<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>وبلاگ</title>
      <link>http://drmoeen.ir/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 04 Feb 2010 14:54:55 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.33</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>گناه مضاعف !!</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>مدتي اين مثنوي تاخير شد!</strong><br />
<strong>سلام !</strong> شايد براي دوستانم اين پرسش مطرح شده باشد كه چرا مدتي است سكوت كرده ، چيزي ننوشته ام و پاسخي نداده ام ، برايتان توضيح مي دهم :<br />
 اولا" دوماهي به دلايلي كه معلوم نشد ، اين وبلاگ از دسترس خارج گرديد ، اشتغالات علمي و اجتماعي هم در اين مدت كم نشد كه هيچ ، ادامه هم داشت و بعد هم سفري به خارج از كشور داشتم. در همان روزهاي سفر و دوري از وطن بود كه از واقعه تاسف بار <strong>بازداشت صدها تن از جوانان مظلوم ايراني در عاشوراي حسيني</strong> باخبر شدم. انسان هائي پاك و بي آلايش و مبرا از اتهامات تكراري چون اغتشاشگري ، وابستگي به بيگانگان ، توهين به مقدسات و .... كه با خشونت تمام دستگير شدند تا صرف تبليغات و تحليل هاي خاص عليه جريان هاي سياسي منتقد وضع موجود شوند. يكي از اين جوانان عزيز، فرزندم<strong> "محمد"</strong> بوده است ، حداقل او را كه از نزديك مي شناسم! او و قطعا" بسياري از همبندانش به داشتن اخلاق ، كرامت ، آزادگي ، صداقت ، دينداري ، انس با خدا و قرآن و نماز، عقلانيت و نوع دوستي در خانواده و در ميان دوستان و آشنايان شهره بودند و به نظرم گناهشان هم همين بوده است!</p>

<p>"بي گناهي كم گناهي نيست درديوان عشق *** يوسف ازدامان پاك خود به زندان رفته است"</p>

<p>*****</p>

<p>اما شواهد و قرائن نشان مي دهند كه <strong>"محمد"</strong> گناه ديگري هم داشته است و آن <strong>"فرزند"</strong> فردي به نام <strong>"دكتر معين"</strong> بودن است! فرزند كسي كه از جمله جرائم غيرقابل گذشتش ، تلاش مستمر در عرصه هاي علمي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي كشوردر چند دهه گذشته و دفاع از حريم علم و دانشگاه و دانشجو ، حقوق كودكان و نوجوانان ، جوانان ، زنان ، پيروان مذاهب و اقوام ايراني ، بيماران و آسيب ديدگان اجتماعي و گروههاي محروم و محذوف در مسئوليت هاي گوناگون بوده است: در مسئوليت هائي چون مديريت هاي دانشگاهي ، نمايندگي مردم در سه دوره مجلس ، ده سال وزارت در سه دولت مختلف ..... و كانديداتوري دوره نهم رياست جمهوري ،  كه بر پايه همان آرمان هاي انقلاب  بر ضرورت هاي پيشرفت كشور و پيشبرد اصلاحات مستمرا" تاكيد داشته است. بنظر مي رسد اينها و همه ايستادگي ها بر سر مباني و مواضع اعتقادي وانقلابي گناهان كوچكي نبوده اند و نبايد بي اجر و پاداش گذاشته شوند! با همه اينها:</p>

<p>"صفاي چشمه روشن نگاهدار اي دل *** اگرچه از همه سو تندباد خاشاك است"</p>

<p>*****</p>

<p>من با <strong>توكل و اميد به خداوند</strong> اميدوارم در آينده نزديك و در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، با انتخاب رويكردي جديد و واقع بينانه تر از سوي مسئولان مربوط ، شاهد <strong>آزادي فرزندان برومند مردم</strong> و بازگشت آنان به دامان خانواده هايشان باشيم ، انشاءالله . </p>

<p>"اي مرغ آشيان وفا خوش خبر بيا *** با ارمغان قول و غزل از سفر بيا"</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/11/15.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/11/15.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 04 Feb 2010 14:54:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; آسايش دو گيتي &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>"عيد سعيد غدير مبارك و روز دانشجو گرامي باد!"</strong></p>

<p>سلام ! لطفا" <strong>تاخير در روزآمد كردن وبلاگ</strong> را فقط به پاي سفرهاي پي در پي و اشتغالات سنگين علمي ، تخصصي و اجتماعي ام بنويسيد! برنامه هاي من در مهر و آبان مانند ارديبهشت و خرداد كه فصل كنگره ها ، سمينارها و همايش هاي علمي است از نظر تراكم و تنوع در نقطه اوج خود قرار دارد ، به هرحال از دوري همه شما دلتنگ و ناخرسند بودم! </p>

<p>اخيرا" مثل ميليون ها تن از ديگر <strong>هموطنان دل نگران</strong> از بي مهري و جفاي زورمندان حاكم و اميدوار به ياري و عنايت خداوند به زيارت مشهد و مرقد امام رئوف (حضرت رضا) (ع ) توفيق يافتم . امام و رهبري كه زندگي  مباركش بر پايه رضايت پروردگار ، رافت با مردم و تجلي صفات  خداي رحمان و رحيم بود. <br />
فيض حضور در مشهد و قلب مقدس خراسان بزرگ در ايام نيايش و تسليم عرفه و قربان و تداوم <strong>جنبش سبز جوانان</strong> پاك نهاد ايراني ، فكرم را به انديشه هاي دور و دراز تاريخي ، ديني و فلسفي مي برد:</p>

<p><u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>" زندگي انسان "</strong> امانت و حقي خدادادي است كه رعايت حرمت و حفظ آن بر فرد و نظام اجتماعي ضروري است؟ <strong>اولين تعرض به حق حيات يك انسان</strong> وخشونت ثبت شده در تاريخ ، كشته شدن هابيل به دست برادرش به علت خودخواهي، حسد و نفرت بوده است ( مائده _٠ ۳ تا ۳۵ ). <strong>در فرهنگ قرآني</strong> قتل يك انسان برابر با قتل همه بشريت و نجات زندگي او نجات همه انسان هاست ، چرا كه همه آدميان در برخورداري از حق حيات و كرامت نفس برابرند(اسری - ۷٠). مطابق آيات سوره صافات (٠۱ ۱ – ۱۱۱ ) در باره حضرت ابراهيم (س) و فرزندش اسماعيل (س) ، حرمت وشرافت نفس انسان مانع از قرباني ساختن او در برابرامرمقدس مي شود، پس در واقع <strong>عيد قربان ، جشن عشق و اخلاص در برابر خداوند و بزرگداشت حرمت حيات آدمي</strong> است. پس چگونه است که در دیار و زمانه ما ذیگر حرمت و ارزشی برای جان و مال و آبروی انسان های شریف و آزاده باقی نمانده است؟</p>

<p> <u>مگر نه اينست كه :</u> " ايران ما در هميشه تاريخ مهد عشق و عاطفه و مهرورزي بوده است! از ۲٠ قرن قبل از ميلاد مسيح (س) در اين مرز و بوم ، <strong>" روز زمين " به عنوان نماد عشق و رحمانيت خداوند </strong> كه با فروتني و گذشت همگان را در دامان پر مهر خود پرورش مي دهد جشن گرفته مي شد و۵ اسفند ماه ، "<strong>روز عشاق</strong>" ( سپندارمزگان ) نام داشت. پس چگونه است که در جامعه جوان ما ، افسردگی و اضطراب و اختلالات روانی دومین بار بیماری ها را تشکیل میدهد؟<br />
 <br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>اولين ميثاق حقوق بشر</strong> براي رفع ظلم و ستم ، نفي سلطه و استبداد ، الغاي تبعيض قومي و نژ‍ادي ، لغو برده داري ، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها از اين كشور و از سوي <strong>كورش بزرگ</strong> به جهانيان اعلام شده است؟  و<u>مگر نه اينست كه :</u> ايران ما از اولين امضا كنندگان <strong>" اعلاميه جهاني حقوق بشر "</strong> و متعهد به رعايت مفاد آن گرديده است؟ پس چگونه است که در این زمان کشورمان هر بار در زمره نقض کنندگان حقوق بشر اعلام و محکوم می شود؟</p>

<p><br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>رسالت اسلام و بشارت رسول خدا</strong> (ص) ، ترويج آگاهي و رحمت ، قسط و عدالت و احترام به  كرامت و حقوق بشر فارغ از هرگونه تفاوت  يا تبعيض جنسيتي ، نژادي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي  و ديني بوده است؟ <strong>اسلام</strong> دين " سمحه و سهله "(   بقره - ۲۸۶ ) و بدون اكراه و ابرام (بقره - ۲۵۶  )  ، <strong>دین عشق و محبت به خدا و همنوعان است ، آئين تفتيش عقايد ، خشونت و سركوب و شكنجه و تجاوز نيست!</strong> پس چگونه است که دین داری اکنون بناحق مترادف با سوءظن ، دروغ ، مردم فریبی ، تعصب ، خرافه گرائی ، منطق زور و واپس گرائی معرفی می شود؟ </p>

<p><br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>آزادي و عدالت</strong> ، دو خواسته اصلي مردم در نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي و روح حاكم بر اصول <strong>قانون اساسي</strong> ماست؟ آيا آزادي بيان و انديشه و مطبوعات ، آزادي تجمع و راهپيمائي مسالمت آميز ، آزادي انتخابات و اداره همه امور كشور بر اساس آراي آگاهانه و نظارت مردم و ... تامين <strong>حقوق شهروندي</strong>  بخش اعظم  اين ميثاق ملي ( فصل هاي اول ، سوم و چهارم  قانون اساسي ) نيست؟ پس چگونه است که با حضور شکوهمندانه مردم در انتخابات ، اجتماعات مسالمت آمیز و اعتراض های مدنی اینگونه برخورد می شود؟<br />
*** </p>

