند." جواب: به دکتر معین بگویید این جمله را در مقابل معنای فالگیر در فرهنگ لغتشان :) قرار دهند. در ضمن هر کس پست ها را خوانده باشد می داند چه کسی اتهام توهم می زند. می فرمایند: "يك تزفكري جالب توجه كه رهپويان حقيقت را متهم به بنياد گرايي درجامعه ميكند" جواب: با رهپویان حقیقت خیلی حال کردم، خدایی کلی خندیدم ولی بعدا اگر وقت کردید معنی بنیادگرایی را پیدا کرده و با کامنت هایتان مقایسه کنید. بنیاد گرایی اونه که طرف حتی نیاد اسم یه دختر رو کامل بنویسه. کاتولیک تر از پاپ. مصب اللهی . می فرمایند: "اگردرمقابل استدلال يا سخني به حق ازانان بشنود" جواب: فقط یک استدلال به حق در کامنت هایت نشانم بده، تمام حرف هایت را قبول می کنم. البته به شرطی که قبلش معنی استدلال رو بری پیدا کنی.
8 شهریور - 9: 06 83 - ترابی
پایدار باشید.
8 شهریور - 1: 12 84 - ساناز
جناب آقاي سردار جعفري، فرمانده سپاه فرموده اند كه: در جريانات بعد از انتخابات، 13نفر بسيجي و حدود 7 نفر از افرادي كه بعضا سابقه بسيجي داشتند، كشته شدند. به نظر شما حدود 7 نفر يعني چند نفر؟ و چه فرقي بين يك بسيجي و كسي كه سابقه بسيج داره وجود داره؟ و با توجه به اين كه قبلا اعلام شده بود در مبارزه مسلحانه با عناصر ضد انقلاب در شمال غرب ايران،45نفر از اون ها به دست سپاه كشته شدند و تنها يك نفر از سربازان گمنام امام زمان در اون درگيري ها كشته شد، چطور ميشه در مبارزه با مردم عادي كه مسلح نبودند، تنها حدود 7نفر رو بكشند و 13 نفر تلفات بدهند اما در درگيري با افراد مسلح، 45 نفر از اون ها رو بكشند ولي تنها يك نفر تلفات داشته باشند؟ آقاي دكتر به نظر شما و ساير دوستان، آقاي جعفري احتمالا داشتند با مردم شوخي مي كردند ديگه ؟؟؟؟
8 شهریور - 2: 41 85 - ياسمن
در جواب محسن كامنت 77: در زمان حضرت علي سپاه خانه عثمان را محاصره كرد!!!!!خواهش مي كنم تاريخ اسلام را بخوانيد اين ادعايي كه شما كرديد وهابي ها و سني هاي ناسبي هم نكردند. زماني كه عثمان كشته شد امام علي خليفه نبود خود عثمان خليفه بود. در ضمن سپاه (گارد وي}ه خليفه)خانه عثمان را محاصره نكرد مردم عادي خانه عثمان را محاصره كردند به خاطر نارضايتي از فساد مالي اطرافيان او.امام علي هم ان زمان خليفه نبود كه گاد وي}ه داشته باشد.و و در ضمن امام علي امام حسن و حسين را فرستاد كه براي خانواده عمر آب ببرند . در مورد ماجراي معروف خلخال پاي زن يهودي كه امام فرمود:اگر مرد از شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار ملامت نيست . امسال شما اول ماجرا تجاوز را انكار كردند بعد هم...
8 شهریور - 2: 46 86 - محسن
بسم الله الرحمن الرحيم آنان كه به غرب مي شتابند"""خائن به امام وانقلابند اي كه به غرب مي گريزي""چگونه باغرب مي ستيزي اي بي خبرازسياست ودين""بس كن برجاي خويش بنشين!! اي تيروكمان به كف گرفته""مولاي مراهدف گرفته اي خون به دل امام كرده""درنفي ولي قيام كرده اي عمرگران به باد داده""دل دركف قوم عاد داده آياخبرازمعاد داري؟!"" اينك دشمن زبان درازآمد""زان راه كه رفته بود بازآمد اوافعي زخم خورده راماند""دندان بهم فشرده راماند بازآمد كه ز ماعنان گيرد""نگذاريمش دوباره جان گيرد بي خبركه خليل ما تبردارد!" "بي خبرزان كه بسيج راباكي نيست""ازخون وجبهه وجنگ باكي نيست!! ماميدانيم وتيغ وحلقوم شما ""يك موزسرعلي اگركم گردد!!!!! ياحق
8 شهریور - 2: 57 87 - ياسمن
منظور آقاي احمدي نژاد از اينكه مي گويند:تجاوز در زندانها كار دشمنان برانداز بوده چيست؟ منظورشان اين است كه كار آمريكاست؟ چطور است آمريكا بگويد :تجاوز جنسي در زندانهاي گوانتانامو و ابوغريب كار ايران بوده و اسرائيل بگويد كشتار غزه و كشتن محمد الدوره به دستور ما نبوده بلكه به دستور دشمنان اسرائيل بوده. راستي كليد بازداشتگاه كهريزك و زندان اوين دست آمريكا چه مي كند؟مگر مملكت ما شهر هرت است.
8 شهریور - 11: 27 88 - حبيبي
آقاي محسن! اول - خيلي خوشحالم كه اين امكان براي شما و ما فراهم است كه از وبلاگ بي طرف يكي از رهبران تفكر اصلاح طلبي استفاده ميكنيم تا بتوانيم نظرات و ايدئولوژي فكري خود ويا جناب آقاي مصباح يزدي را منتشر كنيم ، حقي كه متاسفانه دير بازيست فرصت ْآن براي هيچ تفكري مهيا نيست تا بتواند آزادانه بر اساس اصل منشور حقوق انساني ،در رسانه هايي كه از بيت المال تغذيه ميكنند مطرح نمايد. حتي در فضاي مجازي نت هم نظرات ما در وبلاگهاي شاگردان تئوريسن معروف اقاي مصباح يزدي نظير آقاي رسايي، جوانفكر و.... درج نميشود. پس بابت اين نعمت شكر نعمت لازم است. دوما- شما براي بيان ديدگاه خود مكررا ادعا و تهمتهاي ميزنيد و اصرار داريد ديگران آن را بپذيرند و با بكار بردن چاشني ها و مصداق هايي از ائمه اطهار ، بخصوص حضرت علي (ع) ، يا اما عصر (عج)، يا عمر و .... سعي در هضم آن براي خوانندگان هستيد هر چند كه البته اين روشي معمول براي نشان دادن راه ثواب از ناثواب است ولي سعي كنيد با سر هم بافي ، مصداقها را از زعم خود تفسير كنيد. يادمان باشد كه امير المومنين لقب حضرت علي (ع) مي باشد ولي معاويه رسما خود را امير المومنين مي ناميد و با قدرت و ثروت و با بكار گيري روشهاي انحصار رسانه اي و تريبونهاي نماز در آن زمان فرزندان رسول الله و ائمه اطهار را منتسب به بيگانه و خارجي مي ناميد و بودند مسلمانهاي كه در آن زمان ولايت معاويه را پذيرفته بودند . سوم- شما درست گفتيد موضوع و تئوري جنجالي ولي فقيه در تشيع كه بسياري از مراجع چه در گذشته و چه در حال بر اساس استنادات و منابع شيعي بر سر آن اختلاف دارند بايد توسط اهل فن يا صاحبان فقاهت بررسي گردد ولي اين حق براي هر انسان معمولي (مثل بنده) و يا خواص محفوظ است تا با علم ناقص يا تبعيت از مرجع ديني خود در شناخت دين خود تحقيق كنيم تا به حقيقت برسيم. سوم - همانطور كه آيت الله مصباح يزدي رهبر تئوري و تفكري مي باشد كه شما و بسياري از همفكران شما كه با همان ايدئولوژي در پستهاي كليدي وزارتخانه ها دولتي و وابسته به دولت مشغولند از پيروان آن هستيد. بسياري ديگر از مراجع مانند آيت الله صانعي ، آيت الله بيات زنجاني ، آيت الله سيستاني و ... و بخصوص آيت الله منتظري كه خود يكي از اولين تئوريسنهاي ولايت مطلقه فقيه در همان اويل يا قبل از انقلاب 57 بود ، همكنون داراي ديدگاه ها ي فقيهي قابل تامل و كاملا علمي و عقلاني مي باشند كه بايد به انها و پيروانشان احترام گذاشت. چهارم- اگر شما يا همفكرانتان هم با شيوه هاي ناجوانمردانه و دور از حقوق انساني در دادگاه حاضر ميشديد به خيلي جنايتها در قبل و بعد اعتراف ميكريد و مطمئن باشيد اگر گاليله هم همكنون بود يكبار ديگر در اين دادگاه منكر گرد بودن زمين ميشد الهم عجل لوليك الفرج
8 شهریور - 11: 49 89 - حامد
سلام آقاي معين... امروز در نمايشنامه راي اعتماد مجلس آقايي اومدن و گفتن كه درست نيست كه رييس ستاد انتخابات رو بعد اون همه ظلم هايي كه به قشر جوون و دانشجوي كشور كرد به عنوان وزير علوم معرفي كنيم...آقاي احمدي نژاد در جواب گفتن كه اين حرف غلطه و هيچ كس ناراضي نيست و همه شاد و سرحالن... آقاي معين...من چه طور ميتونم بگم كه سرخورده ام از اين همه ظلم...كجا بايد بگم كه ساعتها اشك ميريزم لراي خون به ناحق ريخته شده دوست چندين سالم؟ به چه كسي ميتونم بگم كه از اون شنبه خونين يك روز خوش ندارم؟آقاي معين اسلام اينه؟مذهب اينه؟پدران و مادران ما به خاطر اين وضعيت انقلاب كردن؟كه كوچكترين حرفي رو با باتوم و لوله و زندان و تجاوز و... جواب بدن؟ما جوونها چه گناهي كرديم؟چرا بايد مردي كه تنها حق از دست رفته مردمشو مطالبه كرد هر روز تهديد به بازداشت كنن؟ آقاي معين به آقاي موسوي بگين به قدر پدري كه سالهاست از پيشم رفته دوستش دارم...بگين به روح همون پدر حاضرم جونمو براشون بدم..گريه امون نميده وگرنه خيلي حرفها داشتم... ***** سلام - در همین سختی هاست که انسان ها آزموده و آزمایش می شوند و جوهر درونی شان نمایان میگردد. با توکل برخداوندی که ناظر بر همه ماست باید پا یداری ورزید وهدف را فراموش نکرد.موفق باشید.
9 شهریور - 1: 30 90 - محسن
بخشي از وصيت نامه شهيد عزيز سيد اسدالله لاجوردي را به مناسبت ذکر مي کنم:"خدايا تو شاهدي چندين‌بار با عناوين مختلف خطر منافقين انقلاب را (همان‌ها که التقاط به گونة منافقين خلق سراسر وجودشان را و همة ذهن و باورشان را گرفته و همانا رياکارانه براي رسيدن به مقصودشان دستمال ابريشمي بسيار بزرگ به بزرگي مجمع‌الاضداد به دست گرفته‌اند هم رجايي و باهنر را مي‌کشند هم به سوگشان مي‌نشينند هم با منافقين خلق پيوند تشکيلاتي وسپس... برقرار مي‌کنند، هم آنان را دستگير مي‌کنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسؤوليت بدانان تلاش مي‌کنند و از افشاي ماهيت کثيف آنان سخت بيمناک مي‌شوند، هم در مبارزه عليه آنان (و در حقيقت براي جلب رضايت مسؤولين و نجات بنيادي آنان) خود را در صف منافق‌کشان مي‌زنند و هم در حوزه‌هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي‌آورند تا مسير فقه را عوض کنند.) به مسؤولين گوشزد کرده‌ام. گفته‌ام که خطر اينان (منافقين انقلاب) به مراتب زيادتر از خطر منافقين خلق است چرا که علاوه بر همة شيوه‌‌هاي منافقانه منافقين سالوسانه در صف حزب‌اللهيان قرار گرفته صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده‌اند به گونه‌اي که عملاً عقل و ارادة منفصل برخي تصميم‌گيرندگان قرار گرفتند."
9 شهریور - 1: 47 91 - محسن
ازجناب آقاي دكترمعين ودوستان عذرخواهي ميكنم كه كامنت هايم كمي زياد شدواقعا من براي افرادي كه ديگران رو بي دليل فقط بدليل كم آوردن وعدم انسجام ذهني متهم به ماليخوليا ميكنند وبه جاي جواب روشن طفره ميروند متاسفم آنجا كه خانم سانازنوشته بود:" برو و با توهمات مالیخولیای ات خوش باش ولی این رو بدون که نسل شماها در حال منقرض شدنه." جواب چنين فردي هم بايد به مانند كامنت هاي بالا داد چون شبيه به زبان خودش است!!!
9 شهریور - 7: 10 92 - ساناز
آقاي محسن، راجع به مقامات و کرامات و درجات معصومیت آقای مصباح صحبت کرده بودید. این رو بدون که کسی (هر کسی،چه آقای مصباح، چه هر کس و هر چیز دیگه ای که شما مقدس می دونید) اگه واقعا چنین درجاتی داشته باشند،با کشیدن کاریکاتور یا انتقاد یا تخریب یا بی احترامی یا هیچ کار دیگه ای نباید شان و مرتبه شون پایین بیاد. به عنوان گواه هم من از جناب آقای دکتر معین می پرسم. آقای دکتر اگر روزی هزارتا کاریکاتور از شما بکشند، شان شما کم میشه؟ آقای دکتر، شما حاضر هستید اگه کاریکاتوری از خودتون بود، بزنید و بگیرید و ببندید و ببرید و کاریکاتوریست بینوا رو از مملکت آواره کنید؟ آقای دکتر واقعا شرافت شما چنین اجازه ای به شما میده؟؟؟؟؟ و در مورد اون نوری که احساس کردید به شما تابیده، ظاهرا این مشکل در جامعه اپیدمی شده. آقای محسن برای این که بدونید وقتی اون نور حقیقت که شما درکش کردید به آدم ها بتابه،چه اتفاقی می افته،به شما پیشنهاد می کنم فیلم "مه" (اسپل اون، ام آی، اس،تی) روببینید. البته فیلم جالبی نبود فقط به وضوح نشون میده وقتی نور به آدم ها می تابه، اونا چه شکلی میشن؟ آقای محسن، این آیینه ایست که می تونید خودتون رو در اون ببینید. امیدوارم بالاخره وجدانتون بیدار بشه. البته این فیلم، ترسناکه ولی خواهش می کنم تحمل کنید تا به اون قسمت برسید که هنرپیشه ها دارن نقش شما رو بازی می کنند، بعدش می تونید نماز وحشت بخونید، ناراحت نباشد. حتما هم فیلم رو با زیرنویس نگاه کنید. موفق باشید.
9 شهریور - 11: 53 93 - خودم
سلام سلام سلام ***** سلام و درود و بدرود !
9 شهریور - 2: 20 94 - س
سلام اقا محسن ممنون که پاسخی هرچند که قانعم نکرد به پرسشم دادی .بقول خودت در حکومت علی یک مورد رخ داد که بدون شک بر همه روشن بود که علی مخالف بود .ولی اکنون چه؟یعنی ... زمانی که فرمان برخورد با معترضین را داد از وجود چنین جنایتکارانی در دستگاه امنیتی کشور بی اطلاع بود؟اگر یک مورد ،دومورد نه ده مورد این اعمال خودسرانه انجام میشد شاید سخن شما قابل قبول بود ولی هرگز باور نخواهیم کرد این حجم جنایت، خودسرانه صورت گرفته باشد.سخن همین آقایان هنوز در خاطره ها هست که شاه چه از جنایات خبر داشته وچه نداشته در هردوحال مسئول بوده . یا آقای خمینی که گفته یک تیرهم از اسلحه سربازی بدون فرمان فرمانده نمیتوانسته شلیک شود .اگر بپذیریم این تعداد نیروی خودسر که میتوانند چنین جنایاتی مرتکب شوند در دستگاه امنیتی کشور وجود دارد که باید فاتحه همه چیز را خواند!آقا محسن اینطو سرتان را زیر برف نکنید آنها که شکنجه شدند در بازداشتگاههای همین نظام شکنجه شدند .آنها که کشته شدند در همین مراکز کشته شدند.چگونه باور میکنید که حدود 50 نفر راکه از 21تا 24تیر بدون نام ونشان دفن کردند ونمایندگان مجلس هم تائید کردند همه معتاد وسکته ای وبی نام ونشان بودند ؟بخصوص که دیروز مشخص شد یکی از کشته شده ها که تایید شده فرزند جانبازی بوده وبخاطر الله اکبر گفتن دستگیر شده، مورد تجاوز فرار گرفته وبعد کشته شده در همین قطعه دفن شده!آقا محسن جوانان عزیزی در زمان جنگ کشته شدند تا دست نامحرمان به ناموس من وشما نرسدحال چگونه ببینیم وتحمل کنیم که این جنایات هولناک بدست خودیها صورت گرفته؟خودیهایی که هنوز حاضرنیستند ماهییتشان را فاش کنند!لحظه ای درنگ کن اینهمه تکذیب در مورد جنایاتی که بعدا نماینگان مجلس هم تایید کردند که صورت گرفته، خود برای شما تامل بر انگیز نیست؟فرماندهان بسیج وسپاه که در ابتدا با آن قاطعیت این جنایات را تکذیب کردند حتی برای امام زمان نامه نوشته شد ودم از بیگناهی زده شد ،واقعا بی اطلاع بودند؟ اگر بی اطلاع بودند که این نشان از بی کفایتی آنهاست پس چرا بر کنار نشدند ؟اگر هم اطلاع داشتند چرا مجازات نمیشوند؟نه جنایات هوکناک تر از ان است که با چنین استدلالهای کلیشه ای بتوان کسی را قانع کرد .امروز من دیگر نه به انتخابات کار دارم نه به این شخص وآن شخص .امروز من وامثال من خود را در مقابل جنایاتی میبینیم که به راحتی میتوانست برای امثال من صورت گیرد منی که خدا میداند نه مخالف بودم نه بر انداز من فقط بدنبال جوابی قانع کننده بودم که آرامم کند.از شما سئوال میکنم اقا محسن اگر جمعیتی که در 25 خرداد بیرون ریختند که بنا به اظهار آقای قالیباف 3،5میلیون نفر بودند قصد بر اندازی داشتند، رهبری برای براندازی داشتند نمیتوانستنداین تصمیم را عملی کنند؟بخدا میتوانستند واز انجاکه حکومت غافلگیر شده بود براحتی میتوانستند به هدف خود برسند .پس همین نشان میدهد که براندازی در کار نبوده ولی برخوردی که شد نشان از همین توهم داشت .ترابخدا بجای تعصب نسبت به این شخص وآن شخص تفکر کن.جتما میدانی حضرت علی( ع)آنجا که میبیند پیروانش ملاک حق وباطل را اشخاصی چون طلحه وزبیر قرار دادند .میگوید اول حق را بشناسید باطل رابشناسید بعد افراد را با آن بسنجیدونه اینکه حق وباطل را بااشخاص. کاری که امروز امثال شما بشدت بدان نیازمندید.شما اشخاصی را حق قرار دادید وتمام افعال ناحقشان را هم توجیه میکنیدواین موجب گمراهی است.
9 شهریور - 2: 58 95 - آ
آقای دکتر در مورد سوالی که کرده بودم که چرا اصلاح طلبان با اعترافشون باعث نا امیدی مردم شدند جوابم را ندادید ولی خودم به جواب رسیدم .هرروز که جنایت تازه ای بر ملا میشه به این نتیجه میرسم این گله گزاری ها مال زمانی است که شکنجه گران هم پیرو اصولی باشند .چنین جنایاتی زمانی رخ میده که یک قوم درنده ووحشی که کینه ای دیرینه دارندبه ملتی حمله کنند.نتیجه میگیرم توقع صبر وتحمل برای این اسیران در بند در مقابل قومی که به هیچ چیز پایبند نیستند توقعی سخت غیر منطقی وبی جاست.قومی که حتی به فرزند یک جانباز شیمیایی هم رحم نکرده قومی که به دختری بی پناه واسیر تجاوز میکند بعد جنازه اش را با اسید میسوزاند تا اثار جنایتش را پاک کند وبعد اورا بی نام ونشان دفن میکند.وای که دلم میخواهد فریاد بزنم آقای دکتر گناهی که بخاطرش این بلاها را سر سعیده آوردند بسیاری از مامرتکب شدیم بنابراین ممکن بود هرکدام از ما جای اوباشیم.این اعمال وحشیانه بیش از آنکه مرا بترساند آنچنان خشمگین وانتقامجویم کرده که فقط منتظر فرصتم.من هرگز با این نظام از در آشتی در نخواهم آمد.چون چهره کریه او از پشت نقابی که سالها پنهانش کرده بود بیرون افتادو من دیدم .ترسناک بود ولی نمیترسم چون بیش از انچه که تصور کنید خشمگینم واحساس انزجار میکنم ***** سلام - البته مطمئنم که شما هیچگاه به عکس العمل نخواهید افتاد و بدی را با بدی جبران نخواهید کرد ! اگرچه ممکن است من و شما نوع نگاه و یا روش و قضاوتمان را نسبت به گدشته تغییر دهیم. پیروز باشید.
9 شهریور - 5: 19 96 - امیرحسین
آقای دکتر من از شما میاد خواهش میکنم به وبلاگم سر بزنید منتظرتون هستم برام است شما بهم سر بزنید www.naebagha.blogfa.com
9 شهریور - 9: 22 97 - سعيد
خانم ساناز، اين دقيقاً و مشخصاً همان مشكلي است كه من هم با اين گونه افراد و با چنين نگرش‌هايي دارم. گاهي فكر مي‌كنم كه بايد شيوه نظريه‌پردازي، قدرت ارائه برهان و استحكام در استدلال‌ها‌ي‌مان را بهبود ببخشيم، و حتي از برخي از توانايي‌هاي طرف مقابل‌مان در سفسطه پردازي، وارونه جلوه دادن حقيقت، عوض نمودن جاي شاكي و متهم و خيلي موارد ديگر، چيزهايي ياد بگيريم. اما گاهي هم با خودم مي‌گويم "ولش كن! چرا كه نرود ميخ آهنين در سنگ!"