<p><strong>آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است<br />
با  دوستان   مروت  ،  با   دشمنان   مدارا</strong> ( حافظ )</p>

<p>همانگونه که در پست قبلی تاکید شد ، مدارا و برادری ، آزادی و اخلاق ، گذشت و بخشش ، فتوت و جوانمردی و در یک جمله <strong>" مروت و مدارا "</strong> ارزش ها و هنجارهائی است که سخت مورد نیاز جامعه ماست. <strong>آحاد ملت همگی از دوستانند</strong> ، هیچ حکومتی نباید آنان را با دشمن یا دشمنان اشتباه بگیرد! اگر به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و تریبون ها و رسانه های رسمی و غیر رسمی سخن از عطوفت و مهربانی و رحم و عفو می آمد آنوقت دیگر تکرار کهکشانی از فجایع و تراژدی هائی چون .۳ تیر (۱۳۳۱ ) ،۱۶ آذر (۱۳۳۲) ، ۱۵خرداد( ۱۳۴۲) ، ۱۷ شهریور ( ۱۳۵۷) ، ۱۳آبان (۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ ) ، ۱۸ تیر ( ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ ) ، ....و؟! را در تاریخ معاصرمان نداشتیم!</p>

<p>***</p>

<p><u>و .. در پایان با این امید که :</u> </p>

<p><strong>۱- " نوع نگاه حکومت "</strong> به انسان تغییر یابد!</p>

<p><strong>۲- " نخبگان علمی ، اجتماعی و فرهنگی"</strong> بیش از پیش از مسئولیت و تعهد اجتماعی برخوردار شوند و در اصلاح و رشد جامعه ای اخلاقی ، عادلانه و مردم سالار و کشوری پیشرفته سهم و دین خود را بپردازند.<br />
 <br />
<strong>۳-</strong> انسان در جامعه ما به <strong>" حقوق شهروندی "</strong>  خود دست یابد!  انشاالله</p>

<p>" صحبت حکام ظلمت شب یلداست<br />
نور ز خورشید خواه بو که برآید " ( حافظ )</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong> <br />
 </p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/9/14.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/9/14.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 05 Dec 2009 15:19:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان &quot; </title>
         <description><![CDATA[<p>رشته تحصيلي من پزشکی ، تخصص ام در بیماریهای کودکان و فوق تخصص ام درآسم _آلرژی و ایمونولوژی(ایمنی شناسی)است. به این دليل به صورت طبیعی در ارتباط با مسائل و مشکلات اجتماعي بر آسیب شناسی و جستجوي راههاي علمي تشخيص ، پيشگيري و درمان آنها تاکید داشته و دارم. <strong>سیستم ایمنی بدن انسان</strong> در واقع نقش دستگاه اطلاعاتی_امنیتی ،  نظامی _انتظامی و قضایی را بر عهده دارد و هرگونه کاستی و یا زیاده روی در کارکرد آن موجب بیماری هایی خطير از عفونت های فراگیر گرفته تا پیدایش و گسترش سلول هاي  سرطانی ، بیماری های التهابی و خودایمنی ، حساسیت بیش از اندازه نسبت به عوامل بیگانه محیطی (آلرژی) ، سندرم آسم و حمله هاي خفقان تنفسی می شود. انسان یک ارگانیسم یا تکامل یافته ترین موجود زنده ا ي ست که کوچکترین اختلال در رابطه میان اندام های آن سلامت او را با خطر مواجه می سازد . همین قانونمندی و تعامل در میان اجزای جامعه انسانی نیز وجود دارد و هرگونه ضعف و يا سوء مديريت ، تبعيض ، بي عدالتي ، بيكاري و فقركه ریشه در ضعف ها ي ساختاري دارد زمينه ساز آسيب هاي گوناگوني مي شود كه جامعه را دچار آنها مي سازد. در اين ميان <strong>كودكان و نوجوانان</strong> پاك ترين و آسيب پذيرترين بخش جامعه هستند و بيش از هرگروهي <strong>نيازمند حمايت و دفاع از حقوق آنان</strong>. متاسفانه امروزه وا‍ژه هائي چون كودك كار ، كودك طلاق ، كودك بي سرپرست و بدسرپرست ، كودك فراري ،کودک خیابانی، كودك آزاري و.... در رسانه هاي ما بويژه در سالهاي اخير به كرات شنيده و تكرار مي شود.</p>

<p>*****<br />
به راستی سان دیدن از خیل <strong>کودکان خردسال و نوجوانان گل فروش</strong> در سر <a href="http://http://drmoeen.ir/archives/84/1/27.php">چهار راه ها</a> يا در مسیر نواب- خلیج فارس تا بهشت زهرا در یک صبح پاییزی از ماه مهر چه احساس افتخارآمیز و دستاورد گهرباری برای <strong>" دولت مهرورزی، دادگستری و پیشرفت" </strong>به همراه دارد! " کودکان کار" و دقیق تر بگویم" کودکان بیگاری" ، که به جای حضور در کلاس درس و شرکت در شادی آغاز سال تحصیلی به علت فقر و بی عدالتی باید شریک دائمی و همدرد سوگواران و خفتگان خاک در پایان همه هفته های زندگی شان باشند.</p>

<p>اخیراً <strong>سالگرد روز جهانی کودک</strong> (۱۶مهر برابر با ۸ اکتبر) را پشت سر گذاشتیم و به این مناسبت تلاش وافری از سوي مسئولان قضایی كشور برای پاسداشت حقوق کودکان و نوجوانان اين سرزمين و ارائه چهره ای رحماني و جذاب از حاکمیت به نام دین به جامعه جوان ایرانی و تمامی جهانیان به عمل آمد! بار دیگر نوجوانی ( <strong>بهنود شجاعي</strong> ) را پس از تحمل زجر سال ها زندان ( برای رسیدن به <strong>سن قانونی اعدام!</strong> ) و تحمل شکنجه <a href="http://http://drmoeen.ir/archives/85/7/15.php">بارها به پای چوبه دار رفتن ، به دار آویختند</a>!</p>

<p>*****</p>

<p>اين در شرايطي است كه جمهوري اسلامي ايران در سال ۱۳۷۲ به طور مشروط به <strong>کنوانسیون ( پیمان نامه) حقوق کودک</strong> پیوسته و به رعایت مفاد آن متعهد شده  و طبق ماده ٩ قانون مدني تمامي عهودي كه مطابق قانون اساسي(اصل۷۷ ) به تصويب مي رسد و ايران به انها مي پيوندد لازم الاجرا ست و تفاوتي با ساير قوانين كشور ندارد. ضرورت پایبندی به عهد و پیمان چه در وجه فردی و یا اجتماعی و حکومتی آن نیز كه از مسلمات دینی ، اخلاقی و فرهنگ ملی ماست.<br />
طبق ماده ۳۷ کنوانسیون ، کودک کسی است که سنش کمتر از ۱۸ سال است و حال آنکه در قانون مجازات اسلامی (ماده ۴٩) سن كودكي به طور مشخص تعیین نشده و معلوم نيست از چه سني داراي مسئوليت كيفري مي شود. جالب است بدانيدكه طبق قانون مدني كسي كه سنش كمتر از ۱۸ سال است نمي تواند معامله انجام دهد و يا گواهي نامه رانندگي بگيرد و يا راي دهد ولي اگر همين فرد كه سنش كمتر از ۱۸ سال است مرتكب جرم گردد مانند بزرگسالان مجازات مي شود! يعني اگر مجازات جرمي اعدام باشد ، او را اعدام مي كنند ! تاوان این ابهامات و دوگانگي ها را هم امثال بهنود و<strong>كودكان ونوجوانان بی پناه ديگري كه در نوبت اعدام هستند</strong> بايد بدهند! </p>

<p>*****</p>

<p>به نظر شما اگر انسان در جامعه ما از <strong>حقوق شهروندي</strong> برخوردار بود ، اگر نوع <strong>نگاه حكومتگران به انسان</strong> تغيير مي يافت و اگر <strong>حقوق دانان دانشمند و برجسته دانشگاهی</strong> و یا روحانیون زمانه شناس ، متفکر و روشن بینی چون<strong> طالقانی، مطهری و بهشتی</strong> در راس دستگاه قضایی کشورمان بودند باز هم شاهد تکرار این صحنه های دردناک و مغایر با منزلت ، حقوق و كرامت انساني بوديم؟!<br />
  <br />
  <strong>"گر طبیبانه بیائی به سر بالینم<br />
   به دو عالم ندهم لذت بیماری را"</strong></p>

<p>اگر <strong>مدارا ، برادری ، آزادی ، گذشت و بخشش</strong> ارزش ها و هنجارهای غالب در جامعه و فرهنگ سیاسی ما بود و به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و مسئولان و تریبون ها و رسانه ها ی رسمی و غیر رسمی سخن از <strong>عطوفت و مهربانی و رحم و عفو</strong> می آمد ، بازهم حتی در همین وضع موجود ، خانواده داغ دیده مقتول چنین میل به عزادار شدن خانواده ای دیگر و جامعه ای بزرگتر داشتند!؟</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong>  </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/7/28.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/7/28.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 20 Oct 2009 22:47:09 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>با حضور سبزتان</strong> در راهپیمائی روز جهانی قدس و با خلوص و صفایتان در ماه نیایش و قرآن ، <strong>عید سعید فطر روز رهائی</strong> و شکفتن و شکافتن را پشت سر گذاشته ایم و به <strong>آستانه ماه مهر</strong> رسید ه ایم. ماه شور ونشاط نسلی که می خواهد به مدد دانش بر دیو جهل پیروز شود! به رسم هرسال باید ازنگاه معلمی ام چیزی می نوشتم، گفتم از <strong>رسالت اجتماعی دانشگاه</strong> شروع کنم، تا ببینم به کجا می رسم:</p>

<p><strong>دانشگاه کانون اصلی تولید دانش و اندیشه</strong> است و زمانی قادر به ایفای این نقش است که بتواند پیوند موثری با جامعه و زمان خود داشته باشد و میان رسالت های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی با تعهد و احساس مسؤولیت اجتماعی ارتباط برقرار کند. اینها همگی رسالت های اصلی دانشگاه به عنوان یک نهاد علمی است که هم در مکاتب الهی ریشه و زمینه دارد و هم در مبارزات انسانی و اجتماعی بر تحقق آنها تاکید شده است. در آموزه های دینی ما آمده که <strong>"آحاد جامعه اسلامی نسبت به یکدیگر مسوؤلیت دارند"</strong> (کلکم راع و کلکم مسوؤل- حدیث نبوی) و اینکه <strong>"خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که در برابر سیری ستمکاران و گرسنگی ستمدیدگان بی تفاوت نباشند"</strong>(خطبه نهج البلاغه). این احساس مسئولیت که با انگیزه های انسانی و اخلاقی و حساسیت نسبت به همنوعان و اعتماد به نفس و به جامعه شکل می گیرد اساس توجه به نقش های جدید دانشگاه و نقش آن در ایجاد و <strong>گسترش سرمایه اجتماعی</strong> و توسعه و پیشرفت همه جانبه است. به این سبب مشارکت موءثر در تعیین سرنوشت جامعه و حمایت از حقیقت جویی،آزادگی و پایمردی در مسیر عدالتخواهی ورشد جزء تفکیک ناپذیر دانشگاه مدرن از نگاه علمی و دینی درجامعه و در جهان کنونی است. </p>

<p>*****<br />
در ایران ما نیز انقلاب مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی، <strong>جنبش اصلاحات و ادامه آن در ۲۲خرداد</strong> و پیامدهای انتخابات دهم ، زنجیره های بهم پیوسته ای را تشکیل می دهند که حلقه وصل همه آنها <strong>آرمان های مشترکی چون آزادی مردم، حرمت انسان ، تحقق حقوق شهروندان، تامین استقلال کشور و نیل به  توسعه و پیشرفت ایران بر پایه دانش و فناوری روز و توجه مبنائی به عدالت، اخلاق و معنویت بوده است.</strong> در همه این مراحل و مقاطع اندیشمندان ، نخبگان علمی و سیاسی و روشنفکران در پیدایش و تداوم این فرآیند تاریخی نقش تعیین کننده ای داشته اند و اکنون نیز نمی توانند نسبت به آینده این <strong>جنبش دیرپا و بالنده اجتماعی</strong> بی تفاوت باشند. دانشگاه به عنوان نهاد جدید علمی، فرهنگی و اجتماعی نهایتا" کانون تجمیع این بخش موءثر در سرنوشت کشور بوده است. درواقع این افتخارات جزیی از شناسنامه و هویت ارزشمدار دانشجویان و دانشگاهیان ما ست که محیط دیروز و امروز دانشگاه ها محیطی مسوؤلیت زا، پر تحرک و پر نشاط بوده و هست که علاوه بر تحرک علمی حساسیت سیاسی هم داشته و درعین حال کوشیده است خودجوش و مسقل بوده باشد. <strong>این میراث گرانبها را باید قدر دانست</strong> و برای تقویت و عمق بخشیدن به آن و کاهش آسیب پذیری های دانشگاه، دانشجویان و استادان و به ویژه نهادها و شبکه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مسوؤلیت حساسی بر عهده دارند که می توان به برخی از آنها با توجه به تجارب گذشته و حال اشاره داشت:</p>

<p>۱- احترام و تاکید بر رعایت <strong>سنت های علمی و دانشگاهی</strong> چون داشتن انگیزه پاک و حقیقت جوئي،توجه به شان علم و علم اندوزي،رعايت منزلت و حرمت استاد و دانشجو، رابطه معنوی و صمیمانه استاد و دانشجو، فروتني وامانتداری و جستجوگري در مسير كسب علم، توجه تام و تمام به رهيافت هاي علمي و بكارگيري آن در رفع معضلات جامعه و... و به طور خلاصه اهتمام به امر <strong>"توسعه علمي"</strong> به عنوان مقدمه و لازمه همه صورت هاي توسعه در دانشگاه و جامعه</p>

<p>۲ - پاسداری از موازین و مباني <strong>اقتدار دانشگاه</strong> هم در وجوه نظري و معرفتي وهم در وچوه عملي آن و توجه به <strong>ضرورت تداوم فعالیت زنده و بانشاط علمی و آموزشی دانشگاه</strong></p>

<p>۳- پیگیری مجّدانه <strong>تحقق استقلال دانشگاه*</strong> در همه زمینه های آموزشی_ پژوهشی، اداری_ مالی ، استخدامی  -سازمانی و مدیریتی در جهت نیل به توسعه علمی و برخورداری از حداکثر بهره وری و توانائي دانشگاهيان و دانشجويان و <strong>ایفای نقش مسئولانه و الگویی</strong> اجتماعی و فرهنگی دانشگاه</p>

<p>۴ - تاكيد مداوم بر<strong>آزادی های علمی و دانشگاهی**</strong> ، وجود محیط امن و بدون دغدغه براي دستيابي به آموزش و پژوهش درخور، ايجاد فضای سالم براي نقد علمی مسایل، قانون گرایی و انجام فعالیت های مدنی در دانشگاه</p>

<p>۵ -<strong>شناخت دقیق و علمی مسائل</strong> و فرصت ها و تهديدهاي فراروي جامعه و  بهره گیری از فرصت های افزایش آگاهي عمومی، <strong>تعمیق فرهنگ دموکراسی، </strong>آزادگي و عدالت خواهي، گفتگو و تفاهم، <strong>تحقق ارزش هاي اخلاقي و معنوي</strong> و رفع و کاهش آسیب های اجتماعي و فرهنگي و سياسي</p>

<p> ۶ - <strong>پرهیز از خشونت</strong> ، قانون گریزی، انديشه ها و رفتارهاي غير مدني، تنگ نظري ،عوام زدگی و عوام فریبی، خرافه گرایی، توهم و سوء ظن، ریا و دروغ و <strong>سایر رویکردهای غیراخلاقی و غیر دینی</strong> که در همه جا زشت و ناپسند و در محیطهای دانشگاهی ناپسندتر است.</p>

<p>*****</p>

<p>بنظرم در آغاز سال جدید تحصیلی، فراتر از بی تدبیری ها، هیجان ها و بحران های تحمیلی که واقعیت های امروز کشور ماست ، اندیشیدن و تامل در مقولات دانشگاه، مسئولیت، جامعه و آرمان های دیرینه دینی و اجتماعی ایران وایرانیان در زمینه عدالت ، پیشرفت و اخلاق و معنویت ضرورتی گریز ناپذیر است!<strong> تا نظر دوستانم چه باشد!؟</strong></p>

<p>* Institutional Autonomy<br />
** Academic Freedom</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/6/31.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/6/31.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 23:44:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت &quot; !</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>زاد روز خجسته حضرت باب الحوائج امام حسن مجتبی (ع)</strong> را که مظهر کرامت و اخلاق محمدی (ص) ، عدالت و مظلومیت علوی و پاکی و معنویت فاطمی است <strong>به شما تبریک و تهنیت می گویم.</strong></p>

<p>... هنوز که هنوز است هاله ای از <strong>ابهام و مظلومیتی غمبار</strong> بر زندگی سیاسی و دوران امامت این رهبر راستین الهی سایه افکنذه است. در یک جمله و با نگاهی تحلیلی ، عوامل موءثری چون ناآگاهی و چند پاره گی توده مردم و دنیا دوستی و خیانت نخبگان و خواص دست به دست هم داد تا در یک تراژدی تاریخی امام معصوم در جهت جلوگیری از جنگ و خونریزی و فرسایش بیشتر دین خدا ، و بمنظور <strong>افشای چهره حقیقی حکومت اموی که نماد زر و زور و تزویر و دین فروشی</strong> بود، با نرمشی پرشکوه و اصلاحگرانه  به پیمان صلح تن دهد , و از حکومت صرف نظر نماید.</p>

<p>با توجه به واقعیت تکرار پی در پی وقایع و حوادث تاریخی و دست به دست شدن قدرت ها و دولت ها که <strong>آئینه عبرت و عرصه آزمون و رسوائی</strong> است ، سروده ای از دوست عزیزم زنده یاد <strong>مجتبی کاشانی</strong> را برایتان انتخاب نموده ام : شعری با عنوان   <br />
  " اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !</p>

<p>*****<br />
<strong>" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت "</strong></p>

<p>این جهان آئینه کردار ماست<br />
خوب یا بد هرچه هست آثار ماست</p>

<p>ظلم و عدل و علم و جهل و صلح و جنگ<br />
لطف و خشم و مهر و قهر و نام و ننگ</p>

<p>اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت<br />
کار ما کردند هم آسان و سخت</p>