9 شهریور - 9: 59 98 - سپهر
به همه دوستان و عزیزان سلام عرض می کنم و به شما آقای دکتر معین خسته نباشید می گم که این قدر با حوصله نظرات را مطالعه کرده و آن ها را منتشر می کنید و سپاس ویژه به علت اینکه پست قبلی من را بدون حذف در سایت قرارا دادید. امروز وقتی به سایت اومدم و شروع کردم به خوندن کامنت های جدید واقعا تاسف خوردم واقعا کار ما به کجا رسیده که اینقدر راحت و عادی با زیر پا گذاشتن تمام اصول اخلاقی و اجتماعی و ... تنها در فکر بیان اندیشه های مالیخولیایی خود هستیم و حتی به تاریخ هم رحم نمی کنیم و این فرزند بی گناه علم را نیز مورد تاخت و تاز قرار می دهیم. محسن عزیز تا آن جا که اطلاعات تاریخی من یاری می کند حضرت علی در زمان خلافت خلیفه سوم منصب حکومتی نداشته اند که بخواهند سپاه داشته باشند اون دسته از افرادی که شما سپاه حضرت توصیف کرده اید دسته ای از مردم عادی بودند که از ایالت های مختلف به خصوص ناراضیان ایرانی به دارالحکومه رفته بودند و قصد کشتن عثمان را داشتنداین اولین تحریفی که در تاریخ انجام داده اید.دومین نکته اینکه قضیه معاویه و پیراهن عثمان را مطرح کرده اید اما عمدا یا سهوا از بی اطلاعی وارونه!تا آن جا که حافظه من به یاری منابع تاریخی همراهی می کند حضرت در زمان حکومت خود( از کشته شدن عثمان تا ضربت خوردن خود و شهادتشان)سه جنگ بزرگ انجام داده اند اولین آن جنگ جمل بوده که معاویه به صورت مستقیم در آن شرکت نداشته است(پس شکست هم بی معنیست) سومین آن هم با خوارج بوده است که اصلا ربطی به معاویه ندارد چون اصولا خوارج هیچ کس را قبول نداشتند نه معاویه نه علی و نه هیچ کس دیگر را.می ماند دومین جنگ حضرت که جنگ صفین بوده و مستقیما با معاویه وارد جنگ شده است و در جنگ قضیه برسر نیزه کردن قرآن ها پیش آمد و حکمیت و باقی قضایا که من نمی دانم شما با چه استدلالی این را شکست معاویه و پیروزی حضرت دانسته اید!!!!(توضیح این که بعد از حکمیت حضرت از خلافت عزل و معاویه به جایشان خلیفه شد و....) متاسفانه من نمی دانم شما چگونه به خود حق می دهید از اسلام و مسلمین و شیعه وولی امر صحبت کنید در صورتی که حتی کوچکترین اشرافی به تاریخ خود ندارید. در جایی دیگر گفته اید: -پادشاهان صفوي نه فقيه بودند نه عالم بودند نه عادل بودند ونه توسط فقيهان مجتهد به اين منصب انتخاب ميشدندبلكه توسط خودشان وبراي توجيه اعمالشان دست به چنين اقدامي ميزدند. من نمی دانم که منبع حرف هاش شما کدام کتاب است که با تمام منابع داخلی و خارجی موجود تعارض دارد(احتمالا تالیف حضرت مصباح است) بگذارید به عقب برگردیم صفویه در آغاز چه بود؟ نام این دودمان و نسب آن ها به شیخ صفی الدین اردبیلی صوفی(اهل دین .عالم به علوم اسلامی .تایید کننده مجتهدان. دارای مرید) اوایل قرن 14 باز می گردد صفویان به تدریج نظام صوفی گری و فقه را در کنار آن وارد سیاست کردند و آن را به یک جنبش اجتماعی مبارز تبدیل کردند.بعد از او به ترتیب فرزندان و نوادگانش جنید، حیدر(تشکیل سپاه قزل باش ها)و اسماعیل قدرت دینی و همچنین سیاسی را در دست گرفتند تا توانستند مبارزات خود را به سرانجام برسانند و دولت رسمی تشکیل دهند.پس دوستان می بینند که صفویه از ابتدا داعیه الهی بودن و اسلامی بودن داشته است و بعدها حتی خود را به عنوان پدران امت و واسته فیض الهی و شیخ و راهنما در تصوف نیز اعلا کرده اند(_تحولات اجتماعی ایران- جان فوران ص44) پس این که شما می گویید که این حکومت به خاطر خودشان و نه دین و فقه و ... این ها را گفته انداز پایه و اساس غلط است.در رابطه با تایید فقیه عالم و مجتهد هم باید بگویم چرا علمای درباری از همان موقع هم در کشور به وجود آمده بودند و برای سرپوش گذاشتن روی جنایت های دنیوی حکومت کلاه شرعی درست کرده بودند و مدام از ولی امر و ضل الله و ... صحبت می کردنددقیقا مثل وقایعی که الان در حال اتفاق است کار به جایی کشیده است که مرادتان حضرت مصباح پای ولی خود را می بوسد(سجده در برابر غیر خدا!) همین الان هم به جز آخوند های درباری کسی این دولت و این .... را تایید نکرده است(ارجاعتان می دهم به واکنش های مراجع در این چند هفته و سکوت سنگین آن ها که مثل پتک رو سر حکومت فرود آمده) برادر عزیز این رویه ای که شما در پیش گرفته اید نه تنها درست نیست بلکه علاوه بر آسیب زدن به خودتان به دیگران و جامعه هم آسیب می زند و این انکار تا جایی پیش می رود که پایه های پوسیده حکومت را تا ته می تراشد و حکومت ناگهانی فرو می ریزد مثل تعبیری که ابن خلدون از حکومت های ظالم ارائه می دهد. این بحث را ادامه نمی دهم و تنها ارجاعتان می دهم به مصاحبه ایت الله بیات زنجانی که در این باره انجام داده اند و به حق پاسخ های دندان شکنی به طرفداران حکومت مطلقه فقیه داده اندبرادر حتما مصاحبه زیر را بخوانید شاید انوار لطف الهی بر شما بتابد و به راه راست باز گردید.
9 شهریور - 10: 03 99 - سپهر
مشروعیت و مقبولیت حکومت از دیدگاه آیت الله بیات زنجانیمساله مقبولیت و مشروعیت حکومت دینی یکی از مباحث چالش برانگیز دوران پس از حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران بوده است اما پس از انتخابات اخیر، این بحث به جدلی میان برخی علما و زعمای قوم تبدیل شد تا جایی که حتی در مجلس خبرگان رهبری هم نگاه های متفاوتی نسبت به این موضوع شکل گرفت و دیدگاه های علما از جدل طلبگی به جدال سیاسی تبدیل شد که برخی از تحلیلگران این جدال کلامی را شکافی بین روحانیت می دانند به گونه یی که حتی برخی مراجع از جمله آیت الله موسوی اردبیلی نسبت به شکاف ایجاد شده بین روحانیت هشدار دادند. هر چند آیت الله بیات زنجانی از دیگر مراجع تقلید که پیشتر عضو هیات بازنگری قانون اساسی هم بود معتقد است این شکاف هم نعمت است و هم نقمت.گفت وگو با آیت الله بیات زنجانی که امروز در قم بیتوته کرده است به بهانه بحث مشروعیت و مقبولیت حکومت دینی صورت گرفت اما در طول گفت وگو سمت و سوی بحث به مسائل اخیر هم کشیده شد. --- -در ابتدا می خواستیم در خصوص بحث مقبولیت و مشروعیت یک حکومت دینی توضیح دهید و دیدگاه شما را بدانیم. من تشکر می کنم که مطبوعه شما زمینه یی را فراهم می کند تا یکسری مسائل و احکام جدی و قابل تحقیق و تامل مطرح شود و زمینه بحث و بررسی را برای همگان فراهم می کند.برای روشن شدن این قضیه من ناچار هستم به چند نکته اشاره کنم. یک نکته این است که اصلاً بحث مقبولیت و مشروعیت چرا در اندیشه های سیاسی مطرح شده است. به عبارت دیگر نظریه های سیاسی و حتی نظریه های فلسفی، عمدتاً در جایی مطرح است که یک سلسله سوالاتی بوده که این سوالات دغدغه هایی را در ذهن ایجاد کرده. برای اینکه این دغدغه ها رفع شود صاحب نظران آمدند جواب هایی مطرح کردند که این جواب ها در قالب نظریه های فلسفی یا به عنوان نظریه سیاسی، کلامی و عقیدتی مطرح شده است، بنابراین داستان مشروعیت یا مقبولیت یا مرز بین این دو، تلازم بین این دو یا تخالف این دو، اینها بخش هایی است که به طور جدی باید مطرح شود. به اعتقاد من خود این سوال نیز از یک سوال جدی تری که در اندیشه سیاسی مطرح است به وجود آمده است و آن این است که کدام حکومت روی کار آمدنش، تصدی اش و دخالت اش در امور صحیح است و کدام حکومت تصدی و دخالت اش صحیح نیست و به عبارت دیگر چرا مردم باید از حاکم و حکومت تبعیت کنند؟ چون معنای اطاعت و تبعیت عبارت است از اینکه به عنوان مثال از اراده دیگری به نوعی پیروی کند و فرمان یک فرمانروا را به گردن بگیرد. این از نظر حقوقی جای سوال دارد به همین دلیل گفته اند هر حکومتی که مشروع باشد طبعاً اطاعت از او لازم است و هر حکومتی مشروع نشد تبعیت از او لازم نیست به همین دلیل بعضاً می گویند فلان حکومت گرفتار بحران است.طبعاً رابطه حاکم و مردم را رابطه مطیع و مطاع، رابطه فرمانبر و فرمانده می گویند. در اینجا برای لزوم اطاعت فرمانبر از فرمانده، توجیه و مبنای حقوقی نیاز است که از آن به مشروعیت اطلاق می کنند. مشروعیت به این معنا مساوی است با قانونی بودن. یعنی وقتی ما می گوییم این حکومت اطاعتش لازم است، چون مشروع است یعنی حکومت قانونی است. پس قانونی بودن حکومت، مشروعیت آور است. مشروعیت یک حکومت، اطاعت را پشت سرش دارد. به همین دلیل هر حکومتی که نامشروع شد یا حکومتی که آدم در مشروعیت و نامشروعیت اش شک پیدا کرد طبیعی است که از نظر حقوقی، اطاعتی را پشت سرش ندارد و نتیجتاً مردم حق دارند در آن موقع راجع به اصل آن حرف بزنند، از آن سرپیچی کنند -آیا این شک بین عوام است یا نخبگان را هم شامل می شود؟ هیچ فرقی نمی کند. در این جهت هر کسی در قانونیت و مشروعیت یک تشکیلات شبهه کند، نمی تواند با آن همکاری کند و این موضوع، مربوط به زمان و افراد خاص نیست. البته اگر بنا شود ما این شک را تسری دهیم ممکن است نتیجه اش هرج و مرج باشد اما مادامی که منجر به هرج و مرج نشده است، مجاز است. به همین دلیل ما در مبانی دینی می گوییم در اصل امر به معروف و نهی و از منکر، جای گفت وگو و صحبتی نیست، در واقع وقتی می گوییم امر به معروف و نهی از منکر لازم است، منظورمان خواص نیستند، امر به معروف و نهی از منکر یعنی انتقاد. انتقاد در جایی است که انسان در مورد یک مساله یی دغدغه و سوال دارد. دغدغه، نوعی سوال در مورد مجاز بودن ونبودن، مشروعیت و نامشروعیت در یک بخش خاص است. نامشروعیت گاهی به اصل برمی گردد، گاهی به بخش، گاهی به واحد و گاهی به نوع برخورد. مثلاً اگر یک بخشنامه دولت غیرقانونی شد این بخشنامه لازم الاطاعه نیست به همین دلیل افرادی که این بخشنامه در رابطه با آنها به وجود آمده، حق دارند برای مثال از طریق دیوان عدالت علیه آن بخشنامه ادله خود را اعلام کنند. این موضوع مهم است و باید توجه شود که اعلام جرم و شکایت در جایی است که طرف در مشروعیت او بحث دارد. شما اگر به وصیتنامه سیاسی الهی امام نگاه کنید، آنجا امام به حزب الله خطاب می کند. منظور از حزب الله در آن زمان حزب اللهی است که در تعبیر قرآن به کار برده شده است یعنی کسانی که نوعی رابطه عمیق با دین، انقلاب و با مجموعه گردانندگان نظام که در مسیر نظام هستند و از مسیر اصلی انقلاب اسلامی مورد تاکید امام و مردم عدول نکرده اند، دارند. این انسان ها وقتی در جایی انحراف دیدند امام می فرمایند شما منتظر اجازه نباشید. شما خودتان حق دارید اعتراض کنید، حق دارید به خیابان ها بریزید، حق دارید دقیقاً مطالب تان را به آگاهی عموم برسانید. بنابراین روشن شد که داستان مشروعیت چرا در اندیشه سیاسی پیدا شده است. پاسخ این سوال از نوع رابطه مردم و حکومت نشات می گیرد، رابطه حکومت و مردم این است که بالاخره حاکم فرمانروا است و مردم فرمانبر، لازمه فرمانروایی و فرمانبرداری عبارت از اطاعت و تبعیت است، اطاعت و تبعیت مبنا و ریشه حقوقی می خواهد که همان قانونی بودن است. با توجه به این مطلب قطعاً این بحث مطرح می شود که چرا بحث مقبولیت الان مطرح است. برای اینکه این دو برای ما جا بیفتد بهتر است در این خصوص واژه شناسی صورت گیرد تا ببینیم واقعاً مقبولیت و مشروعیت دو چیز است یا دو چیز نیست. مشروع صیغه مفعول و مشروعیت، مصدر جعلی است، اسم فاعل آن شارع است، مصدر آن شرع است، حاصل مصدر آن شریعت است. گاهی مشروعیت از ریشه شریعت گرفته می شود. وقتی می گویند این دین و این حکومت مشروع است اینجا شریعت و مشروع یعنی دین و دینی بودن. آقایانی که آمدند میان مقبولیت و مشروعیت فرق این طور فکر کرده اند که مشروعیت یعنی دینی بودن. نتیجه این تحلیل این گونه می شود که دین از خدا و مقبولیت از آن مردم است، پس بین مقبولیت و مشروعیت تفاوت وجود دارد. معنای این سخن در مورد موضوع مورد بحث، عبارت است از اینکه حکومت مشروع است، مشروع یعنی چه؟ یعنی این حکومت شرعی است. شرعی یعنی چه؟ یعنی این حکومت، حکومت دینی، خدایی و الهی است. لازمه این سخن این است که این آقایان باید این مطلب را اثبات کنند که دین برای مردم سیستمی از حکومت را ارائه کرده است که با سیستم های دیگر فرق می کند. یعنی توضیح دهند که این حکومت مشروع یا دینی مورد نظرشان چیست و تفاوتش با دموکراسی و سوسیالیست چیست؟ -معنای این سخن شما این است که این افراد برای دین یک سیستم خاصی از حکومت در نظر گرفته اند به همین دلیل آقایان آمده اند گفته اند ولایت فقیه انتخابی نیست، انتصابی است. چرا؟ برای اینکه این افراد برای حکومت دینی تعریفی خاص در نظر گرفته اند. یکی از خصوصیات حکومت دینی با در نظر گرفتن تعریف این افراد عبارت است از اینکه حاکمش را خدا معین کند. مردم باید بروند آنچه خدا معین کرده را بگردند و پیدا کنند. بنابراین در عصر پیامبر(ص) پیامبر بود، در اصل اهل بیت(ع)، اهل بیت بودند، در عصر غیبت هم فقیه واجدالشرایط. پس حکومت دینی در نگاه آنان یعنی چه؟ یعنی حکومتی که حاکمش از طرف خدا برای فرماندهی آنها نصب شده، مردم باید بروند و بگردند آن را پیدا کنند و در حقیقت مردم مامور هستند، او را قبول کرده و نسبت به او ایمان بیاورند. که ایمان هم همان یعنی قبول داشتن است. و معنای مقبولیت یعنی ایمان و اعتقاد به او پیدا کردن، پس لازمه حکومت دینی اولاً منصوب بودن حاکم است، ثانیاً تکلیف مردم و ایمان و قبول کردن حاکم. یعنی از ناحیه فقها عرضه کردن خود و از ناحیه مردم وظیفه و تکلیف پذیرفتن است، اینجاست که بعضی ها که این حرف ها را گفتند این گونه مطرح کردند که وظیفه آقایان این است که خودشان بگویند ما آمادگی داریم، مردم هم بگویند حالا که شما آمادگی دارید ما هم قطعاً باید شما را بپذیریم. روی همین تحلیل به دست می آید که مقبولیت از آن مردم و مشروعیت هم از آن خداست. پس فرق بین مقبولیت و مشروعیت در جایی است که ما مشروعیت را به معنای دینی بودن و دینی بودن را به این معنا در نظر می گیریم که حاکم منصوب از طرف خدا است. -واقعاً چنین دیدگاهی درست است؟ من هر دو اینها را عرض می کنم تا ببینید ایراداتی که ما بر این تئوری و نظریه وارد می دانیم یکی، دو تا نیست. یکی از ایرادات عبارت است از اینکه این معنا درباره پیامبر و اهل بیت رسول خدا اگر درست باشد، در عصر غیبت اصلاً درست نیست. در عصر غیبت ما انتصاب نداریم، در عصر غیبت هیچ فقیهی ادعا نکرده است که فرد واجد شرایط(فقیه) از طرف خدا منصوب است برای حاکمیت. -عصر غیبت هم همین طور است؟ به بحث شما توجه دارم و به آنجا هم می رسیم؛ پس ما معیناً روی کسی نصب نداریم و اگر فقها هم ادعا کرده اند، ادعایشان نصب خاص نیست، نصب عام است. نصب عام یعنی چه؟ اصطلاحات فقها این است که می گویند نصب عنوان است، ما یک عنوان داریم یک معنون، یک عنوان مجتهد داریم یک فرد، شیخ مرتضی انصاری معنون است، کلمه مجتهد عنوان است. شیخ مفید معنون است، کلمه فقیه عنوان است. در عصر غیبت اگر هم آقایان ادعا کردند نصب است، نصب عنوان است. عنوان یعنی چه؟ یعنی ائمه آمدند برای مردم یک ضابطه گفته اند. آمدند یک قاعده گفته اند. فرمودند بعد از ما شما به چه کسی مراجعه کنید؟ به فقیهانی که چنین شرایط و خصوصیاتی را دارند. این شبیه آن حرفی است که افلاطون در نظام حکومتی خود دارد. افلاطون به فیلسوف شاه معتقد بود. او شاه را منصوب می دانست؟ نه، اما معتقد بود که حکومت فن است، حکومت تخصص می خواهد. چون حکومت از قبیل فنون است و تخصص می خواهد، پس باید حاکم هم دارای فن و تخصص باشد. به همین دلیل نیز معتقد بود طرف باید فیلسوف و فلسفه دان باشد. من سوالم از این آقایان این است، اینکه آقایان گفتند نصب، نصب هم که گفتند عام و عنوان است که طبیعتاً لوازمی دارد، نصب کلی است، نصب عنوان است یا نصب شخص؟ طبیعتاً نصب شخص در دوره غیبت که معنا ندارد و به همین دلیل است که هیچ فقیهی نگفته است نصب عنوان است. به همین دلیل ما در قانون اساسی آمدیم خبرگان را مطرح کردیم چرا؟ برای اینکه ما بحث ولایت فقیه را یک امر تخصصی می دانیم. افراد متخصص باید تشخیص دهند که آیا این تخصص رایی منفرد دارد یا ندارد. پس اولاً اگر بحث انتصاب مطرح شود برای ائمه هم اگر قابل توجیه است، برای رسول اکرم اگر قابل توجیه است، در عصر غیبت چنین چیزی امکان ندارد، اگر هم گفته شده است، نصب عام است. نصب عام معنایش عبارت است از اینکه نصب عنوان است، عنوان معنایش این است که یک ضابطه است و گفته اند اگر این خصایص را کسی داشته باشد آن فرد صلاحیت این کار را دارد، فرض مثال کسی نماینده می شود، وقتی که رفت و دستگاه های ذی ربط به لحاظ قانونی گفتند که این آدم می تواند خود را طرح کند، معنی اش این است که این آدم منصوب است؟ قبل از آنکه مردم رای بدهند این آدم منصوب شده؟ در واقع معنای این حرف این است که غیر از این آدم نمی تواند خودش را مطرح کند چراکه واجد شرایط قانونی نیست ولی این آدم می تواند خود را مطرح و اعلام کند آمادگی این کار را دارد. -در حال حاضر برخی خواص و علمای حوزه، حکومت اسلامی را امری ماورایی و خدایی می دانند، به نظر شما حکومت در یک جامعه دینی امری ماورایی است یا بشری؟ متاسفانه آقایان نتوانستند بفهمند حکومت، یک امر ماورایی نیست. حکومت، امر خدایی نیست. حکومت، امر بشری است. حکومت، جزء مباحث و بحث های سیاسی است. فلسفه سیاسی جزء فلسفه های عملی است. جزء علوم ساخته شده توسط بشر است. خداوند عالم سیستم خاص حکومتی توسط جبرئیل به پیامبر نازل نکرده است. آقایان بین امامت و بین ولایت به معنای حکومت، خلط کردند. پیامبر نبی پیامبر است، چه مردم رای دهند و چه مردم رای ندهند. نبوت پیامبر یک امر اجتماعی نیست و انتخابی نیست، انتصابی است. امامت هم از همین قبیل است. امامت علی(ع) یک امر ماورایی است، یک امر خدایی است. همین طور که در داستان حضرت ابراهیم(ع) داریم؛ اما خلافت علی(ع) به معنای حاکمیت سیاسی علی(ع) است. نه تنها حاکمیت سیاسی علی(ع) بلکه حاکمیت سیاسی رسول اکرم(ص)، این یک امر عقلایی است. به همین دلیل امیرالمومنین(ع) چه مردم با او بیعت کنند چه بیعت نکنند در امامتش شکی نیست، اما امیرالمومنین(ع) اگر مردم با او بیعت کردند می شود خلیفه و رهبر سیاسی مسلمین و این ولایت و حکومتش به معنای ولایت اعتباری، به معنای حاکمیت سیاسی تحقق پیدا می کند. امام در نتیجه عدم اقبال مردم، در اداره حکومت 25 سال خانه نشین می شوند، در طول این 25 سال امام بود اما حاکم مسلمین نبود. اینکه آقایان می گویند نه، حاکم بود. چرا، حاکم بود یا حق الحاکمیت داشت اما حاکم بالفعل نبود. پس اگر مشروعیت به معنی دینی بودن باشد، بین مشروعیت و مقبولیت می شود فرق گذاشت. یک ایراد مهم تری اینجا مطرح است و آن این است که در دوران امام به دلیل جایگاه امامت، به دلیل اینکه در هر عرصه یی دو امام نیست، حتی اگر کسانی که صلاحیت امامت را دارند اگر در عصر امام قبلی باشند، امامت برای امام قبلی است. نمونه اصلی در دوره حیات رسول اکرم(ص) است که امام علی(ع)، امام حسن بن علی(ع) و امام حسین(ع) در قید حیات ظاهری هستند، همه این چهار نفر صلاحیت ولایت را دارند اما مادامی که رسول اکرم(ص) است آن سه نفر امام نیستند، آنها ماموم هستند، آنها باید از امام قبلی تبعیت کنند اما فقیه در دوران غیبت این طور نیست. ولی فقیه ولایت بر فقهای دیگر ندارد. هیچ فقیهی حق ندارد از فقیه دیگر تبعیت کند چراکه اگر تبعیت کند مجتهد نیست، به همین دلیل است که امام خمینی(ره) هم تاکید می کند هیچ فقیهی بر دیگر فقها ولایت ندارد. مساله بعدی اینکه آن مجتهد منتخب نه تنها بر فقیهان دیگر ولایت ندارد بلکه او ولایت بر خبرگان را هم ندارد. چرا؟ برای اینکه خبرگان او را از میان دیگر فقیهان انتخاب می کنند نه او خبرگان را. به علاوه ولی فقیه هم تابع قانون اساسی است هم تابع قوانین عادی ولی ائمه معصوم همین طوری که سخن شان برای ما ملاک است، عمل شان هم برای ما ملاک است -اگر در چارچوب اداره کشور هم قرار گیرد چطور؟ آیا این مساله خودش قضیه جداگانه یی است؟ بله، به همین دلیل است که قوه قضائیه همین طور که علیه دیگران حق دارد اقامه دادرسی کند، در رابطه با خود شخص رهبری هم می تواند این کار را بکند. من ناچارم خاطره یی بگویم. آیت الله موسوی اردبیلی می فرمودند ما روزی نشسته بودیم، دیدم حاج احمد آقا تلفن زدند سوال کرد، آقای موسوی، اسم یک قاضی را برد. گفت آن آقا را می شناسید؟ گفتم؛ بله. سوال کردم؛ حاج احمد آقا قضیه چیست؟ گفت؛ آن قاضی امام را احضار کرده است. گفتم؛ چطور؟ گفت؛ متن احضاریه را فرستاده اند. ظاهراً شخصی علیه امام شکایت کرده است و آن قاضی نوشته متهم سیدروح الله فرزند سیدمصطفی راس فلان ساعت در فلان شعبه از دادگاه حضور پیدا کند. بعداً معلوم شد یکی از سلطنت طلبان در آبادان، آن زمانی که سینمای رکس آبادان را آتش زدند، ایشان یکی از کسانی بود که در آنجا آسیب دیده بود، آمده بود شکایت تنظیم کرده بود علیه امام و گفته بود منشاء این آتش سوزی امام خمینی است، بنابراین ایشان باید بیایند دادگاه. آقای موسوی می فرمودند که من به قاضی گفتم شما این متهم را می شناسید؟ گفت؛ بله. ایشان آقای سیدروح الله، فرزند آقا مصطفی هستند و الان هم رهبر انقلاب هستند. شاکی دارند، من قاضی هستم، قاضی مستقل است، حق دارم به شکایت رسیدگی کنم. بنابراین با توضیحاتی که عرض کردم اگر مشروعیت را به معنای دینی بگیریم، همانی می شود که توضیح داده شد اما زمانی که می گوییم دین یک امر خدایی است، در همان جا ادامه می دهیم که حکومت یک امر بشری است، کمااینکه سیاست هم یک امر بشری است. اگر ما حکومت دینی را بپذیریم معنایش این نیست که دین یک سیستم خاصی از حکومت را از بالا نازل کرده و در اختیار بشر قرار داده است. نه، چنین چیزی نه مبنای قرآنی و نه مبنای علمی و نه مبنای تاریخی دارد و برخلاف نصوص قرآنی و برخلاف جملاتی است که امیرالمومنین به کار می بردند. به همین دلیل وقتی در نوفل لوشاتو از امام سوال کردند شما که می خواهید بگویید سلطنت نباشد، جمهوری اسلامی باشد، جمهوری اسلامی یعنی چه؟ فرمودند جمهوری اسلامی یعنی جمهوری به همان شکلی که در جاهای دیگر مردم با رای خود روی کار می آیند، در جمهوری اسلامی هم مردم با رای خود کسی را روی کار می آورند اما اسلامی چرا؟ به خاطر اینکه مردم مسلمان هستند. طبیعی است مردم تقیدشان چون به اسلام است، انتظارشان از حاکم این است که مسائل اسلامی را مدنظر قرار دهد. بنابراین جمهوریت در اینجا با جمهوریت در غرب، شرق، خاورمیانه و جاهای دیگر فرقی ندارد و محتواست که با بقیه نظامات متفاوت است. حالا که حکومت معنای بشری پیدا کرد یعنی اینکه مردم اگر بخواهند کسی بر آنها حکومت کند، مردم این حکومت و حاکمیت را باید بفهمند، باید بدانند، باید بشناسند و باید بپذیرند. اگر معنای حکومت این شد امام هم اصرارش این است، می گویند شما فکر نکنید ولایت فقیه یک ولایت و منصب خدایی است. چه کسی می گوید ولایت فقیه یک منصب خدایی است؟ ولایت فقیه یعنی حکومت فقیه، حکومت فقیه یعنی حکومت کسی که دین شناس و صاحب نظر در شرایط مختلف باشد. بنابراین ولایت به معنای سیاسی یک امر مقدس آسمانی نیست. اگر شما مشروعیت را به معنای قانونیت گرفتید، طبیعی است در جایی که مردم مسلمانند، حکومت مشروع شان حکومتی است که تقید و مفاهیم دینی دارد. اینجاست که مشروعیت می شود قانونیت. قانونیت و مقبولیت هر دو یکی هستند. برای اینکه معنای قانونیت یعنی مردم بپذیرند و قبول کنند. پذیرفتن و قبول داشتن یعنی مقبولیت. پس آنهایی که آمدند بین مقبولیت و مشروعیت فرق گذاشتند، آنها خیال می کنند حکومت دینی یک سیستم خاصی از حکومت است جدا از حکومت های رایج بشری، ما چنین چیزی نداریم. در نظام جمهوری اسلامی مشروعیت و مقبولیت نه تنها جدای از هم نیستند بلکه مکمل همدیگر هستند. معنایش این است که وقتی مردم قبول کردند، شارع هم قبول می کند، کمااینکه اگر مردم قبول نمی کردند، شارع هم قبول نمی کرد و شاهد قضیه این است، الان فرض بفرمایید امام خمینی زنده هستند، همه فقهای بزرگواری که غیر از امام خمینی(ره) بودند مگر مجتهد نبودند؟ مگر عادل نبودند؟ همه شان عادل بودند، همه شان نمازخوان بودند، مگر مقلد نداشتند؟ اما چون مردم امام را به عنوان ولی معرفی کرده بودند به صورت طبیعی غیر از امام خمینی(ره)، ولی فقیه شخص دیگری نبود، شرایط ولایت را داشت اما ولی فقیه نبود. پس اگر کسی بگوید در دوران 25 سال امیرالمومنین(ع)خلیفه بود یا نه، می توان گفت بود. حق خلافت را داشت. صلاحیت واقعی را از آن خود کرده بود. اما عملاً نشد و به همین دلیل در آخر خطبه شقشقیه، امیرالمومنین(ع)می فرماید؛ «اگر مردم حاضر نبودند و اگر حجت را تمام نکرده بودند با حضورشان، من این خلافت را نمی پذیرفتم.» -پس، از این منظر یعنی حاکمیت سیاسی پیامبر و امیرالمومنین هم نیازمند بیعت مردم است؟ بله. اگر امیرالمومنین(ع) منصوب برای حکومت بود چرا یک بار دیگر می گفت اگر مردم نمی آمدند من نمی آمدم؟ اگر خلافت و ولایت سیاسی امری الهی و فوق بشری بود، مگر دست او بود که قبول نکند؟ این آقایانی که توجه نمی کنند، اشتباه شان همین جا است. اگر امیرالمومنین برای حاکمیت و خلافت سیاسی منصوب بود، چرا می فرماید که من مشاور باشم بهتر از این است که در صحنه کار مستقیم باشم؟ پس او امامتش منصوب است کمااینکه نبوت پیامبر منصوب است اما حاکمیت سیاسی پیامبر و حاکمیت سیاسی امیرالمومنین دقیقاً بیعت مردم را می خواهد. لذا رسول اکرم در مکه نبی بود و حق الولایت را هم داشت، اما حاکمیت سیاسی برای او بالفعل نبود. وقتی که وارد مدینه شد و مردم بیعت کردند علاوه بر اینکه نبوتش بود و شئون دیگر را داشت با بیعت مردم شد حاکم سیاسی و اگر وقتی مردم بیعت شان را از کسی بردارند و بروند سراغ کسی دیگر، صلاحیت او از بین نمی رود اما ولایت سیاسی خود به خود از بین خواهد رفت. دقیقاً فرمایش امام(ره) هم پیرامون اینکه «میزان، رای ملت است» به واسطه توجه ایشان به همین مطلب بود. بنابراین مشروعیت در اینجا به معنی قانونی بودن است و به عبارت دیگر یعنی منظور از حاکم و حکومت مشروع، آن حکومتی است که قانونی است و اسلام هم او را امضا کرده است. یعنی اگر مردم کسی را نپذیرند تبع قضیه است که حاکمیت او زیر سوال خواهد رفت. -حضرتعالی فرمودید حکومت را امری بشری می دانید، در بین فقهایی که الان داریم چند درصد فکر می کنید این نظر را قبول دارند، یعنی اکثریت قبول دارند؟ من بعید می دانم فقیهی باشد که قبول نداشته باشد اما فقیه؛ برای اینکه ذهن شما روشن شود خوب است مثالی را ذکر کنم. از یکی از بزرگان سوال کردند شما خودتان را مجتهد می دانید؟ گفت؛ تعریفی از مجتهد به من بگویید. اگر منظورتان از مجتهد کاشف الغطا است من نیم مجتهد هستم. اگر منظورتان فلانی است من دو مجتهد هستم. من فقیه به کسی می گویم مانند سیدمرتضی، امام خمینی. من فقیه به کسی می گویم مثل ملا احمد نراقی، شیخ مرتضی انصاری. یعنی کسی که مجموعه فقه را دارد، کلیات فقه را دارد، قواعد فقه را دارد، فهم فقه را دارد، در کنار این قضیه من فقه که می گویم معنایش این نیست که صرفاً حلال و حرام است یعنی فقه به معنای فقه اصغر و فقه اکبر یا هر دو. هم فقه اصغر را می داند و هم فقه اکبر را. یعنی این فرد همان طوری که عقل را حجت می داند، شرع را هم حجت می داند. این آدم همان طور که وحی را حجت می داند عقل را هم حجت می داند. همان طور که انبیا را حجت می داند، عقل را هم حجت می داند. این عین عبارت امام موسی بن جعفر است. اگر این جور باشد هیچ فقیهی نمی توانید پیدا کنید که بگوید اسلام یک شیوه خاصی از حکومت آورده است و این برای ما روشن است. بنابراین منظور از ولایت که این آقایان می گویند ولایت سیاسی است، ولایت سیاسی یعنی چه؟ امام صراحتاً می گوید ولایت فقیه عیناً مثل ولایت یک مادر است. مادری که بر فرزندانش ولایت دارد، ولایت چه؟ ولایت حضانت، یعنی حق شیر دادن این فرزند بر عهده چه کسی است؟ مثل ولایت پدر است. پدر وقتی بر بچه های خودش ولایت دارد یعنی چه؟ این ولایت معنایش این است که این اولویت نسبت به او دارد. بله خدا ولایت او را امضا کرده است. من همیشه این را عرض کردم که ولایت سیاسی عیناً مثل خرید و فروش است. ما خرید و فروش آسمانی نداریم. ما در عالم نداریم که در لوح محفوظ در آنجا مثلاً بیع باید این طور باشد. بنابراین هیچ فقیهی در عالم نمی توانید پیدا کنید که بگوید حکومت فقیه حکومتی است با شکلی خاص، یداً بید، از رسول اکرم به ما رسیده است. پس حکومت چه اسلامی باشد و چه نباشد، در همان معنای متفاهم عرض اش، عرفی است منتها اسلام در حاکم شرایطی را مدنظر قرار داده کمااینکه از حیث مقررات هم روی احکام الهی تاکید ورزیده است. -بنابراین خلافت به همان معنی عرفی است؟ بله. ولایت در اینجا به معنای ولایت تکوینی نیست بلکه به معنای ولایت عرفی، اجتماعی، عقلایی است. یعنی همان حاکمیت است بنابراین حاکمیت همان تعریف خود را دارد و شما در عبارات فقها نمی توانید عبارتی پیدا کنید که دقیقاً برای ولایت یک معنای ویژه یی کرده باشند. شما به کتاب مرحوم آقای نایینی هم نگاه کنید آنجا هم به همین معنا است. ایشان وقتی بحث ولایت را مطرح می کنند برای ائمه به همین معنا تعریف می کنند. بنابراین ولایت به این معنا یک امر عقلایی، اجتماعی است منتها طبق معنای گذشته، اگر ولایت فقیه عادل، مجتهد جامع الشرایط و امین محقق شد و طرف، متصدی امور مسلمانان شد، شارع آن را امضا کرده است. این مثل بیع است. در خرید و فروش اگر فروشنده مالک باشد و شرایط دیگر صحت معامله را داشته باشد و بفروشد، شارع امضا کرده است اما معنای بیع همان بیع عرفی است. و آن را نقد کنند.-اخيراً مباحثي در جامعه مطرح شده است. آيا تلقي هاي متفاوت از بحث ولايت فقيه آن هم در ميان کساني که خود پايه گذار اين امر در کشور بوده اند موجب نشده است اين مباحث شکل بگيرد؟ به طور مثال تلقي متفاوت ديدگاه ميان رئيس و نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري يا حتي ديدگاه هاي متفاوت برخي مراجع معظم تقليد در کشور نسبت به اين مساله. سوال جالبي است. ولايت فقيه اگر با همان تعريفي که گذشت و در قانون اساسي هم آمده است و موسس نظام روي آن تاکيد کرده است، طرح شود و به صورت عيني لباس عمل بپوشد، علاوه بر اينکه بحران زا نيست زمينه هاي بحران هاي زيادي را هم مرتفع مي سازد ولي اگر آمديم من عندي، حکومتي را مطرح کرديم که براي بشر امروز ناشناخته است، ولايت فقيه را يک امر ماورائي و انتصابي آن هم فوق درک بشر، معرفي کرديم و باب؛ «النصيحه لائمه المسلمين» را که مورد تاکيد رسول خدا(ص)و اهل بيت(ع) را به روي مردم بستيم و در عمل اجازه سوال، اظهارنظر، تفکر و انديشه ورزي را نه تنها نداديم بلکه نوعي کفر و زندقه شناختيم و برخلاف اصل ولايت فقيه که متکي بر معرفت و فهم بشر و عقلاي عالم برنامه ريزي شده، به صورت يک امر دست نيافتني به جامعه معرفي کرديم، به طور طبيعي تلقي ها مختلف به وجود خواهد آمد و وجه مشترک بين اين تلقي ها قابل تعريف نخواهد بود و به مرور يک اصل پذيرفته شده مورد قبول مردم، زير سوال خواهد رفت و جامعه گرفتار بحران خواهد شد. -پس مساله فصل الخطاب بودن نظر ولي فقيه در جامعه ديني چه مي شود؟ قبل از پرداختن به پاسخ اين سوال نکته يي که در اينجا براي ما مهم است و لازم است مورد تاکيد قرار گيرد عبارت از اين است که ما گاهي مساله را به صورت بخشي، گاهي به صورت يک واحد و گاهي يک قسمت کوچک را به صورت يکپارچه و به هم پيوسته ملاحظه مي کنيم و هر کدام از اين لحاظ ها و نگاه ها، اثرات و لوازم و تبعات و نتايج خاص خودش را خواهد داشت. خبرگان قانون اساسي که دوران ستم شاهي را ديده بودند، بيرون از ايران رفته بودند، نظامات مختلف سياسي را تجربه کرده بودند. اينها بلد بودند چگونه تنظيم کنند. مي دانستند اين سيستم حکومت، اولين بار است که در جمهوري اسلامي دارد پياده مي شود. طبعاً در تجربه ممکن است خيلي چيزها رو شود ولي در قبل روشن نبود. ممکن است خيلي از تغييرها ظاهر شود ولي قبلاً ظاهر نبود. پس اين نکته را هم بايد توجه داشته باشيم که ما به مرور نقايص را کشف مي کنيم و نواقص را درک مي کنيم. با توجه به اين نکته، ما مي آييم به اينجا مي رسيم مي گوييم اگر سيستمي در جاي خودش حاکم باشد، يعني چه؟ يعني اگر ما رابطه خبرگان و رهبري را يک رابطه منطقي تصوير کنيم، نه رابطه مطيع و مطاع. ما اگر رابطه رهبري را با خبرگان مثل رابطه دولت و مجلس مشخص کنيم آن وقت موضوع فرق مي کند، چرا؟ براي اينکه مشروعيت دولت با مجلس است در جايي که قوه قضائيه با رهبري، قوه قضائيه با قوه مقننه، قوه قضائيه با مجريه دعوا داشته باشد آنجا فصل الخطاب کيست؟ رهبر. اما در جايي که در رابطه با خود رهبري بحث مي شود رهبري عملکردش چقدر است؟ خودش بايد بيايد و بگويد من خوب هستم؟ خير، اينکه «دور» است. پس منافاتي ندارد ولي فقيه فصل الخطاب باشد در رابطه با زيرمجموعه خودش اما وقتي خودش زيرمجموعه خبرگان است چي؟ آنها هستند که مي توانند بگويند اين شرايط را داريد يا نه. -اين زيرمجموعه، شامل مردم هم مي شود؟ خير، تمام حرف اين است که مردم نه زيرمجموعه رهبري هستند، نه زيرمجموعه قوه مجريه هستند، نه زيرمجموعه قوه مقننه هستند بلکه اصل مشروعيت نظام با مردم است. يعني مردم اگر خدايي نکرده روزي روزگاري از اصل نظام روي گردان شوند هيچي نمي ماند. مردم را ما نمي توانيم زيرمجموعه بدانيم. بله اگر آحاد مردم تخلف کردند مطابق قانون اساسي اگر شاکي داشته باشند، دستگاه هاي قضائيه مي تواند پيگيري کند ولي اين دليل بر اين نيست که مردم را مثلاً زيرمجموعه قوه قضائيه بدانيم. يا دقيق تر اينکه وقتي مردم به صورت عام يک چيزي را مي خواهند قانون اساسي يک شيوه هايي را براي ابراز اين خواسته هايشان اعلام کرده است و به همين دليل است که مردم دقيقاً بر طبق نص قانون اساسي با رعايت موازين اسلامي حق دارند حتي بيرون بيايند، حق دارند تظاهرات کنند، حق دارند اظهارنظر کنند، حق دارند تجمع کنند و حق دارند از اصلاحات يا تغييرات دفاع کنند يا مخالفت کنند. قانون اساسي تشکيل اجتماع و راهپيمايي ها بدون حمل سلاح به شرط اينکه مخل مباني اسلام باشد را مجاز مي داند. معني اين حرف چيست؟ معني اين است که وزارت کشور موظف به دادن جواز است نه اينکه مي تواند مجوز بدهد يا ندهد. او اگر اجازه ندهد تخلف به شمار مي رود. يک مانع وجود دارد و آن اينکه مخل قوانين اسلام باشد، که اين هم کاملاً معين و روشن است؛ به همين دليل در اينجا وزارت کشور موظف به همکاري است. متاسفانه برخي آمده اند و اين اصل را تفسير مي کنند که البته حق ندارند تفسير کنند چراکه تفسير در جايي است که ابهام وجود داشته باشد. با توضيحاتي که داده شد نتيجه يي که ما مي گيريم فصل الخطاب بودن رهبري، در رابطه با قواي سه گانه زيرمجموعه رهبري است، فصل الخطاب در رابطه با دولت، مجلس است؛ فصل الخطاب در رابطه با آحاد مردم قوه قضائيه است آن هم در موردي که شاکي وجود داشته باشد و فصل الخطاب در رابطه با شخص رهبري، خبرگان رهبري است و نکته مهم اينکه فصل الخطاب در ارتباط با اصل نظام و تغيير و تثبيت آن با ملت است. در اينجا من نبايد خيلي ريز وارد قضيه شوم. اينجا درباره جريانات اخير من حرف براي زدن دارم، من ناچارم بگويم که مجموعه اين قضايا برمي گردد به يک انحرافي که بعد از ارتحال امام به وجود آمد. ما هميشه گفته ايم نظارت استصوابي نمايندگان، مجلس را وکيل الدوله مي کند، نه وکيل المله، وکيل نه ملت بلکه وکيل شش نفر فقهاي شوراي نگهبان مي کند که نه نماينده دولت است و نه نماينده مجلس. نتيجه اش اين مي شود که ما يک مجلس بدون اثر خواهيم داشت که نه مي تواند ناظر باشد نه مي تواند رئيس جمهور را کنترل کند و نه مي تواند توانايي هاي اجرايي ك سياسي را محقق کند. کما اينکه اگر خبرگان از ميان علماي بلاد انتخاب مي شد به گونه يي ديگر بود، اگر صلاحيت خبرگان را حوزه ها تعيين مي کردند اگر صلاحيت خبرگان به صورت «دوري» توسط شوراي نگهبان تعيين نمي شد در خبرگان ما آدم هايي پيدا مي کرديم که آنها علماي بلاد هستند و متکي به مردم و بالاتر از مردم، متکي به اعتقاد دروني هستند. -يکي از دلايلي که خواستيم اين موضوع را با شما آغاز کنيم اين بود که ما به عنوان نسل جوان يک نگراني احساس کرديم نسبت به مجادله کلامي که بين برخي سران نظام شکل گرفته و
10 شهریور - 1: 47 100 - مهدی
فقط وصیتنامه لاجوردی رو این وسط کم داشتیم.
10 شهریور - 2: 40 101 - س
آقای دکتر میبینید نوع استدلال طرفداران احمدی نژاد را ؟دقیقا عین خود ایشان احساس میکنند که عالم دهرند و مدام دیگران را موعظه ونصیحت میکنندواگر هم حرفشان را نپذیرند شروع به توهین وتحقیر ودست آخر هم که واقعا کم می آورند با حربه تکفیر وبعد هم تهدید نظر خود را میخواهند تحمیل کنند !شعر ایشان را که حتما ملاحظه کردید .ای کاش یاد بگیریم با هر نظر وعقیده ای که داریم کنار هم بدرستی زندگی کنیم.این همه جدلی که در این کامنتها مشاهده میکنیم همه بخاطر این است که گروهی در راس مملکت بزور میخواهد عقیده ونظرشان را به دیگران تحمیل کند و این شیوه به سایرین هم سرایت کرده.اصلا مگر ممکن است همه به یک شیوه فکر کنند وبیاندیشند که اینچنین تلاش میکنیم درستی عقیده مان را به دیگری تحمیل کنیم؟ما طرفداران آقای موسوی مگرهرقدر گفتیم فایده کرد دست آخر شعری خواند وهمه را گمراه وغرب زده نامید بعد هم تهدید به بریدن گلو وحلقوم !که این یکی را الحق والانصاف خوب بلد بودند.به امید روزی که در کشور بجای زور وتحمیل اعتقادات به دیگری، فرهنگ زیستن کنار هم با هر عقیده ومرامی را یاد بگیریم.
10 شهریور - 3: 14 102 - ياسمن
در پاسخ به كامنت 88: برادر آقاي حبيبي از اظهارات روشنگرانه شما متشكرم اما يك جايي اشتباه كرديد: (بسياري ديگر از مراجع مانند آيت الله صانعي ، آيت الله بيات زنجاني ، آيت الله سيستاني و ... و بخصوص آيت الله منتظري كه خود يكي از اولين تئوريسنهاي ولايت مطلقه فقيه در همان اوايل يا قبل از انقلاب 57 بودند... ) اصلاح:آيت الله سيستاني به ولايت فقيه اعتقاد ندارد خودشان رسما اين را گفته اند .البته به عقيده طرفداران ولايت فقيه احترام مي گذارد.