<p>یک طرف خونخواری چنگیز بود<br />
یک طرف شمس الحق تبریز بود</p>

<p>گاه در دستی تبر بود و تشر<br />
گاه در کلکی قلم بود و هنر</p>

<p>اهل علم آمد به دانائی فزود <br />
اهل عشق آئین زیبائی گشود</p>

<p>عالمان اندیشه را پیراستند<br />
عاشقان انگیزه را آراستند</p>

<p>اهل علم آمد طبیبی پیشه کرد<br />
اهل عشق آمد حبیبی پیشه کرد</p>

<p>اهل علم آمد که داروئی کند<br />
اهل عشق آمد که جادوئی کند</p>

<p>اهل علم آمد دوا آمد پدید<br />
اهل عشق آمد شفا را آفرید</p>

<p>اهل علم آمد که تردستی کند<br />
اهل عشق آمد که سرمستی کند</p>

<p>اهل تخت آمد حکومت دار شد<br />
خلق از کردار او بیمار شد</p>

<p>با زبان صدها اسیر آزاد کرد<br />
در نهان با مردمان بیداد کرد</p>

<p>اهل تخت آمد که نادانی کند <br />
هرچه آبادیست ویرانی کند</p>

<p>حاکمان بس جنگجوئی کرده اند<br />
بیشتر درنده خوئی کرده اند</p>

<p>حاکمان اندیشه در غل کرده اند<br />
عاشقان دنیا پر از گل کرده اند</p>

<p>حاکمان خود عاقبت گم کرده اند<br />
عاشقان خود وقف مردم کرده اند</p>

<p>با تبر ، دنیا به زحمت می رسد<br />
با هنر دنیای رحمت می رسد</p>

<p>جنگجویان با جهالت تاختند <br />
عاشقی ها این جهان را ساختند</p>

<p><strong>جنگجویان در جهان بازنده اند <br />
عاشقان در طول دوران زنده اند </strong><br />
۱۳۷۶/۱۲/۲۴</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/6/13.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/6/13.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Fri, 04 Sep 2009 10:00:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; درد نامه &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p>دوماه یا کمی بیشتر است که از "انتخابات دهم" فاصله گرفته ایم و هفته هاست که در ماتم و سوگ <strong>شهدای مظلوم</strong> جنبش سبزآزادی خواهی مردم ،تحمل <strong>درد مجروحان</strong> روحی و جسمی و انتظار رهائی <strong>اسیران دربند</strong> بیداد قرار داریم. در این محشر خودافشائی و وانفسای رسوائی ، <strong>چهره واقعی</strong> مهرورزان و عدالتخواهان مردم فریب شناخته شد. در اعتراض به جنایات انجام گرفته و <strong>تعرض به حقوق و ناموس جوانان و جامعه</strong> عده ای هنوز در خروش و فریادند و یا در بهت و حیرت از این آرمان سوزی ، حرمت شکنی و حرمان ملتی رنج دیده و فاقد ابتدائی ترین حقوق طبیعی در زمینه آزادی ، عدالت و انتخاب سرنوشت ، غرقه هستند !</p>

<p><strong>مژده آزادی</strong> تعدادی از زنان و مردان و جوانان دربندی که همواره به دوستی شان افتخار کرده ام در چند روز گذشته ، انگیزه ای برای نوشتن این <strong>" دردنامه "</strong> گردید. بنابراین در <strong>آستانه ماه  رحمت و ضیافت الهی</strong> ، به  شکرانه رهائی این عزیزان و در انتظار آزادی دیگر دلیرانی که هنوز در بند جور و جفا هستند و با امید به یاری "خداوند  گشاینده دانا " ( <strong>هوالفتاح العلیم</strong> ) ، غزلی از " <strong>سایه</strong> " را مرهمی بر این " <strong>درد</strong> " جانکاه ساخته و با هم به <strong>" راه سبز امید "</strong> خوش آمد می گوئیم !</p>

<p>*****</p>

<p><strong>"درد"</strong></p>

<p>حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست !<br />
هزار شعله سوزان و آه سرد اینجاست</p>

<p>نگاه کن که  <strong>زهر بیشه در قفس شیری</strong> است<br />
بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست</p>

<p>میان اینهمه نامردمی و نامردی<br />
<strong>نشسته در غم مردم هنوز</strong> مرد اینجاست</p>

<p>بیا که مساله بودن و نبودن نیست<br />
<strong>حدیث عهد و وفا</strong> می رود نبرد اینجاست</p>

<p>بهار آنسوی دیوار ماند و یاد خوشش <br />
هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست</p>

<p>جدایی از زن و فرزند (سایه) جان سهل است<br />
<strong>تو را ز خویش جدا میکنند درد اینجاست !</strong></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/5/29.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/5/29.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 20 Aug 2009 23:45:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; ای جوانان عجم ! &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p>نقش دختران و پسران و <strong>جوانان ایرانی</strong> در پیروزی انقلاب اسلامی ، در پیدایش حماسه دوم خرداد و در <strong>پیشبرد جنبش اجتماعی بیست و دوم خرداد</strong> بی بدیل و ماندگار بوده و هست. امروز جوان ایرانی از عقلانیت ، اخلاق ، معنویت و شهامت ویژه ای برخوردار است که هر روزه جلوه ای از آن را در عرصه های گوناگون علمی ، اجتماعی و سیاسی شاهد هستیم.</p>

<p>*****<br />
در  سه پست  قبلی متناسب با شرایط کنونی کشور شعرهائی با عنوان های " مرثیه دوست " ، " غبار آزادی " و " ندای آغاز " از سه شاعر آزاده و مردمی به شما هدیه شد. در واقع با <strong>زبان شعر</strong> که بیانگر عواطف قلبی ، زیبائی های روح ، غم ها و شادی ها و دغدغه های ذهنی و فکری انسان هاست ، برخی از مصائب و صحنه های تراژدیک پس از <strong>انتخابات دهم</strong> به نمایش در آمد ! نمایش و در واقع چشم اندازی پر از بیم و امید در مسیر تاریخی و پرحادثه آرزو ها و آرمان ها ی جوانان ایرانی و ملتی کهن برای نیل به <strong>آزادی ، عدالت و مردم سالاری</strong> !</p>

<p>*****</p>

<p>...و در این پست..و به رسم <strong>تبریک و تهنیت</strong> ، در سالروز <strong>پیروزی انقلاب مشروطیت</strong> و در آستانه <strong>زادروز پرسرور امام عصر</strong>(عج)، سروده ای حماسی از <strong>علامه اقبال لاهوری</strong> با عنوان " ای جوانان عجم " به دوستانم تقدیم می کنم.</p>

<p><strong>" ای جوانان عجم "</strong></p>

<p>چون <strong>چراغ لاله سوزم</strong> در خیابان شما<br />
                              <strong>ای جوانان عجم</strong> جان من و جان شما</p>

<p>غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام<br />
                              تا به دست آورده ام افکار پنهان شما </p>

<p>مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت <br />
                              ریختم طرح حرم در کافرستان شما</p>

<p>تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش<br />
                              شعله یی آشفته بود اندر بیابان شما</p>

<p>فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق<br />
                              پاره لعلی که دارم از بدخشان شما</p>

<p><strong>می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند</strong><br />
                              <strong>دیده ام از روزن دیوار زندان شما</strong></p>

<p>حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل<br />
                              آتشی در سینه دارم از نیاکان شما</p>

<p></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
 </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/5/14.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/5/14.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Wed, 05 Aug 2009 23:28:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نداي آغاز!</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>سالی که نکوست از بهارش پیداست</strong>!<br />
   <strong>دولت دهم</strong> (درادامه دولت نهم) باید چقدرخوش قدم باشد که در آستانه تنفیذ و تحلیف رئیس آن و رای اعتماد اعضایش ، ۱۶۸ تن از <strong>هموطنان بی پناه</strong> ما به یمن مدیریت و نخبگی و دادگستری ! در پیش پایش قربانی شوند! فقدان این عزیزان مظلوم به ویژه همکار فقید و گرانقدر <strong>دکتر لئون داویدیان</strong> را به خانواده ها و بازماندگان داغدارشان تسلیت می گویم .<br />
من به عنوان یک پدر در شگفت بودم که چگونه می توان <strong>شهادت "سهراب"</strong>اعرابی وسایر"سهراب ها" را به مادر داغدارش وهمه <strong>"مادران صلح"</strong> تسلیت گفت ؟! ولی دیری نپائید که شعری از سهراب سپهری به دستم رسید و" <strong>گويي سهراب سپهري اين شعر را براي امروز ايران سروده است! "</strong><br />
 <br />
*****<br />
<strong> " نداي آغاز"</strong><br />
  <br />
کفشهایم کو؟ <br />
 چه کسی بود صدا زد <strong>سهراب</strong>؟<br />
 آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ<br />
مادرم در خواب است <br />
و منوچهر و  پروانه و شاید همه ی مردم شهر <br />
<strong>شب خرداد به آرامی یک مرثیه</strong> از روی سر ثانیه ها می گذرد<br />
و نسیمی  خنک از  حاشیه ی سبز  پتو  خواب  مرا  می روبد <br />
<strong>بوی هجرت می آید !</strong> <br />
بالش من پر آواز پر چلچله هاست  <br />
<strong>صبح خواهد شد !</strong><br />
و به این کاسه ی آب<br />
آسمان هجرت خواهد کرد<br />
                                                <strong>باید امشب بروم !</strong> <br />
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم <br />
حرفی از جنس زمان نشنیدم<br />
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود <br />
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد <br />
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت <br />
<strong>من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد</strong>! <br />
وقتی از پنجره میبینم حوری - دختر بالغ همسایه <br />
پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند <br />
 چیز هایی هم هست ، لحظه هایی پر اوج<br />
مثلا شاعره ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود <br />
که در چشمانش آسمان تخم گذاشت<br />
و شبی از شبها مردی از من پرسید <br />
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟<br />
                                                <strong>  باید امشب بروم !</strong><br />
باید چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد <br />
بردارم و به سمتی بروم <br />
که درختان حماسی پیداست <br />
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند <br />
یک نفر باز صدا زد<br />
                       <strong> سهراب !</strong><br />
<strong>کفش هایم کو؟</strong></p>

<p>*****<br />
و....او مظهر رحمت و عطوفت ، وحدت امت و جلوه تام اخلاق و انسانیت بود...، پيشاپيش و در طلیعه فرخنده و روح نواز<strong>" بعثت پیامبر گرامی اسلام " (ص) </strong> غزل عارفانه ای از حافظ شیرازی را به رسم تبریک و تهنیت به دوستانم تقدیم می نمایم : </p>

<p><strong>ستاره</strong> ای  بدرخشید  و<strong> ماه</strong>  مجلس  شد *** دل رمیده ما را انیس و مونس شد<br />
<strong>نگار من</strong> که به مکتب نرفت و خط ننوشت *** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد<br />
به <strong>بوي او</strong> دل بيمار عاشقان چو صبا *** فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد<br />
<strong>كرشمه تو</strong> شرابي به عاشقان پيمود *** كه علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد<br />
*****<br />
<strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/4/25.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/4/25.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 16 Jul 2009 21:25:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; غبار آزادی ! &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>میلاد امام علی (ع)</strong> را به همه کسانی که در هر جای جهان برای آزادی، عدالت، آگاهی و ارزشهای انسانی و الهی تلاش می کنند تبریک می گویم.<br />
***<br />
ما امروز و با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی، بیش از پیش و فراتر از عشق و عاطفه و احساس، به شناخت و <strong>"معرفت علی"</strong> نیاز داریم.هنوز سخنان استاد شهید <strong>دکتر علی شریعتی</strong> در حسینیه ارشاد با عنوان "قرن ما در جستجوی علی"، "پیروان علی و رنج هایشان"، "چه نیازی است به علی؟"، "علی تنهاست" و ...! برانگیزنده روح های خسته و سیرابگر جان های تشنه است.</p>

<p>*****<br />
<strong>"علی"</strong> تجلی تمامی تلاش های دین برای تحقق سه نیاز اساسی انسان و جامعه است:<strong> "آزادی،عدالت و آگاهی"</strong>. تمام رفتار و روش آن امام را نیز میتوان در تلاش برای استقرار این سه اصل بنیادین اجتماعی دید. بر اساس این جهت گیری هاست که سه جبهه در برابر او شکل می گیرد:<br />
<strong>١- جبهه دشمنان مردم</strong> (قاسطین) در برابر آزادی، یا همان قدرت پرستان و دشمن آزادی و حقوق مردم! چون معاویه و عمر عاص<br />
<strong>۲- جبهه پیمان شکنان</strong> (ناکثین) در برابر عدالت، یا همرزمان نیمه راه زرپرست یا به تعبیر امروزی رانتخوار چون طلحه و زبیر<br />
<strong>۳- جبهه منحرفان از دین</strong> (مارقین) در برابر آگاهی، یا متحجران و کژاندیشان دینی و مقدس مآبان متعصب چون ابن ملجم وخوارج نهروان</p>

<p>به این ترتیب، علی نه تنها خودش مظهرعدالت، آزادی و آگاهی است، بلکه دشمنانش هم مظهر تبعیض، جور و جهل يا همان   <strong>" مثلث  زر و زور و تزوير"</strong> !</p>

<p>*****<br />
بدون تردید قرن ما، جامعه ما و جوانان ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازشناسی نقش و الگوی شخصیتی و اجتماعی امام علی (ع) هستند.امروز نیز مصادیق سه جبهه قاسطین و ناکثین و مارقین و نقش بازدارنده آنها را باید در تجربه انقلاب مشروطیت، نهضت ملی، انقلاب اسلامی و مراحل بعدی آن در جنبش های اجتماعی ۲خرداد و۲۲خرداد ۱۳۸۸ مورد و مطالعه و ارزیابی قرار داد، چرا که هنوزهم فقدان آزادی، عدالت و آگاهی واقعیت تلخ  جامعه ما و <strong>تداوم و تشدید حاکمیت ستم، استبداد و تحجر</strong> چشم انداز تیره و تار پیش روی ما است.<br />
 در این فضای تهدید آمیز سیاسی-اجتماعی و فرهنگی کشور و  <a href="http://drmoeen.ir/archives/85/10/10.php">طبیعت غبارآلود منطقه</a> ، شعر زیبای "غبار آزادی" (مجتبی کاشانی)به شما تقدیم می شود:</p>

<p><strong>" غبار آزادی "</strong></p>

<p>با قلم در افتادی تا شکسته ای آنرا!<br />
با زبان در افتادی تا که بسته ای آنرا!<br />
هر چه را که می خواهی! <br />
یا ببند یا بشکن!</p>

<p>با سکوت گویایم، <br />
با شعور بیدارم، <br />
با نیاز ادراکم، <br />
با پیام احساسم،<br />
با سروش در گوشم،<br />
با دلم چه خواهی کرد!؟<br />
<strong>ای غبار آزادی!</strong></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
   </p>

<p><br />
 </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/4/15.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/4/15.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Mon, 06 Jul 2009 17:58:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; مرثیه دوست &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>ندای عشق تو</strong> دیشب در اندرون دادند<br />
فضای سینه حافظ پراز صداست هنوز!</p>

<p> *** به یاد <strong>ندا</strong> صالحی آقا سلطان و سایر شهیدانی که عاشقانه در <strong>دفاع از آزادی و مردم سالاری</strong> به خدایشان پیوستند !</p>

<p>*** و برای اظهار همدردی با <strong>دانشجویان مجروح</strong>  دانشگاه تهران و دانشگاه های شیراز و تبریز و اصفهان و ...!</p>

<p>*** و به احترام <strong>عزیزان دربند</strong>ی که گناهشان تلاش موفق درافشای دروغ و فریب ، برانگیختن مردم برای حضور پرشور و آگاهانه در عرصه انتخاب سرنوشت و خلق <strong>حماسه ای بزرگتر از۲ خرداد در ۲۲ خرداد </strong>۱۳۸۸ بود! </p>

<p>*** و سپاس و تشکر از مر<strong>دم صبور</strong>ی که با حضور مسئولانه در انتخابات و با سکوت اعتراض ، اوج آگاهی و رشد و کرامت انسانی خود را در معرض داوری جهانیان قرار دادند;<br />
<strong>" مرثیه دوست "</strong> سروده شاعر فرهیخته استاد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی را تقدیم حضورتان می نمایم :</p>

<p>*****<br />
<strong>" مرثیه دوست "</strong><br />
سوگواران تو امروز خموشند همه<br />
که دهان های وقاحت به خروشند همه </p>

<p>گر خموشانه به سوگ تو نشستند، رواست<br />
زان که وحشت زده حشر وحوشند همه</p>

<p>آه ازین قوم ریائی که درین شهر دو روی<br />
روزها شحنه و شب باده فروش اند همه</p>

<p>باغ را این تب روحی به کجا برد که باز <br />
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه</p>

<p>ای هران قطره زآفاق هران ابر ببار!<br />
بیشه و باغ به آواز تو گوش اند همه</p>

<p>گرچه شد میکده ها بسته و یاران امروز<br />
مهر بر لب زده وز نعره خموش اند همه،</p>

<p>به وفای تو که رندان بلاکش فردا<br />
جز به یاد تو و نام تو ننوش اند همه.</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>

<p></p>

<p> <br />
  </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/4/4.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/4/4.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 25 Jun 2009 21:23:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot;عجب آواز خوشی&quot;----٢</title>
         <description><![CDATA[<p>ساعت.۳/٩ شامگاه یکشنبه ٢٤ خرداد است. <a href="http://drmoeen.ir/archives/84/4/4.php">" آواي خوش الله اکبر"</a> نیم ساعتی است که بدون وقفه در فضای خسته و دلشكسته شهرمان  طنین انداز است. شعارهای  "موسوی موسوی حمایتت می کنیم " و "موسوی موسوی رای ما را پس بگیر"  ترجیع بند فریادهای  "الله اکبر" است. آری مردم بیدار شده اند و نسبت به ادامه  کابوس فقر و تبعیض و فساد، تورم بیکاری و اعتیاد، توهین و تهمت و دروغ، تمامیت خواهی و خشونت و تحمیل دوره سیاه دیگری از مدیریت  تزویر و ریا و فریب ، خرافات و انزوای جهانی به عنوان <strong>" دولت عدالت و مهرورزی"</strong> اعتراض دارند .</p>

<p>*****<br />
ناخواسته خاطرات <strong>انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری </strong>و تکرار آن در انتخابات دهم برایم یادآوری میشود. نظرسنجی های متعددی که از سوی نهادهای مختلف در آن دوره انجام میشد نشان میداد که اقبال مردم به <strong>"کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو"</strong> پس از ردصلاحیت غیر قانونی شورای نگهبان به طور تصاعدی رو به افزایش گذاشته بود. اما به ناگاه در ٢۷ خرداد ۸٤ اعلام شد که <strong>"معجزه قرن ٢۱"</strong> به اتفاق جناب آقای هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات وارد شدند. من در مخدوش بودن مرحله اول انتخابات دوره نهم و دستکاری رای مردم (مهندسی آراء!) تردیدی نداشتم و بلافاصله با ارسال نامه ای به شورای نگهبان خواستار بازشماری صندوق ها شدم که همانگونه که انتظار میرفت با آن مخالفت کردند. عجیب آنکه احزاب اصلاح طلب حامی نیز از این خواسته منطقی و حق طلبانه حمایت جدی نداشتند و با سکوت خود عملا بر نتایج اعلام شده صحه گذاشتند! <br />
من هم به ناچار در <a href="http://drmoeen.ir/archives/84/3/31.php">بیانیه ای اعتراض آمیز</a> نسبت به <strong>خطر بازگشت تحجر و خودکامگی و خطرفاشیسم</strong> هشدار دادم و خواستار هوشیاری و مشارکت گسترده مردم و گروه های مرجع در مرحله دوم انتخابات شدم.</p>