10 شهریور - 6: 36 103 - ساناز
در جواب کامنت 86: گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز / گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز... "خانم زهرا رهنورد"
11 شهریور - 4: 24 104 - محسن
درجواب دوست عزيز((س))ببين شما نبايد موضوع راخلط كنيد دران زمان يعني زمان علي(ع) جمع وجور كردن سپاه وفرمان دادن به ان سخت بود ولي به سختي الان نبود درضمن ميشد كه درجايي درزمان خلافت ايشان به كسي ظلم شود وامام علي(ع)بي خبرباشند نمونه ان قضيه سوده بنت عماره بود كه حضرت بعد ازمطلع شدن دستوررسيدگي به مشكل وي رادادند الان كه به مراتب سختراست وجمعيت هم بيشترشده شما نبايد انتظارداشته باشي ولي فقيه ازاين كه درفلان كوردهات چه شده حتما خبرداشته باشد البته اگرخبربه ايشان برسد ايشان دستور رسيدگي به ان رامي دهند مانند زندان كهريزك وماجراي كوي دانشگاه "البته اگرافرادي دركوچه وخيابان مضروب شدند نبايد گله كنند زيراتجمع غيرقانوني وبعدهم درگيري با ماموران انتظامي وبسيجي جرم است ودرقانون باآن به عنوان محرابه برخورد مي شود وحكم ان نيزمشخص است وقتي به حوزه بسيج حمله شود بسيجي هويچ نيست كه حوزه اي كه دران 300قبضه اسلحه كلاش وجوددارد را به مهاجمين واگذاركند حتما به انها تيراندازي خواهد كرد وكاروي قانوني وشرعي بوده است.براي شما ارزوي توفيقات روزافزون رادارم
11 شهریور - 3: 48 105 - ساناز
آقای دكتر سلام من به کامنت هایی که در اینجا گذاشته میشود خیلی علاقه مندم واکثر آن را میخوانم وبرایم بسیار جالب است که نظرات هموطنانم را بفهمم چون هیچ کجا چنین امکانی وجود ندارد گرچه مستقیما نمیتوان صحبت کرد وبا گزینشی که صورت میگیرد بهرحال بعضی سئوالات بی پاسخ میماند بعضی پاسخها هم بی جواب ولی بهرحال غنیمتی است فقط میخواستم خواهش کنم بعضی از دوستان که کامنت های طولانی میگذارند بهتر نیست دوستان را ارجاع دهند به منبع آن گزارش مثلا مصاحبه با آیت الله بیات زنجانی در سایتهای مختلف آمده از جمله پارلمان نیوز که کامل آنرا من آنجا خواندم .ممنونم
12 شهریور - 3: 13 106 - فریاد
سلام بر آقای دکتر معین که هنوز هم دوستش داریم*چندین بار تماس برای تجدید دیدار با شما یا حتی شنیدن صدایتان که میشد تسکینی برای قلبهای شکسته مان باشد بی نتیجه ماند.* آرزوی توفیق و سربلندی شما را دارم ***** ارادتمند و دوستدار همیشگی شما !
13 شهریور - 0: 28 107 - majid
سلام واقعا بعضی حرف ها خنده آور هست شما که تحصیل کرده اید چرا دکتر؟! منظورتون چیه از این مطلب؟ پس چرا خودتون نامزد ریاست جمهوری شدید بی انصافی نیست متنتون؟ خدا حق رو به حق دار میده...مطمئن باشید ***** سلام - یعنی در سوک شهیدان و ناراحت مجروحان و افراد در بند بودن از نظر شما " خنده آور " ! است؟!
13 شهریور - 1: 34 108 - فرید صلواتی
دردواره پدرم ***** با آرزوی سلامتی و شادکامی و پایداری استاد عزیز جناب آقای ددکترصلواتی.
13 شهریور - 7: 42 109 - دوست پدر
در اوایل انقلاب من هم پذیرفته بودم که با رژیممی با صورت جمهوری ومحتوایی اسلامی یعنی جمهوری اسلامی میتوان کشور را به پیشرفت ومهمتر از آن مردم را به آرامش رساند . تجربه این سی سال و تجربیات سایر کشورهایی که رژیم ایدئولوژیک را تجربه کرده اند نشان میدهد که این کار امکانپذیر نیست . زیرا که تمام این تجربیات شکست خورده است . کسانی که هنوز مدعی هستند میتوان با حکومتی اسلامی تحت هر قالبی میتوان به پیشرفت و آزادی رسیدباید به این سئوال پاسخ دهند گه غیر از قوائد فقهی کدام یک از مولفه های اسلام را میتوان در سپهر اجتماع به کار گرفت . اگر نگران این ملت و سرنوشت این مملکت هستند بهتر نیست برارزشهای مشترک بین همه انسانها که برای همه مردم نیز قابل درک است نکیه کنند . حوادث بعد از انتخابات نشان داد که از اسلام سیاسی که خواه و ناخواه در خدمت قدرت قرار میگیرد غیر از این حاصلی به دست نمی آید . سرفراز باشید . ***** سلام - با سیاست اسلامی آری ولی نه با اسلام سیاسی ! متشکرم.
13 شهریور - 10: 14 110 - مجتبی
با سلام خدمت دکتر معین عزیز و همه دوستان ... طاعات و عبادات مقبول حق ... میلاد با سعادت امام حسن مجتبی(ع) بر شما و همه دوستان تبریک عرض میکنم ... هر روز دروغی جدید ... نشان از آن دارد دوست ندارند مردم آگاهی پیدا کنند و دوست دارند از مسیر منحرف کنند ،ولی خوشحال از آنم مردم عزیز آگاه تر از آنند که فریب بخورند ، دوران پس از انتخابات میبینم حساسیت افراد نسبت به مسائل سیاست کشور افزایش یافته و تحلیل هایی در این زمینه ارائه میدهند و این خود در پیشبرد آگاهی افراد مختلف از وضعیت موجود کشور بسیار حائز اهمیت هست ... به امید آزادی به معنای حقیقی آن ... دکتر عزیز سوالات بدون جواب بسیاری دارم ،چه کسی پاسخگوی آنهاست ........!!! موفق و موید باشید ... به امید دیدار که یکی از آرزوهایم می باشد ... ***** سلام - متقابلا" به شما تبریک می گویم . در یک زندگی آگاهانه وهدفمند مگر می شود سوءالی نداشت ؟! انسان پرسشگر و با قدرت تفکر و تعقل و حق انتخاب آفریده شده است و از آموزه های دینی و خرد جمعی نیز می تواند و باید بتواند برای دریافت پاسخ های مورد نظر بهره گیری کند و ...سربلند باشید.
13 شهریور - 11: 42 111 - ساناز
سلام آقاي دكتر. من در كامنتي كه به اين آقاي محسن جواب داده بودم كه توهيني نكردم كه شما چاپ نكرديد. فقط مي خواستم نشون بدم بهش كه چقدر رفتارش بچه گانه است. حداقل محبت كنيد او كامنت رو از طرف من براش ايميل كنيد تا بلكه كمي در رفتارش تجديد نظر بكنه. من كه كامنت راجع به جريان ريش تراش مي گذارم، شما چاپ نمی کنید، ازتون سوال می کنم راسته که چنین فتوایی وجود داشته، باز هم شما چاپ نمی کنید، کسی هم که به خودم توهین می کنه و به خیال خودش می خواد من رو تحقیر کنه باز هم جواب من رو بهش چاپ نمی کنید. نکنه این آقای محسن هم جزء اون دسته از مابهترونی هستد که در این مملکت کسی حق نداره بگه بالای چشمشون، ابروست. در هر صورت خیلی هم مهم نیست، آقای دکتر. ماها از وقتی که چشم باز کردیم با سانسور و خفقان آشنا شدیم و دیگه می دونیم که فقط باید تحمل کرد. راستی دیدم یه خانمی به اسم ساناز براتون کامنت گذاشته بود که می خواستم به دوستان بگم که ایشون یه ساناز دیگه هستند و اگه محبت کنند اسمشون رو با یه تغییر جزئی چاپ کنند، ازشون ممنون میشم. ***** سلام - من ایشان را نمی شناسم و اگر هم می شناختم به اصطلاح کاری به چشم و ابرویشان نداشتم ! هدف این است که در فضائی سالم و آموزنده و به دور از هرگونه تحقیر و توهین و یا اتهام و دروغ ، تضارب آراء وافکار ایجاد شده و به رشد و تفاهم بیشتری برسیم. پیروز باشید.
14 شهریور - 10: 55 112 - majid
نه...برای شهید گریه کردن خنده آور نیست....باید ببینیم منظور چیه؟ منظور شهدایی مثل بابایی و زین الدین وفهمیده و... هست یا اینکه ..... منظور رو خود شهید نیست و میخوایم به نکته دیگه ای اشاره کنیم ما چیزی به نام شهدای جنبش سبز نداریم این ساخته کسایی هست که با ... مخالفند اما نمیتونن مخالفتشون رو به خاطر حمایت اکثریت مردم بیان کنن چون حق رو میدونن و نمیخوان انجام بدن یا طرز فکر با اونها همخونی نداره اگر اشتباه میگم بگید خدا حق رو به حق دار میده ...مطمئن باشید
14 شهریور - 2: 08 113 - لواساني
آقاي دكتر سلام من تا امروز فقط خواننده وپيگيري كننده مطالب سايت شما بودم ولي امروز بعداز كلي كلنجار مي خواستم با اجازه از حضرتعالي يه چيزي به اين آقا محسن بگم ، اولاً شما كه از داستان سوده بنت عماره خبر داريد احياناً خبر داريد كه مولا علي حدود 20 سال با اينكه پيامبر در خطبه غدير ايشون رو ولي خود انتخاب كردند بازهم به نظر مردم احترام گذاشتند و تا روزي كه مردم نخواستند ولايت نكردند. دوماً به نظر من با توجه به سخنان رئيس جمهور منتخب شما در برنامه هاي مناظره تلويزيوني كه گفتند يك مدير بايد از عملكرد مجموعه متبوعش با كارشناسي تمام خبر داشته باشه در غير اينصورت صلاحيت مديريت ندارد. حالا خودتون كلاهتون رو قاضي كنيد؟ ضمناً آقاي دكتر عزيز مگر خود امام خميني ورود نظاميون رو به سياست ممنوع نكردند كه آقايان الآن در سياست دخالت مي كنند . ما چرا نبايد طاقت يك انتقاد كوچك رو داشته باشيم ؟ بنظرم آقا محسن بايد يكم آرومتر باشند. ارادتمند.
14 شهریور - 9: 13 114 - ساناز
آقای دکتر، این آقای مودب که جواب دادنشون فقط فحش و توهین و تهدید به آدم کشیه. آقای دکتر شما به من جواب بدید. اگه تجمع غیر قانونی، نتیجه اش باید هم کتک خوردن و فحش شنیدن و کشته شدن و زندانی شدن و مورد تجاوز قرار گرفتن باشه، پس گناه شاه چی بود؟ مگه تظاهرات زمان شاه، قانونی بود؟ پس چرا کسانی رو که شاه در میدان ژاله کشت، شهید میدونیم؟ خوب پس اون ها هم یه عده اغتشاشگر بودند که تجمعات غیرقانونی کرده بودند و وقتی کشته شدند، نباید کسی ناراحت بشه. چطور میشه که قوانین جمهوری اسلامی، قانونه ولی قوانین اون روز مملکت قانون نبود؟ مگه خود آقای خمینی نبود که گفت اگر شاه از جنایت ها خبر داره که شریکه و اگر خبر نداره پس شاه نیست و در هر دو صورت شاه رو مقصر دونستند. حالا بعد از سی سال می تونیم بگیم که ... آقای دکتر مگه نمی گید که امامان معصوم نسبت به همه چیز آگاه بودند و حتی تمام علوم رو هم داشتند، پس چطور این آقا میگن که حضرت علی از داستان سوده بی خبر بودند؟ آقای دکتر اگه ما اغتشاشگر بودیم و قانون رو زیر پا گذاشتیم و امنیت ملی رو به خطر انداختیم و به این خاطر مستوجب مرگ و به گلوله بسته شدن و زندانی شدن هستیم، پس کسانی که در سال 57 انقلاب کردند که خیلی بیشتر از ما مجرم و اغتشاشگر و ... بودند. چطوره که در جمهوری اسلامی امنیت ملی باید حفظ بشه، ولی زمان شاه امنیت ملی مهم نبود. احترام به قانون الان خوبه، سی سال پیش بد بود؟ حمله به پادگان های نظامی و ترور، اون روزها صواب بود، الان گناهه؟( البته همه میدونیم اول این بسیجی ها بودندکه از بالای ساختمون های بسیج و مسجد مردم رو به گلوله بستند). آقای دکتراین همه سال در مدرسه و مسجد و دانشگاه ما رو گریوندند که فلسطینی ها مظلومندو دردست هر کدوم، یه سنگه و سلاحی جز سنگ در برابر اسرائیلی های تا دندان مسلح ندارند. مگه مردم مظلوم ایران، در برابر نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی ها و بسیجی های تا دندان مسلح، چه سلاحی جز سنگ و آجرداشتند؟ آقای دکتر چطوره که سنگ در دست فلسطینی، نماد مظلومیته ولی در دست ایرانی، نماد اغتشاشگری؟؟ آقای دکتر، باور کنید همه متنفریم از این قصه تلخ یک بوم و دو هوا. ***** سلام - بدون اینکه لازم به مقایسه همه مواردی که اتفاق افتاده با دوران قبل از انقلاب باشد ( چون شاید با توجه به شرایط زمانی و موقعیت های متفاوت نتوانیم مقایسه دقیق و علمی بکنیم.) از نظر قانون اساسی و موازین اخلاقی و انسانی و اسلامی ، اتفاقاتی که در این انتخابات افتاد محکوم و غیر قابل قبول است. در عین حال در این فضای مجازی می توان با رعایت آرامش و اخلاق واحترام به حقوق مخاطب و خوانندگان به طور شفاف بحث و تبادل نظر نمود. موفق باشید.