<p>*****<br />
از نظر من <strong>فرآیند انتخابات</strong> (انتخابات نهم یا دهم ریاست جمهوری) به دلیل حساس شدن مردم نسبت به سرنوشت خود و رشد آگاهی های سیاسی اجتماعی آنان به اندازه نتیجه انتخابات و یا حتی بیشتر ازآن اهمیت دارد. ارتقای زمینه ها وفرهنگ دموکراسی و حقوق شهروندی از آثار ونتایج ماندگار و بلندمدت این فرآیند ويك سرمايه عظيم اجتماعي است. در واقع اين همان <strong>"آواي خوش فرجام "</strong> آزادي و كرامت انساني، آگاهي و ايمان، احساس مسئوليت و اخلاق و<br />
معنويتي است كه امروزه در جامعه و بويژه جوانان پاك ، مسئول وحق گراي ايراني مشاهده مي شود، هدفي كه انگيزه اصلي خود من را براي كانديداتوري در انتخابات نهم تشكيل مي داد ، به آن اميد بسته بودم و آن را در شعر زيبائي از مجتبي كاشاني عزيز در <br />
<a href="http://drmoeen.ir/archives/84/4/4.php">پست ٤/٤/٣۸٤ ۱وبلاگ</a> به شما تقديم نمودم. بنابراین تشریک مساعی و تلاش اصلاح طلبان و کاندیدای فرهيخته و شجاع آنان در جلب مشارکت ۸۵ درصدی مردم به عرصه انتخابات را باید یک پیروزی برای ایشان و یک فرصت بزرگ برای نظام و کشور ارزیابی نمود. به همین دلیل بود که درسفر مشهد و سخنراني در ستاد دانشگاهیان گفتم <strong>" مهندس موسوی پیروز واقعی این انتخابات است چه بگذارند ، چه نگذارند !"</strong> فرصتی که اکنون به دلیل سوء تدبیر حاکمیت و به رسمیت نشناختن حقوق سیاسی و مدنی شهروندان به یک تهدید جدی برای امنیت و انسجام ملی و یکپارچگی کشور تبدیل شده است.<br />
<strong>راهبرد امروز و فردای همه ما</strong> ترويج امید و آگاهی، تلاش و پایداری بر آرمان ها ي اجتماعي با رويكرد اخلاقي و قانونمند و نگاه علمي و عقلاني برای خدمت موءثرتر به جامعه وجلب رضای الهی است.<br />
<strong>" به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش ---<br />
 امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش " <br />
م- سایه</strong> <br />
*****<br />
<strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/3/25.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/3/25.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Mon, 15 Jun 2009 01:28:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; بیانیه حمایت از شایسته ترین کاندیدای انتخابات دهم &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>بي مقدمه!</strong> <br />
 زمینه ها، ملاکها، و دلایلم برای حمایت از <strong>آقای مهندس موسوی</strong> به عنوان شایسته ترین کاندیدا و <strong>" پیروز واقعی"</strong> انتخابات دهم در بیانیه ای که امروز به رسانه ها داده شد، آمده است، بیش از این زحمتتان ندهم! خودتان متن بیانیه را ملاحظه کنید: <br />
*****<br />
<strong>بسم‌الله الرحمن الرحيم</strong><br />
ايران عزيز ايام حساسّي را پيش رو دارد و ملت شريف دوران سختي را سپري مي‌كند. كشورمان عليرغم برخورداري از مزيت‌هاي نسبي فراوان در زمينة استعدادهاي انساني، منابع طبيعي، جغرافياي سياسي، ميراث پرافتخار فرهنگي و تمدني و نيز كسب توانمندي‌هاي علمي و صنعتي و اقتصادي و جايگاه ممتاز بين‌المللي طي دوره‌هاي پس از انقلاب بويژه در دولت اصلاحات، اكنون شاهد افول اقتصاد و اقتدار ملي، تنزل جايگاه جهاني و بروز بحران‌هاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي است.به نظر مي‌رسد در ميان عوامل گوناگون، <strong>سوءمديريت و ساختار ناكارآمد</strong> قدرت اجرايي در پيدايش و گسترش و تعميق شكاف‌ها و آسيب‌ها و <strong>كاهش سرمايه اجتماعي</strong> بيشترين نقش را داشته است.</p>

<p>*****<br />
با تأملي كوتاه در چگونگي <strong>مديريت اجرايي كشور در چهار سال گذشته</strong> به وضوح مي‌توان آثار خودشيفتگي و خودمحوري، ناصداقتي و ظاهرگرايي، افراطي‌گري و تنگ‌نظري، خرافه‌گرايي و عوام‌زدگي، نخبه‌ستيزي و قانون‌گريزي را در تخريب سرمايه‌هاي مادي و معنوي كشور مشاهده كرد. تشديد فقر و بي‌عدالتي، تورم و بيكاري، فساد و اعتياد و محدوديت‌ آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي و فرار مغزها و سرمايه‌ها و تحقير ايران و ايراني در عرصة جهاني نتيجه اين دوران ناگوار است.<br />
در اين شرايط حساس هر كس در هر حد از توانايي كه هست به حكم مسئوليت اخلاقي، انساني و اسلامي خود بايد به تلاش براي نجات ايران و حساسيت نسبت به سرنوشت مردم بينديشد و قدم در راه <strong>تحول و اصلاح وضع موجود</strong> گذارد. بر اين اساس من نيز كه تجربة اندك حضور و فعاليت در انتخابات سال ١٣٧٦ و رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي و دولت اصلاحات و انتخابات دوره نهم رياست جمهوري را دارم، وظيفه مي‌دانم كه در اين زمينه نكاتي را به مردم شريف ايران بويژه نخبگان، روشنفكران، زنان، جوانان،‌ فعالان سياسي و مدني و عموم شهروندان ارجمندي كه در <strong>انتخابات نهم</strong> با حسن ظن خويش و حمايت و رأي به اينجانب در مسير پيشبرد اصلاحات مساعي فراواني را به انجام رسانيدند، عرضه دارم:</p>

<p><strong>١-</strong> هر گونه اقدام در جهت استفاده تام و تمام از حق دخالت در تعيين سرنوشت و حق انتخاب، قدمي مؤثر و تعيين كننده در جهت برون‌رفت از بحران كنوني و نتيجتاً <strong>پيشبرد اصلاحات</strong> است. متقابلاً هر گونه انفعال و بي‌تفاوتي و مسئوليت‌گريزي كه منجر به عدم استفاده از اين حق و حضور مؤثر در صحنة انتخابات شود، گامي در جهت حفظ وضع موجود و موفقيت نامزدي خواهد بود كه در جايگاه رييس دولت با تكيه بر همه امكانات عمومي و ملي و <strong>استفادة بي‌حد و حصر از رسانه‌هاي ملي و عمومي</strong> خواهان برگزاري انتخاباتي عملاً با مشاركت حداقلي مردم و نخبگان است.</p>

<p><strong>٢-</strong> اكنون تلاش براي <strong>تضمين آزادي و سلامت انتخابات</strong> و اطلاع‌رساني و آگاهي‌بخشي به تودة مردمي كه زير فشار و محدوديت و در تنگناي معيشت‌اند، تحرك نخبگان سياسي، علمي و اجتماعي را در قبال جامعه و فعاليت و اجماع اصلاح‌طلبان براي انتخاب شايسته‌‌ترين،‌ كارآمدترين و مقبول‌ترين نامزد رياست جمهوري مي‌طلبد.</p>

<p><strong>٣-</strong> اينجانب حضور فداكارانه <strong>جناب آقاي خاتمي</strong> را در انتخابات دهم و اعلام مواضع صريح ايشان را جلوه‌اي از بزرگي انديشه، سلامت نفس و مسئوليت‌پذيري اين سرمايه ارزشمند ديني و ملي مي‌‌دانم و پيش از اين هم اعلام كرده بودم كه «اگر خاتمي با صراحت و صلابت و ايستادگي بر دفاع از حقوق مردم و مردم‌سالاري بيايد، من چون سال‌هاي ٧٥ و ٧٦ شهر به شهر سفر مي‌كنم و مردم را براي حضور در انتخابات و انتخاب چنين رييس‌جمهوري تشويق خواهم كرد.» اينك كه آن بزرگ با دلايلي موجه و منطقي از نامزدي در انتخابات انصراف داده‌اند و همگان را براي پيشبرد اصلاحات به حضوري آگاهانه و مؤثر در انتخابات و حمايت از نامزد شايسته و مقبول دعوت كرده‌اند،‌ من نيز با احترام به ديگر نامزدان اصلاح‌طلب، با شناخت ديرينه‌اي كه از مديريت و تجارب ارزنده،‌ مواضع روشن و واقع‌گرايانه و شخصيت صادق و وارستة <strong>جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي</strong> دارم،‌ حمايت تام و تمام خود را از نامزدي ايشان اعلام مي‌دارم. </p>

<p><strong>٤-</strong> از آنجا كه در <strong>انتخابات سال ٧٦</strong> به عنوان مسئول و سخنگوي شوراي هماهنگي گروه‌هاي خط امام (جبهه اصلاحات كنوني) وظيفة گفت‌وگو با جناب آقاي موسوي و ترغيب ايشان را براي حضور در انتخابات هفتم رياست جمهوري داشتم و پس از عدم قبول ايشان هم همين وظيفه را براي حضور جناب آقاي خاتمي پي گرفتم و بعد از پيروزي ايشان و تشكيل دولت اصلاحات نيز همواره شاهد همفكري‌ها و همكاري‌هاي ارزنده آقاي مهندس موسوي با جناب آقاي خاتمي و جريان اصلاحات بوده‌ام، در انتخابات نهم هم از ايشان مصرانه خواستم كه به صحنه بيايند و در عدم پذيرش اين خواست بود كه با دعوت گروه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب خود را ملزم به قبول اين مسئوليت كردم و خداوند بزرگ را سپاس مي‌گزارم كه برغم همة بي‌ عدالتي‌هاي انتخاباتي و تنگناهاي سياسي به وظيفه ديني و ملي خود در آن زمان عمل نمودم. <br />
بايد اذعان كنم كه اكنون حضور مهندس موسوي در انتخابات نه تنها براي اصلاح‌طلبان، بلكه براي عموم ملت ايران يك فرصت ارزنده است؛ او يك <strong>سرماية گرانقدر ملي</strong> است كه با تحرك فعالان سياسي و نخبگان فرهنگي و اجتماعي و نقش‌آفريني مؤثر اصلاح‌طلبان و شهروندان ايران زمين مي‌تواند <strong>" پيروز واقعي"</strong> انتخابات باشد. تحقق اين مهم، با استفاده از تجارب تلخ و شيرين انتخابات نهم و احساس مسئوليت و استفادة به موقع و حداكثري از فرصت‌هاي اندك پيش‌رو، قطعي است.</p>

<p><strong>٥-</strong> از جمله <strong>تجربه‌هاي تلخ انتخابات نهم</strong> ، پراكندگي و تفرق‌ نظر و رأي اصلاح‌طلبان و ترديد و تأني فعالان سياسي و گروه‌هاي مرجع در تصميم‌‌گيري و حضور مؤثر در انتخابات و <strong>از جمله تجربه‌هاي شيرين آن طرح مسائل و خواسته‌‌هاي بنيادين جامعه از جمله تأكيد بر نگاه و رويكرد اخلاقي و علمي به سياست، عدالت در همه زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، قوميتي، مذهبي، جنسيتي و پيشبرد آزادي و دموكراسي و دفاع از همه حقوق شهروندي، لغو نظارت استصوابي، تأكيد بر حقوق بشر در همه عرصه‌ها، اصلاح قانون اساسي، توسعه علمي ايران، مديريت علمي كشور و صلح و تفاهم جهاني با تكيه بر منافع ملي بود.</strong></p>

<p><strong>من امروز هم تكيه بر اين اصول و طرح آن‌ها را در قالب برنامه‌هاي روشن و عملي و قابل فهم براي عموم مردم، ضرورتي فراروي اين انتخابات مي‌دانم.</strong></p>

<p>اين اصول و برنامه‌ها با هر مفهوم و تعبير گويايي كه مطرح شوند، پاسخي به نيازهاي واقعي جامعه ماست كه از تبعيض، سوء مديريت، فقدان آزادي، فقدان اخلاق و صداقت، گريز از قانون و برنامه‌ريزي و اتلاف منابع و سرمايه‌هاي اقتصادي، انساني، اجتماعي و فرهنگي كشور در رنج است.</p>

<p>*****<br />
خوشبختانه در <strong>ديدار و گفت‌وگوي ديروز با آقاي مهندس موسوي</strong> از ديدگاه‌ها، رويكردها و برنامه‌هاي روشن و عملي ايشان در اين زمينه‌ها اطمينان بيشتر يافتم و اميدوارم كه حضور و مشاركت همه نخبگان و فعالان و آحاد شهروندان در انتخابات دهم رياست جمهوري و حمايت بي‌دريغ از ايشان اميد به خروج از بحران، پيشبرد اصلاحات، بازگشت به برنامه‌هاي توسعه و در يك كلمه <strong>" نجات ايران"</strong> را بازگرداند. <br />
<strong>در اين راه با استعانت از خداوند و توكل بر او، بيش از همه به تلاش ارزنده و بي‌شائبه و مؤثر جوانان عزيز و دختران و پسران آگاه و فعال ايراني چشم اميد دارم.</strong><br />
دكتر مصطفي معين<br />
٣١/١/١٣٨٨</p>

<p>*****<br />
 <br />
باید <strong>گفت وگوهای انتخاباتی</strong> را هم در محیط مجازی و هم در عرصه های خانوادگی، اجتماعی و سیاسی دامن بزنیم، چون هم آزادی و سلامت انتخابات در معرض خطر است ، هم امکانات اطلاع رسانی و تبلیغاتی نامزدان انتخاباتی بسیار ناعادلانه است و هم اینکه بنظر میرسد قرار نیست اجازه داده شود <strong>دوم خرداد دیگری</strong> اتفاق افتد!</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/2/1.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/2/1.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 21 Apr 2009 17:56:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عمل به مسئولیت اجتماعی:</title>
         <description><![CDATA[<p>شرایط خطیر کشور و جامعه را می دانیم، کم و بیش بیان می داریم و هشدار می دهیم. شدت حضور اخلاق و تقوا، عقلانیت و عدالت، دانش و بینش و پیشرفت و رفاه را در همه حوزه های اجرائی، قانون گذاری و قضائی و عرصه های فرهنگی-اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی اداره کشور با همه وجود احساس و درک می کنیم ولی نمی توانیم همه ابعاد آن را توصیف نمائیم!، " یدرک و لا یوصف "!! <br />
از دیدگاه جامعه شناسان و صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، کشور از نظر مدیریت، سیاست، اقتصاد و فرهنگ در وضعیت بحرانی و جامعه در معرض <strong>فروپاشی اخلاقی</strong> قرار دارد.سرمایه اجتماعی در پائین ترین سطح و شکاف های بی اعتمادی، سوءظن و واگرائی در میان دولت و ملت، نسل ها، گروهها و نهادهای مختلف رو به افزایش است. <strong>دولت کنونی</strong> نماد ناکارآمدی، عدم صداقت و شکست بوده است و <strong>انتخابات ریاست جمهوری</strong> را در شرایطی در پیش داریم که هنوز تصویر روشنی در زمینه آزادی، قانونمندی، سلامت انتخابات و امکان رقابت عادلانه در میان کاندیداها وجود ندارد. برنامه های عوامفریبانه و بریز وبپاش از بیت المال در سفرهای استانی و <strong>تبلیغات گسترده صدا و سیما</strong> در این زمینه یک نمونه واضح از این بیعدالتی است! </p>

<p>*****</p>

<p>مدافعان تفکر اصلاح طلبی و مدعیان اصول گرائی در احزاب و در میان فعالان سیاسی هم بیشتر از آنکه کارآئی خود را درانتخاب نوع رویکرد و روش برخورد با مسائل بغرنج جامعه نشان دهند، در سطح تکرارشعارهای گذشته و تکیه بر رقابت مرسوم باقی مانده اند! <strong>مواضع نامزدان انتخاباتی</strong> نیزکمتر واجد شفافیت و تحلیل علمی از ضرورت های انتخاباتی شرایط موجود و آینده نگری است. <strong>این توقعی منطقی و واقع بینانه از نامزدان ریاست جمهوری است که در باره خود انتخابات و چگونگی حفظ و حراست از رای مردم، حقوق و آزادی های بنیادین، دموکراسی و حقوق بشر، اصلاحات ساختاری در نظام و قانون اساسی، استیلای نظامیان بر عرصه های اجرائی و اقتصادی و سیاسی، سیر قهقرائی ارزش های اخلاقی و فرهنگ عمومی، مسائل جوانان، حقوق زنان، رفع تبعیض از پیروان مذاهب و اقوام ایرانی،تامین محرومان و آسیب دیدگان اجتماعی،...انرژی هسته ای و نسبت آن با توسعه و امنیت و منافع ملی، حفظ میراث تاریخی و فرهنگی ایران و اسلام، حقوق و منافع ملی کشوردر خلیج فارس و دریای خزر و منطقه و.... و بویژه چگونگی دفاع از اعتبار و حیثیت و منزلت آسیب دیده ایرانیان در سطح جهانی، دیدگاهها و مواضع و خطوط قرمز خود را صادقانه و صریح ارائه نمایند. تبیین معیارهای انتخاب و معرفی اعضای کابینه و همکاران اصلی رئیس جمهور و ارائه راهبردها واولویت های کاری متناسب با چالش های پیش رو از دیگر انتظارات جامعه از افرادی است که آمادگی خویش را برای پذیرش این مسئولیت خطیر اعلام داشته اند.</strong><br />
حال بنظر شما در چنین شرایطی که به برخی از جنبه های آن اشاره شد، <strong>چه باید کرد؟</strong> آیا فقط وظیفه داریم بدون قید و شرط در هر انتخاباتی شرکت کنیم! و یا منفعلانه از آن کناره گیریم و یا ...؟!</p>

<p>بامید خدا تا پست بعدی: <strong>با تامل بیشتر و ارزیابی اوضاع انتخابات و مواضع نامزدان</strong> و بهره گیری از نقد و نظر شما دوستانم،گفتگو را ادامه می دهیم تا بلکه بتوانیم با بصیرت بیشتری به <strong>مسئولیت اجتماعی خود</strong> عمل نمائیم.</p>

<p>*****<br />
  <br />
<strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong> </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/1/20.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/1/20.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 09 Apr 2009 22:34:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شکاف ملت - دولت در یک طنز تاریخی!</title>
         <description><![CDATA[<p><br />
<strong>نوروز باستانی</strong> ، بزرگترین جشن ملی و آیین کهن ایرانیان را که با زاد روز فرخنده <strong>پیامبرآگاهی و رحمت (ص) و امام دانش و صداقت (ع)</strong> آراسته شده است، به شما دوستان شفیق تبریک و تهنیت می گویم.</p>