14 شهریور - 11: 21 115 - ياسمن
در پاسخ كامنت 104: آقا محسن اگر در زمان امام علي اگر اتفاقي مي افتاد بعد امام دستور رسيدگي مي داد واقعا رسيدگي مي شد . نه اينكه قضيه ماست مالي بشود يا با شاكي در دادگاه مثل متهم رفتار شود و به او بگويند تو را تطميع كرده اند يا اينكه او را سر به نيست كنند و ....آقاي محسن اگر الان جمعيت زياد است و زمان امام علي جمعيت زياد نبود .امروز امكاناتي هست كه زمان امام علي نبود.پزشك قانوني هست -دوربين هست -دوربين مدار بسته هست - دوربين مبايل در دستان مردم هست- كامپيوتر هست-ماهواره هست و...امروزه پزشك قانوني مي تواند تعرض جنسي را تشخيص دهد حتي ساعت و زمان آن را هم مي تواند تشخيص دهد .حتي مي توانند تشخيص دهند مقاربت اجباري بوده يا با تمايل شخص....همه و همه ممكن است...الان روانشناس هست كه قديم ها نبود . خودم در روزنامه خواندم كه جواني بدون شكنجه و با تكنيك هاي روانشناسي به تجاوز به چند كودك اعتراف كرده.مساله امروز رشد جمعيت نيست .كشور ما در حال حاضر طبق آمار رسمي به اندازه جمعيت هاي ميلياردي پرونده قضايي دارد. بعد از هند و چين بيشترين آمار جمعيت زندانيان را داردمساله اين است كه قضاوت در جامعه ما يك طرفه است.وقتي قوه قضاييه و پزشكي قانوني همان طرف باشد كه بازداشتگاه كهريزك شاكي چه مي تواند بكند؟قوه قضائيه بازداشتگاه كهريزك را بوجود آورد.حال شاكي بايد از خود عامل شكايت كند!!!!!مثل اينكه من كسي را اذيت كنم بعد طرف راهي ندارد جز اينكه شكايت مرا پيش خودم بياورد؟ و اما در مورد هجوم به تجمع هاي قانوني مردم .گفتيد بسيج هويج نيست كه به آن حمله كنند با آن همه اسلحه.خوب اولا اسلحه ها را به يك جاي امن و مخفي ببنرد نه اينكه به مردم به اين بهانه تيراندازي كند .اما از طرفي مي توان گفت كه خود اسلحه هويج است چون آن را در دست بچه بسيجي ها ي 15 شانزده ساله ديده ايم.كساني كه به سن قانوني سربايز يا جبهه نرسيده اند .چون زمان جنگ سن قانوني جبهه رفتن 17 سالگي بود.و اما اينكه مي گوييد با اين مردم به عنوان محارب برخورد شده.كي محارب است؟زن حامله؟پسر شانزده ساله اي كه عابر است؟پيرزني كه با ضرب باتوم پايش كبود مي شود؟آخر مگر يزيد امام حسين را به عنوان خارجي يا محارب نكشت؟آخر مگر معاويه امام علي را دشمن خدا معرفي نمي كرد؟شاه هم مردم بي دفاع را به گلوله مي بست و مي گفت اينها ارازل و اوباش اند.شاه مي گفت مخالفانش مخل امنيت عمومي هستند.چه كسي محارب است؟مردمي كه براي حق شرعي و قانوني خود تجمع مي كنند؟آخر آقا محسن جواب سوال مرا ندادي ؟وقتي وزارت كشور اعلام كرد احمدي نژاد در سمنان(زادگاهش) حدود 52 د صد راي آورد و در استان آذربايجان شرقي(زادگاه ميرحسين موسوي) 70 در صد راي آورده-چرا در روزهاي پس از انتخابات سمنان آرام و تبريز نا آرام بود؟!
19 شهریور - 2: 57 116 - علیرضا
دکتر معین عزیز.... مثل اینکه دوران تازه ای شروع شده من دانشجوی مکانیک هستم ...شعر زیاد میخونم.. قبلا که شعر های نیما و بهارو....رو که حاوی دردنامه های اونا بعد 28 مرداد ,همون کودتای سیاه, بود رو میخوندم.. خیلی موضوع رو حس نمیکردم..میگفتم چی شده مگه مصدق رفت یکی دیگه.....یک ماهی میشه که دارم دوباره اون شعر ها رو مرور میکنم...حالا قشنگ با اونا هم دردی می کنم....ولی هم دردی تو اینجا خیلی سخته ...من که میخوام کم کم ترک دیار کنم ..حداقل یه 6, 7,,8 سالی ...نمیدونم..شاید فراموش کردیم. ***** سلام - شعر زبان روح و عواطف پاک انسانی است ، هم در شادی ها و هم درغم ! چه در وطن و چه در غربت باید با توکل بر خدا امیدوار به آینده ای بهتر بود. پیروز باشید.
21 شهریور - 8: 14 117 - مسافر
سلام برادر عزیزم من یک بسیجی هستم یعنی برای اینکه یک بسیجی در تاریخ بمانم مدتهاست دیگر در هیچ جلسه ای از بسیج شرکت نمی کنم امروز متاسفانه می بینم بر اثر جنایات یک عده ای جیره خوار در لباس بسیجی همه بسیجیان را به یک چوب می رانند ولی برادر عزیز خیلی از بسیجی ها هم با این اعمال مخالف هستند برای اینکه تمام آرمان ما دفاع از میهن در برابردشمن خارجی می باشد ولی متاسفانه عده ای ما را برای مقاصد شوم خود می خواهند و عده ای هم ما را نوکر حکومت و جلاد می خوانند ولی خود من در انتخابات برای آقای موسوی تبلیغ کردم و به آقای موسوی رای دادم هنوز هم معتقدم جنبش سبز برای پیروزی باید بر روی بسیجیان سرمایه گذاری کند برای اینکه ما بسیجیان در طول جنگ کمر ارتش متجاوز دشمن را خرد کردیم به امید پیروزی جنبش سبز مردم ایران یک بسیجی سبز اندیش
23 شهریور - 8: 50 118 - ساناز
آقاي مسافر حرف شما كاملا درسته. من خودم در تجمعات بعد از انتخابات يك بسيجي رو ديدم كه براي كتك زدن مردم اومده بود ولي وقتي يه دختر كه از چند قدم جلوتر باتون خورده بود، جلوي پاي اون بسيجي به زمين افتاد تمام بدنش شروع كرد به لرزيدن و همش به مردم مي گفت كه شما شاهد بوديد من به اين دختر كاري نداشتم و از ديدن وضعيت اون دختر متاثر شد. ولي شما هم قبول كنيد كه اين تعداد جزو استثناها هستند و اون چه كه من خودم با چشم خودم از بسيجي ها ديدم باعث ميشه نتونم ازشون متنفر نباشم. البته در اين شرايط وضعيت شما خيلي بدتر از ماست. ولي چه ميشه كرد؟ به اميد اينكه روزگار سزاي عمل كساني رو كه مردم رو به جون هم مي اندازند و بين ايراني هاي هموطن تفرقه مي اندازند، رو بده.
24 شهریور - 1: 00 119 - majid
هر کی کامنت ضد نظام بنویسه روی وب نمایش داده می شود چه ایده ی جالبی آقای معین خوب چرا نوشته های محسن رو هم گذاشتید مثلا بگید بحث آزاد هست چه جالب !!! ***** سلام - به مخالف فکری یا سیاسی خود در هرصورت احترام بگذارید و فرصت دهید تا تعاطی افکار موجب آگاهی و رشد بیشتر شود.
25 شهریور - 2: 17 120 - majid
پیام 32 ساناز خیلی خجالت آور هست برای شما دکتر که بعد نظری اون متن رو مینویسید شما به عنوان کسی که از سیاست چیزی میدونه ادب هم میدونه؟ وقتی فیلم سالن آزادی تهران رو میدیدم که حامیان موسوی اونجا حرف میزدن حرف که نه توهین به رئیس جمهور عزیز ایران زمین میکنن شما هم مثل اونها خیلی کارتون زشت هست ظلم و ظالم نابود شدنی هستن ***** سلام - شما هم میتوانید خیلی محترمانه و بدون توهین یا تخطئه دیگران پاسخ دهید.
25 شهریور - 9: 08 121 - اایران سبز
درود به تو دکتر عزیز 4سال پیش در حق شما و اقای کروبی اجحاف شد و امسال در حق همه ی مردم 4سال پیش من برای اولین بار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم نام خاتمی کافی بود تا رای من دکتر معین عزیز باشه صبح اون روز وقتی نتایج رو دیدم شوکه شدم ناراحت بودم تا هفته ها 4سال گذشت هر بار که ناراضی بودم از اوضاع یاد 4سال پیش می افتادم حقی که اگر ناحق نمیشد شاید اوضاع این نبود لحظه شماری میکردیم برای رسیدن به 22 خرداد مهندس موسوی بهترین گزینه البته فقط از طرف مردم بود و ما امیدوار بودیم و شاد اما افسوس،افسوس که میزان رای ملت نبود حالا هم ما ایستاده ایم دیگه نمیخوایم 4سال سیاه داشته باشیم درود بر تمام شما بزرگان آزاد اندیش درود بر موسوی ها و خاتمی ها و کروبی ها درود بر تمام سبزهاا دکتر عزیز ممنون که نظرات مخالف را هم منتشر می کنید به راستی که این شعار ماست درود بر مخالف من
23 مهر - 11: 13 122 - هنوز
اقای دکتر نمیترسی مثل خیلیای دیگه از مخالفین احمدی نژاد دستگیر شی؟
18 بهمن - 1: 45 123 - روح الله
دعا کن صبرما..... ***** سلام!....
خوشحال می‌شوم از نظرات شما مطلع شوم. همه نظرات برای نمایش تایید خواهند شد، مگر اینکه حاوی توهین، افترا یا مطالب آشکارا کذب باشند. امیدوارم همه‌ ما به موازین اخلاقی و عرفی پایبند باشیم.
لطفا نشانی پست الکترونیکی خود را حتما وارد نمایید.






آیا اطلاعات شما برای پیام‌های بعدی نگهداری شود ؟   



گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢
" بیانیه حمایت از شایسته ترین کاندیدای انتخابات دهم "
عمل به مسئولیت اجتماعی:
شکاف ملت - دولت در یک طنز تاریخی!
سلامت انتخابات : از نظام پزشكي تا رياست جمهوري!!