<p>*****<br />
رویش سبزه و گیاه و شکوفایی گلهای بهاری، نماد زایندگی و باروری و بالندگی است، از این رو ایرانیان فرزانه و خردمند و یکتاپرست دوران باستان، آغاز بهار طبیعت را با <strong>"جشن ها و آیین های نوروزی"</strong> گرامی داشته و با نیایش به درگاه پروردگار جهان به شادی و سرور می پرداختند:<br />
  سر سال نو هرمز فرودین     ***   بر آسوده از رنج روی زمین<br />
  بزرگان شادی  بیاراستند       ***   می و جام و رامشگران خواستند<br />
  چنین جشن فرخ از آن روزگار***   بمانده از آن خسروان یادگار<br />
   (شاهنامه فردوسی)<br />
<strong>"نوروز"</strong> ، روز نخست فروردین ماه، جشن پایان زمستان و دوره رهایی زمین و آسودگی انسان ها از رنج و سختی سرما و آغاز دوباره زندگی است. نیاکان ما <strong>شادی را بزرگترین نعمت خداوندی</strong> می دانستند که در آیین آنها از ارزش و اهمیت بسیار برخوردار بوده است.<br />
 نوروز روزگار نشاط است و ایمنی  ***   پوشیده ابردشت به دیبای ارمنی(منوچهری)<br />
از جمله آیین های این جشن پر رمز و راز تا چهل - پنجاه سال پیش، به راه انداختن <strong>"میر نوروزی"</strong> بود که به منظور بازی و سرگرمی در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پایین ترین قشرهای اجتماعی می سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کردو فرمان های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می داد. آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود وهیچ کس از او بازخواست نمی کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است. در واقع <strong>"حاجی فیروز"</strong> امروزی بازمانده "میر نوروزی و حاکم پنج روزه ای" است که به عنوان یک <strong>"طنز تاریخی"</strong> از گذشته های دور به یادگار مانده است. به نظرم این سرگرمی طنزگونه و انتقادی که امروز هم شکل های دیگری از آن را در پیامک های تلفن همراه دریافت می کنیم، نشانه ای از گسل و <strong>"شکاف تاریخی دولت - ملت"</strong> در کشوری است که مردم آن صدها سال از <strong>جور و ستم و جهل حکام خودکامه</strong> در رنج و گزند بوده اند.<br />
اکنون بجاست که <strong>دعای ما در نوروز ٨٨ و در لحظه های تحویل سال نو</strong> توفیق تلاش فکری و عملی بیشتری باشد برای :<br />
 ۱- خارج شدن کشور از شرایط پر مخاطره کنونی  <br />
 ٢-اصلاح فرهنگ و بینش خودکامگی، ستمگری و ستم پذیری <br />
 ۳- اصلاح ساختار نظام اجتماعی و حکومتی<br />
 ٤- ترمیم تدریجی شکاف های عمیق تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی موجود <br />
٥- حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش در <strong>انتخاباتی آزاد، سالم و رقابتی عادلانه</strong>.<br />
به امید خدا، بحث و گفتگوی ما در این زمینه در پست بعدی <strong>ادامه خواهد داشت</strong>!  </p>

<p><strong>"یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال"</strong></p>

<p>*****</p>

<p><strong>"ارادتمند و دوستدار همیشگی شما"</strong><br />
 <br />
 </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/87/12/29.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/87/12/29.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 19 Mar 2009 22:09:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سلامت انتخابات : از نظام پزشكي تا رياست جمهوري!!</title>
         <description><![CDATA[<p>جامع ترين توصيف از <strong>" سلامتي"</strong> را سازمان بهداشت جهاني دربدو تاسيس در سال 1948 ارائه كرده است: " برخورداري انسان از حداكثر سلامتي جسمي، رواني و اجتماعي". بنابراين <strong>" جامعه سالم"</strong> ،جامعه اي است كه درساختارآن حاكماني خردمند، نخبگاني مسئول، مردمي آگاه و فرهنگ و نظمي قانونمند و اخلاقي وجود داشته باشد. اينجاست كه <strong>نسبت تنگاتنگ " طب" با سياست ، اقتصاد ، فرهنگ و تعليم و تربيت </strong>آشكار مي شود. بر اين اساس و براي ارزيابي سطح سلامتي جامعه و نظام اجتماعي مان، <strong>بررسي وضعيت سازمان نظام پزشكي</strong> كه نهاد صنفي _ مدني جامعه پزشكي است و اعضاي آن از نخبگان علمي هستند مي تواند بيانگر اوضاع كلي كشورمان باشد. يعني شخصيت و عملكرد مديريت اجرايي سازمان، كارآيي و اثربخشي آن در نظام سلامت و كيفيت انتخابات آن مي تواند تصوير روشني از شخصيت و عملكرد حاكمان ، دولتيان ، نخبگان يا نخبه نمايان امروز ايران، شرايط عمومي جامعه و كم و كيف برگزاري انتخابات ادواري گوناگون و از جمله <strong>انتخابات پيش روي رياست جمهوري</strong> دهم را نمايش دهد. اين است كه <a href="http://drmoeen.ir/archives/87/10/23.php">در ادامه گزارش هاي قبلي</a> ، در اين پست به صورت خلاصه مروري بر <strong>چگونگي برگزاري انتخابات سازمان نظام پزشكي</strong> در مراحل مختلف، از انتخابات اعضاي هيات هاي مديره تا انتخاب اعضاي شوراي عالي و رياست كل سازمان انجام مي دهم:</p>

<p>۱- انتخابات هيات هاي مديره نظام پزشكي تهران و شهرستانها در <strong>فضايي ناسالم</strong> از نظر سوء استفاده گسترده از امكانات سازمان مركزي نظام پزشكي، نابرابري و تبعيض و <strong>روش هاي غيراخلاقي و مغاير با مقررات قانوني</strong> انجام گرفت.<br />
٢- هيات هاي مديره نظام پزشكي در تهران و شهرستانها به دعوت هيات مركزي نظارت بر انتخابات با شتابزدگي و زودتر از موعد قانوني تشكيل جلسه دادند و درتهران بدون رسميت يافتن از نظر تعداد اعضاي حاضر و <strong>با راي گيري غير قانوني به انتخاب رئيس ، نائب رئيس و</strong> .... پرداختند.<br />
 ۳- در جلسه غير رسمي فوق، اعضاي به اصطلاح اصولگراي هيات مديره تهران نمايندگان داراي حق راي خود را ( به تعداد ٨راي) براي حضور در مجمع عمومي سازمان <strong>فقط از ميان</strong> خود انتخاب نمودند.<br />
٤- همانگونه كه پيش بيني مي شد ، <strong>تظلم و دادخواهي به ديوان عدالت اداري</strong> نسبت به تخلفات انجام شده نيز تاكنون نتيجه اي در پي نداشته است!<br />
 <br />
*****</p>

<p><strong>اولين جلسه مجمع عمومي سازمان نظام پزشكي</strong> در دوره جديد براي انتخاب اعضاي شوراي عالي و رياست كل سازمان در تالار همايش هاي صدا و سيما روز جمعه شانزدهم اسفند ماه جاري تشكيل شد و انتخاباتي با ويژگي هاي زير برگزار گرديد:<br />
۱- هدايت نمايندگان شهرستاني با خودروهاي مخصوص <strong>مستقيماً و بصورت تحت الحفظ</strong> ! و بدون امكان ارتباط با ديگران از فرودگاه به هتل هاي محل استقرار و ضيافت شام رياست كل سازمان! <br />
٢- وروداعضاي مجمع عمومي به محل همايش در <strong>فضايي امنيتي ، حراستي و بدور از شئون جامعه پزشكي </strong>!<br />
۳- فعال ما يشاء بودن و <strong>دخالت ماموران و مسئولان هيات نظارت بر انتخابات </strong>در اداره جلسه مجمع عمومي عليرغم قرار گرفتن هيات رئيسه سني در جايگاه خود و حتي بعد از انتخاب واستقرارهيات رئيسه دائمي مجمع! <br />
٤- <strong>اجازه ورود ندادن</strong> به اعضاي كنوني شوراي عالي نظام پزشكي و حتي <strong>نامزدان عضويت در شوراي عالي</strong> به عنوان ناظر به جلسه مجمع عمومي ، كور كردن آنتن تلفن هاي همراه ! و بدور از چشم خبرنگاران!<br />
۵- انجام <strong>راي گيري همزمان براي انتخاب اعضاي شوراي عالي و رئيس كل سازمان </strong>، عليرغم اينكه طبق مفاد قانون انتخاب شوراي عالي بر انتخاب رئيس كل تقدم دارد!<br />
٦- آغاز <strong>راي گيري در فضايي مغشوش و بهم ريخته و قبل از اعلام برنامه هاي كانديداهاي رياست كل سازمان</strong> ! كه با اعتراض كانديداها و انصراف آنان روبرو گرديد!<br />
و به اين ترتيب در يك <strong>"بازي انتخاباتي بدون رقيب"</strong>، و در يك فرآيند اصولگرايي !، مقام كنوني رياست كل سازمان مجدداً براي ادامه ايفاي وظايف " شرعي و انقلابي" خود انتخاب شدند!</p>

<p>*****</p>

<p><strong>حالا خوتان داوري كنيد:</strong><br />
وقتي انتخابات يك نهاد صنفي با كيفيتي اين چنين برگزار مي شود، مي توان برخورداري از<strong>" سلامت ، عدالت و رقابت آزادانه"</strong> اي را در <strong>انتخابات پيش روي رياست جمهوري</strong> انتظار داشت؟ عجيب آنكه به نظر مي رسد حتي كانديداهاي رياست جمهوري هم با غفلت از آنچه بر<strong>انتخابات دوره نهم رياست جمهوري</strong> گذشت ، به قيموميت و تحميل حاكميت يكدست نظامي - امنيتي تن داده و دغدغه اي در اين زمينه ها ندارند يا اگر دارند آن را بر زبان جاري نمي كنند، چرا كه شايد <strong>" زبان سرخ سر سبز" دهد بر باد!!</strong></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/87/12/17.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/87/12/17.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 07 Mar 2009 23:32:19 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
